 کـه عـاشـق نـبـود..

فرستنده : D$D$D



اشك ها هميشه شور نيستند گاهي تلخ اند

فرستنده : حرفهاي بي مخاطب



واقعا رفت؟!!
یعنی دیگه برنمی گرده؟!!
خداااااااااااااایااااا چطور دلش اومد؟!
خدایا اخه این عدالت که من این همه منتظر بمونم این همه اشک بریزم شب تا صبح بیدار بمونم این همه داغون بشم...
با اینکه نامردی کرد من واسش دعا کنم
اما اون عین خیالشم نباشه
انگار که اصلا وجود ندارم
خدایاااا چطور می تونه انقدر بد بشه؟!!!
خدایا یا کمکم کن فراموشش کنم یا حالا که دیگه نمی خواد برگرده حداقل دیگه تو خوابم نبینمش!!!
ترو خدا واسم دعا کنید

فرستنده : alone.girl



آدمها برای یکدیگر نقش سیگار را بازی میکنند !
همدیگر را میکشند . . .
لذت میبرند . . .
دود میکنند . . .
تمامت میکنند . . .
خاموشت میکنند و بعد از اندک زمانی سیگاری دیگر . . .
افسوس . . . !

فرستنده : lovely****girl



سلام بچه ها
این حرفی که میخوام بزنم واسه ی همتونه
واقعا هیچ مخاطب خاصی چه دختر چه پسر لیاقت نداره که بخواین خودتونو و از همه مهم تر خانوادتونو عذاب بدید
یه هفته خانوادتونو ول کنید برید یه جایی دیگه ببینید وقتی برگردید چه حالی شدن این مدت که شما نبودید اونوقت با مخاطب خاصتون مقایسه کنید واقعا اگه به اندازه ی خانوادتون براش مهم بودین ولتون میکرد بره؟؟؟
بچه ها یه ذره بیشتر به دورتون توجه کنید خانواده از همه چی مهم تره
افراد زیادی میان و میرن توی زندگیتون اما خانواده تا ابد کنارتونه
پس کاری نکنید که دل خوشکلشون بشکنه
امیدوارم از حرفام ناراحت نشده باشین
همتونو دوست دارم به امید دیدار

فرستنده : تنهایی پرصدا



بچه ها اگر دلی رو بشکنین تمامه کائنات دست به دست هم میدن تااشک های طرف جبران شه وبرعکس اگر دلی رو خوشحال کنین دیر یازود یه اتفاق خوب براتون میفته
من یه دوست داشتم اسمش فهیمه بود و یه پسر سرو ساده که اوضاع مالیه خوبی نداشتن عاشقش شد فهمیه به سعید قول داد برای همیشه بهش وفادار بمونه سعید سرباز بود اما اوقاته بیکاریشو میرفت کار میکرد و تمامه پولشو خرج فهیمه میکرد با اینکه فهیمه چند بار بهش خیانت کرد اما سعید بخشیدش و دیوانه وار خواهان فهیمه بود اما فهیمه دنبال بهونه میگشت که سعید رو ازسرش باز کنه چون یه خواستگار مایه دار داشت من خیلی نصیحتش کردم گفتم سعید اوضاعه خوبی نداره اما ببین هرچی داره رو به پات ریخته اما...
بعد از یه سال خبر دار شدم شوهر فهیمه دست بزن داره و بیکار شده و چش چرونه امسال که برا فرجه ها میرفتم خونه سعید رو تو یه رستوران دیدم
از یه طباخی شروع کرده بود و الان صاحب یه رستوران تو اصفهان شده بود اما فهیمه...

