افظه ی ادمو ک ی چیزایی بهش گفتم ک باعث شده کوچیک بشمو غرورم بشکنه رو پا ک کنم...... وااای چقد خوووووب میشد دوباره ب ارامش میرسیدم

فرستنده : *ChEsHM BaNDi



برای"hilda"
این چند وقت متن های شما رو که خوندم نمی دنم چرا اما دوست داشتم باهاتون حرف بزنم اینو بدون که درون آدم ها مهمه نه اون چیزی که نشون می دن. در ضمن خدا به همه زیبایی رو می ده

فرستنده : m



برای"taha"
سلام من فقط عضو شدم تبریک بگم که تونستی دوباره برگردی خونتون این مدت که متن ها رو می خوندم خیلی دلم می خواست چیزای که می خوای و بدست بیاری
موفق باشی

فرستنده : m



دوستای گلم لیندا-hilda-رفت...-broken angel
ما دخترا که بازیچه ی هوس ادمای خودخواه شدیم درد همو خوب میفهمیم. دوستای گلم نمیدونم پستامو خوندید قضیه زندگیمو میدونید یا نه؟
فقط میخوام بهتون بگم خیلی از پستاتون حرف دلمه. ازتون خواهش میکنم برام دعا کنید بتونم ازش دل بکنمو ازش جدا شم.6 ماهه جدا زندگی میکنیم ولی هنوز دلم باهاشه ونتونستم جدا شم. راهنمایی میخوام. بهم بگید چجوری ازش دل بکنم؟

فرستنده : raha21



اشتباه من این بود...چون تو فراموشم کرده بودی...فک کردم همه رفتن...
آره حقیقت ماجرای من اینه شما که غریبه نیستن خیلی سخته تمام عمرت تو حسرت این باشی که پدر مادرت یک سال تمام باهم اصلا قهر نباشن بحث نکنن این منو مجبور کرد به یه آدمی پناه ببرم که سخته اسم رفیقو روش گذاشت هنوزم دوستمه ولی حیف که دیگه من اون آدم قبل نمیشم براش این چندروز بهم ثابت شد من تنها شدم چون برا نزدیک شدن به همون یه نفر همه رو داشتم از خودم دور میکردم یه اشتباهو صددفه تکرار نمیکنن...
ببخشید وقتی نمیتونم اینا رو به آدمای اطرافم بگم که دردمو بفهمن به شما میگم دوستای گلم که بهترین هستین...

فرستنده : یــــــــــــــه خـــــــاطـــــ ــــــره



سلام داداش طاها همیشه پیانو کیهون و از ته دل واست دعا میکنم خوشبخت بشی خیلی خوشحال شدم فهمیدم با خانواده ات اشتی کردی خدا کنه همیشه خبر خوب بخونبم

فرستنده : تنهای تنها



دلم هم هیمه است و هم هیمه‌سوز خویشتن
و سنگ چخماقی حی و حاضر
تکانی کافی است که لهیب به جان هیمه افتد
سکونی باید و سکوتی!

فرستنده : yas



حالــــــــــم گرفــــــته از ايـــــــــن شهـــــــــــر
که آدمهايـــــــــش همچــــــــون هــــوايش ناپايدارنـــــــــــد
گـــــاه آنقــــــــــدر پاک کــــــه باورت نميشــــود
گـــــاه چــــــــنان آلـــــــــوده که نفســــت مـــي گيرد

فرستنده : yas



پروین جان. حرف دلمو زدی عزیزم. اینکه دخترا بی دلیل عشقشون رو ترک نمیکنن.
اخه عوضی چرا انقد اذیت کردی که برم؟ تویی که میدونم جونت واسم در میرفت.
برم و از تنهایی بیفتم تو بازی دو نفر دیگه.
الان کجایی؟

فرستنده : پردیس 68



دوستای خوبم.اگه جای من باشید چی میگید که بعد یه سال دوستی بفهمی طرفت واسه این باهات دوست شده که از طریقت دوستش به دوستت برسه. همش بازی بودهو
و بدتر از اون اینکه باز خام حرفاش بشی. ببخشی. و باز ......

