‌کنم حرفم نمیاید ……. خیالت را گم کرده‌ام یا مسیر عاشقیت را ؟؟؟ شاید هم تو راه قلبم را گم کرده‌ای و در شعر دیگران نشسته ای!!؟

فرستنده : نرجــــــــــــس



.
نازنینم ، هیچ می دانی اکنون که برایت می نویسم همهء وجودم در تمنای دیدارت می سوزد ؟!
هیچ می دانی برای اینکه دوباره بتوانم قامتم را در آینهء چشمانت به تصویر بکشانم، ثانیه ها را یکی یکی می شمارم ؟!
کاش آن روز بیاید

فرستنده : نرجــــــــــــس



طاها ، تک و تنها ....
دلم لک زده واسه این که بهم گیر بده.این کارو بکن این کارو نکن،این لباسو بپوش این لباسو نپوش.......
یادش بخیر.
یک روز رفته بودیم دربند.مثل همیشه ناهار جگر خوردیم.من همش براش لقمه میگرفتم میزاشتم تو دهنش.وقتی اومدم خودم بخورم پرید تو گلوم داشتم خفه میشدم،یعنی برای این که سربه سرش بزارم این کارو کردم.رفت تمامی پرسنلو صدا زد.وقتی برگشت دید من دارم میخندم.یه چوب اونجا بود افتاده بود دنبالم.چقدر هم تند میدویید.
حتما باید براش لواشک و آلوچه ترش می گرفتم.انقد میخورد که همه دست و صورتش قرمز میشد.مثل بچه ها بود.
ولی بچه ها که دل نمیشکونن،چرا اون دل منو شکست؟؟؟
لایک:وقتی آغوشت را خواستم،که در آغوش دیگری بودی......

فرستنده : taha



برای D$D$D
دلنوشته هات داغونم میکنه....
حرفات حرفای منه......
انقدر داغونم که دیگه توانی ندارم تا حرف بزنم...
برات آرزوی سلامتی دارم.
صبور باش...!

فرستنده : رز سحر



کاشکی یکی یه بار بمنم میگفت توچرا ادم 7 سال پیش نیستی.............
کاش یکی میگفت چرا اینقدر ساکت و بیخیالی............
چرا اینقدر هر کی هرچی میگه میگی اشکال نداره بذار راحت باشن........
چرا یکی نیست بهم بگه در دلت چیه؟؟؟؟؟؟
چرا یکی نیست چی بسرت اومد که باز زنده موندی و خودت تنها تو خونه سر کردی ولی بازم موندی تا همه حرفی را سر دلت بذاری؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا هیچوقت یکی همراز ادم پیدا نمیشه؟؟؟؟؟
آخه من چیم کم بود......؟؟؟؟؟؟؟؟
من چی برات کم گذاشتم......؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا باید تاوان دوست داشتنما با رفتن به یکی که قابل مقایسه بام نبود پس بدم؟؟؟؟؟؟؟
پس شما که خاهر برادر همدیگه هما میدونین جواب منا بدین!!!!!!!
من واقعا تنهایی داره داغونم میکنه بدجورررررررررررررر
خوش بحالتون اما یکی یه سراغ نگرفت من مردم یا زنده یا چرا پست نمیذارم اما برا دوستام بازم بااین همه دل خونی اومدم پست گذاشتم . فقط پستاتونا میخونم و اشک میریزم.........
باور کنین چشمام واقعا سو نداره
دلم میخاد مثل خیلی دخترا نامرد و پست بشم اما فقط خودم هستم و خودم و تنهاییممممممم
فقط میگم بریدم اونم بدجور
طاها مهران هیلدا و.............مواظب خودتون باشین

فرستنده : بله



امروز دو روز که رفته... حالا تنها شدنم و دلتنگیم به کنار، نگرانیمو چیکارش کنم؟؟ آخه قلبش درد میکنه... یعنى حالش چطوره الان...؟

فرستنده : باقلوا



چیـزـے نمـیخـوـاهمـ جـُز...

یکـ اتـآقـ تـآریکـ

یکـ مـوسیقــ×ـے بــے کلـآمـ

یـکـ فـنجـآכּ قهـوه بـﮧ تلخـــے زهـر..!