فرستنده : سوپل



برای رها
عزیزه دلم هربار که پستتو میخونم گریه میکنم و بعد از خدا واست آرامشو طلب میکنم
فکر نمیکنی وقتش رسیده فراموش که نه ولی ولی یه جورایی مسیره فکرتو عوض کنی؟
وقتش نرسیده با توکل به خدا یه رنگ جدید به زندگیت بدی
میدونم سخته و خیلی دردناک اما همه زنگی که نباید سیر تو گذشته باشه
بیا و قبل از اینکه با بچه های 4جک دردو دل کنی یه کم با خدا حرف بزن مطمئن باش عاشقانه انتظار میکشه به رحمتش امیدوار شی
وعزیزم بدون این دنیا اونقدر گرده که طرف خیلی زود جای تو میشینه و حالش دیدنی نه سرودنیه
بازم میدونم اونقدر دلت مهربونه که دوست نداری اشکشو ببینی اما مطمئن باش این قسمت دست تو نیست دست تمامه کائناته

فرستنده : سوپل



سلام
من تازه امدم اما ازهمه شما دوستام تعریف کردن منم دوست داشتم بیام از شماها کمک بخوام
کم کم درباره زندگیم می گم
از اقاطاها واقاکیان و اقاعباس که امیدوارم زودتر خوب بشه واقاامیر وhilda خانم و رها21 و....هم تشکرمی کنم از پست هاتون خیلی خوشم میاد بعضی اوقات با اینکه ناراحتم اما پست هاتون منو می خندونه وبعضی هاشون باعث گریم میشه

فرستنده : BiVaFaIiiiii



سلام دوستان خیلی داغونم. تا کی باید منتظر باشم؟ من هرشب تا بالشتم خیس نشه خوابم نمیبره. یعنی اون حتی یه شب هم حال منو نداره که یه بار یه خبر ازم بگیره؟ اون مهربون تر از این حرفا بود پس چی شد؟ دعا کنید برگرده. خدایا از خودت میخوامش!
لایک=خدایا برگردونش

فرستنده : elham



خدا تنها کسیه که وقتی باهاش حرف میزنم
خسته نمیشه
نمیگه بس کن
تمومش کن
ممنون خدا که کنارمی
با همه بد بودنم

فرستنده : رویای بر باد رفته



دوست دارم که تو خوشبخت شوی ..

و من از آن طرف کوچه

شاهد این شب باشم ..


واقعا شیرین است مرگ

آن هم در شب خوشبختی تو ..

فرستنده : رویای بر باد رفته طاها ، تک و تنها .....
پنج شنبه تولدشه.یعنی مثل سال های پیش بهش خوش میگذره
سال پیش تولدش رفتیم رستوران شیک و با کلاس تو شمال شهر.
خیلی رستوران آرومی بود.
من همش بهش میگفتم دوست دارم ولی اون میگفت دوسم نداری،داری بهم دروغ میگی.
گفت اگه دوسم داری بلندشو بلند بگو دوسم داری که همه بشنون.بهش گفت زشته دختر.گفت یعنی دوسم نداری.
بهم گیر داد که باید بگی و اگه نگی قهر میکنم و کادوت رو هم نمیگیرم.
من هم که خجالتی بلند شدم.از بس عرق کرده بودم تمام لباسام خیس شده بود و چشامو بستم و گفتم من نامزدمو دوست دارم.بلند گفتم تا همه بشنون.همه واسم دست زدن.
مدیر رستوران پول غذاشو ازمون نگرفت.
وقتی داشتیم میرفتیم یه خانمی به آمیتس گفت قدر نامزدتو بدون.مواظب باش از دستت نره.
ولی من که اونو خواستم ولی اون منو نخواست اشکال نداره خدای ما هم بزرگه

فرستنده : taha



در جواب v@mp!rE!
منم مدتی امدن ب اینجا عادتم شده بود!ولی مثل شما منم این احساسات رو خودت تجربه نرده بودم!چون بی اعتقاد بودم!چون زیاد تو گوشمون از عشقای دروغی گفته شده بود!
شاید باور نکنی اما اصصصصصلا فک نمی کردم ی همچین ادمایی هم باشن!اصلا نمیدونستم میشه تو حسرت ی نگاه موند!
دیگه ب اینجا نیامدم چون منم ی خورده ترس داشتم از ایندم دوس ندارم ب این حالو روز بیوفتم!
اما واقعععععععععا دلم می خواد این احساس رو تجربه کنم! فک کنم خوش بگذره!باید خیلی تاثیر گذار باشه!

فرستنده : alex



دلم دیگر به زنده گے گرم نیست.

