 سنگ توالت رو میسابی اینقدر میشوری !!!!!!
این من 00000
این بابم :((((((
این سنگ دستشویی:)))))))))
این انجمن دندانپزشکها !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ای خداااااااااااااااااا.

فرستنده : jo0j0o72



ﺩﯾﺸﺐ ﺗﻮ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻣﻴﮕﻔﺖ : ﮔﻮﺷﻲ ﻧﺨﺮﻳﻦ ﺍﺭﺯﻭﻥ ﻣﻴﺸﻪ ... خواهرم میگه من ﻳﻪ ﻛﻴﻠﻮ ﭘﺴﺘﻪ ﻗﺎﻳﻢ ﻛﺮﺩﻡ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺍﻳﻔﻮﻥ 5 ﺑﺨﺮﻡ !!خععععلی جالبه عقلی ک اون داره من داشتم الان تاجربزرگی بودم:))
فک و فامیلن دیگه.ههههه

فرستنده : zeus



داشتیم با اقوام اسم فامیل بازی میکردیم....نوبت من شد...گفتم از "ع" بنویسیم.....همشو چرتو پرت نوشتیمواستپ کردیم...برگه ها رو عوض کردیم....برگه دهه هشتادی فامیل افتاد دست ما....اسم و فامیلو اینا رو خوندیم تا رسیدیم به گل....یهو بلند زدم زیر خنده....گلو نوشته بود عرعر....منم چند بار با حالت تعجبو خنده...خوندم...عرعر؟؟؟عرعر!!!آخه عرعر...همینجوریم میخندیدم..که یهو گودزیلا برگش گف...خودم میدونم نداریم...فقط چون تو قیافت خیلی بهشون میخوره...نوشتم که صداشم در بیاری......حالا ما دیگه خنده به لبمون خشکید...کل فکو فامیل زدن زیر خنده....ینی حاضر جوابیت تو حلقم،بچه....هیچی دیگه بخار شدیم رف.....

فرستنده : اسی69



یکی از تفریحات واقعا مفرح خانوادگی ما اینه که وقتی خونه ایم یواشکی به هم یا به خونه زنگ بزنیم بعد بشینیم به طرف که میدوهسمت گوشی بخندیم !

فرستنده : ZzZ



با بابام نشستیم داریم والیبال میبینیم (ست ۲ که زمینا عوض شده) ، بعد تیم ها یکیشون لباساشون قرمز بود یکی دیگه سفید پاسورِسفید ها هم لباسش قرمز بود . مامانم اومده داره با دقت نگاه میکنه بعد یهو میگه : عه ! طفلک این قرمزه اینور جا مونده . . .
فک و فامیله داریم ؟

فرستنده : voroojak



یکی از دوستان که الان ارشدشو گرفته تعریف می کرد
ترم اول بعد اومدن نمره ها رفتم برگه الکترودینامیکمو ببینم یه سوالو خیلی کامل با شرح فارسی نوشته بودم. دیدم استاد نیگاش نکرده،خوشحال از اینکه الان نمرم بیشتر میشه گفتم :استاد این سوالو تصحیح نکردید
استاد: اِ...این جوابو تو نوشته بودی؟!!! طولانی بود حوصله نداشتم نیگاش کنم

رفیقم :(((
ما :))))
مرحوم اینشتین !!!!!!!!!!!!
استاد کم حوصله اس داریم ما؟!!!

فرستنده : Mori



یه قسمت از بزرگراه ... دارن میسازن بعد یه تیکش که آماده شده سطح آسفالت خیابون بالاتر از جدول کناریشه، حالا فردا بارون اومد این آب کجا برود آیا؟
اونوخت آب گرفتگی نمیشه آیا؟
من :اااا
آیا :((((
مهندسین سر خوشه دارم

فرستنده : Mori عشق رویاهای من کسیه که حتی وقتی مث سگو گربه به جون هم افتادیم شب نذاره از بغلش جم بخورمو بگه:آشتی نکردیماااولی من بدون تو خوابم نمیبره.

