میتیس بهش چیزی نگفتم . یعنی ترسیدم اگه بگم قبول نکنه .البته اون هم چیزی نپرسید . یعنی اصلا چیزی نمیدونه .
بچه ها میترسم اگه بعدا بفهمه ناراحت بشه . بفهمه و دیگه بهم اعتماد نداشته باشه . بی اعتمادی تو زندگی خیلی سخته .
بچه ها کمکم کنید من به جز شما کسی رو ندارم . سر دو راهی گیر کردم . از یه طرف میترسم اگه بهش بگم جوابش منفی بشه . از طرف دیگه میترسم بهش نگم و اون اتفاق ها بیوفته .
من به دو دلیل میخوام ازدواج کنم.هم میخوام آمیتیس رو فراموش کنم و هم کاری کنم پدر و مادرم بابت گذشته منو ببخشن .
آبجی رها ، کیان ، آتی ، لابستر ، هیلدا ، مهدی ، مهدیس ، مهران ، مسیحا و همه بچه های 4 جوک منتظر کمکتون هستم .
ببخشید اسم بعضی ها رو نبردم .
یا علی

فرستنده : taha



امیر طاها سلام
کاش عشق من مثل تو که آمیتیس رو می پرستی من و دوست داشت . من عاشقش بودم ولی تنهام گذاشت رفت . خدایا چرا ؟

فرستنده : آیسان



دلم از دست این دنیا غمگینه که صادق بودن اخر همینه دو رنگی و دو رویی کار ما نیست عجب عمری شده مهرو وفا نیست رفیقانم با رقیبانم نشستند نمک خورها نمکدان را شکستندخوشا روزی که دنیا مال ما بود رفیقی در پی دیدار ما بود

فرستنده : محمد



خیلی سخته ادم عاشق باشه و لی عشقش بهش بگه اجی و تو اونو داداش صدا کنی.
خیلی سخته تو تمام حرفاتو تو چشمات خلاصه کنی و توقع داشته باشی اون حرف چشمات رو ترجمه کنه غافل از اینکه فقط عشاق حرف چشمای همو میفهمن...
خیلی سخته وقتی به خودت بیای ببینی عشقت حلقه کس دیگه ای دستشه تو هر چقدر جلوش بال بال بزنی اون تورو نمیبینه...

فرستنده : tanhaaa



عجب دنیای مسخره ای شده...
دیگه از دخترو پسراش خستم
دخترای آهن پرست و پسرای مانکن پرست...
پس خدا پرستیمون چی شد...؟؟؟؟

فرستنده : darkness



کاش داستان منم بنویسن براتون؛سرتونو درد نمیارم بذارید ی چیکه از درد دلمو بگم تا بهتر شه حالم
من هیچوقت نه پیشش بودم و نه باهاش بیرون و نه هزار تا عکس و...،فقط حرف میزدیم از پشت تل با هم زندگی میکردیم.واسه همینه...
ما تو دوتا شهر بودیم،اولا ازش متنفر بودم کم کم،کم کم دلم اسیرش شد و عاش و... انقد دلبری کرد که دلمو به زانو درآورد.
برام میمرد،عاشقم بود.به همه گفته بود ولی انقد مغرور بود که به خودم نمیگفت بود
هروقت میخواست بترسوندم می گفت قهر میکنم میرما
کم کم جدی شد و بهونه و قهر ودعواهای الکی راه مینداخت و گریه و التماسای من و... باز میموند
..........و ی روز بدون هیچ حرف و دعوایی رفت و من حالا یه مردم
و فقط ی عکس و ی شماره و 5سال خاطره وزندگی

فرستنده : Raya



چند روزیس سیگارم دلم را میزندمیلی ندارم....
اما بی انصافیست انطور که تو ترکم کردی ترکش کنم
شاید دلی در سینه نحیفش با هر پک میتپد...
اما هیچ گاه سیگارم را ترک نخواهم کرد...
چون تنها چیزی که پام داره میسوزه