مادر مے گوید:


باید کمے به خودت برسے

اما چهگونه

وقتے از هر طرف مے روم، به تو مے رسم؟

فرستنده : zeus



برای taha
من تازه عضو شدم ولی خیلی وقته مطالب این سایت میخونم.
وقتی فهمیدم برگشتی خونه خیلی خوشحال شدم!
اشک شوق ریختم...
موفق باشی!

فرستنده : رز سحر



بچه ها ی سوال داشتم؟لطفا بهم بهابدید عقده ای نشم!اگ ی دختر عاشق ی پسربشه میتونه بهش بگه؟یاباید بسوزه و بسازه؟خواهشا جوابگو باشید،مخصوصا برادرای عزیز.میخوام بدونم نظر و عکس العمل پسرا درمورد این موضوع چیه؟

فرستنده : Sogoli



اینجا بجــــــــــــــــــــز دوری تو
چیزی بمن نزدیک نیست.......

فرستنده : ســــــــــامره



سلام بچه ها !!!!!!!!!!!!!!
من از اون موقعی ک عضو این سایت شدم و دلنو شته های شماها رو میخونم انگاری داغ دلم کمتر شده کمتر به اتفاق بدی ک تو زندگیم افتاده فکر میکنم .
همتون بچه های باحالی هستین دوستدارم منم دوست خودتون بدونین .

فرستنده : nanaz



از بی وفاییت هرکی گفت
گذاشتم پای حرف مفت
گفتم که اون یارمنه چطور از من دل میکنه
منو فروختی بی حیا

فرستنده : M..M



حالم از کلمه ی “عزیزم” و “عشقم” بهم می خوره…
من رو همون “ببین” صدا کن;
بی ریایی شرف دارد به ریا کاری . . .

فرستنده : نیلوفر (niloo jalali)



نشسته ام…
_ کجا؟
کنار همان چاهی که تو برایم کندی….
عمق نامردی ات را اندازه می گیرم

فرستنده : نیلوفر (niloo jalali)



گاهی هیچ کسی را نداشته باسید بهتراشت باورکن بعضی ها تنها ترت میکنند

فرستنده : kiana.0110



تنهایی باوفاترین حسیه که هیچ وقت تنهات نمیذاره...
از تنهایی بیزار نباش...

فرستنده : P@raZit



وقتي داشتم مينوشتم ترسيدم اول متنم بنويسم ويژه *_*
ترسيدم كه سرانجامم مث لابستر و D$D$Dبشه
به خاطر من قيد همه كسو همه چيزتو زدي ميترسم يه روز منم قاطي همون همه چيزو همه كست بشم و بزاريم كنار
بگو كه دارم اشتباه ميكنم بگو كه اشتباه ميكنم كه سرد شدي
بگو ياسم هيچ وقت تنهات نميزارم
مگه يه حلقه و چند تا امضا ميتونه ضامن بودن قلبي ادما تا اخر بشه؟؟؟؟
چقد از نبودت ميترسم.......

فرستنده : *_*



ديگه وقتي بهم زنگ ميزنه با ذوق و شوق نميگه ســـــــــــــــــــلام خانوميه گلم
به يه سلام عزيزم كفايت ميكنه
وقتي ازش ميپرسم چيزي شده ميگه نه خسته م
مگه اون موقع ها سر كار نميرفت كه خسته نميشد؟؟؟؟؟

فرستنده : *_*



D$D$Dببين غم من بيشتره ياتو
حتي يه بار نشد تو يه ظرف غذا بخوريم
حتي ووقتي يه بشقاب مياوردم ميرفت يه بشقاب واسه خودش مياورد
نميدونم چرا
نشد وقتي تو خيابون يا هرجا ديگه ميريم بگه قدم زدن باهاتو دوست دارم
هميشه يا ميگفت سرده زود بيا يا ميگفت گرممه زود بيا
الكي ميگفتم خسته م پاهام درد ميكنه كه بيشتر باهم راه بريم اما نفهميد تاكسي ميگرفت
بعضي وقتا به اينكه احساس داره شك ميكنم
اما بازم عاشقشم

