ه مــیـــشـــد گـــوشـــیـــش روشـــن بــود ولـــی بـــی دلــیـــل جــواب نــمـــیـــداد
از مـــن اصـــرار و پــیـــامــو زنـــگ ولـــی تـــنـــهـــا جــوابـــی کــــه مـــیـــداد ایـــن بـــود کـــه
بـــبـــیـــن حـــوصـــلـــه نـــدارم ولـــم کـــن......
اخـــه حـــنـــای منـــو ایـــن حـــرفـــا؟؟؟؟ شـــکککک کـــردمــــ بـــهـــش ؟؟؟
قـــســـمــش دادم مخـــشــو زدم بـــه زور بـــه حــــرف اومـــد... مــیدونــیـــد کـــی بــود و چــی گــفــت؟؟؟
دخـــتــر دایــیــش بــود.....
گــفـــت : حــنــا خــیــلی وقـــت بــود قـــلــبــش نـــاراحـــتـــه دیـــروزعـــمــلــش کـــردن بـــیــمــارســــــتــان مــیــلاد...
(( تـــا شـــنـــیــدم انـــگـــار یـــه پـــارچ آب یـــخ ریـــخــتــن رو ســـرم.... داغــون شــــدم...))
مـــن : مممممــریــــض بــوده!!!! عـــعععمــلــش کــردن؟؟؟؟ چـــی داری مـــیـگـی؟خــودش کــجــاست؟؟
اصــلا گــوشــیــش دســت تـــو چــیــکــار مــیــکــنه؟؟؟؟
(( اول قـــَـســَـمـَـم داد کــه بــهــش چــیــزی نــگــم بـــعد .....))
گـــفـــت : بـــهــت نــگــفـــتــه تــا نـــاراحــتــت نـــکـــنــه... گــوشــیــشــم داده دســت مــن کـــه
مــثــلا جــای اون بــهــت اس بــدم شــک نــگــنــی،، امـــشــب گــوشــی رو مــیــرســونــم بـــهــش
قــَـســَمـِــت یـــادتـــ نـــره....
//////// شـــــبــــــ /////////
نـَـــفـَـــسـَـم : شـــلام عـــزیــزم خـــوفـــی ؟ خــبــری نــی ازت بــا وفـــا؟؟؟؟
مـــن فــقــط گــریـــه کـــردم،،،،فــهـــمـــیـــد ... خــیـــلــی فــداکــار و دوســـت داشــتــنــی بـــود...
(( ایـــشـــاا... کـــه دخــتــر دایــیــش رضــوان خــانــم حــلالـــم کـــنـــه..... ))
لــایــک = مـــرامـــ کـُـــشــِـت کـــرد مــســیــحــا .....

فرستنده : مسیــحا G1.Killer



" ویــــژه مــســـیـــحـــا "
یـــادش بــخــیـــر....
قـــــربـــونـــش بـــرم.....
واســـه خـــاطـــر مـــن از بـــابـــاشـــم کـــتـــک خـــورده بـــود ولـــی
هـــیـــچـــی بـــه مـــن نـــگـــفـــت تـــا نــا راحـــت نـــشـــم.....
بـــســـوزه پـــدر ایـــن غـــرورِ لـــعـــنـــتــی کـــه هـــمــه چـــیــزمــو ازم گــرفـــتــــ ...
لــایــــک = هـــمــدردی

فرستنده : مسیــحا G1.Killer



اين روزها در خودم دنبال کليک راست ميگردم تا از خودم کپي بگيرم و کنار خودم پيست کنم شايد از اين تنهايي خلاص شوم ..............