فرستنده : پردیس 68



من یاد گرفته ام

وقتی بغض می کنم

وقتی اشک می ریزم

وقتی میشکنم

منتظر هیچ دستــــــــــی نباشم

وقتی از درد زخم هایم به خودم می پیچم

مرهمی باشم بر جراحتــــــــــم

فرستنده : sama



بچه ها یه سوال:
چرا اون خواستگاری که من مده نظرمه پیدا نمیشه ؟؟
چرا یکی نیست شب خواستگاری به جای اینکه بگه من رو چادر حساس نیستم نمازو...امور شخصین بگه:
چادر سنت حضرت زهراس بااااید سرت کنی،نمازامون باید اول وقت باشه حتی نماز شبمون قضا نشه بیا تو زندگی یه برنامه برا آخرت بریزیم بیا واقعا با ازدواج ایمانمونو کامل کنیم
میترسم این حرفا رو به خونوادم بگم پدرم جدیدا بهم میگه پشت پا میزنم به بختمبه خاطر رد کردن پسر داییم اما من دلم خدا رو میخواد و بنده ای رو که خدا براش از من مهمتر باشه ولی انگارلاموجوده

فرستنده : سوپل



گاه می اندیشم خبر مرگ مرا باتو چه کس میگوید؟
آن زمان که خبر مرگ مرا میشنوی روی تورا کاشکی میدیدم
شانه بالا زدنت را بی قید و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد و تکان دادن سر را که عجب عاقبت مرد؟
افسوس....
کاشکی میدیدم
من به خود میگویم چه کسی باور کرد جنگل جان مرا اتش عشق تو خاکستر کرد؟

فرستنده : تنهایی پرصدا



m@hd!s$s عزیزم:
چقدر پستات ناراحتم میکنه. باور کن خیلی وقتا که پستاتو میخونم غم خودم یادم میره. خواهر گلم این پستو گذاشتم که بهت بگم از ته قلب باهات احساس همدردی میکنم.

فرستنده : raha21



هستن کسایی مثل من که وقتی عشقشون رفته،با اینکه داغون میشن؛با اینکه دلشون از غصه میترکه؛با اینکه بغضشون وسط خیابون یا اتوبوس میترکه؛با اینکه مردم چپ چپ نگاشون میکنن،اما واسه اینکه یه لحظه یاد عشقشون کمرنگ نشه،هندزفری میذارن تو گوششون و هرچی آهنگ غمگین تو گوشیشون دارن رو لیست میکنن و گوش میدن؟!انگار میخوام خودمو زجر بدم که تو نبودش نفس میکشم!میخوام از خودم انتقام بگیرم!انتقام نبودشو!از خودم!آخه از عشقم که نمیتونم ناراحت باشم!

فرستنده : del shekaste



دلتنگم.دلتنگ روزای اول عشقمون که بی بهونه بهم محبت می کرد.که تا اوج آسمون میرفتم از لذت.هنوزم بعضی وقتا این کارا رو میکنه اما خیلی کم.تازه اونم همش در جواب محبتای منه.میدونین چی دوست دارم؟!اینکه من بهش نگم چجوری دوسم داشته باشه!خودش بفهمه.اینجوری نگام نکنین!بخدا کم اوردم.اونقدر بهم محبت نمیکنه که آخرش خودم باید مستقیم بهش بگم بگو دوسم داری!حس میکنم دارم عشق رو ازش گدایی میکنم!یه روزایی از صبح تا شب باید خون دل بخورم تا یه دونه "عزیزم "ازش بشنوم!بچه هایی که میگین عشقتون یه روزایی از شب تا صبح باهاتون حرف میزده و همش بهتون زنگ و اس میزده و کلی کارای عاشقونه واستون میکرده!غصه نخورید.حداقل لذتش براتون مونده!عشق من یک بارم این کارا رو نکرده!خیلی وقته حسرت یه اس ام اس عاشقونه به دلم مونده!اما اونقدر دوسش دارم که جونمم براش میدم.از خودم و همه چیزایی که میخوام،بخاطرش میگذرم.اما ازش دل نمیکنم.هیچوقت

فرستنده : del shekaste



گـاهـي ايـنـکـه صـبـح هـا...

دلـت نـمـي خـواد بـيـدار بـشـي..

