ــما خـــودتی!!!
اون: امیـــرجان مــن فلانی ام! زنــگ زدم حــالتُ بپــرسم! ببخشیـــد مــزاحــم شدم!
آقــا هــول شدم در حــد ٍ چی : عــه! شــرمنده اشتبــا گــرفتم ... نه این حــرفا چیه؟؟ چــه مــزاحــمی اَ شــما بهتـــر ( به به چی گفتــم)
طفلـــی یخــوده مکث کــرد باز احــوال پــرسی ُ اَ ای بســاطا!!
آخــر سر اومــد قطــع کنه گفتــم : محســن جان عـــرضی نداری (جــان) ؟؟؟
خخخخخخخ!! یعنــی تا قــطع کــردم پــدر و مــادر ٍ گــرام اَ خنده کبــود شــده بودن!
فقــط می تونم بگــم فـدا مـامـان بـابـام بشـم با ای بچــه تربیــت کــردنشــون!!! فک و فامیــله دارم مــن؟؟؟

فرستنده : امیر21



نه وان می خوام ، نه دیوار می خوام ، نه مکان مرتفع می خوام ، نه بنزین می خوام ، نه قرص می خوام ، نه طناب دار می خوام ، نه خیلی دیگه از وسایل خودکشی دیگه که تو 4jok در خواست می کنید !
میشینم یه گوشه سرمو می ذارم رو زانوم می میرم !
می پرسی واسه چی ؟
خواهر گرام دهه هشتادی من اومده لب تابم رو با ابر خیس ( توجه داشته باشید ابر خیس ) شسته ! بعد کم کم که بو برده چه گندی زده رفته زیر تختش قایم کرده !
بعد 17 روز پیدا شده مقول اومده که چه کرده !
من فقط سرش داد زدم ( توجه داشته باشین فقط سرش داد زدم ! ) المشنگه ای راه انداخت که منو مجبور کردن ازش معذرت خواهی کنم !
همه ی این ها به کنار !
یه لبخند ژکوند ناشی از پیروزی هم بر لب داره که آدم رو دیوونه می کنه !
خواهر ِ " به تمیزی وسائل برادر خود اهمیت دهنده " است ما داریم ؟
هی . . .

فرستنده : cheetah33



سلام
این اولین پستمه باشد که موجبات رضایت شما فراهم آید !
عاغا من سوم راهنمایی ام همین الآن هم دارم ثبت نام تیز هوشان می کنم!
ما یه معلم جبر داریم خیلی خوف خفن و با حال 43 سالشه ازدواج نکرده!؟ (در نتیجه مو هاش هم سفید نشده) ینی روز اوّل جبر مون بعد از کلی سخن گهر بار نوبت سولا ی ما رسید (کلاسمون هم تبقه(طبقه)سوّمه ) یکی پرسید سر کلاس می تونیم ماشین حساب بیاریم؟ بعد به ماشین حساب حرفه ایش که حد اقل 100-150 می ارزه دبیر محترم هم گفتن باید ماشین حساب کذایی ر ا ببینم و پس از گرفتن آن با گفتن کلمه ی نه ماشین حساب را از پنجره پرت کرد ینی ما یه همچی معلمی داریم چه امیدی به ما دارید آخه ؟ اینم از وضعیت ما دهه 70 ایا
حتا (حتی) امام خمینی هم به ما امیدی نداشت به دبستانی ها امید داشت البته اون موقع گودزیلا نبود
خلاصه
کلاس در اون لحزه :0 :D :D :D :D
پسره :(
استاد *اِ*
کیروش ؟
من 0000

فرستنده : joker



یه شب نشستم پای 4jok تا وسطای شب یهو یادم اومد نماز عشام داره قضا ( غذا ، قظا ، قزا ، غزا ، قذا ، غضا ) می شد تن تن رفتم سمت روشویی پام به موکت گیر کرد با سر رفتم توش . . .
بقیه اش رو نمیگم فقط بدونین اون شب تو حمام وضو گرفتم . . .