فرستنده : herblove



بچه ها 2ماهه دارم تمرین میکنم که دیگخ اسمشوحتی روجلدکتابمم ننویسم 2ماه ازترس غرورم همش گفتم لایقم نبود به درک که رفته
هی سعی کردم جایگزینش کنم حتی بارانندگی بخدافکمیکردم تونستم
اما
امروزوقتی وارددانشگاه شدم دیدم نه فکروخیال بوده نتونستم هنوزم لحظه هایی که بودعذابم میده
صدبارتویاهومن چراغشوروشن دیدم سلام دادم بی جواب موندم هزارتا بدوبیراه گفتم به خودم به عشقم
الان حاضرم هست ونیستموبدم فقط یه بارببینم چراغش روشنه یعنی خوبه
خیلی دلم تنگه براش
هنوزم پله های دانشکده بوی ادکلنشوداره باوجوداینکه دیگه رفته ازاونجا
خیلی کم اوردم خیلی دوست داشتم عشق او...................
لایک=متنفرم ازخاطره هاش

فرستنده : دلکنده



امروز نبودی ، اما خیلی چیزها بود ! من بودم ، باران بود ، چتر بود ، بغض بود و اینکه همراه همیشگی ام هم بود ! “جای خالیت را می گویم”

فرستنده : Mehran & A



چرا شدی دوباره خیره به ساعت...
پاشـو بـرو عـزیـزم بـا خیـال راحت...
نمیگم هیجا که چجوری بهم کردی خیانت...
بـــــــــــــــــــه سلامـــــــــــــــــــــت
ولـــی بهــــت کـــــردم عــــــادت...

فرستنده : MiladEH17



پست ویژه( MEHDI-DISS LOVE)
************************
شاید یه کسی شبا برای اینکه خواب تورو ببینه
به خدا التماس می کنه!!
شاید یه کسی به محض دیدن تو دستاش یخ می کنه و تپش قلبش مرتب بیشتر می شه!!!
مطمئن باش یه کسی شبا به خاطر تو ؛
تو دریایی از اشک می خوابه !!!!
ولی تو اونو نمی بینی ....

فرستنده : MEHDI



مخصوص "لابستر"
داش حبيب تو پايين شهري و عشقت رفت, عوضش رفيقات هستن!
اگه جاي من بودي كه نرديك ترين رفيقت مخ عشقت رو بزنه
, اونموقع چيكار ميكردي؟
ها؟
بگو؟
اگه دوتايي جلو چشمات همديگه رو بوس ميكردن و يه لبخند بهت نشون ميدادن چي؟
اگه دختره بعد 4 سال بهت ميگفت تقصير خودته كه عاشقم شدي چي؟
ها؟
اي خدااااااااااااااااااا....

فرستنده : Ninja



تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد
و من مرغی که از عشقت فقط بی تاب و حیرانم
تمام آرزوهایم زمانی سبز میگردد که
تو یک شب بگویی دوستم داری تو میدانم
تو میدانی غروب آخر شعرم پر از آرامش دریاست
و من امشب قسم خوردم تو را هرگز نرنجانم

فرستنده : قلب سنگی



تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسیرت شد قسم بر شب نمیدانم

فرستنده : قلب سنگی



آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟

فرستنده : دخترشرقی



برای من برعکس همتونم:
تصور کن
3روز نخوابیدی ب خاطر کارت
بعد 3 روز میری بخوابی ولی چون 3 روزه نرفتی سر قبرش نتونی بخوابی.
ساعت 3 نصفه شب میری بهشت زهرا بنده خدا نگهبان که تا حالا هیچکسی رو این وقت شب ندیده میدوه پیشت ولی تورو که میشناسه خیالش راحت میشه چون اینقدر دیدتت که براش آشنایی
عاشق نشدی که بدونی چه حالیه وقتی دلت براش تنگ میشه به جای اینکه بری ببینیش بری سر قبرش

فرستنده : mehran



سلام به خواهرا وبرادرای گلم
خوبید
رهها جان تولدت مبارک و بعدش اینکه کجا میخوای بری من به امید شما و اینکه تنها نیستم موندم تو این دنیا حالا تو میخوای بری؟
کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منتظر پستتم عزیز

فرستنده : mehran



گاهی فقط باید؛
سیگاری بگذاری روی لب هایت
یقه های پالتو ات را بدهی بالا
دستهایت را بکنی در جیبت و
بروی

فرستنده : «------•}I|[امير دانشور]|I{•------»