هـمـيـشـه نـشـونـه ي تـنـبـلـي نـيـسـت !!!

خـسـتـه اي از زنـدگـي...!

نـمـي خـواي قـبـول کـنـي کـه يـک روزِ ديـگـه شـروع شـده ...!!!

فرستنده : RiHaNNa



دستم
به تو که نمی رسد،
فقط حریف واژه ها می شوم !
گاهی،
هوس می کنم،
تمام کاغذهای سفید روی میز را،
از نام تو پرکنم …
تنگاتنگ هم،
بی هیچ فاصله ای !!
از بس، که خالــی ام از تو …
از بس، که تو را کـم دارم …
آخر مگرکاغذ هم،
زندگی می شود ؟

فرستنده : Rè$pÍnÄ



می نویسم..
باز مینویسم..
نخـوان! حرف هایم تکراریست ..
نشنووو! حرف هایم ارزش شنیدن ندارد ..
نبیـن ! همـان دخــتر دیروز هستـم ..
فقــط بـرو..
بـرو ولـی حس کـن..
لمــس کـن ..
عشق پاکی را که به آتش کشیدی

فرستنده : Rè$pÍnÄ



بعضی وقت ها احساس میکنی که کسی و دوست داری بعد چند مدت بهش میگی اونم یه چند روزی بهت زنگ میزنه به هم اس میدید و تو تودلت قند آب میشه که وای با هم حرف زدیم بهم گفت نفس وووو اما بعد یه مدت محلت نمیذاره تو هی منت میکشی آخرشم میگی من خیلی دوستت دارم اونم میگه مشکل خودته اون میره و شایدم با بقیه تو رو مضحکه کنن ولی تو میشینی و گریه میکنی بعد یه مدتی به خاطر رفتار تحقیرآمیزش این عشق یه دفعه جاشو به نفرت میده و بعد هم میفهمی اون یه دختر دیگه رو دوست داره و به اون دختره درباره تو حرف زده و تو میگی ای وای چقدر تحقیر شدم حتما دختره الان فکر میکنه من هنوزم اونو دوست دارم و اون دختره شاید تو دلش به من بخنده و.....خلاصه باز هم پس از مدتی یه دفعه خالی میشی!از هر احساسی و بدتر اینکه با خودت فکر میکنی من چه طوری میتونستم یه همچین آدمی و دوست داشته باشم؟و پشیمون میشی اما خب دیگه کاریش نمیشه کرد درسته که به خاطر غرور که توسط یه ادم بی ارزش شکسته رنج میبری اما به جاش تجربه به دست اوردی که اگه دوباره عاشق!!شدی بهش هیچی نگی !!(این تجربه من نبوده ولی خیلی هارو دیدم که اینجوری بودند و پشت دستشونو داغ کردند دیگه به کسی نگن عاشقتم)

فرستنده : دختر حوا



این روزا همه از ولنتاین و عشقشون میحرفن و داغ دل آدم و تازه میکنن

یکی نیس بهشون بگه برو خوش بااااااااااااش ولی پیش این و اون فقط ساکت باش

فرستنده : hamid71



این شعر و خودم گفتم و خیلی دوسش دارم :
به اشکم ساده خندیدی
مرا با غیر سنجیدی
در آن شب های تنهایی
تو را خواندم تو نشنیدی
غرورم را شکستم من
به پایت عهد بستم من
ولی تو بی وفا هرگز
مرا هرگز نفهمیدی
مرا از عشق ترساندی
برایم نقشه ها چیدی
نرنجاندم تو را هرگز
ولی تو ساده رنجیدی
تویی عشق محال من
تویی تنها تو مال من
خداوندا تو کاری کن
دلش سوزد به حال من

فرستنده : mona jOoOon



ز مردم دل بکن یاد خدا کن
خدا را وقت تنهایی صدا کن
در آن حالت که اشکت می چکد گرم
غنیمت دان و ما راهم دعا کن

فرستنده : mona jOoOon



من به تنهایی یک چلچله در کنج قفس
بند بند وجودم همه در حسرت یک پرواز است
من به پرواز نمی اندیشم که تو خود
زیباتر از اندیشه ی یک پروازی

فرستنده : mona jOoOon



مشق شب می نویسم!

