<?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="folder" href="w:html:2.htm:false:true">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:5.htm:false:true">طنز</a><a class="folder" href="w:html:32.htm:false:true">جوک ها</a><a class="folder" href="w:html:55.htm:false:true">پیامک ها</a><a class="folder" href="w:html:90.htm:false:true">پیامک موضوعی</a><a class="folder" href="w:html:127.htm:false:true">پیامک مناسبتی</a><a class="folder" href="w:html:139.htm:false:true">پیامک های هواداران</a><a class="folder" href="w:html:145.htm:false:true">ارسال مطلب</a></body></html><?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="folder" href="w:html:2.htm:false:true">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:5.htm:false:true">طنز</a><a class="folder" href="w:html:32.htm:false:true">جوک ها</a><a class="folder" href="w:html:55.htm:false:true">پیامک ها</a><a class="folder" href="w:html:90.htm:false:true">پیامک موضوعی</a><a class="folder" href="w:html:127.htm:false:true">پیامک مناسبتی</a><a class="folder" href="w:html:139.htm:false:true">پیامک های هواداران</a><a class="folder" href="w:html:145.htm:false:true">ارسال مطلب</a></body></html>با کلی ذوق و شوق رفتم واسه نامزدم یه شال خوشکل خریدم
کاغذ کادو و روبان و خلاصه همه چیزش توپ توپ
اوردم میگم عزیزم تولدت مبارک باشه،اینم کادوت
بازش میکنه،وقتی رنگو طررحشو میبینه میگه
اَاَاَاَیییییییییییییییی این چیه خریدی؟
این که انگار پس زمینه مستند راز بقا
یکی نیست بگه عوض دستت درد نکنه بود؟
نه،خدایی فک و فامیله ماداریم؟

فرستنده : ღtvf7ღ



اغا یادش بخیر چند سال پیشا که خیلیا ماشین نداشتن بابام میخواست ماشین بگیره و یادمه یه شب میگفت اگه ماشین بگیرم مامانتو میشونم روی صندلی جلو و تو میشینی عقب خخخخ منم بچه بودم گفتم نه من قبول ندارم من باید بشینم جلو که یهو بابام عصبانی شد و گفت اصلا نمیخواد یالا پیاده شو ...
واقعا فک و فامیل داریم؟

فرستنده : virangare 141



با داداشم گودزیلا (۵سالشه)نشستیم ‏tvمیبینیم.تبلیغ همراه اول هستا میگه هیچکس تنها نیس.داداشم میگه دنیا چرا این دروغ میگه؟!بعضیا هم هستن تهنان.مث تو. من:| آره خب دادا بعضیا هم تهنان.بعد با عصبانیت رو شو برمیگردونه میگه:خوب ی آقا بگیر برو از دستت راحت شیم!خداوکیل فک و فامیله ما داریم؟راستی اگ کسی هس ک بقالی سرکوچشون آقا داشته باشه لطفا اطلاع بده منم بیام بگیرم.باتشکر.

فرستنده : دنیا71



همروز بعداز21سال فهمیدم برادر دارم!!!!!!!
ماجراهز این قراره که.....
پدرم بادوچرخه ی عزیزش رفته بود بیرون بعد از یک ساعت ناراحت برگشت
من باتعجب:سلام چی شده؟؟؟؟؟
بابام:پسرم ودزدیدن!!!!!
من:من که داداش ندارم!!!!!!
بابام:پسرم دیگه(دوچرخه نازنینم) رو دزدیدن
من:$
بابام:((((((
داداش نداشتم:#
دوچرخه بابام:@
از بس خندیدم بابام از ارث محرومم کرد
فک فامیله دارم خدایی؟؟؟؟؟؟