فرستنده : aram



لابستر تو يکى از بهتريناى 4جوک هستى حستو درک مىکنم چون تمام شرايطو توش قرار گرفتم.اولين بارى که ديدمش فکرشم نمىکردم که يه روزى بخواد با من باشه اخه هم خوشگله هم پولدار.واسه همين تصميم گرفتم حداقل به عنوان يه دوست معمولى خودمو کنارش جاکنم. چندوقتى گذشت من هرروز بيشتر بهش علاقه مند مىشدم اما انکار مىکردم. تا اينکه يه روز خودش پاپيش گذاشت و گفت ميدونه که دوسش دارم و اون هم منو دوست داره. خلاصه تو ابرا بودم اونشب تا صبح خوابم نبرد چون گفته بود فرداش برم خونشون هم جدى صحبت کنيم هم منو با مامانش اشنا کنه تا مشکلى نداشته باشيم و راحت تر باشيم.کاش ميذاشت تو انکار خودم بمونم.کاش نميگفت دوسم داره. کاش مىذاشت فقط تو فانتزيام باشه کاش کاش کاش مىدونم اونم الان داره به من فکر مىکنه اما زورمون به تقدير نرسيد.اينارو گفتم که فقط اخرش اين دعا رو بکنم:خدا عشق هيچکيو دست تقديروسرنوشت نسپره چون خيلى بامن بدتا کردن.کسايي که منو فهميدن لايک کنن تا خدا بدونه تقديرى که واسه بندهاش نوشته دل چندنفرو سوزونده

فرستنده : ديگه مىرم!!!



چقدر سخته که یه شب دلت اینجوری سخت بگیره ولی هیچکس رو نداشته باشی که حتی به حرفات گوش بده..به درد دلت..
حتی نگات کنه...

فرستنده : sheri



سلام به همه و (داداش امیرطاها و مهدی%100 و اچی رها):
یه چیزی بگم نمیخندین؟؟؟؟
من عاشق تنهـــاییم دلم میخاد تنهای تنهای تنها باشم.
ارزو دارم برم یه جای خیــــــلی دور یه جایی که نه من کسیو بشناسم نه کسی منو بشناسه.
یه جایی که فقط خودم تنهــــــا با خدای خودم تنهایی زندگی کنم, چقد خوبه که خدا هم خونه هم اتاقیت باشه, شاید اونجا فقط دردم خودم باشمو ب پای خودم بسوزمو بسازم
به نظرتون این بده؟؟؟؟
دلم میخاد قبل از رفتنم ببینم که اوضاع خوبه یکم خیالم راحت بشه بعد بدون اینکه کسی بفهمه اروم تیکه های لحظه های تنهاییمو جمع کنمو بردارم برم.
برم به جایی خیــــــلی دور
به جایی که فقـــط خــــــدا میداند...

فرستنده : Marmary s



همه بچه ها که همیشه هستن تو ذهنم تصورشون کردم،ویه ذهنیتی راجبشون دارم.بذار ذهنیتمو راجع شما بگم
داداش امیر طاها؛شما تو ذهن من یه پسر باشخصیت وبا عزت نفسی،
همیشه پستاتو میخونم،ولی این آخری که گفتی مخاطبت برگشته!!!...
نمیگم دیگه بهش فکر نکن نمیگم خدا بهترشو بهت میده شاید اون بهترین کسی بود که پا گذاش تو زندگیت .ولی الان دیگه اون مال تو نیست ونمیتونه باشه.خیلی برام درد ناکه بخوام این حرفای تلخو بزنم این دردو نکشیدم ولی درکت میکنم.تو با برگشتن سمت اون عزت نفستو میبری زیر سوال.اون داره میگه خوش بخته ولی هنوز تو رو دوس داره.مگه میشه یکی یه نفرو دوس داشته باشه ولی با یکی دیگه خوش بخت...
میدونم احساست آمیتیسو میخواد ولی الان وقت تصمیم گیری با عقله.

فرستنده : (fatemeh(Iman



نیازم نه دیگر آغوشت است! نه دستانت نه لبانت نه چشمانت!
با یک فنجان سکوت تلخ فرو میبرم حماقتم را که دوستت داشتم!!!