فرستنده : *_*



نرجس : نرجس اسم مادر حضرت مهدی.چه اسم زیبایی.حسودیم شد همچین اسم زیبایی داری.
چشم نرجس خانم حتما بهتون شیرینی میدم چرا که ندم.اگه دعاهای شماها نبود که من پیش خانوادم نبودم.
هر وقت بچه های 4 جوک بخوان بهشون شیرینی میدم.
chino : امیدوارم هیچ وقت تو موقعیت من قرار نگیری.وقتی خاله آمیتیس به من پیشنهاد داد جوابی بهش ندادم.فکر کرده بود که قبول کردم.
شب وقتی به گوشیم زنگ زد وقتی صداشو شنیدم زود قطع کردم و پیام بهش دادم.
تو پیام براش نوشتم:مردی که به خودش اجازه بده با زنی که شوهر داره دوست بشه اون مرد نیست اون پست ترین آدم روی زمینه.اون مرد نیست نامرده.من اگه با اون دوست میشدم کارهای دیگه هم انجام میدادم.بعدش یه آیه از قرآن براش فرستادم.
وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنی‏ إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِیلاً
و نزدیک زنا نشوید که کار بسیار زشت و بد راهی است
راستی هر کدوم از بچه های 4 جوک که شیرینی میخواد بزنه لایکو تا بدونم باید چند کیلو شیرینی بخرم.
ما که با هم رودرواسی نداریم.

فرستنده : taha



بعضیا هستن که سیگار میکشن اما سیگاری نیستن!
یه پک که به سیگار میزنم دودشو میدم بیرون، به قول بچه ها یه افق درست میکنم واسه محو شدن
بعدش خیره میشم به دود و گذشته ها عین فیلم سبنمایی میاد جلوی چشمم اسمشم اینه: خریت بی انتها !
فیلمش وقتی تموم میشه که انگشت اشاره ام سوخته باشه

فرستنده : Hilda



D$D$Dببين غم من بيشتره يا تو
حتي يه بار نشد زود تر از من بيدار شه كه بخواد راه رفتنمو ببينه يا نبينه
به خودم ميگفتم حتما من چون پيششم انقد راحت خوابيده
بلند نميشدم كه راحت بخوابه
اما وقتي ديگه مجبور بودم بلند شم ميديم تا ساعت ها بعد من ميخوابه
با دلخوشي هاي مسخره خودمو گول ميزدم
كه خسته ست كه ديشب تا دير وقت بيدار بوده حتما وقتي من خواب بودم
در صورتي كه ميدونستم نه خسته ست نه تا دير وقت بيدار بوده

فرستنده : *_*



پست ويژه براي داداش حبيب(ﻻبستر) :
دادااااااشمممممممممممممم
اين چه بﻻهايي بوده سر خودت آوردي پسر عاقل!؟
آخه قربونت برم من اينم شد راه واسه فراموشي خاطرات؟!
يا اينکه بدتر خودتو عذاب بدي داداش گلم؟!
حاﻻ باز خدارو شکر که به خودت اومدي زودتر!
به فکر اون مادر گلت باش داداشم♥
دوست دارم♥
مواظب خودت باش♥

فرستنده : AR m IN



سلام بچه ها دوساعت داشتم براون مینوشتم........
اما یهو ارسال نشد......
اسمم ....رهاس 17 سالمه.....
نگا به سنم نکنین...به خداپیرم کرد.....
یه عشق سه ساله پیرم کرد....
صورنم شکسه نشده...اما دلم چرا....پاره و پورس...از دس خیانتاش..بزارین تعریف کنم::
چار سال پیش تومدرسه یه دوسی داشتم که خیلی صمیمی بودیم.....
یه داداش داشت که خیلی میخاس بامن باشه...اما من به شدت ازش متنفر بودم.....
بعداز 6ماه بالاخره راضی شدم.......
یه هفته امتحانی باهاش باشم....اوایل بخدا ازش متنفر بودم...اما ......بعد یه سال شد همه زندگیم....
میگف تا همیشه پام وایساده...ما ام گفتیم بله......
راس میگن....
راسم میگف....وایساده بود...اما پای چی؟؟نمیدونم.......
قضیه به جاییی رسید که خانواده هامون اومدن جدامون کردن ........باباش گف :باید ازهم جداشین....
بابام گف:
پسر شما بوده که دختر مارو میخواسه......
اما در کمال ناباوری زل زد توچشای بابام گف: یه زمانی اره.......
اخ الهی بمیرم برا بابام...خورد شد...اغون شد....
اما به رومم نیاورد....
اون شب تموم شد و دیگه حتی اسم نداد به گوشیم.....جالب بود من که به مزاحمام حتی ج هم نمیدادم.......از اون دفه مث منتظرا همش .....هر شماره ناشناسی بم میزنگید به امید این که اونه ......اس میدام:u???خدا خودش فقط میتونه حال اون روزامو درک کنه....
اون روزا بعد از مامان بابام تنها کسی که خوب درکم میکرد دوستش بود...
یه شب بهم گف:از روزی که دیدتم عاشق شده و این حرفا....
اولا که میخندیدم به حرفاش...اما بعد از چن وخ دل ددادم به دلش...نه که عاشق بشما...نه........
ولی گفتم:امتحانش کنم....شاید خوب بود.....