فرستنده : khalesooske



شب بود. سرد بود. سوار قطار شهری شده بودم. کلاه سویشرتمو کشیده بودم رو سرم و هندزفریمم توگوشم و صداشو تا اخر زیاد کرده بودم. نشسته بودم رو صندلی همه تو لاک خودشون بودن.
یک خانم شیک پوش نشست کنارم. من بهش بی توجه بودم و سرگرم گوش دادن به موزیک.
5 دقیقه بعد
اون خانم شیک پوش با کیفش زد تو سرم. هندزفریمو در اوردم و گفتم این چه کاریه خانم؟
گفت: چرا هرچی ازتون سوال میکنم جوابمو نمیدین؟
(ضایع شده بودم)گفتم داشتم موزیک گوش میدادم برای همین نشنیدم.
حالا دیگه همه توجه شون به ما بود.
گفت میخام برم مجتمع خورشید.
منم که اعصابم بهم ریخته بود چون جلو همه ضایع شده بودم گفتم خوب برید اما من نمیام. همه زذن زیر خنده. (ضایع شد)
5 دقیقه بعد
مترو توقف کرد. بلند شدم تا برم سمت درب خروجی که اون خانم یک زیر لنگی(پا لنگی) انداخت و منم خوردم زمین و دوباره ضایع شدم.
بهم گفت بی عرضه همه هم بهم خندیدن.
هم شهریه داریم؟؟؟

فرستنده : سینا مشهد



یه مخاطب خاص دارم اسمش ارمین هستش .یه روزخواستم رمانتیک بازی دربیارم بهش گفتم :ارمین؟ _بله؟ اگه من زنت بشم اگه دعوامون بشه منوباچی میزنی؟؟؟؟؟ _قربونت برم این حرفا چیه؟؟؟خودت که می دونی اول باکمربندسیاه وکبودت می کنم بعدم روت اسیدمی پاشم!! مخاطب خاص فرصت طلب روانی من دارم؟؟؟؟؟؟شانس اوردم اون موقع که قتل بااسیدمدبودبااین نمی پریدم !!!

فرستنده : $sahar$



دیروز سر کلاس میکروب مواد بودیم(فهمیدید رشتم چیه؟ولی حداقل فهمیدیددانشجوام)استادبه دلیل تغییرات در تاریخ امتحانات داشت یکی از بخش های سخت جزوه رو حذف میکرد و من و دیگر دوستام مثل خر که تیتاب ببینه داشتیم میذوقیدیم که یکی از اقایون از ته کلاس با حالت عصبانی گفت:استاد حذف نکنید مطالب در اینده به دردمون میخوره.....
من:(
دوستام:$
جزوه میکروب به درد نخورمون:×
اینده ای که میکروب ها به درد میخورن:|
هم کلاسی میکروب دوست:#
هم کلاسی من دارم؟؟؟؟؟؟؟
به نظرتون رشتمو عوض کنم یاهمکلاسیم رو خفه کنم؟؟؟؟؟؟

فرستنده : khalesooske



مامانم ترشی مخلوط درست کرده همه چی خورد کرده ریخته توش جز دمپایی ابریای دسشویی رو ......مامان مبتکر داریم ما

فرستنده : Memoll kochooloo



بابام یه کیلو پسته خریده میگه پوستشو پرت نکنید میخوام بذارمش تو کوچه مردم ببینن!!!فک و فامیله من دارم

فرستنده : ایرانسل



تصمیم گرفتم تابستون سال بعد هرچی هندونه و خربزه خوردم ...
تخمه هاشون و دور نریزم ، نگهشون دارم برای اجیل سال بعد .

فرستنده : kimia



خالم دو روزه داره میره کلاس کامپیوتر. شوهرشم یه لپ تاپ واسش خریده.
رفتم خونشون بحث جایزه اسکار شده بود. من میگفتم جنیفر لارنس اسکار بهترین زنو برد اون میگفت جنیفر لوپز برد. بعد سریع لپ تاپشو روشن کرد و رفت تو گوگل حدس میزنین چه جمله ای سرچ کرد؟
"امسال جنیفر لوپز اسکار بهترین زنو برد مگه نه؟"
خاله من بهت افتخار میکنم:)

فرستنده : سینا مشهد



رفتم مایو بخرم!
لامصب میگه واسه استخر میخوای؟
گفتم نه چند روز دیگه عروسی دعوتم
میخوام متفاوت ظاهر بشم!

فرستنده : Mehdi 19



من یه بابایی دارم سنی ازش گذشته.چند روز پیش دور هم نشسته بودیم داشتیم در مورد سازمان سیا صحبت میکردیم.بابام چیزی در مورد این سازمان نمیدونه.
همین جور داشت صحبتا بالا میگرفت که یه هو بابام گفت یه مشت سیاه پوست اونجان به خاطر همین بهش میگن سازمان سیا
حالت من :|
بابام:)
کسایی که اینو شنیدن:((