و خـوـآبـــے یـﮧ آرـآمــے یکـ مـرگــ همیـشگــے

فرستنده : ♥مـــــســــعــــــود♥



بچه ها دیشب کلی تو بغل مادرم گریه کردم دیگه نفسم در نمیومد چشمام باز نمیشد دیگه
خیلی دلم برا مادرم سوخت
منو داغون کردن مادرم چه گناهی کرده؟
مادرم منو ببخش

آهای ارباب بترس از روزی که مادرم به خاطر بلاهایی که سر دختر یکی یه دونش آوردی به خاطر اشکای دخترش یه آه بکشه همون یه آه کافیه تا زندگیت آتیش بگیره
بترس از اون روز بترس

فرستنده : Broken Angel



عشق دیگه تو این زمونه وجود نداره ادما فقط به هم عادت می کنند و این عادتو با عشق اشتباه میگیرن دخترا همزمان به چند تا پسر ابراز علاقه و عشق می کنند و منتظرن ببینن کدوم بهتر خرج می کنه برن سمته اون البته همه اینطوری نیستنا .پسرام که با چند تا دختر هستن گذشت دوران لیلی و مجنون.این وسط اگه عشقی هم هست 1 طرفست.بیچاره عاشقا ...

فرستنده : BEHNAZ:M



من و تو شباهت های متفاوتی باهم داریم :
هر دو شکستیم ؛ تو قلب مرا ، من غرورم را
هر دو رقصیدیم ؛ تو با دیگری ، من با سازهای تو
هر دو بازی کردیم ؛ تو با من ، من با سرنوشتم
و در آخر هر دو پی بردیم
تو به “حماقت” من ، من به “پست” بودن تو

فرستنده : MEHDI>>>100%MOKH



بچه ها من تازه به جمعتون اضافه شدم بیاید واسه یه روزم که شده ازخاطرات خوبتون بگید از خاطرات قشنگ با مخاطب خاصتون.یه روزم که شده شاد باشید حداقل بخاطر قلبتون.من عاشقم یه عاشق دیوونه که حاضر نیست عشقشو با تمام دنیا عوض کنه من بخاطره عشقم زنده ام خیلیم دوسش دارم
پـــــــیشـــــی عاشگتم

فرستنده : juje



خسته ام ازتمام کسانی که فریاد میزنند عاشقندو
به جنگ فردهاد ها میروند

خسته ام ازتمام کسنی که دم از رفاقت میزنندو
فقط نام رفاقط رابه یدک میکشند

خسته ام ازتمام کسانی که
دل شکستن را
هرروز صبح به صبح
همراه چای تجربه میکنند..........
(مرجان)

فرستنده : ‏مرمری خانم‏*الهه ناز‏‏
مردی که فقط مرا برای جسمم خواست
مردی که اشکهایم راندید
مردی که تمام علاقه اش به لحظه ای بند بود
مردی که از مردانگی تنها نامش را به یدک میکشید
مردی که بادروغ زندگی ام را به حراج گذاشت
مردی که نامردی و دروغ کار هرروزش بود
مردی که درمقابل مهربانیهای من بی تفاوت بود
مردی که ارزش بااو بودن را نداشت
تروخدا راحت دل هر دختری رو به بازی نگیرید..................

فرستنده : ‏مرمری خانم‏*الهه ناز‏‏



اره من عشقم وازدست دادم
نمیتونم فراموشش کنم
دلم صداشومیخواد
همدم باوفای من ای اشکهای من بهش بگید دارم میمیرم
بیا
بیا بهت وفادا رموندم بیا فقط بیا
بیا که نفسهام فقط با لبخندتوجون میگیره ...........
بچه ها تنهایی داره من ومیخوره...............