صدبار، از روی هرکلمه


دلتنگی ممنوع!

خاطره ممنوع!

خاطره بازی هم!


و مشق می کنم هر غروب تمام این ها را ...

تا که باور كنم دوره ی خوشی های دلم گذشته!!




اما ...

چه فایده که به گوش دل خوش باورم نمی رود!

هنوز باورش نمی شود.....

فرستنده : رویای بر باد رفته



خدایا کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یکم با دلم حرف بزن
مردم از تنهایی....

فرستنده : رویای بر باد رفته



خوش بحال طاها
تو نونستی با خودت کنار بیای که باید فراموشش کنی...
ولی من مدت هاست دارم با خودم کنار میام که نباید فراموشش کنم...
مدت هاست نیست...اما
نه رفتنش رو باور دارم...
نه نبودنش...
نه اینکه دیگه عشقم نیست...
هرجای این دنیا باشه عاشقش میمونم...کنار هرکس که باشه بازم عشقش بامنه...
عشق خودمه...عشق خود خود خودم...اگرچه سالهاست که نیست...

فرستنده : رویای بر باد رفته



یه رفیق جدید پیدا کردم

حتی با معرفت تر از تو...

انقد با هم صمیمی شدیم که واسه هم میمیریم

ببینم اون عشق جدیدت حاضره واست بمیره؟؟

دلت بسوزه

این رفیق جدیدم اسمش تنهاییه

راستی دلت بسوزه قراره فردا با هم بریم اون کوچه ی قدیمی

اره همونی که همیشه با هم میرفتیم....

پایان....

فرستنده : MEHDI



آقا طاها خیلی خوشحال شدم وقتی پست 48954 رو خوندم امیدوارم همیشه خوشحال باشی

فرستنده : رامسررر



اگه عمرم داره از کف میره نگران من نباش
اگه هر شب نفسم میگیره نگران من نباش
میدونم که نیستی نگران من ......
اگه بودی یک ماه تمام یه خبری ازت میشد

فرستنده : miladnews



خیلی سخته وقتی کسی سن آدم و میپرسه
میگی 18 سال میگه
نه بابا
چیکار کردی با خودت
توی دلم میگم چیکار کردش با دلم.....

فرستنده : miladnews



اینایی که من و تو و امثال عاشقایی مثل ما رو که عشقشون پاکه رو میذارن رو میرن....
اینا"خاص"نیستن...
خاص هم از سرشونم زیاده...
بزار بپوسن که پوسوندنمون با رفتنشون...
بزار زجه بزنن که زجرمون دادن با رفتنشون...
بزار هرچه میخاد سرشون بیاد که سرمون خرابه آوار کردن با رفتنشون...
ولی اگه برگشت و چشماش خیس بود بپذیرش!
آخه هنوزم مثل قدیما میدونه بهترین مرهم دردهاش هستی...
این لحظه تکرار نشدنی ترین لحظه عمرمونه...

فرستنده : F.s@R.f



میخوای با دلم چه بکنی؟؟؟
هربار که کلمه"داداش"از دهانت بیرون می اید...
باید غربت صد جمعه رو تحمل کنم...

فرستنده : F.s@R.f



رفتنت رو جلو چشمان بارانی ام میبینم ولی از دست چشمان خیسم که کاری برنمی اید...
انقدر تنها میشوم بعد تو...
و مثل همیشه برگشتی و گفتی...
.
.
.
آه...
.
.
.
گفتنش سخت است...
.
.
.
یادت می اید که گفتی((بهتر از من رو پیدا میکنی...))
و سکوت سردی که شهر را به زمستان دعوت کرد...

فرستنده : F.s@R.f



گفته بودن اخر قصه ها همیشه شیرین است...
پس چرا اخر قصه ی من تلخ است...

فرستنده : F.s@R.f



چقدر سکوت َت آشنا ست ... ،
ما در کدام تنهائی هم دیگر را دیده ایم ...

فرستنده : parandeye m0hajer



می گویند خدا ازهمه تنها تر است

ما که خدا نیستیم چرا از همه تنها تریم؟!!!!!!