فرستنده : پسر شیرازی



عااااقاااااااااا یه دخمل خلاه دارم اسمش رهاست گودزیلااا چه عرض کنم.. هر وقت صداش میکردم رها منو نیگا میکرد‍‍‍م بهش میگفتم( خیلی خری ) عااااقااا ما رفتیم مهمونی نشسته بودیم کاش زبونم لال میشد صداش کردم رهااااا نیگام کرد گفتم (خیلی خری) داشتیم شام میخوردیم یه دفه صدام کرد اهولاااا گفتم جانم...( گفت خیلی خریییی)دل بدبختم شاممم نخوردم هیچ...تا اخر شب هر کس منو نیگا میکرد زمین گاز میزد... من0:)) رهااا:))) ای خدااا اینااا بچن؟؟؟؟؟

فرستنده : raad



جدیدا مد شده ﻣﯿﮕﻦ ﻣﺎﻫﯽ ﻗﺮﻣﺰ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﻮ ﺗﻨﮓ ﻧﻨﺪﺍﺯﯾﻦ . . .
ﻓﻘﻂ ﻣﺎﻫﯽ ﻗﺮﻣﺰ ﺁﺩﻣﻪ ؟
ﻣﺎﻫﯽ ﺳﻔﯿﺪ ﮐﻨﺎﺭ ﺳﺒﺰﯼ ﭘﻠﻮ توله ی ﺳﮕﻪ؟
والا!

فرستنده : Mehdi 19



تـو فک وفامیل مـا هـر کـی بـچه کوچـیک داره زحـمت کشیـدن بـه بچه هـاشون یـاد دادن هـر جـا رفـتیم دیـدید پسـته دارن پُـر کنـید تـو جیـباتون بیـارید خـونه
فک وفامیل بی فرهنگه داریم!!!!!

فرستنده : 1369



خواهرم داره ساندویچ میخوره تموم که شده اون پاکت گل گلیشو باد میکنه میترکونه
2 ثانیه بعدش میگه یکی دیگم ببرم مدرسه باد کنم بترکونم فکر کنن ترقه زدیم!!!!!!
دهه هفتادیم هست تازه :((((((((
افقم دیگه کارساز نیست....مسئولین به فکر راه حل تازه باشیـــــــــن :((((

فرستنده : متی



پسـرخـالم اومـده بـود خونمـون یـه دخـتر داره 3 سـالشه(ساینا)هـی گـیر داده بـود بـه مـن میگـفت زود بـاش بـه سـاینا بـگو مامانتو گـرگ خـورد!منـم میـگفتم ول کـن بـچه گـریه میکـنه شَـر میـشه!هـی اصـرار کـرد!!! منـم بـا تـرس ولـرز گفتـم سـاینا سـاینا مامانتو گـرگ خـورد....یـهو دیـدم عـروسکشو پـرت کـرد هـوا دسـت زد گـفت هـورااااااااااااااااا حـالا پسرخالمم افتـاده بود کـف زمیـن غـش کـرده بـود آ خـنده میـگه حـال کردی یـه هـفته اس دارم روش کـار میـکنم تـو افتخار اینـو داشـتی کـه اولیـن نـفر بـاشی که حاصـل تلاشـمو می بینه

فک وفامیل خلاق داریم!!!!!

فرستنده : 1369



به مامانم میگم:ماما من کوچیک بودم؛زشت بودم؟
میگه:وای نه ماما؛کی گفته...اینقدر خوب بودی تو!
شبیه گودزیلا بودی...!
من:((
گودریلا:))
مامانم:)
:/

فرستنده : Miss.gol



به مامانم میگم.ماما مستفیض با چه ز ایه؟؟
مامانم میگه:با ز مخصوص!!!!!!!!!
مخصوص کجاش ز داره؟؟؟؟؟؟
مادره معلمی دارما!!!!
:/

فرستنده : Miss.gol



یـکی از اقـوام مشـرف شـده بـود مـکه ایـن آقـا پـیرم هسـت چنـدتـا مـرضم داره طـفلی نمیـتونه دستـشویی خـودشو زیـاد نگـه داره
حـالا ایـن آقـا کـاروانُ گـم کـرده ایـن وسط ام یـهو دستـشوییش میگـیره هـی بـه ایـن عَـربا میـگه دستشویی کجـاس؟دستشویی کــجاس؟اونـام کـه نمیفهمیـدن ایـن چـی میـگه ...یـهو فـشار زیـاد میـشه یـه جـرقه بـه ذهنـش میـزنه آنتیک خخخخخ میـره یـه مغـازه میـگه یـا اَخـی یـا اَخـی بـعد گـلاب بـه روتون به حـالت آمـاده بـاش میشـینه میـگه جـیــــــــــــش جیــــــــــــش ... یـارو هـم یـه لبـخند بـهش میـزنه بـا دست دستـشویی رو نـشونش میـده
فک وفامیل باهوشه داریم!!!!

