بر
در تکاپوهایش چیزی از معجزه انسو تر
ره نبردست به اعجاز محبت چه دلیلی دارد؟
چه دلیلی دارد که هنوز
مهربانی را نشناخته است؟
و نمیداند در یک لبخند
چه شگفتی هایی پنهان است
من بر انم که درین دنیا
خوب بودن بخدا سهل ترین کار است
ونمیدانم که چرا انسان تااین حد باخوبی بیگانه است
وهمین درد مرا سخت می ازارد

فرستنده : sintel



بازگشتی در کار نیست… یک بار که برود برای همه ی عمر رفته است… حتی اگر برگردد باز هم دیگر او نیست…!

فرستنده : Eleven



سلام دوستای گلم.
از همتون ممنونم بابت همدردی ها و راهنمایی ها تون.
ممنون که نمیذارین احساس تنهایی کنم. بچه ها من واقعا دوسش دارم. بچه ها 12 سال خیلی زیاده. به هر خاطره ای فکر میکنم اون یه نقشی توش داشته. نمیتونم فراموشش کنم آخه از بچگی با عشقش بزرگ شدم. 12 سال هر روز و هر شبم به یاد یا در کنارش بودم. حالا چجوری فراموش کنم؟
میدونم ارزش نداره ولی دلم حالیش نمیشه.تمام چیزایی که دارم به نوعی یادآور اون هستن برام. خودمو هم که میبینم یاد اون می افتم. چیکار کنم خودمو هم آتیش بزنم تا از یادم بره؟ نمیتونم ازش متنفر باشم نمیتونم نفرینش کنم نمیتونم حتی کوچکترین بدی براش بخوام. هنوزم عشقمه و دوسش دارم. میدونم برنمیگرده ولی دوسش دارم چیکار کنم؟

فرستنده : raha21



خواهرم hilda
چی میگی خواهرم پسرارو به زور زن نمیدن؟؟؟؟
خانوادم منو بخشیدن ولی چه بخشیدنی؟
هر شب بهم گیر میدن که با دختر داییم یا دختر عمم ازدواج کنم . آخه چرا هر باید با کسایی ازدواج کنم که هیچ حسی بهشون ندارم.
اون ها دخترای خوبی هستند ولی من نمیتونم.نمیخوام بهشون دروغ بگم.دروغ دوست داشتن بگم.
خواهر من پس دیدی پسرها هم به زور زن میدن

فرستنده : taha



اوج تنهایی وقتیه که پیشت باشه ولی بدونی که دلش پیشت نیست، بدونی وقتی ساعتی دیگه خدافظی کردین میشین مثل همون دیروزی که حتی از روی عادت دلتنگتم نمی شد...

فرستنده : yasama_ineLove!



خعلی وقته که جای صدای دلنشینش باید مسکن های پیاپی آرومم کنن و چشمامو ه خواب ببرن... دلتنگ یک لحظه عاشقانه صدا زدنتم عشقم...

فرستنده : yasama_ineLove!



گاهی هیچکس را نداشته باشی بهتر است..بعضی ها تنها ترت میکنند..

فرستنده : Sogoli



خدا میشود بلیطم را پس بگیری . . . ؟
مقصد را اشتباه آمدم . . اینجا را نمی خواهم

فرستنده : رامسررر



رسیده ام به حس برگی که میداند باد از هر طرف بوزد...
عاقبتش افتادن است..........

فرستنده : تابوت مرگ



ديگرنميگويم گشتم نبود،نگرد نيست!بگذار صادقانه بگويم:اتفاقاگشتم!بود!فقط مال من نبود!بگذار ديگري بگردد،لابد مال اوست!

فرستنده : حسین از دهلران



مترسک را دار زدند،به جرم دوستی با پرنده...که مبادا تاراج مزرعه را به بوسه ای فروخته باشد...
اینجا "قحطی عاطفه" هاست!!!!