فرستنده : darkness
سلام به همتون که انقده با احساس و مهربونید
من شاید 3-4 روزه که اومدم اینجا و کم وبیش با شما ها و داستاناتون آشنا شدم
با اینکه وقتی پستاتونو میخونم از اول تا آخرش گریه می کنم فقط ولی خدارو هزار بار شکر می کنم
چون تا قبل این فک میکردم من تنهاترین و بدخن ترین آدم دنیام
(تنهایی و بدبختی ینی اینکه اونی که عاشقشی تنهات بذاره و تورو نخواد)

من داستان رها 21 و طاها ولابستر و مهدی %100مخ و D$D$Dرو دنبال کردم ولی آخرشم همشونو قاتی کردم
(ازبس که داخونم)،ولی همتون رو درک میکنم
ولی عاشق احساسات وحرفای قشنگ D$D$D ام،(اسمشم نمیدونم،فک کنم کیان).کلا مثل من میمونی وحشتناااااک
ولی با همه اینا حس می کنم من هنوزم با همتون فرق دارم
من بدبخت تریییینم

فرستنده : Raya



مادرم همیشه میگه زمان درمان همه مشکلاته...
درسته حرفی نیس ولی خاطراتت مث دستمالیس که غبار زمانو پاک میکنه...

فرستنده : darkness



سلام دوستای گلم
فدای دل شکسته و مهربون همتون,امیدوارم یه روزی برسه که از عمق ناراحتی های همتون کم بشه.
بچه ها من نذر دارم که هر جمعه سوره یس و صافات رو بخونم,آخه خدا خودش گفته هر کی این دوتا سوره رو تو روز جمعه بخونه,به خواسته ی دلش جواب میده.[امتحان کنین,خیلی آرومتون میکنه]
یکی از خواسته های دل من,آرامش همه شماست.
آجی رها,داداش کیان,داداش حبیب,داداش امیر طاها و داداش مهدی و بقیه دوستای گلم,تو دعاهام هستین به صورت ویژه.
راستی عید نزدیکه,خونه تکونی دل یادتون نره هاااا.
خیلی دوستتون دارم

فرستنده : sara//saboor



خدا به انسان می گوید:
شفایت می دهم,از این رو که آسیبت می رسانم
دوستت دارم,از این رو که مکافاتت میکنم
[دوستای گلم مطمئن باشید که خدا بیشتر از هر کس دیگه ای دوستتون داره.
فکر میکنم همین یه جمله کافیه که آدم کلی از درداشو فراموش کنه.]

فرستنده : sara//saboor



اولین ویژه محسن...
میدونید عشق یعنی چی؟؟؟ یعنی یک دختر با تمام حجب و حیا خاص خودش توی دانشگاه از یه پسر خوشش بیاد و یواشکی از پسر ه عکس بگیره...یعنی 1 ساعت روی صندلی بشینه تا کلاسه پسره تموم بشه و منتظر بشه تا عشقشو ببینه...یعنی وقتی خجالت پسر ه ریخت و رفت که باهم صحبت کنن زیر آلاچیق ها توی گرمای تابستاون یهووو یه پروانه ی خوشگل از بالا سر لیلی پرواز کنه و معشوقت هم یهو بترسه و تو نمیدونی باید بخندی یا به حرفات ادامه بدی...
بری تو مسجد نزدیک خونشون برای نماز و از ته دلت از خدا بخوای که یا شرایطش فراهم بشه یا اگه قسمت هم نیستید مهرش از دلت بیوفته...بعد از نماز هم پدر لیلی خانوم رو توی مسجد ببینی...
یا اجازه تون هر لایک=آرزوی خوشبختی همه جوونا...

فرستنده : آقا محسن



نوشته هایم را می خوانی…
و می گویی: چه زیبا! راستی…
دردهای آدم ها زیبایی دارد…؟!؟!؟!

فرستنده : ❁◕ ‿ ◕❁



اونیکه بیشتر عاشقه کمتر وفا میبینه"اونیکه کمتر وفا داره بیشتر محبت میبینه"اینه این دنیایی که همه عاشقشن!!!!!!!!!!!!!!

فرستنده : شکننده



چه دنیای ساکتی
دیگر تپش قلب ها غوغا نمیکنند...
بی گمان همگی شکسته اند...