الهی خودم تنها غمو غصه هاتون رو پر پر کنم داداشا وآبجی های گلم!!!چرا اینقدر ناراحت؟چرا اینقدر نا امید؟؟؟؟؟از اون بالا سری یادتون رفته؟؟؟؟؟؟
به جون خودم میام اینجا تا 2ساعت بعدش گریه میکنم طاقت ناراحتیتون رو ندارم:(((((((
بچه ها درسته یه مدت با یکی احساس خوشبختی کردین اما اینو باور کنین خدا خودش جفتتون رو کنار گذاشته یکی که آرام زندگیتونه یکی که باهاش به عرش میرسین!!!!پس پوست کلفت باشین؟؟چراخودتون روباختین؟؟؟یا علی بگین بلند شین؟؟

فرستنده : میم مثل... 


همنشین حرف دلم/یه مشتی عکس و کاغذن
چقدر بهت گفتم نرو/به این زودیاجا نزن
یادگاری از تو برام /چیزی نبود جز یه شکست
به چشم نیومد عشق من/ از وقتی اون به دل نشست

فرستنده : میرزایی*کمیجان



بچه ها من به هیچ کدوم از دوستام اسم عشقمو نمی گفتم خب برام یه حرمت خاصی داشتش اسمش نه ها خودش...
خودش از اسمش بدش میومد ولی من عاشق اسمش بودم
(دل آرام) من همیشه دلا صداش می کردم
الآن می خوام بهش بگم احسانم پسر خوبیه.
تو عشقم بودی اون رفیقم
از جفتتون متنفرم چون خیانت کردید اما براتون آرزوی خوشبختی دارم
دوست ندارم روزایی که من الآن دارمو یروز احسان داشته باشه
آخه درد بدیه خیلی زجر آوره
از تهه قلبم آرزوی موفقیت دارم برای جفتتون تو همه مراحل زندگی
دیدی خیانت چ طعمی داشت؟؟؟
دلا بعضی مزه ها رو یبار چشیدن کفایت می کنه
مبادا به احسان خیانت کنی یبار مزشو تست کردی دیگه بسه
نذار مزه دردی که من الآن دارم می چشمو احسان بچشه

فرستنده : MEHDI>>>100%MOKH



اکنون که تو با دیگری رفته ای... من اینجا به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به مرگ نزدیکتر میشوم واین تمام زندگی من است.....سلام بچه ها من بهنام تنهایی از همدان هستم وتازه به جمع شما پیوستم پیام هاتون خیلی عالی هستن.....

فرستنده : منوتنهایی باهم شماهمتون



" برای عزیز "
شاید امروز نه
اما سرانجام
همه چیز درست خواهد شد...
من در انتظارت خواهم ماند

فرستنده : AnGeL



سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام تمام خانوماوآقايون تنهايييييييييييي.......
دوستاي گلم داشتم بازدلنوشته هاتون ميخوندم يه فكري اومدتوسرم
بيايين همه باهم يعني همه ها آقامهدي مخ ' رها' ساناز ' طاها' .............................
بياين شب چارشنبه سوري روي حياط خونمون نفري يه ترقه سيگاري بتركونيم
براي كوري چشم حسودا واون بي لياقتا كه بگيم كوري چشمتون ما هستيم وميمانيم پررنگتر وپرصداترازقبل . بياين يه ساعت مشخص كنيم وبتركونيم باشهههههه؟؟؟؟
پس ديگه هماهنگ كنيم
لايك==========موافقم

فرستنده : AsA
مجرم منم که زندگیت کنار من تباه شد
عذاب تو برای من شبیه یک گناه شد
منو ببخش مقصرم
دوباره اشتباه شد
از این احساس بیزاری با این دیوونه درگیری
دارم از دست می‌رم چون داری از دست من میری
در و دیوار این خونه به گریه متکی می‌شه
من و این خونه حرفامون داره با هم یکی میشه