فرستنده : تابوت مرگ



کاش میشد اونی که رفته خاطره هامونم با خودش مببرد

فرستنده : hamid71



هوایی شدی خواستی که قلبمو دورش کنی
دل تو دلت نبود که بزنی ذوقم و کورش کنی
کار از کار گذشته دیگه نمیشه به روم نیارم
با بد و خوب تو ساختم ولی نه دیگه کشش ندارم

فرستنده : amin



به جرم دوست داشتن تو می‌خوان مجازاتم کنن
می‌خوان که از دنیای تو بی حرکت ماتم کنن
زنده بگورمم کنن من از تو دست نمی‌کشم
دنیا بخواد فاصله شه اونو به آتیش می‌کشم
باور نمی‌کنم دلت بدون من سفر کنه
واسه زمین خوردن من یه شهر و باخبر کنه

فرستنده : amin



تو این روزای بی کسی دلم می‌گیره
وقتی شبا کنار اون آروم میگیره
آی خدا دلگیرم ازت بزرا بمیرم
نمی تونم که عشقمو با اون ببینیم
خدا کنه از این به بعد محدود نباشی
واسه بیرون رفتناتم دیگه مجبور نباشی
همش سینجین بشی کجایی و با کی
باشه برو ولی بدون ما هم خدایی داریم
آیا خدا دلگیرم ازت بزار بمیرم
نمی‌تونم که عشقمو با اون ببینم

فرستنده : amin



این دل دیوونرو کجا کشوندی
کی اومد بجای من با من نموندی
دیگه این آخرشه نفس بریدم
هرچی دنبال تو بودم نرسیدم
دل من آروم بگیر اشکات و پاک کن
خاطراتشو واسه همیشه خاک کن

فرستنده : amin



دیروز جای دشمنتون خالی (گلاب به روتون) هی استفراغ می کردم
مامانم پشت دره دستشویی منتظر می موند تا من برگردم بیرون بگه چیزی شده (قربونش برم شاید تا شب صدبار این سوالو پرسید)کاره منم زل زدن تو چشماش بود بعد از هر بار استفراغ می گفت بمیرم برا بچم اخه تو چت شده؟
یبارش ازم پرسید چیزی خوردی اینجوری شدی؟
دلم می خواست بهش بگم چیزی نیست مادره من یعمر خاطرست دارم بالاشون میارم تا هرروز نپیچن دور گردنم و احساس خفگی کنم...
ولی فقط برگشتم نگاش کردم گفتم خوب می شم نگران نباش...
مامانمم همسایه بالاییمون که دکتره رو صدا کرد اومد گفت تبش خیلی بالاست اون که بیاد پایین تمام این حالتاش خوب میشه...
منم که فقط دلم می خواست بخوابم زل زدم تو سقف نمی دونین چقدر دلم می خواست بخوابم و پاشم ببینم همه اینروزا فقط یه خواب بوده...
.........................................................................................................
تو دنیا هرکی بدتر بود چرا بی درد و خوشبخته
خدایا برای رفتن از اینجا حواست بمنم باشه

فرستنده : MEHDI>>>100%MOKH



آقا آرمین عشق داداش مهرانم فوت شده دیگه ازش نپرس که ناراحتش کنی

فرستنده : ati



پُلی می‌شوم برای عبورت...
به فکر تخریب من نباش...
به آخر که رسیدی دست تکان بده
خودم فرو می‌ریزم !

فرستنده : amin



داداش مهران کجابودی دلم هزار راه رفت مردمو زنده شدم

فرستنده : ati



ببخشید داداش طاهادیگه زود زود پست میزارم قول میدم.خیلی دلم برات تنگ شده بودخیلی ایشاالله همیشه خوشحالوسرحال باشی دوست دارم