فرستنده : ‏مرمری خانم‏*الهه ناز‏‏



سلام داداش طاهاخوبی؟اگه بری بایکی دیگه بهترنیست اینجوری خودت بیشتراذیت میشی حاقل یه جوری فراموشش کن قول میدی؟

فرستنده : ati



گفته بودی که عشقمو پای هوس نمی‌بری
گفتی تو آغوش کسی نفس نفس نمی‌زنی
اما صدای نعره‌هات به گوش آسمون رسید
با لحن تیز خنده‌هاش رو رگ آبروم کشید
...
خستم

فرستنده : amin



خدایا تو ببین به چه روزی افتادم
صبح تا شب منتظر یه دونه میس کالم
ببین بخاطرت قید هر چی طرفداره زدم
یه جوری حرف می‌زد انگاری طلب داره ازم
یادت میاد شبا می‌گفتی پیشم بودی کاش
حالا بوی اونو می‌دی همین دیشب بودی باهاش
اینا تقصیر تو نیست از بخت بده منه
که تو آغوش یکی دیگه دست و پا میزنه
أی بابا ...
چقدر واسه خنک شدن دلم حرف بزنم و بدتر آتیش بگیرم
آی بابا

فرستنده : amin



دنیا بر عکس شده ها!!!!
من عشقمو از دست دادم من زندگیمو باختم من له شدم
تازه احسان طلبکار منه...
شما شاهد باشید بلا ملایی سرش آوردم مقصر خودشه داره بد تخم کینه تو دلم میکاره.
دیشب ماشینو پارک کردم پیاده شدم (تو پارکینگه خونه) اومده می گه هوووی تو گفتی من با دختر خیابونی ازدواج کردم؟؟؟
هیچی نگفتم رفتم سر صندوق عقب محکم زد رو سینم گفت با توام فلان فلان شده (هرچی لیاقت خودش بود) بازم هیچیش نگفتم فوش مادر داد سکوت کردم هی تو دلم صلوات می فرستادم
رفتم طرفه آسانسور با همین حرفای قشنگش اومد جلو و جوری لباسمو کشید که جای انگشتش سوراخ شد گفت چرا یه همچین حرفی زدی تو رفیق منی آدم از رفیقش انتظار داره....
با این حرفش بغض گلومو گرفت هولش دادم اونطرف بهش گفتم:
اولا من رفیقی به اسم احسان نداشتم و ندارم در ثانی من همچین حرفی نزدم الکی شر درست نکن
سوما اگه خیابونی نیست پ چرا ناراحت شدی
تازشم تو و زنت اونقدر ارزش ندارین که بخوام بشینم پشت سرتون حرف بزنم آخه چیزی که عیان است چ حاجت به بیان است دره آسانسورو محکم بستم همونجا گفتم خدایا خودت شاهد باش من اصلا کاری باهاشون ندارما
تور و خدا دعا کنید بابام قبول کنه بریم از اینجا....
ای خدا بخاطر چشمامم که شده کمکم کن هر شب دارن اشک میریزنا یه گوشه چشمی خدااااااااااااااااااااااااااا

فرستنده : MEHDI>>>100%MOKH



سلام دوستای خوبم.من چند روزی میشه که عضو شدم.البته چند ماهی میشه که میام مطالبو میخونم.همتون درک میکنم.خیییییییییییییییییییلی سخته.
منم مثل شمام....
برام دعا کنید.

فرستنده : رز سحر



قبلا وقتی از هرجایی اسم کامبیز رو میشنیدم کلی ذوق میکردم بی اراده لبخند میزدم برق شوق و شیطنت و زندگی میومد تو چشمام
ولی الان
وقتی اسم کامبیز رو میشنوم دنیا رو سرم خراب میشه داغون میشم اشکام بی اراده سرازیر میشه

توکه کار خودتو کردی دیگه لطفا به شعورمن توهین نکن
نگو دوسم داشتی!!!!!!!!!!!!!
نگو از قهر کردن من بیشتر ناراحت شدی تا جواب رد دوستم!!!!!!!!
نگوووو اینارو لععععععععععععنتی
اگه دوسم داشتی زندگیمو جهنم نمیکردی
میخوام تو جهنمی که تو برام ساختی تنها باشم

فرستنده : Broken Angel



ویژه برای آبجی raha
تورو جان داداش طاها جواب زنگ و پیامشو نده.
من دارم به جای تو آتیش میگیرم.قول بده به داداش طاها که دیگه جوابشو نمیدی؟؟
زود تند سریع
منتظر جوابت هستم