واقعاام خوب بود....پسر به این اقایی تا به حال ندیده بودم.....
اما من بی لیاقت دوباره وقتی اون کثافت برگشت.......برگشتم پیشش......
به التماساش توجهی نکردم....حتی به خود زنیش......فهمیدم بیمارستانه اما حتی یه سر بهش نزدم .....
خیلی بد بود بققا اون بودن....چون من از ته دل عاشقش بودم....ولی اون خیلی بی توجه بود.....
مث سگ پشیمون بودم که چرا امین رو ول کردم؟؟؟....؟؟؟
شاید اه اون دامنمو گرفت که رنگ خوشی رو ندیدم بعد از اون.....



خوب بودیم تا اینکه دوباره سروکله ی خیانت پیدا شد....
یه بار که رفتم شهرستان بابام اینا.....
بهش اس دادم که: عــــــلی{به قول 2afm دیگه اسمتم تو زندگیم باشه نحسه.....هربلاییم سرم اوردی ناز شستت....}
_جان دلم؟؟
_بهم خیانت نکنیا باشه؟؟؟
_اااااااا.....الهی بمیرم اگه به عشقم خیانت کنم.....توکه منو میشناسی نفس.....نه...خیالت راحت باشه.......
_مرسی گلم....



اما بعداش شستم خبردار شد که بله.....
وقتی داشتن به من اس میدادن به دوست صمیمیمم اس میدادن....
اونم چی؟؟؟با اس ام اس **س_ک_س**** کردن....
بهم خیانت کرد؟؟مگه نه؟؟پس چرا نمرد؟؟؟
شاید خدا یادش رفته بکشتش....شایدم منظورش از عشقم من نبودم
به هرحال...دلم نشکس....پاره پوره شد...
اما باز بخشیدمش.....
یه شب بهش گفتم:
خیلی دوستت داشتم که کارتو نادیده گرفتم.....نوشت کار؟؟چه کاری؟؟من که کاری نکردم؟؟
وااااااای....سوختم...همون شب قول دادم که دیگه نخوامش.....دیوونش بودم اما قول دادم ......
اخه لعنتی چرا اذیتم کردی که برم؟/ها؟؟؟
الانم 5 هفته س که دیگه نمیخامش....بستتم به زنگ و اس هرشب...اما خوشالم که ایندفه برا اولین بار من ولش کردم.....
تو تین بین پستای بچه های 4 جوک دیوونم کردن.....علی الخصوص این یکی:
واســــــــــه من شـــــــــــــارژ نداشت......اما......بادوستام بدجور لاو میترکوند....
...
راستی داداشای گلم کیان و طاها و همچنین ابجیای نازنینم.....
رها 21 و مهدیس...:
اگه متنمو خوندین باید بگم ببخشید که خستتون کردم......با گریه نوشتم...منم که احساساتی....
اگرم نخوندین که بتون حق میدم.....
داداش طاها خوشالم .که برگشتی....
همتونو دوس د ارم.....چاکر بر وبچه های 4 جوک.....
کوچیکتون رها...
منتظر پستاتونم...