فرستنده : 1369



عاغايه زماني تودوران جاهليت ي مخاطب نيمه خاص داشتيم، از درد پول كافي شاپ فقط خيابونارو متر ميكرديم
وقتي ام ميرسيدم خونه سرطان پا ميگرفتم:-D
خخ بي اف دست و دلبازه من داشتم!!؟
يني شانسم تو حلقتون

فرستنده : شــــيــــمــــا



گودزيلاي فاميل اومده پيش من ميگه:امير يه چيزي به بابام بگوهروقت توخيابون راه ميريم همش اين دخترخشگلارونيگاه ميكنه....
لايك=هوگوچاوزهنوززنده است

فرستنده : COURTIER



مام مکالمات من و بابام در طی سال:
«بیا ببین این گوشی من چشه
بزن اخبار گوش کنیم
بزن 3
چراغا رو خاموش کن
خونه سرد شد کولرو خاموش کن
چشات درنیومد پای لپ تاپ؟»
اگر چیزی از قلم افتاده شما ادامه بدین!

فرستنده : محمد موحدی (O L O)



داداش ٍ 5ســالم با بستــه پفــکش اومــده تو اتــاقم میــگه : امیـــر ؟! بیــا این بــرا تو !
مــن : مــرسی ! چی شده مهــربون شدی ؟؟ (نیــگا توش کــردم دیــدم هیچــی توش نی به جــز خــورده پفــک)
داداشــم : آخــه به خــدا گفــتم اگــه داداشیــم خــوب بشــه دیــگه اذیتــش نمی کنــم خــورده پفــکارو میــدم بش بخــوره (بعــدشم اومــد مــاچم کــرد رف )!
مــن:|
یعنـــی فحشــم می داد انقــد زورم نمی اومــد!!!
داداش ٍ دارم مـــن ؟؟؟

فرستنده : امیر21



دختــر داییــم 4ســالشه اومــده میــگه : امیـــل ؟؟ بـاست نقــاشی تشیــدم!
مــن : عزیــزم بده ببیــنم!
دختــر داییــم : مــن ُ دوش دالی ؟؟
مــن : معــلومه جیــگر !!
دختـــر داییــم : خیــل ٍ خــب ! این تویی اینــم منم ... اینــام بچــه هــامونن!!
مــن:)) پــس اون یــکی برگــه تو دستـت چیــه ؟؟
دختــر داییــم : اون ُ نیــشون نیــدم دیده!
مــن : چــرا اونــوخ ؟؟ چیــه مــگه ؟؟!
دختــر داییــم : این ُ آخــه باســه این تشیــدم اَده بم بگــی دوشــم ندالی بت بدم ولــی تو آرتمیــس ُ دوش دالــی دیده ؟؟
مــن: خخخخخ! آره دوش دالــم ... حــالا نیشــون بده بیــنم چیه ؟؟
آرتمیــس : ایــن منــم دالــم گلیــه می تنــم ... اینــم آرتیــن ٍ (داداشش) اینــم بــابــا و مــامــانمـن دالــن با تو دعــوا می تُنن چٍــلا آرتمیــس جـون ُ دوش ندالـــی ؟؟
مــن : مــن غــلط بکنــم تو رو دوس نداشــته باشــم ؟!
آرتمیـــس : امیــل ؟ میــذالی رو کچ ٍ دستــتم نقــاشی بتشــم ؟؟
مــن : بیــا بکش!
آرتمیـــس : خــاک تو ســلَم این که جــا ندالــه!! مــن شــوور ٍ شلختــه نمی خــوامـــااااا ؟؟!! نیــداش تن ! اینـا چیــه ؟؟! بذال بیــالم پاکشــون تُــنم عمــه جــون نَــده امیــل ٍ مــن ُ حــواست بش نیس!
مــن:|||
خــدایا اینــا بچــن ؟؟؟! دختـــر دایی زبــون بـازه دارم مــن ؟؟!!
" مــامــان چــرا می خنــدی الان ؟ بگــو به مــن "