فرستنده : taha



2nya : مرسی خواهر گلم.واقعا سخت بود اگه تو این تنهاییم پدر و مادرم هم منو تنها میزاشتن.
گیسو کمون : واقعا حرف قشنگی زدی ، پدر و مادر نعمت بزرگی هستند.خدا کنه قدرشونو بدونیم . خدا سایه پدر و مادرتو از سرت کم نکنه.
ati:به به چه عجب !!! چشم به پست شما روشن شد.مراقب خودت باش آجی کوچیکه
foruzan:مرسی خواهرم ، از همین جا دست مادرتو می بوسم که دعام کرد . اگه دعاهای بچه های 4جوک نبود من الان پیش پدر و مادرم نبودم

فرستنده : taha



ویژه طاها
منم درست شرایط تورودارم منتهی من دخترم
اگه دوسش نداری عمراتصمیم پدرمادرت نشو بگو فرصت بدین بهم که با همفکری شما یه موردی پیداکنم که خودمم دوسش داشته باشم
زندگی باکسی که توخوبیشوقبول داری ولی دلت محبتشوقبول نداره خیلی سخت ترازمرگه
اینم یه جورمرگه اما تدریجی
خدامیدونه من تواین چندماه چیاکشیدم ازیه طرف خودم تنهاشدم ازطرف دیگه هم پسرعموم خواستگارم شد
پسرخوبیه اما منم عقایدخودمودارم حقمه واسه زندگیم تصمیم بگیرم
بخداحتی تو معدلمم موثربود این اوضاع ....یعنی معدلم 13شده چیزی که عمرافکرشونمیکردم
حتی اساتیدی که میشناسنم درتعجبن
ازیه طرف برادرزاده ی بابامه وقتی نه میگم بابام ازم ناراحت میشه ازیه طرفم دلم اصلابله نمیگه
من خوب درکت میکنم اما اگه دلت باهات راه نمیاد تسلیم نشو
بامنطق قانعشون کن
درمورد خاله آمیتیس هم بایدبگم متاسفم برااین فرهنگ تهران واقعا شرم اوره یه خانم متاهل بیادبه یه پسرمجرد همچین درخواستی بده مواظب خودت باش تولایق بهترینهایی نه یه زن متاهل اینت شعارنبودازته دلم گفتم
برات دعامیکنم این بحرانم ردکنی توهم برامن دعاکن
دعای دوست درحق دوست زود مستجاب میشه

فرستنده : دلکنده



ديدي اي دل عاقبت زخمت زدند؟؟؟؟ گفته بودم مردم اينجا بدند؛ ديدي اي دل ساقه ي جانت شكست؟؟؟ آن عزيزت عهد و پيمانت شكست؛ ديدي اي دل در جهان يك يار نيست؟؟؟ هيچكس در زندگي غمخوار نيست؛ ديدي اي دل حرف من بيجا نبود؟؟؟ از براي عشق اينجا جا نبود؟؟؟‌ تو بهار عشق را ديدي چه شد ؟؟؟ زندگي را هيچ فهميدي چه شد؟؟؟ ديدي اي دل دوستيها بي بهاست؟؟؟ كمترين چيزي كه ميابي وفاست؟؟؟‌ اي دل بايد از خود گم شوي؛ عاقبت همرنگ اين مردم شوي ي ي ي ي ي .... {تقديم به همه دل شكسته ها {-35-}}

فرستنده : A & M



عشق اصلا وجود نداره بچه ها این تجربه زندگی منه.......
همه آدما تنهان..

فرستنده : Maya



سلام بچه های 4jok
منم بد شکست عشقی خوردم
دیشب کسیو دیدم ک نصف عمرمو ب پاش گذاشتم دارو ندارمو براش گذاشتم,ولی دستش تو دست یکی دیگه بود,بغلش بود
هزار بار آرزوی مرگ کردم
آخه کدوم آدمی تو سن 18 سالگی از زندگیش زده میشه؟؟؟؟؟
چیکار کنننننننم؟؟؟؟؟
دارم دیوووونه میشم

فرستنده : Jøķęř



کیا تا حالا از دلتنگی با صدای بلند توو ماشینشون گریه کردن حتی وقتی ترانه شاد داشته پخش میشده؟؟

فرستنده : بهار



هیلدا جان به دختره گفتم میدونی چی جواب داد؟
گفت عشق حق هر فردیه و تو هم مستثنا نیستی و عاشق شدی ولی حالا دیگه نیست
گفت من چی کنم که عاشق تو شدم پس ج + میدم؟؟؟؟؟؟