فرستنده : ati



رفتم دم دره تالاری که عروسیشون بود
یه ماشین گل زده دیدم ماشین خود احسان بود
بدون اراده گریم گرفت اشک تو چشمام حلقه می زد
چشمامو که بهم میزدم میریخت رو صورتم
رفتم نزدیک ماشین شدم سرم ی آن درد عجیبی گرفت می دونم بچه گانست ولی زدم تمام گلای ماشینشونو داغون کردم. یه پسره اومد جلو گفت چته حیوون برگشتم ببینم کیه اما اونقدر اشک تو چشمام بود چهرشو تشخیص ندادم دویدم اونطرف خیابون سمت ماشینم مامانمم هی زنگ می زد رو گوشیم آخه از صبح ساعت 6 تا ساعت 11 شب نرفته بودم خونه دیدم با اون صدای بغض آلود اگه بخوام جوابشو بدم بدتر نگران می شه پیام دادم بهش گفتم حالم خوبه فقط دیر تر میام خونه
نشستم تو ماشین یاد اونروزی افتادم که با هم نشسته بودیم تو ماشین مامانش بهش زنگ زد گوشیو برداشت صداشو آروم کرد و گفت مامان تو کتابخونم نمی تونم حرف بزنم
بلند بلند زدم زیر گریه
به خودم گفتم لابد اونروزایی که من بهش زنگ می زدم می گفت توالتم حتما تو بغل احسان بوده......
دروغگوی کثیف
""رو ویرونه های زندگی کسی نمیشه یه زندگی جدید ساخت اگه هم بسازی زود فرو میریزه"""
این جمله رو خودش بهم گفت
از اون جمله هاییه که تا یه عمر از ذهنم پاک نمیشه
راستی زندگیت با احسان دوومش چقدره؟؟

فرستنده : MEHDI>>>100%MOKH



اگر قرار بود روزی او را نبینم چرا خدا خواست که دوستش داشته باشم؟؟؟؟؟.....

فرستنده : رفت......



این که مدام خودتو به دیگری یادآوری کنی تا فراموشش نشی عجیب غم انگیزه!!!!!

فرستنده : رفت......



به راستی اگر گوشه ی این اتاق نبود من آواره بودم...........

فرستنده : رفت......



من که به هيــــــچ دردی نميخورم...
.
.
.
اين دردها هستند که چپ و راست به من ميخورند..!!

فرستنده : رزا



تــــنهـایـــی ام ،
فــــقـط ادّعــــا دارد !
بــا ایــنهـمه بـــزرگـی اش ..
جــــای ِ خــــالــی ات را ..
پُـــــر نــــمی کـــــــنــــد !

فرستنده : ƞâşiɱ.āłōŊ



تـــــنهـا ،
بــی هـــوایـــی ..
آدمــی را خــفـه نــمی کـــنـد ..
گــاهـی ،
هـــوایـــی شـــدن ..
آرام آرام ..
بــــدون ِ روسیــاهـــی ..
خــامــوشــت مــی کـــــنـد !

فرستنده : ƞâşiɱ.āłōŊ



دیروزوقتی جواب اس ام اسمونداد نگران شدم زنگ زدم جواب نداد...
آخرشب اس دادک شمارشوپاک کنم؛گفت داره نامزد میکنه اما من میدونم دروغ میگه البته شاید راست بگه
میدونین چیه؟؟؟؟؟؟
دیگه غصه روتعطیل کردم چراباید واسه کسی ک براش مهم نیستم غصه بخورم؛دیشب هرچی دلش خواست بهم گفت،به منی ک این 6ماه بدون اون روزخوش نداشتم اما اون ......
به نظر من کسی ک رفت ارزش غصه خوردن نداره..................

فرستنده : مونا 


خصوصی...
وقتی که مریض بودم واومد جونمو نجات داد زندگی بهش طلبکارشدم اما
کاش زندگیمو بهم پس نمیداد.....
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا......

فرستنده : killed



سلام بچه ها دیشب یه اتفاق خیلی بد افتاد .
ساعت 8 شب بود و من طبق معمول تو مغازه بودم و داشتم کارهامو انجام میدادم.که خانومی اومدم تو مغازم.
اون خانم خاله آمیتیس بود.که 28 سالشه و یک دختر 6 ساله داره.
گفت از این بابت که منو آمیتیس به هم نرسیدیم خوشحاله.من دلیلشو پرسیدم گقت:تو این سه سال که منو آمی(آمیتیس) رابطه داشتیم از من نفرت داشته.چون خودش من رو دوست داشته و میخواسته با من دوست بشه.حتی این رو به آمی هم گفته.
آمی هم بهش گفته که ما قراره ازدواج کنیم.
دیشب میگفت حالا که تنهایی بیا با هم باشیم.من همه جوره در اختیارت هستم نمیزارم احساس تنهایی کنی.
دیشب بهش جواب ندادم.یعنی از خودم متنفر شدم که چرا جوری زندگی کردم که یک خانم متاهل به من پیشنهاد دوستی بده.
بچه ها کمکم کنید.من فقط شما رو دارم که میتونم ازتون کمک بخوام.
در ضمن می گفت آمی تا چند هفته دیگه میره کانادا.من هم از شنیدن این خبر خیلی خوشحال شدم.جایی میره که دیگه من نمیبینمش.