فرستنده : fatemeh tanha



خدایا چه کرده ام که تاوانش گرفتن عصای دستم بود؟؟؟؟؟
توکه میدانستی او سهم دلم نیست..............
چرا سرراهم قراردادیش؟؟؟؟؟
چرا دلم را بجای اینکه متنفرازاوکنی عاشقش کردی................

فرستنده : دلکنده



سلام تا ب امروز فقط متن ها رو میخوندم واسه بعضیا اشکم سرازیر میشد .منم مث شمام اما قبول دارید ب خاطر اشتباه خودمونه؟

فرستنده : zizi19



خیلی سخته یک سال به یه نفر اس ام اس بدی تنهش بفهمی که شمارت بلوک بوده

فرستنده : mohsen



از من انتظار هیچ دلسوزی رو نداشته باش من بی تفاوت هستم

این چیزیه كه من باید باشم

سرد مثل یه گانگستر، قلبم یخ زده حتی دیگه ضربانش نمی زنه

پس انتظار پذیرفتن عذرخواهی نداشته باش

چرا حالا که ولت کرده رفته یاد من افتادی؟

من تنهایی راحت ترم

فرستنده : Mr.Blake



برو استاد خوبی ها!به من درس وفا دادی!و من هم خوب فهمیدم وفا یعنی خداحافظ...

فرستنده : محمدرضا اعتمادی نسب



غصه نخور ای دل بی کسم.گریه نکن گلم همه کسم.رسم دنیا بیوفاییه...!

فرستنده : محمدرضا اعتمادی نسب



ویژه برای MEHDI>>>100%MOKH

سلام داداشی خوبی؟ زیارت قبول
تو پست قبلیت گفته بودی میخوای بری دکتر؟
میخواستم بدونم رفتی؟ چی شد؟ الان چشمات چطورن ؟
نگرانتما زود جواب بده

فرستنده : vine



برای داداشم امیـــــــرطــــاها:
سرنوشت ما چنین بود:
ما به دنیـــــــا امدیم
دنیـــــــا به ما نیامد.....

فرستنده : Marmary s



سلام دوستاي4JOK بامعرفت.من خيلي وقته ميام اينجا وبا غم و ناراحتيتون اشك ريختم.داداش كيان،مهران،طاها مهدي مخ و آبجي رها،هيلدا،وپرديس وخيلي از دوستاي ديگه واقعا متاسم فقط از خدا ميخوام به هممون صبربده همين،بالاخره يه روزخوب مياد.تازه عضو شدم.ازتون خواهش ميكنم با دل شكستتون يه كم برام دعاكنين.مرسي از همتون

فرستنده : _Khanome~khas_



سلام من تازه عضو شدم اماخیلی وقته که مطالبه قشنگتونو میخونم و باهاتون همدردی میکنم
همه تونو خییییییییییییییلی دوست دارم

فرستنده : vine



وقتی تو خیابون دستم میگرفت انقد داغ میشدم ک از شدت عرق خیس میشدم میگفت چرا عرق میکنی میگفتم آخه هواگرمه بعد میگفت تو برعکس کل ملتی واسه همینه ک من دیوونت شدم... مگه دیوونم نبودی؟خب چرا رفتی؟چرا تنهام گذاشتی؟چرا میون این همه درد غرقم کردی؟خدایا دل من که شکست ولی هیچوقت دلشو نشکون...لایک مساوی بافهمیدن عمق دردم

فرستنده : boxor



داداشم امیر طاها
درسته کارت خیلی سخت بود بهت حق میدم ولی بهترین کار ممکن که میشد رو انجام دادی پس بخاطرش خودت رو سرزنش نکن.

فرستنده : رامسررر



ویژه boxorبچه ها امروز رفت...میدونین چرا؟واسه اینکه6سال ازم بزرگتر بود واسه اینکه نمیتونستیم به هم برسیم آخه مگه به سنه؟بی انصاف منکه خیلی به بات نشستم...چرا رفتی؟تو که میگفتی من همه کستم؟چطور همه کست بی کس کردی؟واسه ی سن وسال؟شرم نکردی؟خدا..............همه چیزم میدم...فقط برگرده.......لایک مساوی بافهمیدن عمق دردم...