فرستنده : joojoo



دلم فقط یک چیز می خواهد !!
نفس آخر،
تا شراب این عذاب بودن را یک نفس سر بکشم ....
حتی اگر لازم باشد تمام آرزوهایم را می بخشم تا وجودم، سردیه دستان مرگ را حس کند !!
گرمیه آغوش عشق و نفس های مشترک طلب ....
(نوشته خودم)

فرستنده : Tina_Bala



می گویند تو عادلی!
آنها نقاشی تو را به سخره می گیرند و تو مرا مجازات میکنی !
چرا عدالتت نصیب من نمی شود؟
من اعتراض دارم ، میفهمی؟
صدامو میشنوی؟
یا داری خداییتو میکنی و خیالتم نیست؟
میگه من نفرینش کردم، بمن بگو مگه نگفتم نمیخوام خار بره تو پاش؟
مگه وقتی شب عروسی اون من دوتا از دنده هام شکست و چهارتا دندونم شکست ازش ناراحت بودم؟
مگه وقتی زیر ضربه های کمربند بودم دعاش نکردم؟
مگه وقتی اون تو آغوش عشقش بود و من تو سرمای زمستون با بدن کبود و زخمی زیر برف بودم نقرینش کردم؟
پس چرا اذیتش میکنی؟ هان؟ چرا بچه شو ازش گرفتی که از چشم من ببینه؟
مگه دست تو نسپرده بودمش؟ چرا مواظبش نبودی؟
چرا یادت رفت طاقت ندارم ناراحتیشو ببینم؟
نکنه ناراحت شدی از نقاشیت ایراد گرفته و داری تلافی میکنی؟
نه خداااااا نه، منو بکش اما خنده رو از لباش نگیر
توکه میدونی دوس دارم تو هوایی که اون هست نفس بکشم پس این آخرین لذتمو ازم نگیر
حالشو خوب کن، خودت بلدی ، میدونی چیکار کنی
( خواهرش اومده میگه کیان گفته تو نفرینش کردی که خدا بچه شو ازش گرفته، تازه از خبر سلامتی عباس خوشحال شده بودم که این حرف حالمو گرفت)
کیانم تو هنوز هم واسه من عزیزترینی، هیچوقت نفرینت نکردم و نمیکنم، هنوزم میگم الهی پیش مرگت بشم

فرستنده : Hilda



بهم بگید چطور به بقیه بفهمونم که من زن نمیخوام
چطور بگم که من هنوز عاشقم
چطور بگم که دل من پیش اونهکه دست از سرم بردارن
من از همین تریبون اعلام میکنم که خانواده عزیز به خدا نامردیه با یاد یکی دیگه با عشق یکی دیگه کسی رو بغل کنی که با هزار امید و آرزو بهت بله داده
آخه اون دختر بی گناه چرا باید پای من بسوزه؟؟؟؟؟؟؟؟

فرستنده : mehran



ارمین جان داداش گلم فک کنم سو تفاهم شده عشق من............. بچه ها یکی جاب ارمینو بده واسه من سخته آرمین فکر میکنه عشقم منو ول کرده یکی حقیقتو بهش بگه

mercede جان خواهر عزیزم ممنون بابت پستت

detang:)) حتما این کارو میکنم

سوپل عزیزکاری که گفتی کردم امیدوارم خدا قبول کنه

هیلدا و لیندای عزیز خواهرای گلم فقط به خاطر پست آخری که به عشقم قسمم دادین موندم

کیان جان ممنون بابت دلگرمی که بهم دادی

فرستنده : mehran




این دور و زمونه اگه بخوای با آدماش زندگی کنی باید:
ﺑﺎﻳﺪ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﻛﻨﻲ ﺗﺎ ﺩﻳﻮﻭﻧﻪ ﺍﺕ ﺑﺎﺷﻦ ؛

ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕﻲ ﺗﺎ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺗﻮ ﻓﻜﺮﺕ ﺑﺎﺷﻦ ؛

ﺑﺎﻳﺪ ﻫﻲ ﺭﻧﮓ ﻋﻮﺽ ﻛﻨﻲ ﺗﺎ دوسِت ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ ؛

ﺍﮔﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﻱ ، ﺍﮔﻪ ﺑﺎﻭﻓﺎﻳﻲ ، ﺍﮔﻪ یک ﺭﻧﮕﻲ ؛

بدون که ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ و تنهات می زارن...