فرستنده : taha



این چه وضشه ...
تورو خدا مث قدیما پست بزارین !
مهران داداش بازم پست بزار خوشال شیم . بابا آخه دلم واست تنگ شده !
از داداشا و خواهرای گلم hilda و linda و raha و broken angle و taha و رفت و delshekaste و d$d$d تشکر میکنم بخاطر پستاشون همشونو میخونم حالم میگیره !

فرستنده : alikhal le



واااااای ازنیمه شبی که بیدارشوی ودلت اورابخواهداما........خود را در اغوش دیگری ببینی...

فرستنده : killed



«واسه دل عاشقم»

کــــم خونــــی مــن از فقــــر آهــــن نـیــست!
دکـــتر هــم نفـــهمــید
عـــشـــق در خــونـــــم پـاییــــن آمـــــده . . .

فرستنده : DelT@nG



برو و فکر منم نکن تنهاااااااااااااااایی رو بلدم

فرستنده : hamid71



بابا تو خونــــه بــه مامان میــــگفت "خـــانــومــــــــــی"
مــن مـیــخـنــــــدیــدم "ایــن لـــــوس بـــازیـــــا چـــیــه؟!!؟ ایــــــــــش . . ."
حالــــــــــا . . .
تو صِــــدام مـیکـــــنـی "خـــانــومــــــــــی"
قنـــــد در دِلَـــــم آبــــــــــــ میـــشود . . .

فرستنده : DelT@nG



دُشـــــواری یَـــعنی عِشقِـــــت داره مِِِـــِیــــــــره
وَ تو مِـــثلِ یه دُخــــتَرِ خوبـــــــــــ
بایَـــــد لَــــــــبخـــــَند (بِخوانید زَهرخَند) بِـــزَنـــی
وَ پُشتِ سَرَش آب بِریــــــزی . . .

" تو که طاقَتِ دوری نَداری غَلَط کَردی عاشِــــــق شُدی _____ "

فرستنده : DelT@nG



سلام بچه ها من تازه عضو شدم البته خیلی وقته میام و حرفاتونو میشنوم ولی خب همین امشب خودمو عضو کردم....منم خیلی تنهام به معنای واقعی تنهایی همیشه خودم با دنیای مجازی سرگرم میکنم آخه ادماش خیلی بامعرفت تر از آدمای دنیای واقعی هستن...خیلی وقته به انتها رسیدم بچه ها این که میگم به انتها یعنی واقعا به انتها یه بارم خودکشی کردم ولی دیدم خدا مهمون سر زده نمیخواد با برمگردون به اینجا به این جهنم ... نمیدونم چرا ولی از دنیا و آدماش بیزارم حتی از خودم ولی خدا گوش به حرفای من نمیده شماها برام دعا کنید.... که زود تر خلاص شم .... من تو تنهایام یه چیزایی مینویسم حالا یکیشونو میفرستم شمها بگید دس به قلمم چطوره؟!
حالا که دلتنگ شده ایم و خسته' خبری نیست از آن موضوع انشاء همیشگی...کاش میشد زمان به عقب بازگردان تا بنویسم آنچه دل تنگم میخواهد...بنویسم که دنیا زیبا نیست'عشق زیبا نیست'زندگی زیبا نیست'''بنویسم که دیگر هیچ قفسی گنجایش تنهایی مرا ندارد ...بنویسم از این چرخ گردون...بنویسم که لب کبوتر یخ میزند در این بی کسی...بنویسم که اینجا آخر دنیاست....زنگ انشاء منم تمام شد اما خبری از ان نقطه سر خطها نیست...