فرستنده : amin



شک ندارم ولنتاین امسالتم بی من
دفتر خاطراتت نوشته بود تو رو بازی دادم
و تو دنبال عشقی و توی هر خط دوستت دارم اغراق نوشتی
حالا که رفتی خاطراتت مثل سیگار می‌مونه
که دود میشه تو این ذهنت بیمار می‌مونه
خودت و خسته نکن پاره میشه هرچی که میدوزی
دیگه رابطه ای نیست عشق کوکیه دیروزی

فرستنده : amin



دست خودم نبود ولی زیادی عاشقت شدم
من روانیو ببخش اگه مزاحمت شدم
رفتی دلم نمیومد به رفتنت خیره بشم
نشد به زخمی این دلم دوباره انگیزه بدم
سر به سر دلم نزار ، نزار بفهمه بی‌کسم
گفته بودی کنار تو به هرچی می‌خوام می‌رسم
گفته بودم فردا رو با دستای گرمت می‌سازم
حالا دارم دنیامو به نگاه سردت می‌بازم

فرستنده : amin



روی من شرط ببند! تمام ِدلها را رد کرده ام ! چشم بسته این قمار را می بَرم… دوست داشتن “تـــو” بی دل است…!

فرستنده : راپونزل



و همواره
گونه هایم را با آرزوی آمدنت آبیاری خواهم کرد…
خدا را چه دیدی، شاید سبز شدی…!

فرستنده : راپونزل



نمی دونم چرا ولی چند روزه که میام پستهای دلکنده رو نمی بینم
نمی دونم شایدم قسمت تنهایی دیگه نمیاد
امیدوارم هرجا هستی خوب باشی فقط بیا و با یه پست جدید خوشحالم کن

فرستنده : MEHDI>>>100%MOKH



یه گله کوچولو از یکی از دوستام دارم
دوست من (بله):
چرا اون حرفا رو زدی؟ کی میگه تنهایی؟ به تعداد لایک هایی که پستات میخوره اینجا هم درد داری. خواهر و برادر داری.
دیگه نزنی از اون حرفا که خیلی دلم میگیره.اینجا همه پشتتیم و اماده واسه شنیدن حرفا و درد دلات.

فرستنده : raha21



دوستای گلم اگه گفتم دیگه پست نمیذارم فقط بخاطر اینه که بیشتر از این با نوشته هام ناراحتتون نکنم. بخدا فقط نمیخوام یکیتون با خوندن پستام ناراحت شین.
راستی یه تصمیم جدی گرفتم دیگه به هیچ وجه نه جواب زنگاشو میدم نه جواب اس هاشو فقط بخاطر شما

فرستنده : raha21



^^^چی شد که عاشقش شدم؟^^^
...خودمم که فکر میکنم میبینم ماجرای من شاید عین قصه ها و فیلما بنظر بیاد...اواخر ترم اول بود که در اثر نمک ریختنای زیادم بچه ها منو نماینده کلاس کردن.منِ بی شعورِ احمق هنوز تو کتم نرفته بود که نمیتونم توجه "بهار"و جلب کنم.گاها با مزه هایی که میپروندم کلاس میرفت رو هوا...نامرد پوزخندم نمیزد:(نه که دختر ساکت و گوشه گیری باشه...اصلا...دیده بودم که تو جمع دخترا میگفت و میخندید...دیده بودم رو لپاش چال میفته...با خودم گفتم حتما با من لج کرده منم لجم گرفت...امتحانا شروع شد بعنوان نماینده شماره موبایل همه رو داشتم که در صورت تغییرات احتمالی زمان امتحانا بهشون خبر بدم...و من یه کار خیلی وحشتناک کردم...و بهار ترم اول تو درس فیزیک 1 (3 واحد) صفر گرفت...

فرستنده : مهندسِ مملکت



چه شبهایی با رویای تو خوابیدم ... نفهمیدی
چه شبهایی که اسم تو رو لبهام بود ... نمیشنیدی

چه شبهایی که اشکامو به تنهایی نشون دادم
از عمق فاصله واسه تو آروم دست تکون دادم

چه شبهایی با شبگردی شبو تا صبح میبردم
نبودی ماه جون میداد ... نبودی بی تو میمردم

چه شبهایی دعا کردم یکم این فاصله کم شه
یه بار دیگه نگاه من تو رویاهات میسر شه

توی این خونه یخ میبست تن سرد سکوت من
چقدر جای تو خالی بود ... چه شبهای بدی بودن

گذشتن عمرمو بردن ... حالا من موندمو حسرت
چقدر بی رحمه این دنیا ... به این تقدیر بد لعنت ... !