فرستنده : امیر21



یارو زنگ زده میگه شماره خونمون قطع شده .
میگم :خوب شماره برام بفرست تا وصلش کنم
بعد اس ام اس داده نگاه میکنم تا شماره موبایلشو فرستاده .
خوب ما با کیا شدیم 70 میلیون

فرستنده : ahura90



اختصاصــی شِــــــــــــرِِک!
مخاطــــــــــــــــــب خاصــم پیام داده میـــــــــگه دوســـــم داری؟
(گفتــــــــم اول میگـــــــــم نـه بعــــد کـه گفت چــــرا؟بگـم خو آخه مـن عاشقــــتم،دوســــت ندارم،خلاصــــــــــــه از این لوس بازیـا!)
فرســــــتادم:
نــــــــه!
الان دیـــــقاً یـه هفتــــــــــه س گوشِِیــــــــــشو خامـــــــــوش کـرده!
................................................................................................
او وخ میــــگن دختـرا اعصـاب ندارن،ناراحـتم میـــــشن!دی:0

فرستنده : شِرِِک!



دیروز دارم ظرفای ناهارو میبرم تو آشپزخونه نمیدونم شمام مثه من عادت دارین با بشقابا برج میلاد بسازین یا ترجیح میدین چندبار برین تو آشپزخونه و برگردین خلاصه طبق معمول بابام ظرفارو میداد به منو منم هی میگفتم کمه بازم بده پدر گرامی هم غر میزد که میریزیشون.....
دیگه فول که شدم راهی آشپزخونه شدم که بابام گفت:خره (چیزیش نگیرین اصفانیا عادت دارن)اگه اینا ریخت سرتم گذاشتی روش!!!!!!
برگشتم گفتم چه جوری مثلا؟؟؟؟؟؟؟؟ 0؟O
میگه با همین بشقابا اینقد تو سرت میزنم تا بپوکه!!!!!!
من :((( تازه اشکم تو چشمام حلقه زد..........
هرکی مخالف کودک آزاریه لایک کنه..
ولی فک نکنم سر راهی باشم شباهت ظاهریم به بابام زیاده%

فرستنده : zi zi



رفیقم داشت مثل آدم آهنی راه میرفت یکی از بچه با لحنی شیوا و دلنشین فرمودند که رضا(رفیقم که خعلی دیگه آدم آهنیه) داری مثل آهن آدمی راه میری خب دیگه منم فقط داشتم زمین میکندم بخدا کم مونده بود بی هوش بشم آخه عزیزم ادبیاتو و زبان فارسی و حتی ریاضیت تو حلقم بلد نیستی واقعا بگی آدم آهنی تو دیگه خعلی....
آخه اینم رفیقه ما داریم

فرستنده : a........h



عاغا ما یه هفته س دوتا پامونو گچ گرفتیم تا بالای زانو حالا بماند چرا خلاصه این شده بود تفریح بچه ها من پامو مینداختم رو میز معلم میومد گیر بده همه میگفتن پاهاش تو گچه خلاصه چشتون روز بد نبینه طبق معمول پامو انداختم رو میز معلم ریاضی اومد بالا سرم گفت راحتی کصاااافت نذاشت حرف بزنم یه افسری بهم زد از اون به بعد سخته ها ولی دیگه چهار زانو میشینم.
آخه این معلمه ما داریم

فرستنده : a........h



ساعت هفت و نیم شبه خواهرم از اتاقش داره داد میزنه میگه: پستــــــــــــه !!!!!(اسمم پسته نیستا ) بزن شبکه دو!!!
میگم چرا؟
میگه: آخه ساعت هفت و نیم اخبار بیست و سی داره!!!!
آخه این خواهر ما داریممم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فرستنده : ★ پســــــــــــته ★



عموم تعریف میکرد که یه سک سک برای دختر عمه ی 5 سالم خریده توش پازل بوده اینم اومده سه ساعت التماس کرده عموم براش درست کنه و بعد از کلی زحمت و تقلا عموم قبول میکنه و شروع میکنه به درست کردن پازل دخی عمه ی ما هم نشسته و مثل گربه به کار عموم خیره میشه تا بالاخره این پازله درست میشه ... بعد از لحظاتی سکوت :
دایی تو فکر کردی من خرم نمیتونم پازل درست کنم ؟
-نه دایی نمیتونی
-میتـــــــــــــــــونم میتـــــــــــــــــونم(با جیغاااااااااااا)
-باشه باشه تو میتونی (عموم خرابش میکنه میندازه جلو دخی عمه )
اونم شروع میکنه به تقلا کردن
چند ساعت بعد :
دختر عمه درحالی که پازلا رو جمع میکرده میگه : اره من خرم نمیتونم ... (در افق محو میشه)
دختر عمس من دارم ؟
از بس بعضیا به عمم فحش دادن ناقص العقل شده بدبخت (╥﹏╥)