فرستنده : جوجو



حسادت نکند یه وقت..انکه بعد از او بغل گرفته ام زانوی غم است.... باورکن

فرستنده : M..M



“زنها”تنهاییشان راگریه میکنندو”مردها”گریه هایشان راتنهایی…

فرستنده : ALI-MSTM



سلام بچه ها‏‏‏‏قبول دارم خیلی سخته ولی خب تا كي گریه بابا بسه دیگه‏ همه جوونیم فرصت هم ك زیاده ایشالا‏ بیاید از نو شروع كنیم عید نزدیكه ها نمیخواین دلتون رو از غم خالی كنید؟

فرستنده : ghoorbaghe



من گم شده ام....
از يابنده تقاضا ميشود مرا به حال خود رها كنند.....!

فرستنده : shangool



Hilda,raha
حواستون هست دارىن چىکار مىکنىن؟
چرا دارىن بجاى انتقام گرفتن از روزگارىاز خودتون انتقام مىگىرىن؟
چرا دارىن روزاى جوونىتونو اىنجورى بخاطر کساىى که قدرتونو ندونستن از دست مىدىن؟
عاشق شدىن...گناه نکردىن که دارىن خودتونو مجازات مىکنىن
چرا اىن عشق باىد انقدر گرون واستون تموم شه؟
دىگه کافىه...به خودتون بىاىن
ىادتون باشه ما اشرف مخلوقاتىم,واسه خودمون ارزش دارىم

فرستنده : mercede



امروز دوباره دلم شکست..از همان جای قبلی!کاش میشد آخر اسمت نقطه گذاشت تا دیگر شروع نشوی!کاش میشد فریاد بزنم پایان....دلم خیلی گرفته...اینجا نمی توان به کسی نزدیک شد..آدم ها از دور دوست داشتنی ترند.......

فرستنده : dokhtare darya



شب و روز کارم شده فقط گریه کردن
اما اون حالش خوبه بیخیال همه چی
همه چیو فراموش کرده
اما فکر کنم الزایمرم گرفته
اخه هرچی حساب میکنم میبینم نمیشه
یه ادم هر چقدرم پست باشه...
هرچقدرم بی احساس باشه...
ب این راحتی
همه ی خاطراتی ک تو این همه مدت با کسی ک از جون براش مایه گذاشتو فراموش کنه
نمیتونه....
نه نمیتونه فراموش کنه چشمایی ک جلو خودت اشک ریختنو
نمیتونه فراموش کنم التماسایی ک جلو چشات کردشو...
نمیتونه فراموش کنه تنهای تنها شدنشو
هر چقدر هم ک پست باشه یه ادم نمیتونه فراموش کنه
اما تو فراموش کردی
تو پا رو خاطراتمون گذاشتی
اما تو پا رو قلبمم گذاشتی
حرمتا رو شکوندی
زیر قولات زدی
دوس داشتنتو انکار کردی
حالام ک بعد این همه مدت خطابم میکنی "شما"
اون وقته ک باید بگم: هه...!
زندگیمو چ مفت پات ریختم....

فرستنده : m@hd!s$s از ما ک گذشت اما وقتی کنارشین دستاشو سفت تو دستاتون بگیرین...
شاید اون اخرین روزی باشه ک دستاش تو دستاته
از ما ک گذشت اما وقتی دستاشو دور کمرت حلقه زده و داره نگات میکنه
تو خجالت نکش...سرتو پایین ننداز
خوب خوب نگاش کن
شاید دیگه نتونی عسلی چشماشو ببینی
از ما ک گذشت اما وقتی خواست بوسه رو لبات بکاره
خودتو نکش کنار....
شاید ی روزی برسه ن بتونی ببینیش...نه صداشو بشنوی
نه حتی حرف دلتو بزنی
دقیقا وقتی ک میدونی تو اغوش یکی دیگه اروم گرفته
وقتی میدونی موقع دلتنگیاش اسم یکی دیگه ورد لباشه
وقتی میدونی از عشق یکی دیگه داره تب میکنه
وقتی میدونی اگه ی روز اتفاقی تو خیابون ببینتت راحت از کنارت رد میشه
از ما ک گذشت
اما قدر لحظه هاتونو بدونین
m@hd!s$s

فرستنده : m@hd!s$s



خواستم بهتون بگم اونكه رفته هيچ وقت ديگه فكرشونكنيد
بعد1 ماه دلم واسش تنگ شدزنگ زدم بهش من ازدل تنگي گفتم وخاطره هامون اون ازدوست نداشتن منو ودوست داشتن دوستش.
دوباره دلم شكست
قسم خوردم ديگه هيچ وقت اسمشونيارم.

