بت نکن!

فرستنده : سرداركيان



تنهایی کولاک کرده
بهمن دلتنگی می ریزد
عاشقانه هایم لیز شده اند ...
اگر آمدی نرم و آهسته بیا
آغوشم زمستان است..!!

فرستنده : سرداركيان



<3 پشت پلك شب ، هجوم بى رحمانه ى خاطراتت آرامش نداشته ام را عجيب خط خطى ميكند ...
حس دوست داشتنت بغضى ميشود وراه نفس را مي بنددوپس از آن ...
با خيال نوازش دستان گرمت ازخواب مى پرم و هق هق گريه ام سكوت تلخ شب هاى بي قرارى را با صداى مهيبى مى شكند...
تنها رفتى ، تنها ماندم ...
اين اولين پست ونوشته خودم هستش . اميدوارم خوشتون اومده باشه . به اميد اينكه تنهايى تنهاتون بذاره ...

فرستنده : پشت پلك شب



دوتا شرايط متفاوت
فقط گوش كنين.........
پارسال دقيقا اين موقع اين ساعت باهم داشتيم تلفني حرف ميزديم
راجب چي؟؟؟؟؟؟؟؟
اينكه خونمون كجا باشه!!!!!!!!
الان چي؟؟؟؟
باور ميكنين 6 ماهه ازش خبر ندارم
خب اين انصافه لعنتي
اي لعنت ب دوسداشتن

فرستنده : AMIR WOLF



جواب پست 54737 boxor
من قرار نیست که دردامو بگم اگه بگم که میشیم مثل هم
ولی من برعکس همتونم
عاشق شدم چرا نشدم..ولی با عشق زندگی کردم الانم با عشق دارم زندگی میکنم بستگی داره چطوری زندگی کنی
این مرور خاطرات این حرفا فقط دردتو زیاد میکنی
خوبه خودتون اینجا حرفایی میزنید که اون لیاقت منو نداره ولی بعدش خاطرات میگین
بابا زندگی کنید امیدوارم سال 92 سالی باشه که فقط بخندین پشت سرهم

فرستنده : من برعکس همتونم



خداروشكر رفتي
نميدونم سه سال زندگي باتو هدر رفتمو از كي بگيرم.
اونم فداي يه تار موم.خودت كه گم شدي كاش خاطراتو باخودت گم ميكردي كه انقد اشك نريزم

فرستنده : سرداركيان



مگه نميگفتي تك پري؟
مگه نميگفتي دوست نداري زندگيتو روي زندگي يه نفرديگه بنا كني؟
ه ه ه ه
رفتي بايكي ديگه اينش به درك رفتي بايكي كه يكي ديگه روداشت
همه حرفات دروغ بود
حتي دوست داشتنت
توبروباهركسي كه دوست داري من تنها ميمونم تنهايي بهترازاينكه باهركسي باشم.
خيييييلي پستي

فرستنده : سرداركيان



لعنتی !بگذار قلبت برای یک نفر تپنده باشد نه برای همه دونده.....!

فرستنده : Memoll kochooloo



....
دیگــر نـه از حــادثــه خبـــرى هسـت...
و نــه از اعجــاز چشــم هـــاى آشنــا ...
از دلتنگــى هـــایــم كــه بگــذریــم ،

تنهـــایــى تنهـــا اتفـــاق ایــن روزهـــاى مــن اسـت!!!

فرستنده : mohammadamin1468



بروید به دنیا بگویید
من کم نیاورده ام و کم نخواهم اورد
فقط قدری خسته ام
دست نوشته(4819)

فرستنده : mohammadamin1468



سلامتی اون کسی که داشت میرفت

گفتم نـرو نمیتونی فراموشم کنی


برگشــت نـگــام کرد

گفتم دیدی نمیتونی ...