فرستنده : boxor



برای امیرطاها:داداشی هرکسی جز شما هم بود اگه طرف مقابلشو واقعا دوست داشت همین کار رو میکرد پس بخاطر کارت ناراحت نباش ...

فرستنده : S&M



برای بردار عزیزم امیر طاها
زیاد خودتو ناراحت نکن عمدی که نزدی اون باید از کارش خجالت زده باشه..مگه غیر ازاین که قیدتو زد مگه غیر از اینکه وقتی بهش نیاز داشتی تنهات گذاشت مگه غیر از این اون لحظه ایی که داشت میخندید تو با گریه نگاش میکردی مگه غیر اینکه وقتی تو براش جنگیدی حتی برات کاری نکرد و سر تسلیم فرود اورد(البته شاید اینجارو دارم یه طرف به قاضی میرم شایدم نه فقط میخوام حواستو جمع کنی) مگه غیر اینکه عشق تو رو به پول فروخت... حالا اومده میگه دوست دارم... نه بردار من این اسمش عشق نیست هوسه چیزی که باید ازش دوری کنی امتحانیه که باید سر بلند ازش بیرون بیایی...خودتو زیاد درگیر و ناراحت نکن...امیدوارم پستم تایید بشه تا بتونی بخونیش.

فرستنده : foruzan



مُرده آن است که احساس ندارد …
من امّا …
مُرده تر َم …
احساس دارم …
تو را ندارم

فرستنده : Rè$pÍnÄ



سلام به همه ی بروبچ باحال 4جوکی،پست اولمه

چقدر سخته....
چقدر سخته توی چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه وجودت پر ازکینه ونفرت باشه حس کنی هنوزم دوسش داری.....

چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده....


چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش جز سلام چیزی نتونی بگی......


چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی لبخند بزنی تا نفهمه هنوزم دوسش داری.....

چقدر سخته گل آرزوهات رو توی باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی:
گل من باغچه ی نو مبارک....
لایک=سخته نه؟آره خوب رسمش همینه...

فرستنده : اسماء



داداشا ابجیا
قبول کنیم که دلیل تنهاییمون خودمونم هستیم...
ماهم اگه جای اونا بودیم شاید ازطرف زده میشدیم اگه یکی بود بدون توقع بهمون محبت میکرد اگه بداخلاق بودیم بازم دوسمون داشت با هر سازمون میرقصید دیگه ماهم واسه بهتر شدنو تو دل عشقمون خودمونو جا کردن تلاش نمیکردیم تازه چون بدون اندازه محبتشو نثارمون میکردو ما اشباع شده بودیم ازش زده میشدیم.
لایک: حتی عاشقم هستیم تموم عشقمونو نثارش نمیکنیم بلکه تشنه نگهش میداریم تا تنها نمونیم.

فرستنده : Bahar



برای داداش امیر طاهای گلم
داداشی به نظرمن چرا ما ادما همش بای واسه چیزایی که دوسشون داریمو افسوس بخوریم...
شاید حرفم درست نباشه اما من میگم دختر به کسی محرمه که از ته دل دوسش داره
اگه امیتیس شوهرشو دوست نداشته باشه انگار بهش نامحرم... این درسته?
چرا همش بشینیمو نگاه کنیم...
شاید اون روز عروسیش حالش از تو بدتر بوده خدا داند.
من میگم ادم تو هر شرایطی باید واسه عشقش تلاش کنه اگه عشقت پاک باشه و واقعی ارزششو داره.
اما بخاطرش به خانوادت دیگه پشت نکن.
ولی اگه میتونی فراموشش کنی بسم ا...
کارتم درست بوده باید باهاش محکم رفتار کنی.
ببخش اگه طولانی بود
فقط نظرشخصیم بود.