فرستنده : فقط او



پست ويژه براي raha 21:
خواهر گلم ميدونم بين ماها وضعيت شما از همه بدتره!
يه مدتي بوده که ثانيه ثانيه نفساشو حس کردي,کنارش بودي اما عزيزم اون لياقت عشق پاک شمارو نداشت!
پس بگذر!
نه از اون!
از خاطراتش!
ديگه وقتي زنگ زد دلت نلرزه!جوابشو نده!
بضىوقتا مث اونباري که گفتي آدرس پرسيده ازت ميفهمم چه آتيشي به دلت زده!
پس حاﻻ که اون نيس تا اين آتيشو خاموش کنه,خودت دس به کار شو!
وگرنه ميگم داداش کيان(D$D$D)بياداااااا♥
مواظب خودت باش خواهرجونم♥

فرستنده : AR m IN



برای داداش taha
میدونی جنسیت تو این موارد خیلی تأثیر داره، خانوادم هرگز منو نمیبخشن
کاش مردم مانع پدرم نمیشدن و میذاشتن آتیشم بزنه
این روزام داره خیلی نکبتی میگذره
پدرم خیلی سعی کرد اسم منو از تو شناسنامش پاک کنه اما نشد....
به قول یاس تو فشن زندگی من یه مدل دردم

فرستنده : Hilda



سﻻم به همه دوستاي گلم♥
v@mp!rE دوست عزيزم : شما بهتر بود يه مقدار احساسات طرف مقابلتو جدي بگيري که ﻻقل منجر به خودکشىاون نشه!
شايدواقعا بهت عﻻقه داشته!
از1طرفم آدم نبايد به دوست دارم گفتناي هرکسىاعتماد کنه!
نميدونم خودمم!
اين هميشه ترديديه که تو عشق وجودداره!
واسه همين عاشقي هميشه يه ريسک بزرگه!
به هرحال آرزوي سﻻمتي وموفقيت ميکنم برات♥
خواهر گلم sana19 ببخشيد که يه مقدار محض حرف ميزنم اما اين دانشگاهي که شما ميري فقط مسير عبوري از پاتوقاتون نيس!
آرزوي پدر مادرتونه,به ثمر نشستن ميوه زندگيشونه,تضمين آينده ي بهتري واسه خودتونه!
پس حق نداري به خاطر اشتباه و خيانت 1 نفر ديگه اميدو آرزواي خونوادتوآينده ي بهتر خودتو خراب کني!
بشين خوب درساتو بخون خواهر گلم♥

فرستنده : AR m IN



دلم لک زده واسه اون وقتایی که مادرم ازم میخواست ابروهاشو واسش مرتب کنم
منم سرشو بذارم رو پام و به صورت قشنگش زل بزنم و بگم : مامانی چرا من به تو نرفتم؟
بخنده و بگه : عوضش هوشت به بابات رفته
من که نیستم کی ابروهاتو درست میکنه مامانی قشنگم؟

فرستنده : Hilda



تو برو . . .
با اشک چشمانم بدرقه ات میکنم. . .
تا برای همیشه خوشبخت شوی . . .

فرستنده : dram



ویژه اقامهدی 100%مخ
توچراداری ازاحسان فرارمیکنی احسان بایدازتوفرارکنه طوری رفتارکن که انگارعین خیالتم نیست
ولی خداییش اینکه مقابل نیشخند احسان چیزی بهش نگفتی من خودم یه لحظه قلبم وایساد
اخه برادرمن چرامیذاری خوردت کنن....من جای توبودم مچشومحکم میگرفتم میگفتم لاشخور ته مونده ی منوداری میخوری تف به غیرتت.........
بهش میگفتم اگه خوب بود نمیذاشتم دستت بهش برسه لایقم نبود گذاشتم باتوباشه

فرستنده : دلکنده



اقا کیان من تازه عضو این گروه شدم اما عاشق پیامای شمام بازم پیام بده

فرستنده : raha az hame chiz



بعضیا برای تفریح کردن به دنیا میان
منم برای تفریح دیگران.........