گفـت: ببخشید شمـــا ؟

فرستنده : mohammadamin1468



دوست 4جوکی:
اگه این روزا حالت خوب نیست و شرایط بر وفق مرادت نیس:
با خدا درد و دل کن،حرف بزن،ولی گلایه ازش نکن!نگو"چرا من؟"
چون یا داره امتحانت میکنه یا همه ی این اتفاقا ب صلاحته...وقتی یکم زمان بگذره و کمی از حکمتشو درک کنی؛اونوقته ک شرمندش میشی واسه اون همه"چرا"گفتن و گلایه کردن...
فکرنکن اینا ی مشت شعاره...من شرمندگی پیش خدا رو تجربه کردم...واقعا حس بدیه!تو دیگه تجربش نکن...

فرستنده : ** refigh **



سلام مرسي داداش مهدي بالاخره يكي جواب من داد وحالت خوبه؟؟ دماغت چاقه؟؟
سرحال وشادشدي؟؟؟ دلتنگت شده بوديما
عيدشده دلت خونه تكوني كردي؟؟؟ غصه هاتو دور ريختي ؟؟ حتي خاطره هايي كه قبلا خوشايند بودن برات؟؟؟ شاد وسرحال باش به ماهم انرژي بده مرسي.
عيد خانواده ٤ جوك سفره هفت سين ميچينند؟؟؟
شما كجايين؟؟ راسش من ميخام كنارهمسرم ( اينترنتي))وپسر ماهم باشم
ميگن امسال سال مار هست ميدونستين؟؟؟؟

فرستنده : AsA



دلم انگاری گرفته قد بغض یاکریما...
عصر جمعه توی ایوون میشینم مثه قدیما...
تو دلم میگم اقا جون تو مرادی من مریدم...
من به اندازه ی وسعم طعم عشقتو چشیدم...
کاشکی از قطره ی اشکت کمی ابرو بگیرم...
یعنی تو چشمه ی چشمات با نگات وضو بگیرم...
برای لحظه ی دیدار از قدیما نقشه داشتم...
یه دونه هدیه ی ناچیز واسه تو کنار گذاشتم...
یادمه یکی بهم گفت:
هرکی تنهاست توی دنیا یه دونه نامه ی خوش خط بنویسه واسه اقا...
کاغذ نامه رو بعدش توی رودخونه بریزه...
بنویسه واسه مولاش خاطرت خییییییلیییییی عزیزه . . .
لایک نکنید. برای تعجیل ظهور اقا صلوات . . .

فرستنده : دختر شیرازی



مهدی 100% مخ سلام خوبی داداشی؟ داداشی مرسی که جواب پستمو دادی. فقط یه سوال؟ خونتونو عوض کردید یا نه؟ دعا کردم که ایشالا بابات راضی بشه خونتونو عوض کنید. داداشی تورو خدا مواظب چشمات باش من که مواظب نبودم و دیابتم چشامو داغون کرد تورو به هرکی میپستی مواظب خودت و چشمای مهربونت باش. قووووووووول بده به اجیت منتظر قولت هستما

فرستنده : sanaz71



داداش مهدی وظیفمه باید غصتونو بخورم. من عادت دارم غصه های خیلی هارو خوردم حتی از خودم گذشتم واسه کسایی که عین داداشم بودن اما اخرم خوب مزدمو دادن بهم توهین کردن.اما اینجا حساس میکنم شماها عین داداشای واقعیم میمونید دوست داشتنا عمیقو موندنیه از روی تظاهر نیست. همین طور ابجیا عاشقتونم...
من کوچکترین مهربونیارو به یه دنیا پول نمیدم.
.برو بچه های 4jok بدخواه مدخواه دارید بنده در خدمتم...