دختر شرقی

فرستنده : دخترشرقی



نگو مرا نمیخواهی ، منی که به پایت نشستم و با همه چیز ساختم
نگو مرا نمیخواهی ، تو نمیدانی از انتظار به تو رسیدن تا انتظار تو را دیدن همه ی موهایم سپید شد
نگو مرا نمیخواهی ، تو که حرفهای مرا نمیخوانی ،تو که نگفتی تا آخرش نمیمانی ، منی که دلم خوش بود به اینکه تو را دارم تا همیشه....
نگو مرا نمیخواهی ، من که میخواهمت ، من که دلم همیشه در پی تو بوده و همیشه دلم میخواست یکی مثل تو را داشته باشم
نگو مرا نمیخواهی ، حالا وقتش نیست که مرا نخواهی ، حالا وقتش نیست که مرا دور بیندازی
حالا دیگر کار از کار گذشته ، دلم بدجور به تو دلبسته ، نا امیدش نکن ، دلم عاشق است بیش از این این خانه عاشقانه را ویران نکن ،دیگر بس است ، از حالا با ما مدارا کن....
نگو مرا نمیخواهی ، تویی که از آغاز گفتی تا ابد مرا میخواهی ، در کنارم میمانی و هیچگاه شعر تلخ رفتن را نمیخوانی
حالا که دیگر دلم عاشقت شده و همه را به خاطر تو رها کرده میگویی مرا نمیخواهی؟
قید همه کس را زدم به خاطرت ، من که اینجا ندارمت ، اینجا نمیبینمت، نیستی انگار دیگر در کنار دلم ، کجایی ؟ فریاد نمیخواهم ، سکوت کن تا بشنوم صدای نفسهایت
نگو مرا نمیخواهی ، نگو که دلم میلرزد ، باران در پشت پنجره چشمانم میزند، هیچکس جز تو نمیتواند به من آرامش دهد ، نگو مرا نمیخواهی که میمیرم ، نگو ، نمیخواهم بشنوم که بی تو باید دستهای غم را بگیرم
نگو مرا نمیخواهی ، که اگر نخواهی من نیز دنیا را نمیخواهم ، اگر مرا نخواهی همه دنیا را زیر پا میگذارم و دیوانه میشوم ....
حالا بیا و ببین دل عاشقم را ، نگو مرا نمیخواهی ، تو خوب میشناسی این دل دیوانه ام را....
که اگر دیوانه شد ، دنیا را بهم میریزد....حالا بیا و آرامش کن ، به عشق و محبتهایت گرفتارش کن...

دختر شرقی

فرستنده : دخترشرقی



اگــــــــــــــــــر درد داری ؛
تحمــــــــــل کــــــــن !
روی هــــــــم کــــــه تلنبـــــــار شـــــــد ،
دیگــــــــر نمیفهمـــــــی کـــــــــدام درد از کجــــــــــاست ؟!
کـــــــم کـــــــم خـــــــودش
بــــــــی حــــــــــس می شـــــــــود …

فرستنده : reyhun



برای mehran
داداش گلم چرا نیستی؟ چرا پستتو نمیبینم؟

چشمامون به در خشکید ا
میدونی برادر کیان( اسم عشقم ، آره داداش کیان هم نام تو بود ) خودکشی کرد، هرشب میومد به خواب کیان و از حال بدش میگفت، ازینکه چقد پشیمونه، کیانم منو بیدار میکرد و تلفنی میحرفیدیم، روز بعدم سرکلاس خواب بودم
داداشم من این راهو رفته بودم، اشتباه بود، تو عبرت بگیر

فرستنده : Hilda



لَعنتــــ به تـُــــو ای “دل”


کــهـ هَمیشـــهـ جــائی جـــآ می مــآنیــــ


کهـ تـُــــو را نِمیــ خواهَنــــــد…!!