فرستنده : raha az hame chiz



میدونین برام چی سخته اینکه جزشما به هیچکی نمیتونم بگم دارم خیلی عذاب میکشم با هرکی حرفش و میزنم بحث و عوض میکنه سرزنشم میکنه سالهاست با نیش و کنایه هاشون روزگار میگذرونم هرچی بگم نمیدونین هرکی یه برداشتی داره شما درکم کنین سخته کسی که عاشقشی و هرروز ببینی اما بدونی مال تو نیست برای تو اون لحظه ها پر عشق باشه اما اون حتی جوری نشون بده انگار که تو رو ندیده...هیچکی نمیتونه بفهمه..!

فرستنده : Tanhaiiiii71



تقدیمـ به داداش گلمـ کیـــان
تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم
براي اشکي که خشک شد و هيچ وقت نريخت
لبخندي که محو شد و هيچ گاه نشکفت دوست مي دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست مي دارم
براي پشت کردن به آرزوهاي محال
به خاطر نابودي توهم و خيال دوست مي دارم
تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم
نوشته هات خیلی قشنگهُ حس داره اینو خیلی خوب میشه فهمید
ولی اینکارو با خودت نکن :×

فرستنده : شـــــورشـی(نادیا)



سینــ ـــدرلا...!
خوشـ بهـ حالـــ سیندرلا
لنگهـ کفـششـ را جا گذاشتــ
یهـ لشکر آدمـ بهـ دنبالشـ گشتنـــ
ما دلــــــــــ ـــــــمانـ را جا میگذاریمـ
هیچکسـ از مـــــــ ــــــا سراغیـ نمیگیرد
انگار کهـ هیچوقتـ نبودهـ ایـــــــــــــــــم

فرستنده : حـ ــ ـآنـ ــے



چندروز بود دعا میکردم ازاینجا برم تا نبینمش اما حالا که شنیدم اون رفته شهر دیگه احساس بدی دارم انگار یه چیزی رو گم کردم چرا اینجوریه باشه نباشه غمگینم دارم دیوونه میشم دیگه خسته ام چرا فراموش نمیشه.شما بگین چیکارکنم؟فراموش نمیشه.

فرستنده : Tanhaiiiii71



رنگ شال گذشته را دارد
همهي لحظه هاي امسالم
365 حسرت را همچنان
مي كشم به دنبالم

فرستنده : deltangemosafer



خداآدموتنهاآفريدكه خودش بشه پناه بي كسياش...كه فقط خودش بشه همدم دلتنگياش...كه فقط خودش بتونه غرغراي الكي شوباجون دل گوش كنه...كه فقط خودش روحشونوازش كنه....حالاآدم بااينكه تنهاس انقدخودشوبا آدماي تنهاي ديگ سرگرم ميكنه كه بازم فراموش ميكنه تنهاس...حالابيابهش ثابت كن بگو:
آدم حســــــــابي!حــكـــم آدم تاابـــدتـــنـــهايـــيــه!ايــنــوبفـــهــم!بالاسرتونگاه كن...آره..اون دوردورا...برو اونو دريـــــــــاب....

فرستنده : *خيارشور*



عــزيـــزاي دلــم...
اگــه توعشــقــتــون هــمــش غــصــه بــخــوريــدكــه يــه روزي تــمـــوم مــيــشــه...لــذتـــ‌ ــ روزاي عاشــقــي تــونــونــمــيــبــريــد...اونــوقــت وقتـــي تــــــنــهـــاشـــديـــدهــيــچ خـــاطـــره ي قشــنــگي نيـــست كه آرومـــتـــون كـــنــه ها...
ازمن گفتن بود...

فرستنده : *خيارشور*



برای v@mp!re
ذوست خوب شما اگه میدونی بی احساسی چرا با کسی رابطه برقرار میکنی؟؟کارت اشتباه بوده100% شک نکن کلی نفرین داری با خودت جابجا میکنی که تو زندگیته اما هنوزم دیر نشده عشق هدیه خداست اونو بذار تو قلبت تا بدست مخاطب خاصت برسه نمسخوام ناراحتت کنم اما واقعا کارت اشتباه بوده سعی کن تکرارش نکنی

فرستنده : khanum khanuma



.
غم دانه دانه می افتد روی صورتم
شور است طعم نبودنت !

فرستنده : نرجــــــــــــس



.
هر چه فکر می‌