فرستنده : cheetah33



دوستی فرمودن ی گوذیلاوارد سایتمون شده ای بابا اینکه چیزی نی ماباگودذیلاهامون مشورت میکنیم ک کدوم پستارولایک کنیم کدوم رو نه!!!!!!!!!!الان دیگه فک کنم عضوهم شده دورازچش من خدا بدادمون برسه

فرستنده : lovely vampeir



پسر عموم وقتی مجرد بود خیلی اذیتمون می کرد !
ما هم صد تومن به خیاطش دادیم که شلوار دامادیش رو تنگ بدوزه و آبروش پاره بشه !
اما دریغ از 10 درجه انحراف کمر !
کله عروسی صاف و راست ایستاده بود ما مناظر دیگه رو بیخیال شده بودیم فقط چشممون به این بنده خدا بود که چه برش میگذره !
هیچی دیگه دست از پا دراز تر برگشتیم خونه . اگه ختم می رفتیم اینقده حالمون گرفته نبود !
پسر عمویه خوش شانسه ما داریم ، آیا . . .

فرستنده : cheetah33



دختر داییم sms داده بهم که : سریع بپر شبکه دو رو بزن دارن خلبان بدون سرنشین امریکایی رو اعدام میکنن نبینی از دهنت رفته! منو میگی بسرعت رعد رفتم پای tv . قیافم دیدنی بود که بعداز sms دختر داییم دیدنی ترم شده بود.sms داده که کف کردی چطو سرکارت گذاشتم این به اونای دیگه در.
فک و فامیلههههه داریم ما !!!!

فرستنده : همیستر



یکی از دخترای فامیل مون 14 سالشه نامزد کرده
یه روز تو مغازه بودم داشتم با همسایه مغازمون pes بازی میکردم
اونم با نامزدش اومد مغازه ما همین که منو دید بازی میکنم
گفت: ا ا ا بابا تو که دیگه صاحب زن و فرزندی چرا داری بازی میکنی!!
هیچی دیگه من هاج واج موندم که این 14 سال ازدواج کرده
کسی نیس بهش بگه تو که هنوز دهنت بوی شیر میده
چرا ازدواج کردی خووو لامصب تو بیا جای من بازی کن!!
فک و فامیل ما داریم؟؟
نه تورو قرعان فامیله؟؟؟

فرستنده : BANEH MUSIC 

صبح زمانیست که تو بیدار میشوی ...
ساعت من به وقت چشمان تو تنظیم است !
صبحت بخیر .

فرستنده : reza papion



****************************************************
امشب حرف هایت را
در گوش ماه می زنم
تا به آفتاب بسپارد...
خواب امشبت رنگین کمانی باشد...
شبت شیک
*******************&&&&&&&&&&&&********************

فرستنده : ***WELLBORN***

<?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="text" href="w:text:103.txt">اس ام اس تنهایی(بخش اول)</a><a class="text" href="w:text:104.txt">اس ام اس تنهایی(بخش دوم)</a><a class="text" href="w:text:105.txt">اس ام اس تنهایی(بخش سوم)</a><a class="text" href="w:text:106.txt">اس ام اس تنهایی(بخش چهارم)</a><a class="text" href="w:text:107.txt">اس ام اس تنهایی(بخش پنجم)</a><a class="text" href="w:text:108.txt">اس ام اس تنهایی(بخش ششم)</a><a class="text" href="w:text:109.txt">اس ام اس تنهایی(بخش هفتم)</a><a class="text" href="w:text:110.txt">اس ام اس تنهایی(بخش هشتم)</a><a class="text" href="w:text:111.txt">اس ام اس تنهایی(بخش نهم)</a><a class="text" href="w:text:112.txt">اس ام اس تنهایی(بخش دهم)</a><a class="text" href="w:text:113.txt">اس ام اس تنهایی(بخش یازدهم)</a><a class="text" href="w:text:114.txt">اس ام اس تنهایی(بخش دوازدهم)</a><a class="text" href="w:text:115.txt">اس ام اس تنهایی(بخش سیزدهم)</a><a class="text" href="w:text:116.txt">اس ام اس تنهایی(بخش چهاردهم)</a><a class="text" href="w:text:117.txt">اس ام اس تنهایی(بخش پانزدهم)</a><a class="text" href="w:text:118.txt">اس ام اس تنهایی(بخش شانزدهم)</a><a class="text" href="w:text:119.txt">اس ام اس تنهایی(بخش هفدهم)</a><a class="text" href="w:text:120.txt">اس ام اس تنهایی(بخش هجدهم)</a><a class="text" href="w:text:121.txt">اس ام اس تنهایی(بخش نوزدهم)</a><a class="text" href="w:text:122.txt">اس ام اس تنهایی(بخش بیستم)</a><a class="text" href="w:text:123.txt">اس ام اس تنهایی(بخش بیست ویکم)</a><a class="text" href="w:text:124.txt">اس ام اس تنهایی(بخش بیست و دوم)</a><a class="text" href="w:text:125.txt">اس ام اس تنهایی(بخش بیست و سوم)</a><a class="text" href="w:text:126.txt">اس ام اس تنهایی(بخش بسیت وچهارم)</a></body></html>روزی که دلم پیش دلت بو گرو
دستان مرا سخت فشردی که نرو
روزی که دلت به دیگری مایل شد
کفشان مرا جفت نمودی که برو
تنها بودن به از با تو بودن است ای بی وفا