فرستنده : Zi zI 69



سلام ابجی هیلدا تو یکی از پستهات خوندم که دکتری قبول شدی مبارکه. اما از همین الان گفته باشم اگه من چشمام ضعیف شدیا افسردگی بگیرم کاری به رشته ات ندارم باید خودت مداوام کنی البته (مهدی 100%مخ-امیرطاها- مهران-D$D$D-tandis-رها21-کیان-لابستر)باید هزینه ی معالجمو پرداخت کنند.به خدا وقتی پستهاتونو میخونم اینقد گریه میکنم چشمام پف میکنند وقرمز قرمز میشن تازه 24 ساعته فکرم پیش شماست افسردگی هم نگرفته باشم خوبه. حالا خود دانید که چطور هزینه هارو بین خودتون تقسیم میکنید من هشدار دادم!مخلص همتونم

فرستنده : شکننده



تنهايي قشنگ ترين و بي منت ترين حس دنياست... چون براي داشتنش نياز به هيچ كس نداري.... سلام بچه ها اين اولين پست منه دوستون دارم

فرستنده : sun girl



سلام به همگیتون...این اولین پستم تو قسمت تنهاییه ولی چند وقتی هست مطالبتونو می خونم.
آقا حبیب(لابستر)آقا کیان(D$D$D)آقا طاها و بقیه بچه های تنهایی همون کسایی که کوه دردن ولی بازم همه این سختیا رو تحمل می کنن.
همتون رو خیلی دوست دارم و امیدوارم یه روزی برسه که بیاین بگین بچه ها دیگ همه چی درست شد..
امیدوارم من رو هم از خودتون بدونید.

فرستنده : B@r@n



من میروم
باورکن که میروم
اما دلم برایت
مخصوصا به جهنم گفتن هایت تنگ میشود

فرستنده : روحی ظریف با زخمی مردانه



بعضی عشقها مثل قصه ابراهیمه
(باید همه چیزتو براش قربانی کنی)
بعضی عشقها مثل قصه مسیحه
(آخرش به صلیب کشیده میشی)
اما بیشتر عشقها مثل قصه موسی است
(تا یک کم دور میشی یه گوساله جاتو میگیره)

فرستنده : woowoo



عشق آن نیست که در اوج دوست داشتن وفادار بمانی
عشق ان است که...............
در اوج اختلاااف خیانت نکنی

فرستنده : روحی ظریف با زخمی مردانه



وقتی قرار باشد من بیقرار تو باشم و تو تنها قرار زندگی ام باشی...
از هر چیزی که قرار است غیر تو باشد،
خواهم گذشت...

فرستنده : tak setareh



گاهی مجبور میشوی بیخیال شوی تمام خواب های خوشی که برای خود دیده ای...

فرستنده : P.R.N



نمیدونم که بعد از تو کدوم اسم شکوه و حرمت ترانه هامه/کدوم حس و نگاه مهربونی دلیل خوب عاشقانه هامه/گذشتی از من و هرگز نگفتی چرا احساس و حرفم دل شکن شد/چرا با اونهمه رویای شیرین غم بی عشق مردن سهم من شد...

فرستنده : دنیا71



داداش امیر طاها سلام، خوبی؟
فکر میکنم خودت بهتر از هرکسی میدونی باید چیکار کنی، اینطور نیست؟
اینو یه جا خوندم قشنگه:
یادتان باشد
دلتنگ شدن
جزیی از فرایند فراموشی است
مگذارید احساس دلتنگی
شما را به آغوش کسی برگرداند
که می دانید با او آینده ای ندارید!!!!
میدونم نمیشه فراموشش کرد، میدونم اون اومده سراغت اما نذار کاری رو که یکبار با تو و زندگیت کرد اینبارم بکنه
نمیخوام ازش بد بگم، نه ، اما بعضی راها یه طرفه ان، بعضی اشتباهات جبران ناپذیر
ما به جایی از زندگی رسیدیم که دیگه فرصت اشتباه کردن نداریم
موفق باشی داداشم

فرستنده : Hilda



خداحافظ اگه طاقت بیارم/تو ک میدونی از من برنمیاد/سلام آخرم هم مهرلب هام/دلم اما خداحافظ نمیخواد/خداحافظ کسی که از تو دورم/برای اولین و آخرین بار/سلام ای یادگار عشق خاموش/سلام ای قاب عکس روی دیوار...