فرستنده : el_niño



آقا طاها خدارو هزار مرتبه شکر که برگشتی به آغوش خانوادت، خیلی خوشحال شدم
دعا کن خانواده منم بتونن منو ببخشن

فرستنده : Hilda



لیندای عزیز
تصور ما از ظاهرمون برداشتیه که کسی که دوسش داریم از ما داره ، اون منو دوس داشت، اما وقتی پولدار شد سلیقه اش هم عوض شد

سه شبانه روز تموم سر قبر بچه اش بود ، خیلی درد کشید
خداروشکر زنش به هوش اومده هرچند هر دوشون از لحاظ روحی وضعیت بدی دارن اما زمان حلش میکنه

فرستنده : Hilda
برای "دخترشرقی"دوست من رسم دنیابی وفاییه؛رسمه ک دلای عاشق ,عشقای پاک همیشه تنهاباشن؛منم تنهام امامطمئن باش‏"‏خدای مهربان عاشقان رادوست دارد‏"خدای مهربان صابران رادوست دارد‏"عشقم بهم گفته بود

فرستنده : ‏مرمری خانم‏*الهه ناز‏‏



mehran کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟
mehran؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تروخدا اگه هنوز هستی جواب بده!
آخه دیوونه مگه با خودکشی چیزی عوض میشه
هر اتفاقی حکمتی داره که شاید خ بعدها بفهمی که چرا؟
اگه هستی جواب بده ما بچه ها منتظرتیم.

فرستنده : ??Shahrzad



این منم تنهای تنها ...اه

فرستنده : سجادsajad



شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگری برسد.
چه میکنی که اگر او راخواسته ای یک عمر.
به راحتی کسی از راه برسد رها کنی بروند تا دو پرنده شوند.
خبر به دورترین نقطه جهان برسد.
گلایه ای نکنی و بغض خویش رابخوری"
که هق هق تو مبادا به گوششان برسد.!
به او که عشق او بوده ام زیان برسد!:-:-:-)
خدا کند که فقط این عشق از سرم برود
خداکند که فقط آن زمان برسد:'):')

فرستنده : sana



نامم راپاک کردی,یادم راچه میکنی؟!
یادم راپاک کنی,عشقم راچه میکنی؟!
اصلا همه را پاک کن...
هر انچه از من داری...
ازمن که چیزی کم نمیشود.............
فقط بگو با وجدانت چه میکنی؟!!!
شاید.............؟!
نکند ان را هم پاک کرده ای؟!!!
نهههههههههههههه؟!شدنی نیست.............
نمیتوانی انچه را که نداشتی پاک کنی!!!!!

فرستنده : دنیا



به وسعت قبل كوجكم به يادت هستم شايد كم باشد اما قبل هر كسي همه زندكي اوست.

فرستنده : هادي(دل شكسته)



گاهی که دلم خیلیییییی گرفته ونمیدونم از ناراحتی سرمو به کدوم دیوار بکوبم میگردم توی افکارم دنبال یکی تو این دنیا که بتونم باهاش درد ودل کنم...با خودم میگم:
__نه این دوستم گرفتاره با شوهر ومادرشوهرش مشکل داره نمیتونم منم درد رو درداش بذارم...نمیخوام بارشو سنگینتر کنم دوست دارم بهش شادی بدم اون حقشه...
__نه با اینم نمیشه..آخه برادرمه..خیلیییی دوستم داره از ناراحتی واشکای من دل اونم میگیره...نمیخوام داداشی جونم دلش بخاطرمن بگیره...دوستت دارم داداشی..
__نهههههه اصلا حرفشم نزن با مامانی نه.مامان جون کلی غم تو دلشه کلی سختی کشیده..نمیخوام چهره غمگین وخستم رو ببینه....
__با این دوستمم نه..آخه درس ودانشگاه داره فکرش خراب میشه..
__نوچ نوچ با خان داداش نه..اون کلی کارو بار داره..باید فکرش اروم باشه تا به زن و بچه و زندگیش برسه...من حق ندارم ارامشش رو به هم بزنم..نه نباید.
__بذار فکرکنم...با دخترعمم نمیشه..اون داره بهترین روزاشو میگذرونه..در تکاپوی ازدواجه..حق ندارم شادیشو کم کنم..نمیخوام تو این روزای قشنگ مزاحمش بشم..خوشبخت شی عزیزکم.
__نوچ..داداش کوچولو اصلا..اون کوچیکتره دلشم کوچیکتره..من درقب