فرستنده : Bahar



آهاييييييييييييي خدا بازي رو نگه دار
با دل شكسته نميشه كه ادامه داد
خدايا خسته شدم تمومش كن

فرستنده : سرداركيان



آقاي داور(خدا) دلموعوض كن
مگه با توپ پنچرم بازي ميكنن؟

فرستنده : سرداركيان



تنهايي تقديرمنه
سادگي كارمنه
دلم بازم ميگي تقصيرمنه
اون گذاشت و رفت
هرچي گناهه ميذاري پاي من؟

فرستنده : سرداركيان



برای داداش مهدی صدرصد مخ
الهی ابجی دورت بگرده نمیدونی چقدر اهنگ بی معرفته مهدی احمدوندو گوش دادم گریه کردم برات انگار واسه تو خوندن...
همتونو دوست دارم خودم تنهایی غصه ی همتونم میخورم

فرستنده : Bahar



كاش يكي باشه با وفا باشه
رفيق لحظه ها باشه
كاش يكي باشه نرنجونت
تو كنج دلش بگنجونت
كاش يكي باشه تو لحظه هات
باشه رفيق سختيات.

فرستنده : سرداركيان



هر ماه تو همین روز.روز تولدشو تبریک میگفتم اما این بار نه این بار به خودم قول دادم دیگه به سمتش نرم دیگه این دفعه نه....
نمی دونه الان که دارم اینا رو می نویسم پیام تبریکمو آماده کردم و نمی خوام که براش بفرستم...
خیلی وقته که کشیدم کنار...فکر میکنه فراموشش کردم که دیگه خبری ازم نیست...
دیگه نمی خوام مزاحمش باشم...دیگه نمی خوام بهش فکر کنم...

نمیشه نمیشه نمیشه............
همه بهم میگن چته...میگن چی شده ....میگن چرا مثل مرده ها شدی...
می خندم میگم چیزیم نیست....
آره می خندم می خندم.....
شایدم این خنده ها اشکه که به روز از چشام روی لبام میان...دیگه نمی دونم....
دارم میمیرم بدون اون مثل ماهی بدون آب.....

فرستنده : Dead Heart



امیـــــــــــــــــــرطاهـــــــــــــــــــا داداشم
قلب تو از صورت اون دختر ظریف تر نبود؟؟نمی خوام بگم حقش بود یا نبود اینو از دلت بپرس...
نمی دونم اینو باید بگم یا نه ولی یاد این اهنگ افتادم...
یه جوری دلم تنگ می شه برات
محاله بتونی تصور کنی
گمونم نمی تونی حتی خودت
واسم جای خالیتو توی دلم پر کنی..
...
داداش گلم من فکر نمی کنم همه ی دخترا بد باشن نامردی همه رو به یه چشم دیدن!!
راستی خیلی خیلی خوشحال شدم که از این به بعد تو قسمت پاتوق هم پست می ذاری!!

فرستنده : آلوچه



سلام اميرطاهاجان خوبي اشكال نداره توروخدايه جوري رفتاركن ازتو بدش بياد توكه دوسش داري ازخودت دورش كن تابه زندگي خودش بچسبه اين سيلي اشكال نداره بخداچون من توموقعيتي مثل آميتيس بودم ميگم ازخودت دورش كن تا زندگي كنه ميدونم سخته ولي توميتوني

فرستنده : AsA



غريبه ها كه هيچ
رفيق ها هم گاهي به اندازه دو يا سه خط بيشتر حوصله ات را ندارند

فرستنده : maryam18



بابا لامصب پدرمو در آوردی...
میشه لطفا یکم ملایم تر...
با خودتم نفهم...بفهم که به دردم نمیخوری...
الحق که پدرت بسوزه...
از ما بگذر...
بیا و مردی کن و از ما بگذر...
دمت گرم...

مخاطبم:عشق

فرستنده : ساده لوح (O_o)



صبح در ايينه نگاه كردم چشماني كه از فرط گريه سويي ندارد،دستاني زخمي براي رهايي از خاطراتت قلبي كه هزاران تكه شده،روحي كه زن و تني كه هنوز دختر است ببين،ببين چه كرد با من خاطراتت...اين منم جواني پير...

فرستنده : Hoda



چه مغرور و مردانه،
سکوت کردی...در برابر سیل اشکهایم،
بی تفاوتیت مبارک...