فرستنده : تک سوار تاریکی



کاش کسی بیاید و در این تنهایی مرا از مرگ و مرگ را از من نجات دهد....

فرستنده : arman



سلام داداش امیر طاها
خیلی کار خوبی کردی که از اول همه چیو بهش گفتی,حداقل می دونی که با دروغ شروع نکردی ولی خوب به نگینم حق بده که ناراحت بشه.هر کی هم جای اون بود دلخور میشد ولی داداشی نگین دوستت داره و به همین راحتیا نمیتونه فراموشت کنه.پس عقب نشینی نکن و سعی کن اعتمادشو دوباره جلب کنی.
شرایط منم مثل نگین بود و منم اول نتونستم بهش اعتماد کنم ولی وقتی طرفتو دوست داشته باشی بعد از یه مدت اینا برات هیچ میشه و میببخشیش.فقط یکم زمان می بره.امیدوارم تو این راه یکم سخت هیچ وقت نا امید نشی.
ببخشید طولانی شد.
راستی اینم بگم که مخاطب خاص من از اعتمادم سو استفاده کرد و دوباره برگشت پیش اون ولی انشا الله که تو دوست داشتنت رو ثابت کنی.

فرستنده : sara//saboor



برای امیر طاها
- از پستت درباره نگین خیلی ناراحت شدم.نمیشه گفت کارت درست بود یانه. یه کم بهش فرصت بده. اولین کاری که باید بکنی اینه که فکر عشقتو ازسرت بیرون کنی،؛با یادخدا.
ولی اگر واقعا نگینو دوست داری دست ازش برندار
یه جوری بهش بفهمون که برات مهمه.امیدوارم با گذشت زمان همه چی حل شه.
فقط اینو بدون بچه های 4 جوک برات دعا میکنن و منتظر روزی هستن که با روحیه عالی و دلی شاد پست بذاری
یه کم که گذشت دوباره برو سراغش،

فرستنده : surgery



********************(!!!)علامت اختصاصی abas_m223
خدا را دوست دارم!!!
.
.
حافظ را هم دوست دارم!!!
.
.
ولی خداحافظ را نه...

فرستنده : abas_m223



اول از همه پیشاپیش سال نو رو به همتون شادباش میگم . امیدوارم سال 92 سال پر برکت از عشق و محبت برای همه ی بچه های 4جوک باشه .
چهارشنبه سوری خیلی مواظب خودتون باشید خواهش میکنم . من سال پیش یکی از بهترین دوستام رو که الان بچش شش ماهشه رو از دست دادم . خواهش می کنم مواظب خودتون باشید .
داداش کیان میدونم شب چهارشنبه سوری کار سختی داری . تو رو جان داداش امیرطاها مواظب خودت باش .
قول بده به داداش مواظب خودت هستی ؟
تو پای تو خار بره من میمیرماااااا .
مواظب خودتون باشید . راستی من سه شنبه میرم مشهد . سال تحویل حرم هستم . البته لپ تابم همراهم هست براتون پست میزارم . مطمئن باشید همتونو دعا میکنم .
راستی آبجی هیلدا این چه پستی بود گذاشتی ؟ یعنی چی دیگه جایی ندارم . بیشتر توضیح بده زود باش ؟
آخ آخ ببخشید طولانی شد . فعلا با اجازه
یا علی