فرستنده : دنیا71



حالا که تمام راه را امده ام...
حالا که تا تو هیچ نمانده...
چقدر خدا دیر یادش امده که ما قسمت هم نیستیم...

فرستنده : tak setareh



تنهایی یعنی
هنوز چندساعت نشده ممنوعیت ارسالو برداشتن اما بخش تنهایی دوصفحه آپ شده در حالی که مابقی بخشا یه صفحه هم نشده
سلامتی دوستان تنهایی که اگه تمام دنیا هم لایکشون کنه بازم تنهان!

فرستنده : Hilda



نیمه شبی من خواهم رفت ، از دنیائی که مال من نیست

از زمینی که بیهوده مرا بدان بسته اند . . .

فرستنده : غم



سلام به دوستای نازنینم . امید وارم من رو هم به خواهری قبول کنید و به جمع شیرینتون راه بدید . از وقتی اومدم تو این سایت دیگه احساسه تنهایی نمی کنم آخه کی با داشتنه این همه خواهر و برادر تنهاست؟
منم چند وقته اسیر نامردیه این روزگار شدمو عشقمو از دست دادم ولی از وقتی متن های شمارو می خونم آروم می شمو دردامو یادم می ره
دوستون دارم

فرستنده : niloooo



صدف ...مخصوصهmehdi%100mokh
ترووووووووخدا گريه نكننننننن !!!!!صدف گريش ميگيره!!!!!!!!!!

فرستنده : sadaf



یکی از لدت هایی که تا حالا نبوده اینه که وقتی دارم میرم سفر یکی باشه که بگه مواظب خودت باش زود زود برگرد چون یکی اینجا انتظارتو میکشه ...فقط همین ن ن ن .....

فرستنده : بارون



زندگی آروم و بر وفق مراد نیست ...
اما همچنان ادامه داره.............

فرستنده : fatemehf3



بهم قول داده بود که هیچ وقت تنهام نذاره،قولامون قول بود،جرات نداشتیم زیرش بزنیم.
یه شب بهم گفت:دیگه نیخوام باهت باشم.
گفتم:به همین راحتی؟ما به هم قول دادیم
گفت:حتی از اینم راحت تر
داشتم ازش خواهش میکردم تنهام نذاره،واقعا عاشقش بودم،دوسش داشتم،اونم میگفت که دوسم داره حتی میخواستم به مامانم بگم که بریم خواستگاری.
نه من نه اون تو نخ الافی و هرزگی نبودیم
وقتی با هم اشنا شدیم با خودم گفتم چه زن پاکی،این همونیه که میخوام،فک میکردم تو کل زنا تکه!
بهش التماس کردم
گفت:دیگه نه بهم اس بده نه زنگ بزن بای!
شب تا اذان صب داشتم گریه میکردم.
رفت و دیگه برنگشت،دلم پیشش جا مونده.
شبی که این اتفاق افتاد شب قبل تولدم بود،با خودم گفتم باید فراموشش کنم میگفتم خانوادم بیشتر از همه دوسم دارن ول هیچکس تولدمو تبریک نگفت،هچ کس یادش نبود.
الان فهمیدم شما وقتی میگین عشقتون تنهاتون گذاشتو رفت ینی چی،تا حالا درک نمیکردم.
با خودم گفتم تنها جایی که میتونم درد دلمو بگم و چن نفر بخوننو حداقل یکم باهام همدردی کنن،اینجاس.
شرمندتونم اگه طولانی شد عذر میخوام
دوستون دارم
راستی من عضو جدید نیستم،شاید قبلا پستامو خونده باشید، من "همونیم که نمیدونی کیم" هستم،اسممو عوض کردم

فرستنده : فرستنده



چی میشد تمام عشق ها دو طرفه بود هان؟ دنیا طوری شده که تو اونو میخوای اون یکی دیگرو میخواد بعد یکی دیگه تو رو میخواد ای خداااا کاش اصلا عاشقش نمیشدم

فرستنده : sharo16



صدف......
اي ي ي ي ي خددداااااااا
خسته شدم از اين روزاي تكراري .چرا تموم نميشهههههههههه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

فرستنده : sadaf



بازم شب و بارون ...
ميزنم بيرون ...
تو خيابون ...
حيرون و سرگردون ...
عاشق و ويرون ...
زير بارون ...