فرستنده : ساده لوح (O_o)



سلام به همه ی بچه های ماه 4jok
من تازه اینجا عضو شدم عین خیلی هاتون توی یه عشق شکست خوردم ولی نا امید نیستم
تا حا لا فقط میومدم و پست هاتون رو می خوندم
اما حالا عضو شدم تا همیشه بهتون یاد اور بشم که خدا بهترین هارو برامون کنار گذاشته اگه مریدش باشیم
پس از تنهایی هامون پیش خدا گله نکنیم فقط منتظر کمکش باشیم زود میرسه اگه بخوایم
خواهر جدیدتون:پریما

فرستنده : پریما



تنهایی سلامت میکنم،جوانی را به نامت میکنم!
تنهایی من همان مرد چند خط صبا
تنهایی منم همان پیر جوان، همان مرد خدا!
تنهایی گریستم گوارای وجودم
تنهایی من اصلا به فکر خود نبودم!
تنهایی مرا اسوده باشد در کنارت
تنهایی من گذشتم جوانی ام فدایت!

فرستنده : mostafa.sahraie



بازي تمام شد... اري اين بار من انتقام تمام دلشكستن هايت ,خرد كردن هايت ,بد قلقي هايت را گرفتم... انتقام تمام اشكهايم,تنهايي هايم,بغض هاي نشكسته ام و دلتنگي هايم را گرفتم... حالا ديگر برو لعنتي...برو و دست از سرم بردار...بگذار ارام و بدون هيچ دغدغه اي از اين ارامش ابدي لذت ببرم... اري...با مرگم انتقامم را از تو گرفتم روزگار....!

فرستنده : به اميد خدا...بهش ميرسم



خواهم رفت تنها، بدون تو/ خواهم رفت بدون هیچ یادی ازتو/تمام خاطرات را به تو خواهم سپرد/ بدون هیچ تعلقی جدا خواهم شد ازتمام دلبستگی ها/ چراکه این خاطرات و دلبستگی روزی مرا ازپا درمی آورد/ باید فکری کرد، باید رفت/ بدون توباید رفت! اما...! اما توبگوچطور؟

فرستنده : سکوت...!



بچه ها دلم واسه خوندن متناتون یه ذره شده بود!
داداش کیان!دلم واسه لذتایی که دیگه نداری و خاطراتت خیلی تنگ شده!چرا فقط پاتوق؟!تو رو خدا بنویس!لذت میبرم وقتی میبینم هستن پسرایی مثل شما که اینجوری پای عشقشون وایسادن!
مهران جان من قبلنم برات پست گذاشتم ولی تایید نشد!چرا انقدر کم سر میزنی؟!چرا از خودت حرف نمیزنی؟!برامون بنویس.
رها جان با ما قهر کردی؟!آبجی گلم اینجا همه با جون و دل منتظر شنیدن عشق کودکانت هستن!برگرد!
هیلدا جان برام خیلی عزیزی!از ته دل دوست دارم و دعا میکنم که تلاشت هرچه زودتر نتیجه بده!

فرستنده : del shekaste



ديـــروز ، هميـــن حَـوالـــي


زلـــزله اي آمــد...


حـالا همـه حـالـَمــ را مي پـُرسند !!!


بـي خـبـر از اينـ ـکـه " مــَن"


بـه ايـن لـرزيـدنـهـا

سالهـاسـتــ کـه عـادتـــ کـَرده امـــ...


بـه لـرزشـهاي شـَديدِ شـانه هايـَمــــ


و تـَ ـرَ ک ــ ــ هاي عمــيــقِ قــلــبــمـــ...


امـّـا هنـوز " خـــوبَـــمـــ !!! "

فرستنده : milad M.B.T



دل تنگ که ميشوي ديگر انتظار معنا ندارد!


يک نگاه کمي نامهربان،


يک واژه ي کمي دور از انتظار،


يک لحظه فاصله...،


ميشکند بغضت را...

فرستنده : milad M.B.T



به عشق در يک نگاه اعتقاد ندارم ؛ اما . . .
به اينکه يه نفر در يک لحظه از چشمت بيافته شديداً معتقدم . . . !