فرستنده : amir taha



طاها ، تک و تنها ....
دیشب داشتم فکر میکردم تمام خاطراتم با آمیتیس زنده شد .
پس من حق ندارم عاشق بشم من حق ندارم کسی رو دوس داشته باشم من حق ندارم به کسی دل ببندم حق ندارم به کسی نگاه کنم حق ندارم ....
حق ندارم چون هنوز به آمیتیس اجازه میدم بیاد تو افکارم حق ندارم چون هنوز بهش فکر میکنم . حق ندارم چون دارم با یادش زندگی می کنم .
خدایا من چه گناهی کردم تو زندگیم ؟؟؟ خدایا دلم پره از دست همه مردمی که میگن صادق باش مهربون باش ولی به جرم همین کارها تنهات میزارن .
به قول یاس که میگه
تو فشن زندگی من یه مدل دردم ....
واقعا من یه مدل دردم ........

فرستنده : amir taha



سلام.داداش طاها با پستات هر شب گریه میکنم.ایشالا خوشبخت شی عزیزم.
داداشی میشه بگی چن سالته؟متولد چه روزی؟
هر وقت اسمتو پای پستات میبینم روانی میشم.آخه بهم قول داده بود اسم پسرمون و بزاره طاها اسم دخترم رها بزاره ولی...ولی بعد 7سال که بپاش سوختمو ساختم،بدترین سختیارو کشیدم8مرداد(8ماه رمضون) تنهام گذاشتو رفت لعنتی.همش12 سال بیشتر نداشتم ک اومد سراغمو...الان 9ماهه که تنهام.روز تولدش بدون اون دیونه شدم...
هههههی روزگار

فرستنده : (مهدیه)Ashk



تنهایی ام را کســی شریک نیست
مطمــــئن باش
دستِ احتــــیاج به سمت ِتــــو که هیـــچ
به سمت ِ خودم هم دراز نخواهم کرد
شایـــد کــه تنهایی هایم
از تنهایی دق کنــــد..

فرستنده : سرداركيان



می گوید:کلمات گــــاهی معنایی خود را از دست می دهند …
این روزها ”دوستت دارم” ها دیگر قلب کســی را به تپش وا نمیدارد !
و گونه کسی را سرخ نمیکند !
ومن درجوابش
می گویــم :مشکل از دوست داشتن نیست مشکل از تکـــــــرار است

فرستنده : سرداركيان



مـــــــــــــرد است دیگر…
گاهی تند میشود گاهی عاشقانه میگوید..
مـــــــــــــرد است دیگر..
غرورش آسمان و دلش دریاست…
تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد..
تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده..
تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبردارد و بالشش؟…
مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد

فرستنده : سرداركيان



لشـــگر انـــدوه،هـــمیـــشـــه بـــه قــــــلـــب هـــای ســـاده مـــی تــــــازد...

فرستنده : ساده لوح (O_o)



سلام دوستای عزِیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــز
اومدم بگم....سال نو مبــــــــــــــــــــــــــارکـــــــــــــــــــــ...
و یه چیز دیگه متوجه شدم مهدی 100%مخ عزیز ما فکر رفتنه....داداشی کی به شما گفته اصن؟
خواهشا ببین خواهر کوچولوت داره خواهش میکنه بمونی قبول کن دیگه....
بچه ها من همتونو خیلی دوست دارم شما بهترین و پاک ترین خواهر برادرای دنیایین......
همین جا پشت همین تریبون میخوام اعلام کنم...من داداش امیرطاها(عاشق اسمت شدم)داداش کیان.لابستر.مهران و امیر و مانی و....خواهر عزیزم هیلدا رو خیـــــــــــــــلی دوش دالم باشه؟؟؟
بهترینا رو تو این سال براتون آرزو دارم.....
ســـــــــــــــــــــال نو مبارک ......یا علی برا منم دعا کنین لطفن..