فرستنده : سرداركيان



بگذآر سُ _ ک _ و _ تـ قآنون زندگی مَن بآشد...
وَقتی وآژِه هآ دَرد رآ نِمی فَهمند....
سکوتـــــــــــــ ....
و دیگر هیچ نمی گویم ....!
که این بزرگترین اعتراض دل من استـــــــــ ـ
سکوت را دوستـــــــــ دارم
به خاطر ابهت بی پایانشــــــ

فرستنده : سرداركيان



$¥ویژهtalatom$¥

کاش
ای کاش
فقط
اون یه نفر بود که وقتی
‏"بغض‏"‏ میکردم!‏
بغلم میکرد و میگفت:
گریه کنی میکشمتا!!‏

فرستنده : Talatom22



روی کفنم بنویسید
موریانه ها
زهرمارتان
این تن که میخورید
حسرت شیرین بود
که خاک به آغوش کشید!‏

فرستنده : Talatom22



سلام کیان خان و سلام اقا حبیب. من فاطمه هستم.نزدیک 2ساله ب همکلاسیم علاقه دارم. ترم اخریه ک دانشجوی دانشگاهمونه.(خیلی دوسش دارم و عشق اولمه).1سال فقط احوال پرسی بود و نگاه از طرف اون.اخر سر مجبووور شد پاپیش بذاره اما حرفی از علاقه نزده.8ماهه باهم راحتر شدیم از خودش و خانوادش میگه.وقتی دوتایی هستیم خیلی خوب حرف میزنه و شوخی میکنه اما وقتی کسی هست پیشمون اصلا تحویلم نمیگیره ولی بازم با نگاهش حواسش بم هست.تو 1سالی ک فقط احوالپرسی بود خیلیا گفتن شمارشو پیدا کن و از علاقه ات بگو اما زیر بار نرفتم.حاضر بودم از دست بدمش اما تن به خواری و منت کشی از 1پسر ندم.بله هنوز هستن دخترایی ک واسه دل خودشونم شده هر کاری نمیکنن.شاید بگین اشتباه کردی 2سال اومدی تا اینجا بدون اینکه ابراز علاقه کنه اما من دارم با خوابای حضرت علی تو این 2سال زندگی میکنم چون تو خواب بم گفته شد اگه میخوای حاجتت براورده شه بگو یاعلی.باور کنید 15بار خواب این ذکرو دیدم.بله من ب برکت ذکر یاعلی کارم بهتر پیش رفته.اصل مطلبی ک میخوام بگم اینه: شما پسری و اگه ب دختر مورد علاقه ات حرف دلتو بگی مسئله ای نی ولی من چی ک دخترم و باید منتظر باشم ببینم چی میشه.خیلی سخته ب خاطر دختر بودن نمیتونم کسیو ک دوست دارم ب دست بیارم تا مجبور نشم یه کی دیگه رو تحمل کنم.ب نظرتون این درداور نیست؟ اگه بره داغووون میشم و میشکنم.فقط 2ماه تا موندن یا نموندنش وقت دارم.فقط 2ماه.میبینید منم دارم زجر میکشم اما کاری برای نجات خودم نمیتونم کنم.خداروشکر از طرف خانواده واسه ازدواج تو فشار نیستم.مامانم و بهترین دوستم شدن سنگ صبورم اما چقد ب اون 2تا بگم.مجبورم فقط بریزم تو خودم.منم کاری جز دعا و کمک از حضرت علی و گریه ندارم.خواهش میکنم همون طور ک واسه داداش عباس دعا کردین برای منم دعا کنید.یاعلــــــــــــــــــی.

فرستنده : دعام کنید لطفا.