فرستنده : mehran



برای دلشکسته
قربون دل کوچیک آجیای خودم برم که اینقدر نگرانمن
هستم تا وقتی که خدا بخواد و تا اون موقع مثل کوه پای همتون واستادم

فرستنده : mehran



طاها خیلی خوشحالم که راه درست و پیدا کردی و برای همه ی دوستای دیگه هم دعا میکنم شما هم منو دعا کنید
حال خوبی ندارم

فرستنده : مرگ تدریجی



سلام بچه ها
هیلدا .لیندا .مرسده .رها21 .دلشکسته .دلتنگ .آتی .کیان .طاها .سوپل و...
خیلی خوشحالم که اینهمه خواهر و برادر دارم
ممنون

فرستنده : mehran



سلام.نمیدونم از کجا شروع کنم فقط میتونم بگم همدردتونم شاید حالم بدتر از همتون باشه ولی چون فقط خودم میتونم خودمو درک کنم ولی وقتی حرقاتونو دیدم گفتم شاید شما بتونید همدردم باشید.مدت زیادی باهاش بودم فقط بهم قول دادو میگفت دوست دارم عین ادمیکه انگار عین یه مرد رو حرفش میمونه ولی بعد مدتی بخاطر گفته های مادرش که انگار میخواست همه چی به نفع خودش پیش بره زد زیر حرفاش دلم میخواست زودتر نظر مادرشو میگفتو منو تا اینجا نمیکشوند بهونه میاورد میگفت از نظر مالی از من بالاتری خلاصه من که بخاطرش از بهترینا گذشتم اینطوری تنهام گذاشتو رفت من که واقعا تنها بودمو فک میکردم تو این دنیای تنهاییم همه زندگیمیه بهم میگفت همه زندگیمی واقعا چرا ما ادما انقد راحت حرفایی رو که بهشون اعتقادنداریم به زبون میاریم وقتی رفت اهنگ پیشوازشم گذاشته بود میدونم که نباشم تنها میمونی.تنهاییمو به رخم کشید چون واقعا تو این دنیا جز مادرم و اون کسی رو نداشتم.نفرینش نمیکنم فقط میگم خدا تنها بزار کسی رو که بندتو تنها میدونه.برا همتون ارزوی خوشبختی میکنم و امیدوارم نیمه گمشدتونو پیدا کنید نه ادمهاییکه لیاقتتونو ندارن.

فرستنده : delzade



اشکامو پنهونی دارم میریزم ..
دنیا به کام تو ! برو عزیزم
شاید بفهمی مثل من نمیشه
فدای خنده های تو عزیزممم :( ♥
یه عمری حرفات رو دلم لونه کرد
تنهام گذاشتی برو بی معرفت ....

فرستنده : دختر مغرور



خدایا یعنی همه ی نگاهاش الکی بود ؟
خدایا یعنی همه اشتباه میکردن ؟
خدایا جوابمو بده چرا همش ساکتی ..
لعنت به من . لعنت به تو ... لعنت به اون لعنتی که باعث شد تو رو ببینم
خدا دیگه هیچی نمیخوام ..
نه اونو .. نه آرزوهایی که داشتم ... نه جوونیمو ...
میرم و دور همه چیو خط میکشم ....
خدایا خوش باش با بنده هات ... اصلا هم به روت نیار که من هستم !
همه چی واسه من مرد ...
دین و ایمونم مرد ... عشق و عاشقی رو تو خودم کشتم ...
دنیا واسه خودتون ....
اونی هم که میخواستم مبارک صاحاب آیندش ...