فرستنده : AR m IN



واسه‌ت چند تا شمع روی میز روشنه.. کنارش یه شاخه رز صورتی
یکم اونطرف‌تر منم که میخواد.. تورو داشته باشم به هرقیمتی
پس پنجره فصل پائیزیه.. داره دست تکون میده ابرسیاه
هوا سردو غمگین و بارونیه.. درست مثل من توی این لحظه‌ها
نمیدونی دلتنگی خیلی بده.. نمیخوام ازت دوربشم بیش ازین
بیا بگذر از این همه فاصله.. بیا ساعتی پیش قلبم بشین
کنارم بشین با تو حالم خوشه.. بذار عطر تو باشه تو این فضا
بذار اون رز صورتی تازه شه.. بذار که جدایی بشه روسیا

فرستنده : دلکنده



نـِمیـבآنـَـم چـِشمآنـَتـــــــ

بـآمــَـטּ چـِـہ میـکــُنـב

وَقـتــے‌ کــِہ نـِـگاهَـــم میکـُنے‌

چـِنـآטּ בِلـــَ ـم اَز شِیطَنَتـــــــ نِگــآهَـت

میلَـــــرزَב...!


ڪـِـہ حِـــس میکـُنـَـــم چـِقـَــــבر زیـبـآستــــ


فــَــدا شـُـدטּ بـــَـراے‌ چــِشـم هـآیـے‌ڪـِـہ

تـَـمــــــآمבُنیــآستـــــ..

فرستنده : ‏مرمری خانم‏*الهه ناز‏‏



سیگار های بهمنت را دوست دارم
بوی بد پیراهنت را دوست دارم
گفتند:دیوانه ندیدی؟زن گرفته...
دیوانه ام حتی زنت را دوست دارم.....

فرستنده : man& gitar-to& sigar**



این اهنگ قشنگو میخوام تقدیم کنم به بچه های عزیز بخش تنهایی مخصوصا لایستر.مهدی 100%مخ.طاها.داداش کیان و بقیه ی دوستای گلم. دوستون دارم
پر از تنهاییم ای کاش بودی
که داره زندگیم از دست میره
یه آهنگی گذاشتم که میدونم
اگه گوشش کنی گریت میگیره
صدام از گریه ی دیشب گرفته
چه بارونی چه احساسی چه حالی
با اشکام باز مهمونی گرفتم
همه چی هست فقط جای تو خالی
دارم دنبال عکسامون میگردم
همونا که لب دریا گرفتیم
اگه ما سهم هم دیگه نبودیم
چرا توی دل هم جا گرفتیم؟
چه معصومانه افتادی تو این عکس
چه لبخند نجیبی رو لباته
تو میخندی و من گریم گرفته
چقدر این خونه تشنه ی صداته
تو یادت رفته وقتی گریه دارم
برای اشکای من شونه باشی
تو یادت رفته باید خونه باشی
باید پیش منه دیوونه باشی
نگو خونه بگو دیوار بی در
که سرتا پاشو خاموشی گرفته
مگه من توی تقدیرت نبودم
شاید دنیا فراموشی گرفته... پویا بیاتی (جای تو خالی)

فرستنده : sanaz71



غم هایی که چشم ها را خیس نمی کنند.....
به «استخوان» رسیده اند......

لایک=خیلی تنهام....

فرستنده : رفت......



می گفتند «سختی ها نمک زندگی است»....
اما چرا کسی نمی فهمد «نمک»برای من که خاطراتم زخمی ست شور نیست......
مزه ی درد می دهد!!!!!

فرستنده : رفت......



داداش امیر طاها پستتو خوندم.....
خیلی بهش فکر کردم ولی چون شما یه پسری شاید نتونی آمیتیس رو درک کنی
ما دخترا اگه زیاد رو حرف پدر و مادرامون حرف بزنیم به زور شوهرمون میدن ما مثل شما پسرا راحت نیستیم که اگه نخوایم تا آخر عمر ازدواج نکنیم.یه لحظه خودتو بزار جای آمیتیس شاید واقعا مجبور شده باهاش ازدواج کنه. پس ازش دلخور نباش داداشی. ولی اونم وقتی با شوهرش خوشبخته نباید میومد و تورو ناراحت میکرد.....