فرستنده : یــــــــــــــه خـــــــاطـــــ ــــــره



خرابم مثل اون پلیسی که متهمش رفیق صمیمیش باشه....

فرستنده : alireza



این روزها تلخ می گذرد ، دستم می لرزد از توصیفش
همین بس که :
نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی، مثل خودکشی است
با تیغِ کُند

فرستنده : yasi



خدایــــــــــــــــــا
به حد کافی خیال بافتم
و تنم کردم یه کم واقعیت شیرین لطفا...

فرستنده : yasi



در شهری که بوی عید نیست …
چه فایده …
جوانه ی درختان …
نور خورشید …
لباس نو …
من تنها با تو عید را می خواستم …

فرستنده : سرداركيان



سلام به تمامی تنهایان 4جوک ......نه تمامی دلتنگان ......بازم نه.
بزارید.اهان.........سلام به تمامی عاشقان 4 جوک..4روز مونده تا سال 92.هیچی نمیخام بگم از سال گذشته نه از عشقم که تنهاگ گذاشت و رفت،نه از حرف هایی که بعد از اون همه خوبی بهم گفت...هیچی فقط میخام بگم.سال 92 رو با بهترین ها برای همه ی ابجی ها و داداشای عزیزم خواهانم...در پناه حق باشید...نگار

فرستنده : 2panjere



وای ای دلم کی آتیشت زده؟باید عادت کنی که این دنیا بده!
وای ای دلم چرا باز شکستی؟!چرا باز دوباره تنها ومستی؟!!
وای ای دلم داری تنها میشی!بهت دروغ میگفت که تو زندگیشی...!
وای ای دلم یا باید بمیری.یا که زنده باشی هی ماتم بگیری!
وای ای دلم چرا خون میباری .چرا وقتی رفته بهونه میاری؟!

فرستنده : محمدرضا اعتمادی نسب



سلام به همه ی خواهر و برادرهای 4جوک
این اولین پستی که میذارم پیشاپیش سال نوتون مبارک امیدوارم سال خوبی داشته باشید من تازه عضو شدم تو زتدگی مشکلات زیادی دارم و خیلی تنهام همیشه دلم میخواست یه برادر داشته باشم که پشتیبانم باشه ولی الان احساس میکنم خواهر و برادرای زیادی دارم خواهش میکنم موقع سال تحویل بیادم باشید و برام دعا کنید

فرستنده : elham



داداش مهدی 100%مخ
خیلی شما رو دوس دارم.اگه همه مردا مث شما بودن اینقد مرد,واقعا همه زناخوشبخت میشدن...
یه قانون عجیبی هست وقتی یکی رو زیاد تحویل میگیری ازت فراری میشه شایداینقد خوب بودی که اخر قصه ت اینطوری شده نمیدونم.
از خدا واست بهترینارو میخام .

فرستنده : نرمین...



ویژه من برعکس همتونم.........................................................خوبه حداقل عاشق شدی...ولی فکر نمیکنم عشقت تنهات گذاشته باشه یا به هر نحوی از هم جدا شده باشید چون اگه شده بودی این چیزارو نمیگفتی...البته امیدوارم هیچوقت نشی ...آره لیاقت نداشت ولی...ولی...خاطرات نمیشه پاک کرد اینا جزیی از زندگین ونمیشه پاکشون کرد.تامیخوای یذره شاد باشی میان و گلوت میگیرن میبرنت تو فکرش تو غم نداشتنش...