فرستنده : سرداركيان



برای دوستم taha
راستش وقتی فهمیدم برگشتی خیلی خوشحال شدم روز قبلش داستانتو برای مادرم تعربف کردم و ازش خواستم اونم برات دعا کنه و فرداش وقتی که گفتی برگشتی فوری رفتم بهش گفنم اونم خوشحال شد برات بعدم دیدم همه بهت تبریک گفتن و برات خوشحالی کردن گفتم پس دیگه نمیخواد برات پست بذارم بگم چقد خوشحالم ولی دیدم نمیشه دلم طاقت نمیاره وباید بهت تبریک بگم و بگم چقد خوشحالم... ازخدا میخوام از حالا رنگ شادی ببینی و خوشبختی و البته نه تنها تو بلکه همه بچه های 4 جوک....

فرستنده : foruzan



دلى که اندوه دارد
نیاز به شانه دارد نه نصیحت …
کاش همه این را مى فهمیدند … !

فرستنده : reza.sh19----09366***356



همدم ما یه پشه بود !
هوا سرد شد …
اونم رفت …

فرستنده : reza.sh19----09366***356



نامی 94 کرج دوست خوبم
میدونم از دست دادن عزیز یعنی چی میدونم وقتی میگی خسته شدی یعنی چی منم خیلی روزا دل تنگ خواهرم میشم... میدونم دردی که میکشی و میدونم این درد با هیچ جمله ای آروم نمیشه فقط ازت میخوام برای مادرت قرآن بخونی نماز بخونی خیلی آرومت میکنه انقد که حضورشو احساس میکنی امتحان کن..
برای مهران...
هممون دوست داریم این فقط یه سکوت باشه پس لطفا زودتر این سکوتو بشکن....

فرستنده : foruzan



داداش Mehran
توروخدا یه پست بذار بگو خوبی بگو که یکی از داداشام کم نشده بذار به آرزوی داداش داشتنم برسم داداش ما بچه ها همه منتظرتیم اگه پست بذاری بخدا مثه داداش طاها هممونو خوشحال میکنه.کاش مسئولای4Jokکه تلفنه داداش مهرانو دارن باهاش یه تماس بگیرن بخدا خیلی نگرانشیم اگه موافقی لایک کن

فرستنده : juje



فدا بشم مگه میشه آدم به خاطر یکی این همه خودشو اذیت کنه؟
میگفت:نه دورت بگردم اینا همش فیلمه !
من رسیدم به جایی که اذیت میشمو اونم باز فکر میکنه همه چی فیلمه

فرستنده : یه روزی



ویژه و سفارشی برای "هیلدا"
حرف اولمو با شعر یاس شروع می کنم که زیبا گفت:
>>>به هر دستي كه بدي ميگيري از همون دست
اين نفرين من نيست ؟ بازي زمونست<<<
نفرین نیاز نیست حتی لازمم نیست مثل داستان فیلم زمانه راه بیفتی دنبال یکی زندگیشو خراب کنی نه دنیا کوره نه خدا
الآن هم اون داره درس پس می ده زمونه خیلی بی رحمه
همه چیزو باید سپرد دست خدا خودش همه چیزو درست می کنه می دونم خودمم فقط بلدم حرف بزنم
دوما من خودم بعینه دیدم کسایی که چقدر خوشگلن ولی از صد فرسخیشون بوی گند خیانت به شوهر میاد (خیانت بکسی که حاضره براشون بمیره) بوی گند فسادشون ی شهرو به لجن می کشونه خوشگلن اما گرگ...
برای آشتی با خونوادتم هر روز پا پیش بذار هر چی باشه بچشونی
سوم اینکه من طرفمو خیلی دیر شناختمش اما بازم شکره اوستا کریم دیرتر نشد
و دیگه جا داره همینجا خوشحالیمو از پست جدید مهران اعلام کنم و اینکه طاها رفت پیش خانوادش پدر و مادری که تو دنیا فقط یبار هستن و دیگه تکرار نمی شن.
روم به دیفال حقیرم ارزشم خیلی کمه ولی یکوچولو هم برای منه حقیر دعا کنید