فرستنده : رفت......



یادمه یه شب دیدم دلش گرفته ...
گفتم وا چت شده عزیزم؟؟؟
گفت:هیچی
خلاصه با کلی اصرار گفت
گفتش دلم میخواد برم مشهد تو حرم بشینم فقط گریه کنم و اشک بریزم که خدا تو رو بهم بده
از خدا بخوام مال هم بشیم
منم همون موقع نذر کردم اگه خدا خواست و مال هم شدیم اسم پسرم بذارم رضا
ولی الان......................شنیدم اسم پسرش میخواد بذاره مهرداد

فرستنده : yeghol 2 ghol



درجواب اقای طاهای گل بایدبگم که دیگه بهش فکرنکن چون فقط خودتونابودمیکنی همونطورکه خودت گفتی اون دیگه مال تونیست واگه واقعاتورومیخواست نمیرفت بایه پولدارازدواج کنه ومثل توقیدخیلی چیزارومیزد.پس بروزندگی جدیدی رواغازکن البته باامیدبه خدا.serveh

فرستنده : sirwe



خیلی سخته همه دوستات بهت بگن میدونی دیونه اون دیگه تو رو
د و س ت*ن د ا ا ا ا ا ا ر ه
اینو بفهم...
اینو درک کن...
اون اگه دوست داشت که تنهات نمیذاشت،میذاشت؟
بعد تو توی خودت بشکنی چون که نمیتونی ثابت کتی این همونی هست که:
یه روزی....
یه جایی....
دستش گذاشت رو کیج گاه سرت گفت که دیوونه دوست دارم میفهمی؟
همونی هست که بهت میگفت تو نباشی میخوام دنیا نباشه...
همونی که شبا تا بوسش نمیکردی خوابش نمیبرد ...
همونی که قسم خورد هیچوقت تنهات نذاره...
سخته این چیزا رو بشنوی و نتونی ثابت کنی

فرستنده : yeghol 2 ghol



کاش خوشبختی هم مثل مرگ حق بود......

فرستنده : رفت......



درجواب اون اقاپسرکه رمزش53089است میخوام بگم که شب سختیوگذروندی ولی همونطورکه خودت گفتی اون دیگه مال تونیست وبایدفراموشش کنی اون اگه واقعادوستداشت مثل توجلوی پدرومادرش یاهرکس دیگه ای می ایستاد ولی پولوبه همه چی ترجیح داده.پس باامیدخدایه زندگیه جدیدوشروع کن

فرستنده : sirwe



اگه طرفم رو با کسی ببینم ناراحت نمیشم میدونید چرا؟
.
.
.
.
.
آخه مامان از بچگیم بهم یاد داد که حتی بهترین چیزام رو به بقیه بدم
:(

فرستنده : yeghol 2 ghol



سلام داداش امیر طاها!خوبی؟
من کمتر ازینم که بخوام نصیحتت کنم ولی چون پیگیر پستات بودم طاقت نیاوردم حرفی نزنم!:(((((
داداشم شما تازه زندگی جدیدتو شروع کردی میدونم داری از عشقش دیوونه میشی ولی اون دیگه مال شما نیست مال قسمت یکی دیگه شده!!ادامه رابطتوت 2تا خانواده رو از هم میپاشه،یکی خانواده ی خوتون که تازه رو به راه شده یکی زنگی اون خانوم!پس بذار آروم آروم این عشق سرد شه؟
ممنون که خوندی:))))))))

فرستنده : میم مثل...