دیشب قلبم رو دادم به صاحبش که تو صندوقچه امانتش نگه داره و وقتش که شد به من پس بده میدونی به کی اعتمادکردم...
آره درست حدس زدی تحویل خــــــــــــدا دادم
تو هم امتحان کن بهش می ازره بهتر از روز اول واست پس میفرسته.

فرستنده : مرداد



نمیخواستم دیگه پست بذارم مجبورم کردی
آهای تو که بر عکس همه ای(من بر عکس همتونم)
جواب پستهایی که راجع به بچه های تنهایی توی قسمت دلتنگی میذاری رو دادم برو تو دلتنگی بخونش. اونجا هم گفتم بازم میگم:
تو برعکس همه نیستی فقط و فقط همدرد بقیه نیستی.
اگه میخوای بخندی برو تو قسمت جکها بخند. اینجا حرف بچه ها خنده نداره درد داره.درد داره که عشق داداش طاهام یا عشق داداش کیان زن یکی دیگه شدن. درد داره عشق خواهرم هیلدا یا مهدیس ترکش کرد. درد داره خواهرم رفت بخاطر خانواده مجبور شد رو عشقش پا بذاره.درد داره داداش مهدی همه زندگیشو رفیقشو خانوادشو بخاطر عشقش از دست بده و عشقش بره با بهترین رفیقش ازدواج کنه.درد داره همسر من بخاطر عشق جدیدش ترکم کنه.اینا درد داره خنده نداره دوست من.
از خدا میخوام هیچ وقت این دردایی که ما بچه های تنهایی میکشیم رو نکشی.

فرستنده : raha21



سلام بچها من تازگی عضو شدم
خوشحالم ک با شمااام

فرستنده : جرمم چیست



سلام به همه ی دوستان گلم
تو پستاتون دیدم که میگفتید من واسه مامانم ارزش ندارم اما هنوز منو ندیدید:
شاید باورتون نشه اما وقتی ۱۲ سالم بود شنیدم که مامانم خواسته منو از تو شیکمش سقط کنه یه حالی شدم که باورتون نمیشه خودمم نمیدونم چرا(ارش متنفرم)؟ حالام واسه خودم اومدم تو غربت زندگی میکنم اما احساس میکنم میخوام به آرزوم برسم و اونم اینه که رپر بشم خواهش میکنم واسم دعا کنید.

فرستنده : bad girl...donya



از تـنـهـــایـی مـن کـه مـی گـذری
گـوشـهـایـت را بـگـیــر و چـشـمـهــایـت رابـبـنـــد
ایـنـجــا
سـکـــــوت ، آدم را کـــر
و بـی هـمــزبـانـی ، آدم را دیــوانـه مـی کـنـــــــد

فرستنده : کلاغ سفید



سجاده ام كجاست؟
می خواهم از همیشه ی این اضطراب برخیزم
این دل گرفتگی مداوم شاید،
تأثیر سایه ی من است،
كه این سان گستاخ و سنگوار
بین خدا و دلم ایستاده ام
سجاده ام كجاست؟

فرستنده : ˙·٠•●♥SaMa♥●•٠·˙



بیا ای بی وفای من

و امشب را فقط امشب

برای خاطر آن لحظه های درد

کنار بستر تاریک من ، شب زنده داری کن

فرستنده : ˙·٠•●♥SaMa♥●•٠·˙



هیچی نشدیم!
قبض برق هم نشدیم چند نفر از ما بترسن. ویرگول هم نشدیم هر کی بهمون رسید مکث کنه. موبایل هم نشدیم روزی هزار بار نگامون کنن. پایان نامه هم نشدیم ازمون دفاع کنن. اهنگ هم نشدیم ۲نفر بهمون گوش کنن. مانیتور هم نشدیم ازمون چشم بر ندارن. صندلی هم نشدیم ۴نفر بهمون تکیه کنن. ته دیگ هم نشدیم که برای رسیدن بهمون کلی صبر و تلاش کنن. افساید که خوبه یه خطای ساده هم نشدیم قد یه کارت زرد ازمون حساب ببرن. لواشکم نشدیم که یکی برامون ضعف کنه. کاش یکی از اینا بودیم....!!!!!!!!!