فرستنده : دختر مغرور



خــاصِّ مــن بـودی و خـودتـو تـو چـنـگـالِ یـکـی دیـگـه اسـیـر کـردی.. مـیگی: هـر روز دارم پـیـر تـر مـیـشـم..
بـا ایـمـیـلات آدمـو روانـی مـی کـنـی.. چـه کـاری از دسـتـم بـر مـیـاد جـز ایـنـکـه بـا مـشـت و سـر بـرم تـو دیـوار؟
واااااای هـوایِ خـونـه خـیـلـی خـفـه س .. مـیـرم اتـوبـان گـردی..
اگـه کـسـی رو دیـدی کـه پـاشـو گـذاشـتـه رو گـاز.. بـی تـوجـه بـه اطـراف بـا مـجـیـد خـراطـهـا یـه صـدا شـده و فـریـاد مـیزنـه.. خـودمـم

فرستنده : D$D$D



ماهها میگذرد از شب تلخ وداع.......
از همان شب که تو رفتی و به چشمان پر از حسرت من خندیدی
تو نمیدانستی
تو نمی فهمیدی
که چه رنجی دارد با دل سوخته ای سر کردن
رفتی و از دل من روشنایی ها رفت
لیک بعد از ان شب
هر شبم را شمعی روشنی می بخشید
بر غمم می افزود
جای خالی تو را میدیدم
می کشیدم آهی از سر حسرت و می خندیدم
به وفای دل تو
و به خوش باوری این دل بیچاره خود
ناگهان یاد تو می افتادم
باز می لرزیدم
گریه سر می دادم
خواب می دیدم من که تو بر میگردی
تا سر انجام شبی سرد و بلند
اشک چشمان سیاهم خشکید
آتش عشق تو خا کستر شد
یاد تو در دل من پرپر شد
اندکی بعد گذشت
اینک این من...تنها...دستهایم سرد است
قدرتم نیست دگر...تا که شعری گویم
گر چه تنها هستم
نه به دنبال توام
نه تو را می جویم
حال می فهمم من...چه عبث بود آن خواب
کاش می دانستم عشق تو می گذرد
تو چه آسان گفتی دوستت دارم را
و چه آسان رفتی...
کاش می فهمیدی وسعت حرفت را
آه...افسوس چه سود
قصه ای بود و نبود ...

فرستنده : D$D$D



امروز دوستش (دوست عشقم) بم اس داد گفت اجی میخوام ببینمت کارت دارم رفتم کی درمورد عشقم بام حرف که قانعم کنه فراموشش کنم نامرد بود لیاقت نداشت و... بم گفت یادته محمد اسم عشقمه یادته وقتی محمد اس داد تهران و دکترا جوابش کردن گفتم اره بم گفت خونشون بودن یادته بت گفته بیمارستانه بستری بود با دوستاش رفتن گردش. کلی گفت تا ب جای اینکه ارومم کنه داغونم کرد. چرا خدا دارم تاوان چی رو میدم

فرستنده : Sana19



هر موفع که خواستم بخندم یاد خاطرات بدم با تو افتادم .........
.
نتونستم بخندم ، به جاش از ته دلم گریه کردم و به خودم گفتم دیگه دوسش ندارم ..............
.
هرموقع ناراحت بود بودم یا خاطرات خوشم با تو افتادم ...........
.
نتونستم گریه کنم ، به جاش از ته دلم خندیدم و به خودم گفتم دیگه دوسش ندارم ............
.
من نمیدونم این چه حسیه که هم منو میخندونه هم منو میگریونه ...........
فقط میدونم دیکه فقط خاطراتتو دوست دارم ........... ( تقدیم به کسی که تمام خاطراتمه)
.
هههههههه ، باز داره خندم میگیره .............