فرستنده : boxor



خاطرات ARASTOU:

دو سه روزی بود با مخاطبم قهر بودم .... .. از روی ناراحتی رفتم بیرون هوایی بخورم که کاش نمی اومدم .. اون داشت با لبخند از کسی دیگه پذیرایی می کرد ..
خدایا ....چرا؟؟؟؟؟؟

فرستنده : ArAstOu



˙·٠•●♥ мįlάd ♥●•٠·˙
یه عمری رو لبهام پر از خنده بود
تا کی باید این نقشو تمرین کنم
یا هر سالِ تحویل بگم پیشمی
تا کی باید این فکرو تلقین کنم
دارم درد و دل می کنم گوش کن
چقدر حرف دارم که خالی بشم
چه حرفایی رو توو خودم ریختم
ببین از نبوده تو چی می کشم
میگن سایه ی من شبیه ِ توئه
آره تکیه گاهم همین سایه بود
ولی از همون بچگی دردِ من
نگاهای سنگینِ همسایه بود
یه مشت گل میارم سر خاک تو
که تو حس کنی دنیا توو مشتمه
دوباره به خوابم بیا حس کنم
وجودت هنوز مثلِ کوه پشتمه
مثه بچه ها هی زمین خوردم و
رو پاهای خستم بلند میشدم
کی مردونگی رو بهم یاد داد
که از بچگی مرد بار اومدم
من از بچگی مرد بار اومدم
˙·٠•●♥ мįlάd ♥●•٠·˙

فرستنده : -*daryayeh*eshgh*-



من و ته سیگار و پنجره باز...
مانده ایم که کدام یک براى سقوط مناسب تریم ؟؟

فرستنده : alikhal le



<<<<<<<<<<خدا نصیب هیشکی نارفیق نکنه >>>>>>>>>>>>
احسان بی همه چیز فقط اینه که رو اعصابه منه
به خدا اگه از این خونه بریم از شرش خلاص میشم البته این سگ ذات فکنکنم بیخیال جریان بشه (قابل توجه اونایی که می خواستن بدونن خونمون رو عوض کردیم یا نه عوض نکردیم چون بابام زیر بار نمیره)
همین امروز صبح با بابام داریم می ریم میوه و شیرینی بخریم
اومده جلوی بابام سلام کرده و دست داد به بابام منم که اصلا دوست ندارم بابام بفهمه چی شده مجبوری دست دادم
ناکس در اومده می گه آقای علیان مهدی چشه اصلا دیگه محل نمی ذاره بخدا من نمی دونم چرا داره رفاقتمونو می بره زیر سوال بخدا حتی یه مسیجم
نمی ده بابا منم بخدا دل دارم...
چشمای منم که گرد شده بود کم مونده بود فوشش بدم
مچ دستشو گرفتم تابوندم لب پایینمو با دندونم فشار دادم گفتم خدا بزنه بکمرت اینقدر خدا خدا نکن ا
بابام گفت آره خودمم بهش گفتم
رو کرد بمن گفت مشکلی پیش اومده
گفتم نه احسان تنش می خواره شما برید تو ماشین منم میام
بهش گفتم ببین دفعه آخرت باشه جلوی منو در حضور بابام میگیری و دری وری تحویل می دی می دونی که اگه بگم چ نامردی ای کردی چی میشه؟؟
احسان گفت: تو اگه بابات بفهمه دوست دختر داشتی که همین جا ترورت
می کنه خود دانی حالا می تونی بهش بگی منم براش حرف زیاد دارم
گفتم دمه عیدی بذار ازت دلخور نباشم
گفت تو اگه رفیق باشی دمه عیدی منو می بخشی
گفتم د آخه ریده کاری که تو کردی بخشیدنی نیست بوقتش می زنم شل و پلت می کنم
رفتم تو ماشین
حالا بابام هی می گه چی شده پس واسه احسان می گی خونه رو عوض کنیم؟
نیشخند زدم و هیچی نگفتم
دعا کنید فقط نره از احسان بپرسه
احسان منو بدبخت می کنه آخرش