فرستنده : milad M.B.T



بارون ، بوي نم دار ، شب بيدار ، ساز سيگار ، دود گيتار !
اين منم دوباره اين بار ! سيگار پشت سيگار . . .
چهره ات روي ديوار ، چشماي مات و نم دار ، بغض در گلو گرفتار !
دست به قلم بيدار ، ياد روز ديدار ، اسير و بيمار ، تو و شراب و گيتار . . .
دل زير آوار ، خسته و بيزار ، آه بسيار ، دنيا تيره و تار . . . !
سيگار پشت سيگار . . .

فرستنده : milad M.B.T



کشوي ميزم رو بيرون ميکشم.......
نگاهم ميوفته به عکست.......
چند ثانيه اي خيره ميشم به عکست........
ميرم توي فکر........
ياد روزاي اول آشنايي افتادم........
چه استرس شيريني داشتم.........
چند ثانيه ديگه ميگذره........
ياد قرارهاي اولمون ميوفتم..........
چه انرژيي داشتم اون روزا........
چند ثانيه ديگه ميگذره.........
قلبم درد ميگيره عرق ميکنم........
ياد قهر کردنات وناز کشيدن هاي من.......
چند ثانيه ديگه هم ميگذره........
ياد لحظه ي رفتنت ميوفتم........
که گفتي با اون خوشبختري و دوستش داري........
قلبم تير ميکشد..........
نگاهم را از عکست برميدارم.......
ميخواهم زنده بمانم تا خوشبختي ات را ببينم.......
اما.......
در اين جمله غرق ميشوم..........
با يک عکس و چند خاطره........
نميتوان زندگي کرد.........

فرستنده : milad M.B.T



آیا خدا برای بندگانش کافی نیست ؟؟
که مردم تو را از غیر خدا می ترسانند؟؟
و هرکس را خدا گمراه کند ، برای او هدایت کننده ای نیست ....

سوره زمر آیه 35

فرستنده : vine



نشسته ام ...
_کجا؟
کنار همان چاهی که تو برایم کندی....
عمق نامردیت را اندازه میگیرم

فرستنده : vine



دلتنگی مرض عجیبیست ... آدم را
آرام
آرام
نا آرام
میکند....

فرستنده : vine



گاهی ....
دلم تنگ می شود... برای حرف های معمولی....
برای حرف های ساده...
برای ((چه هوای خوبی))...
((دیشب شام چی خوردی؟))...
و
چقدر خسته ام از ((چرا)).... از((چگونه))...
خسته ام از سوالهای سخت پاسخهای پیچیده....
از کلمات سنگینو فکرهای عمیق
دلم تنگ میشود گاهی
برای یک (مهربانی)ساده
دو ((فنجان قهوه ی داغ))
سه ((روز)) تعطیلی زمستان
چهار *خنده ی * بلند
و
پنج ((دقیقه)) آرامش

فرستنده : دل آرام



امیرطاهای عزیز..
دلت از کاری که کردی لرزیده داداشم؟؟ جرا به این فکرنمیکنی که تو الان بهترین کارو کردی؟..بذار یه کم رک باشیم..آمیتیس الان دیگه ازدواج کرده این یعنی پایان همه چیز داداشم..این یعنی شروع یه دوره ی طولانی "درد" تو زندگی تو..به نظرم با اون سیلی این دوره تازه واست شروع شده پس دیگه با لرزیدن دلت راضی نشو به یه عشقی که خودش الان صاحب داره..بذار حرمتش واست بمونه تا آخر عمرت عزیزم..

فرستنده : لیندا



سلام بچه ها
این چند روز که ارسال مطالب بسته بود چند تا اتفاق خیلی خوب برام افتاد .
البته همه این اتفاقات قبل از دیدار غیر منتظره با آمیتیس بود .
اولیش ثبت نام کردم برای کارشناسی.دعام کنید بتونم قبول شم .
دومیش این که چند روز پیش با نگین (دخترعمم) همونی که خانوادم اصرار دارن باهاش ازدواج کنم صحبت کردم . هم اون به من ابراز علاقه کرد و هم من فهمیدم که دختر خوب و سالمیه.
در مورد خودمون در مورد درسمون در مورد همه چیز صحبت کردیم و نگین هم گفت که اگه بزارم درسشو ادامه بده دیگه مشکلی نداره .
فقط من در مورد 