فرستنده : ★ پســــــــــــته ★



پسر خاله ام کوچیکه سال دیگه می خواد بره مدرسه.
داشتیم فوتبال بازی می کردیم اونم پستش نخودی بود.
اعصابش خورد شده بود داد زد:
اه،چرا به من پاس نمی دید؟!سجاد همش تقصیر توئه مخصوصا این علی!!!!!!!
با این ضریب هوشی بالا نره بارسا رئال رو شاخشه!!!!!!!!!!!!!

فرستنده : joker



ما دختر عمومون بهمون اس میداد 15 سالشه....یه روز دردو دل کردم باهاش....بهش گفتم هیز شدم...از خودم بدم میاد....سرم زیاد میچرخه این طرفو اون طرف....گفت میخوای کمکت کنم؟؟؟گفتم بگو...گفت تیریپتو عوض کن....تیریپ مردونه بزن.....شلوار پارچه ای بپوش...موهاتو فشن نکن...گردنبند ننداز...از این جور حرفا....!!!! (انگار ازش تیریپ شوهر آیندشو خواستم)...
گفتم اینا چه ربطی داره...الان من این کارارو کنم سرم دیگه نمیچرخه این ورو اون ور...!!!؟؟؟؟گفت آره....
گفتم رو چه حسابی این حرفارو میزنی؟؟؟گفت:تجربه...تجربم بهم میگه....هیچی دیگه....کلا خطمو خاموش کردم بامغز رفتم تو دیوار...دخدره پونزده ساله برا من از تجربش حرف میزد... ینی من دیگه غلط بکنم از کسی کمک بخواما....!!!

فرستنده : اسی69




شدیدا سرما خوردم به مامانم میگم مامان سرشیر نمی تونم بخورم ؟

واسم خوب نیست نه ؟ میگه نه خوب نیست ولی بخور تا خراب نشده …
من :0
مامان*َ_*َ
فک و فامیله داریم؟

فرستنده : joker



برای بابام اس ام اس اومد گفت دستم بنده بخونش
در عرض سی ثانیه اس ام اسه رو خوندم
آقا از اون به بعد هر وقت گوشی بابام خراب می شد می گفت که اون وقت که داشتی اس ام اس رو میخوندی رفتی خرابکاری کردی!!!باطریش هم ضعیف شد زود شارژ هدر میده!
من :|
دوباره من :(
دوباره من :((((((((((((((((((((

فرستنده : :))



دیشب ساعت 11داداشم روکاناپه خوابیده بودمنم نشسته بودم پیشش داشتم تلویزیون می دیدم .یهوازخواب بیدارشدرفت جلواینه وایساد همین جوری داشت خودشونگاه می کردلبخندمی زد گفتم :عرفان چته؟؟گفت :سحرمن خیلی خوشتیپم همه ی دختراعاشق منن!!! گفتم :چراهزیون می گی؟؟حالت خوبه؟؟؟یهوباعصبانیت گفت:توهمیشه به من حسادت می کنی هیچ وقت موفقیت هامونمی بینی !!!یعنی موفقیتش اینه هاااااباورکنین من اصلاتاحالاندیدم ایشون موفق بشه!!! فک کنم بزرگ ترین موفقیتش همین بود به نظرشماتوخواب چی می دید؟؟؟ تحریم خونه خراب شی !!!خداازت نگذزه!!!!ببین باداداشم چی کارکردی؟؟؟؟!!!داداشه غرق درتوهمه دارم؟؟؟؟؟