فرستنده : MEHDI>>>100%MOKH



سلام بچه ها
رفتم با نگین بیرون رفتیم براش خرید کردیم .
بعد از خرید رفتیم دربند . بچه ها همه چیزو بهش گفتم از اول دوستیم با آمیتیس تا آخرش حتی اتفاقی که اون شب افتاد رو هم گفتم . نگین فقط من رو نگاه میکرد . باورش نمیشد که من سه سال و نیم با آمیتیس بودم .
همه مدتی که من حرفامو میزدم سرش پایین بود . نگین به خدا گفتم که نگی از اول زندگیمون دروغ گفتی بهم .
نگین بلند شد و رفت . حتی لباسایی که خریده بود رو هم نبرد . رفتم دنبالش . هر چی صداش کردم جواب نمیداد . بالاخره راضیش کردم حداقل تا خونه برسونمش . سوار ماشین که شدیم گفتم من اون موقع فکر نمیکردم که قراره بیام خواستگاری تونگین جان .
بعدش بچه ها نگین شروع کرد به حرف زدن . حرفایی زد که داغونم کرد .
طولانیه ولی بیشترو میگم .
گفت من دوستت داشتم چون پسر پاکی بودی بهت فکر میکردم چون عاشقت بودم تو این چند سال هر چی خواستگار داشتم به خاطر تو رد میکردم حتی بهشون اجازه ندادم خونمون بیان . به خاطر تو به هیچ پسری نگاه نکردم تو محیط دانشگاه به هیچ پسری اجازه نمیدادم سمتم بیاد به خاطر این که میدونستم تو غیرتی هستی و بعدا بفهمی ناراحت میشی . تو همه این مدت با حجاب میگشتم با چادر میگشتم به خاطر این که میدونستم این چیز ها برات مهمه .
بعدش گفت منم نمیدوستم قراره تو بیای خواستگاریم ، ولی به خاطر تو این کارهارو کردم ولی تو چی ، تو رفتی با یکی دیگه حالا که اون تنهات گذاشته رفته ازدواج کرده اومدی سمت من .
بعدش گفت میدونم الان اومدی سمت من که بتونی عشق قبلیت رو فراموش کنی . ولی پسر دایی عزیز بدون من نمیتونم با کسی ازدواج کنم که هنوزم به عشق قبلیش فکر میکنه . تو هنوز هم اون رو دوست داری .
منم حرفی نزدم یعنی نتونستم که چیزی بگم فکر هم نمیکردم نگین به خاطر من این همه کار کرده . بعدش که خواست پیاده شه گفت دیگه بهش فکر نکنم چون جوابش منفی . منم چیزی نگفتم .
بچه ها گفتم بفهمه جوابش منفی میشه . حالا چی کار کنم .
کمکم کنید مثل همیشه

فرستنده : amir taha



سال خوبی داشته باشی بایارجدیدت، همونی که نظرمیده توی خریدت. . .

فرستنده : Dooooost



سلام دوستان
عید همه تونو پیشاپیش تبریک میگم،ایشالا سال خوبی داشته باشید
" من برعکس همه تونم" تولدت مبارک داداش
.
پدرم امروز گفت که باید ازینجا برم، سمسار آوردم وسایلمو بفروشم و برم
به خدا میسپارمتون

فرستنده : Hilda



كاشكی میشد دنیا مال من بود
زمین و آسمون مال من بود و
قدرت خدا مال من بود كه نری و كه نری و
یا برمیگردی دستاتو میگیرم یا خدا میشم و دنیاتو میگیرم
یا انقدر در میزنم كه...
نه نمیتونم با كس دیگه ای ببینم

فرستنده : SaNa



من خیلی وقته نوشته هاتون رو میخونم با هرکدومشون غمیگن شدم و دلم گرفت،ایشا... غم همتون تمام بشه و یه روز شاد بشید.

کـــاش بشود تـــک تـــکِ آجرهای ایـن اتـاقِ
سوت و کور را با مـن دفــن کنند

نمی توانم ار آنـها دل بکنم
آنهـایی کـه هردم همدمِ غــــــــم و تنهــــاییِ مــــن بوده اند

فرستنده : HEIRAN



هفته سوم بود. وقتی که دخترک روی قبر مادرش آب می ریخت رو کرد به پدرش و گفت: چرا مامان سبز نمیشه...؟

فرستنده : H@miiid62



ارزو اینه:
امیدوارم دردو غصه های همه 4jok ایا تو سال 91 بمونه و دفن بشه
سال 92 واسه همه پر از عشقای پاکو قشنگو عمیقو همیشگی باشه.
امیدوارم سال بعد کسی اینجا از تنهای نگه همه از خاطرهای قشنگ بگن...
سال 92 یه جشن بای بای تنهایی بگی