فرستنده : MEHDI>>>100%MOKH



ويژه برای mehran
امروز یکشنبه 29 بهمن، من تازه پست چهارشنبه تو دیدم، دیروز وقتی پستتو دیدم خیلی خوشحال شدم و جواب هم دادم ، امروز هم زده بودن تو سایت
یکی منو توجیه کنه، چرا پست 5 روز قبلو امروز زدین تو سایت
داداشم قول میدم دیگه نگم دیروزم به بچه های تنهایی قول دادم نگم
اینقد دل ما رو خون نکن ، نا امیدی از درگاه خدا بالاترین گناهه

فرستنده : Hilda



خدایا من دلمو صابون زدم به عشق اون..... پس چرا چشام میسوزه؟؟؟؟

فرستنده : روِِِیـــــا



رویای برباد رفته، دوست عزیزم تو تصور میکنی بدتر از نبودن پدر و مادر چیزی نیست اما بذار من بهت بگم که هست اونم اینکه:
پدر و مادرت زنده باشن، عاشقشون باشی اما دلشونو شکسته باشی، اینه که عاقت کرده باشن
آررررره، همیشه بدترم هست
m@hd!sSs عزیز، خواهر خوبم همه ما اینجا هم دردیم، با خوندن نوشته هات دلم آتیش میگیره
مواظب خودت باش خانومی
مسیحا G1.killer داداشی خیلی خوب مینویسی، خیلی عاشقانه هاتو دوس دارم
delshekaste751 دوستم؟ خوبی؟ با ما غریبگی میکنی؟ میدونم توام پر دلت غصه ست و غمگینی، اما میشه مارو سنگ صبورت بدونی؟
raha21 ، خواهری ی ی من ندیده عاشقت شدم، من از وقتی اومدم اینجا حالم بهتره و اینو مدیون شماها هستم، فراموش کردن کسی که دوسش داریم مث به یادآوردن کسیه که نمیشناسیمش، غیرممکنه، اما میتونیم اهمیتشو تو ذهن و قلب و روحمون کمتر کنیم، سخته، زمان بره اما شدنیه
خواهرم " رفت......" یک دنیا ممنونم ازت
taha ، تو اینجا چیکار میکنی؟ اصن کی به تو گفته بیای اینجا؟ هوم؟
خیلی خیلی واست خوشحالم

فرستنده : Hilda



گوشه نــدارد که یـکـــ گوشه اش بنشینمـــ

و نفسی تــازه کنمـــ ...

گــرد گــرد استـــ

این زمین..

ایــنــ روزگــــار

فرستنده : روِِِیـــــا



اين كوزه چو من عاشق زاري بوده است
در بند سر زلف نگاري بوده است
اين دستي كه بر گردن او مي بيني
دستي است كه بر گردن ياري بوده است...

فرستنده : ...*alone gilr*....



جشماتو ببند...بستي؟حالا باز كن...بازكردي؟جقدر طول كشيد؟همين قدر هم نميتونم دوريتو تحمل كنم!

فرستنده : هادي(دل شكسته)



نمیدونم چرا دلم گرفته،دلم میخواد با کی درد دل کنم.دلم خیلی پره...
دست خودم نیست.اگر خدایی نکرده عشق شما تنهاتون میذاشت اینطوری نبودین؟؟؟اخه چرا من؟؟؟
منی که نمیتونستم یه جا بند شم و همش شیطونی میکردم و میخندیدم،چرا الان باید مثل افسرده هاااا گوشه اتاقم باشم؟؟؟چراا صدای خنده هامووو کسی نمیشنوه؟؟؟
برام دعاا کنین زندگیم مثل قبل بشه.
مممنوووووون میشم دوستای گلم

فرستنده : donya.s



اینایی هست که میگن یه تار موتو با دنیا عوض نمیکنم ، آره اینا
تو هم ازینا دار