فرستنده : 101Salam



ای کاش بودی یا اصلا نبودی!!!اینکه هستی و کنارم نیستی دیوونم میکنه.

فرستنده : محمد



سلام رها جون
از اسمت خیلی خوشم میاد امیدوارم مثل اسمت همیشه از همه چیز رها باشی
پس زود بیا که همه بچه های 4جوک نگرانت هستیم
و اینقدر هم این marmary s که نگرانته رو اذیت نکن منظوری نداشته پس زود برگرد که نگرانتیم

فرستنده : AVA



دیگه خسته شدم اینقد گفتم : ...یادش بخیر...
بعدشم یه هی چاشنیش کردم و رفتم تو فکر....
خسته شدم از این همه فکر و خیال....
چرا فراموش نمیشی؟؟؟؟
همه چیزمو گرفتی....خوشیامو....امیدامو....خنده هامو....
دیگه چی میخوای؟؟؟؟
ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فرستنده : ***niu.rainy***



سلام دوستای گلم.اولین ارسالمه:
تنهایی ام را دوست دارم
بوی پاک نجابت میدهد

فرستنده : متین8



براي"من برعكس همتونم"
آبجي ياداداش گلم منم عين همه ي اين آدما تنهانيستم ولي فقط كافيه كه يكم دركشون كني...درستش همينيه كه شماميگي ولي دل اين چيزاحاليش نيست...
وقتي آدم پدرومادرش فوت ميكنن باگريه چيزي درست نميشه،درسته؟ولي آدم گريه ميكنه ميشه نكنه؟؟درستش اينه كه اون هيچوقت زنده نميشه ولي آدم بازم حاليش نيست...عشقاي ديگم عين عشق به پدرومادره...فقط يكم درك كن...

فرستنده : *خيارشور*



دوستای گلم
حال همتونو میفهمم. منم این حس رو تجربه کردم
اما باور کنید زندگی هم روشنایی داره هم تاریکی. یه روزش شاده یه روزش غمگین
پس اگر الان روی تاریکشو بهتون نشون داد مطمئن باشین روشنایی نزدیکه
سردترین و تاریکترین لحظات شب دقیقا قبل از طلوعه
اینو باور کنید

فرستنده : یاسمین



دیدی آقا طاها فراموش کردنش راحت نیست...
وقتی عاشق کسی میشی
حتی اگه بره هم باز داریش
همه جا
هر ساعت
هر ثانیه هست وداریش اما....
در اغوش دیگری....



فرستنده : رویای بر باد رفته



سلام آبجی maryam s:
من با آجی رها قهرم.باید بهم قول میداد که نداد.
الانم منتظرم پست بزاره.
آبجی رها داداش امیر طاها(اسم کاملم) فدات بشه پست بزار دیگه.منتظرتم.
دوست دارم

فرستنده : taha



چند وقتیست احساس میکنم دیگر هیچ حسی در من نیست
نه عشق نه دوست داشتن
اصلا قلبم نمیداند عاطفه چیست
گویا قلبم تکه سنگی ست
باعث و بانیش را دیگر بخدا سپردام
دیگر نگران فردا های بدون تو نیستم
باتـــوام اهـــــای تـــو که هــر بـار ســرت بـایـکـی گــرم اسـت
قولهای مردانه ات کو ............
دیگر به هیچ مردی اعتماد نمیکنم

فرستنده : **یــه دیـــونـــــه**



طاها ، تک و تنها ....
دیروز یکی ار دوستام زنگ زد و گفت که چرا چند وقته نمیای سالن.زوم نشد بگم حوصله ندارم.گفتم پام درد میکنه.اصرار کرد که شب برم حتما سالن.
ظهر که رفتم خونه ساکمو باز کردم داشتم لباسارو در میاوردم که سویشرتی که برام خریده بود رو دیدم.آتیش گرفتم.
همیشه بهم میگفت تو لباس اسپرت ورزشی خیلی خوشگل میشی.
بلند 