فرستنده : $sahar$



ماﻣﺎﻧﻢﺷﯿﺮ ﺧﺮﯾﺪﻩ ﻣﺎﺳﺖ ﺯﺩﻩ ﺧﺎﻟﻪ ﻡ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ: ﺍﮔﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ
ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺧﻮﺩﮐﻔﺎ ﺑﺸﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﻪ ﮔﺎﻭ ﻫﻢ ﺑﺒﻨﺪﯼ ﺗﻮﯼﺣﯿﺎﻃﺘﻮﻥ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﻮﻝ ﺷﯿﺮ ﻧﺪﯼ..!
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﮔﻔﺖ : ﻭﺍﻻ ﯾﻪ ﮔﺎﻭ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻭﻟﯽ ﻓﻘﻂ ﻣﺚﮔﺎﻭ ﺳﺮﺵ ﺗﻮ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﻩ ﺷﯿﺮ ﻧﻤﯿﺪﻩ ﺍﺻﻦ !
ﻣﻦ |-:
ﺁﺧـــــــــــﻪ ﭼﻘﺪ ﻟﻄﻒ ﭼﻘﺪ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ |-:

فرستنده : hamed_s3



بچه ها ما یه دهه هشتادی داریم فراتر از گودزیلا!!!!(البته بگم از تنها کسی که میترسه منم!دوست داشته باشین راز موفقیتمو بهتون میگم؟)
چند روز پیش برگشته به خالم گفته:مامان من اینقدر دوست دارم زودتر ازدواج کنم که نگو!!!!!!!!حالا ملاکاشو داشته باشین:مثل آقاجونم مهربون باشه.کارمند راه آهن باشه.منو نزنه اگه امیر(که داداش کوچیک بنده هست!!!)باشه بهتره!!!!:0000000
من با 24 سال سن حرف خاستگار میاد مثل مداد رنگی 24 رنگ,رنگ عوض میکنم از خجالت حالا اینا از 7سالگی به فکر غالب کردنن!!!!!:(((((((
اما کور خونده تا من زنده ام نمیذارم این وصلت سر بگیره!!!:))))))))))))))))
دختر خاله ی غالب کنیه من دارم؟؟؟؟

فرستنده : میم مثل...



خــاله و داییــم اومــده بودن خــونمــون ... دختـــرخــالم رف چــای آورد که به مـامـان ٍ مــن کمــک کــرده باشه ...
پســرخــالم(داداشش) : تو که از خــونه داری چیــزی نمی فهــمی چــرا پا میشـــی چــای میــاری ؟! کــمرنــگه !! مــن مــوندم اون بــدبخــت ٍ فــلک زده ی ٍ آینــدت دلشــو به چیه تو خــوش می کنـــه؟؟؟
دختــرخــالم : به کمــالاتممممم!
دایــی کــوچیــکم : کــمال جــان ... چــایی منــم که کمــرنگه!
داشتیــم می خنــدیدیم یهــو شــوهر خــالم رف تو فــکر!!! داییــم به پســرخالم اشــاره داد که چشــه ؟؟؟ من تازه دوزاریــم افتــاد که اســم ٍ بــابــاش (خــدا بیــامرز 20روز پیش فــوت کــرد) کمــال ٍ!!! تو گــوشش قضیــه رو گفتـــم داییـــم یهــو گف " صـــلوات " !!!
داییــم رو به شــوهرخــالم : آقــا میثــم ... مــرگ حق ٍ مــن میمیــرم ... شمــا میمیــری ... اصــن تاحالا دیــدی کســی نمــرده باشــه؟؟
مــا:O
یـه سقــلمه بش زدم که چی داری میــگی!؟؟
داییــم زیر لبــی ( گند زدم) : چیــز ٍ ... البتــه مــن هنو جــوونم 25ســالم اول ٍ راهــم ... حق ٍ ولی به مــوقعــش!!
مــا :|
داییـــم : ای بــابــا جــم کنیــن ای بســاط ُ!!! کســـی نبــاید بمیــره همیـــن!! الانــم راحیــل (خــانومش) صــدام می کنه ! اومــدممم عسیـــسم!
یعنـــی ترکیــدیم اَ خنده ... حالا مگــه خنــدمون قــطع میشــد ؟؟ طفــلی شــوهرخــالمم زد زیــر ٍ خنده!!!
دایــی ٍ دارم مـــن ؟؟ " دیــوونشــم به مــولا "

فرستنده : امیر21



یــه بنــده خــدایی که مــن باهــاش وحشتنـــاک رو دربایســتی دارم با یه شمــاره ناشنــاش بهــم زنــگید شمــارش با بـرا عمــوم مــو نمی زدش!!!
مــن : ســـلام کچــــل!!!!
اون یخــوده مکــث کــرد بعــدش گف : اومممم! ســـلام امیـــرجان خــوبی شمــا ؟؟؟
مــن : ش