فرستنده : zir khaki



دیدی غافلگیرت کردم...
لحظه ای که به یادم نبودی به یادت بودم.....
هی روزگار

فرستنده : eli



ســر ِ کــلاس بـودم...
هـمه بـچه هـا پـایین بـودن...بـجز دوتـا از رفـیقای صـمیمیم
ســرمو گـذاشـته بـودم رو مـیز داشـتم بـه خـاطراتـم فــکر مـیکردم...
اشــک تــو چـشام جـمع شـده بـود...
رفــیقم گـفت:حــبیب پـاشو یـه دهـــن بـخون حـال کـنیم...سـاقـی رو بـخون...
هـمونجوری سـر رو مـیز گـفتم :بیـخیال شـو ...حــسش نـیس...
رفــیقم گـفت:بـاشه بـازم لـفظ شـهید کـردی دیــگه!!!بـاشه داش حــله
حـالم خـوب نبود ولـی دیــدم داره نـاراحت مـیشه شـروع کــردم بـه آواز خــوندن...
"ســاقی بــازم مــِی بـده!!!
نــگو بـسه هــِی بـده!!!
پـــیمونه هـامـو نـَشمــُر...
جــام ِ پـــَیاپـِی بــده!!!
کـــار ِ مـــَن از یــه پــیک دو پــیک گــذشته...
ســـاقـی خــرابـَم بــُکـُن!!!
بــرس بــه داد ِ ایــن دلــه شــکسـته...
غــرقِ شــرابم بــکن!!!
ســاقی فــداتم امـــشب ...
بــرس بــه دادم امـــشب!!!
ساقی فـداتم امـشب برس بـه دادم امـشب!!!
اونـــی کــه عــُمریـه ،دیــوونَشـَـم...
دلـــه مــنو بــازیـچه کــرده...بـبین چـه کــرده...بـبین چـه کـرده!!!
دلـــه عــاشـق و بــی قــرارمـــو...
بـــا ســنگ غــم...تــکه تــکه کــرده..بــبین چـه کــرده...بـبین چـه کــرده!!"
هــمون دوبـیتِ آخــرش واســم کــافـی بـود تـا اشکــام تـا وســط گــونه م
بــیان...
رفــیقام کــُپ کــرده بــودن...
اون رومــو زیـاد دیـده بـودن...
فــک مـیکردن چـون شــررم از احــساسات خـبری نـیست...
کــه دیروز فـهمیدن چـه دلـه نـازکی دارم مــــن..؟؟!!!

فرستنده : لابسـتر



اموختم هرگاه کسی یادم نکرد، من یادش کنم، شایداو تنهاتر از من باشد....

فرستنده : eli



غریب اشنای من، شکستن دل اسونه، اما اینو یادت نره دنیا یه جور نمیمونه، یکی نشسته اون بالا، درد منو خوب میدونه.

فرستنده : eli



خـــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــدایا…
صورت حساب لطفا…
باقیشم مال خودت…
منو خلاص کن
سیر شدم از زندگی. . .

فرستنده : منصوره



خــوابــــم نمـی آیــد …
فـقــط مـــی خـــوابـــــم
کــــه بیـــــدار نبــــاشــــم

فرستنده : tefleh



:((((
اصلا امروز جیگرم بد جور اتیش گرفت
رفته بودم سرخاک پدر دوستم یه چنتا قبر اون سمت تر یه سنگ قبر توجهمو جلب کرد
رفتم جلو قبر یه دختر بود
دوسال بود ک فوت کرده بود
دورتادور سنگ قبرش گل های خشک شدهرز قرمز بود
به شکل قلب چیده شده بود
یه شمع قرمز خاموش ک طرح قلب بودم اون جا بود
با برچسبای قلب رو سنگ قبرش چسبونده بودن
"ولنتاینت مبارک"
ااخ بمیرم برا این دختر
خدا نصیب هیشکی نکنه

فرستنده : m@hd!s$s



سلام منم عضو جدیدم.خیلی بهتون عادت کردم
زیاد پست نمیذارم ولی همیشه نوشته هاتونو میخونم.
________________________________________
یه زمانی منم مثه شماها تنها بودم..شایدم الان هستم ولی عادت کردم.
خیلی دلم گرفته...احتیاج داشتم به جایی ک فقط حرف بزنم..
هیچی ندارم بگم.....فقط سکوت!

فرستنده : روِِِیـــــا



بعد این همه مدت بهم زنگ زد
شمارشو ک دیدم باورم نمیشد یه دو سه باری شیک شمارشو خوندم
باورم نمیشد اون باشه
بعد چنتا بوق ک خورد جواب دادم
صدام میلرزید اما نمیخواستم بروز بدم
اما اون خیلی ریلکس بود
دلیل این همه مدتی ک نبودو گفت
چرندیاتی ک خودشم نمیفهمید چی میگه
دروغ پشت دروغ سر هم میکردو میگفت
حرفای بچگونه ک مثلا بخواد کاراشو توجیه کنه
هیچی نگفتم فقط گوش دادم گفت میخواد منو ببینه
اولش کلی خوشحال شدم
ب همه اونایی ک میدونستن زنگ زدمو جریانو گفتم
همه بهم تبریک گفتن
اما مامانم خوشحال نشد
باهاش رفتم بیرون دیدمش مثه قبل بود
هیچ تغ