سلام داداش خوبم امیرطاها درکت میکنم میدونم که چی کشیدی ولی خودتو ناراحت نکن اون سیلی که زدی ضمیرناخود اگاهت بوده اینقد دوستش داری که خواستی بخاطرت خودشو نارحت نکنه داداش خوبم زیاد بهش فکر نکن خدانکنه انشاالله همیشه سلامت باشی بااون دستهات پستهای قشنگ و خبرهای خوش بهمون بدی. برات آرزوی سربلندی وموفقیت میکنم

فرستنده : شکننده



سلام دوست عزیزاقا طاها:
پست جدیدتونو خوندم والبته از مدت ها قبل پستا تونو خونه وبودمو وکم وبیش از جریان باخبرم.داداشم من شاید حس تو رو درست درک نکنم ولی حس اون خانومودرک میکنم.بعضی وقتا تو یه شرایطی قرار میگیری که بدون اینکه بخای انتخاب میکنی من خودم تو این شرایط بودم.ولی دوستم ازت خواهش میکنم خودتو درگیرش نکن چون اگه تو این شرایط بهم برگردین اوضاع واسه هردوتاتون خیلی سخت میشه.دوتایی تون زندگی رو میبازیدتا جایی که میتونی ازش دور باش واسه هر دوتون بهتره.بعضی وقتا ادم بین بدو بدتر باید بدوانتخاب کنه.
همه چیرو دست خدا بسپار تو از اینده خبر نداری از خدا بخواه اون بهت میده...

فرستنده : نرمین....



خیلی سخته از کسی که دلش میخواد واسه همه باشه
و عام باشه ...
بخوای که فقط واسه تو باشه و خاص باشه ...

فرستنده : alikhal le



آخر درده گوشیشو بگیریو برنامه بلک لیست براش نصب کنی تا شماره مزاحماشو توش بزاره ...
اونوخ اولین شماره ای که میره توش شماره خودته ...

فرستنده : alikhal le



واسه داش حبيب گلم:
شايد اسممو اصن نديده باشي ولي خيلي وخته ميام كم پست ميذارم ولي همه پستاتو ميخونم عاشق عاشقونه هاتم ميرم كلاس كنكور امروز سركلاس ديف،دادم نوشته هات تو قسمت عاشقونه رو دوستم خوند تااخر زنگ نميتونس جلو اشكشو بگيره نوشت هات حرف دل مام هستن خلاصه ما خيلي قبولت داريم
يا حق

فرستنده : شــــيــــمــــا



آفتاب برما نتاب که ما دل شکسته ایم/ما دل شکستگان همه یک جا نشسته ایم/کاری نکرده ایم کسی را نکشته ایم/خاکستریم که بر رخ آتش نشسته ایم

فرستنده : شکننده



حرف هایم...
دلخوری هایم...
دلتنگی هایم...
و تمام اشک های من بماند برای بعد...
تنها تو به من بگو:
با او چه میگذرد که با من نمی گذشت....؟؟؟؟

فرستنده : LILY



کسی در صبوری من،
اشتیاق کشتن خویش و انهدام وجود مرا نمی بیند

فرستنده : fatemeh tanha



اینجا صدای پا زیاد می شنوم
اما هیچکدام تو نیستی!!!!
"دلم" خوش کرد خودش را به این فکر که شاید "پابرهنه" بیایی!!!

فرستنده : LILY



سلام دوستای هم دردم...........دیروز اینجا رو دیدم....تاصبح متنای همتونو خوندمو گریه کردن............خیلی سخته عشق آدم بره از زندگیش..........درد سنگینیه من که دوماه از پا افتادم حتی دانشگاهم نرفتم........کاش اونام درد مارو می فهمیدن تا انقدر راحت نمی رفتن

فرستنده : mahsa tanha



بچه ها یه خواهش دارم اگه میشه از این به بعد به جای طاها اسم کامل منو بگید .
خیلی دوست دارم منو امیرطاها صدا کنن ولی کسی صدام نمیکنه . میگن طولانی میشه .
البته آبجی رها شما همون طاها صدا کن .
هر کی هم که براش سخت بود همون طاها صدام کنه . همتون رو دوست دارم .
داداش امیر طاها

فرستنده : taha



وقتــی کســی می گویــد خوبی؟!
نگـــــو “مـــمـنـون”
نگـــــو “خوبـــــــم”
نگـــــو “بهتــــــرم”
فقـــط یک جـــوری بگـــــو “مــــرسی”
که طرف بدانــد سئـــوال احمقـــانه ای پرســـیده!!!….

فرستنده : Gol bahar21



گــــناهانـم را دو