فرستنده : Bahar



اگه من عاشق ذیوار بودم ترک میخورد و یه پنجره میشد...
اگه غم چشامو اینه میدید دلش درگیر این منظره میشد...
اگه تنهاییمو به شب میگفتم همه شهرو برام بیدار میکرد...
اگه با کوه درد دل میکردم صدامو لا اقل تکرار میکرد...
منم اون که میون شب تیره نتونست هیچکی نادیدم بگیره... همون که با نگاهش به تو فهموند میشه مغرور بود اما نرنجوند...
میرم جایی که گریم بیصدا شه...فراموش کردنم اسون نباشه...از این تقدیر میلرزه وجودم...من امتحانمو پس داده بودم...

فرستنده : دختر شیرازی 


خواب
دنیاخیلی سردتر از آن بود که آفتاب بتواند گرمش کند/فصل عاشقی قرنهابودکه خزان شده واز قامت درخت خشگیده ی عاشق فرو ریخته بود/من آنقدر سردبودم که هیچ کس جرعت لمس مرانداشت/همه چیز یخ زده بودوازنگاه من فرو می ریخت/تابستان رویایی بیش نبودکه هرازگاهی پشت پنجره های منجمد دل خوشآنه به انتظارش می نشستیم/همه،هم آغوش تنهایی تاابد به خواب زمستانی بدون بهارفرو رفته اند.

فرستنده : سکوت...!



من مجبورم
وقتی حجمی ازناپیداپیش رو داری،نمیدانی به کدام روزنه امیدبایدچشم بدوزی/وقتی رویاهای کبودی داری،نمی توانی رویای تازه متولد کنی/وقتی تمام هدیه هاآن چیزی نیست که تو دوست داری،دیگرآرزوی هیچ هدیه ای نداری
آن وقت تومی مانی ویک دنیا بی میلی،که به ناچاربایدآن رامیل کنی/تومی مانی وانتخابهای اجباری،انتخابهایی که مکررشده در اجبارهایت!

فرستنده : سکوت...!



یه جمله هست که دوست دارم بزرگ بنویسم ویه جا بذارم که همه ببینن:‏‏
زندگی رمان عاشقانه نیست توی زندگی دنبال عشق توی کتابا نباشید چون فقط توی همون کتاباهستن۰

فرستنده : آهوی وحشی



برایmehdi100%mokh
کجا ؟من تازه اومدم شما میخوای بری؟بدون شماها اینجا اصلا صفا نداره.ازتون خواهش میکنم همیشه برای ما پست بذارید.من وقتی میام تو سایت و پستای شما بچه های 4jok میخونم حس میکنم تنها نیستم و همدرد دارم.به امید روزی که هیچ دلی نشکنه بزن لایکو....

فرستنده : joje



من خسته شده ام
خسته ازاین جمله های سوالی/خسته ازاین سینه های خالی/خسته ازعشق های خیالی/خسته از دروغهای متوالی/من دوستت داشتم وچه میدانستم که بدینجامی رسم،جایی که همه چیزتقلبی از آب درمیاید/
من تنهاشده ام،تنهاتر از سرخ پوستی که سرزمینش رابه اتش کشیده اند وتمام قبیله اش راکشته اند
من ترسیده ام من تنهاشده ام.(شعر استادخوبم حبیب یزدانی)

فرستنده : سکوت...!



ویژه برای gharibe
من تازه توی سایت عضو شدم.پستتو که خوندم بغض گلومو گرفت اما در شرایطی نبودم که بتونم بشکنمش.من حتی نمیتونم به کاری که تو کردی فکر کنم.خییلییییییییی سخته.اما من بیشتر نگران عشقتم....طفلکی چه حالی داره الان.مقابل خانوادت واینستا.سعی کن قانعشون کنی و برگردی پیش عشقت. موفق باشی

فرستنده : joje



برای MEHDI>>>100%MOKH
من هرروز به این امید میام اینجا که پست های خوب و قشنگتو بخونم حالا میگی بدون اینکه کسی بفهمه اروم تیکه های لحظه های تنهاییمو جمع کنمو بردارم برم
اخه کجا میخوای بری؟تنهامون نزار

فرستنده : SaNa



تنهایی یعنی یه وقتهایی هست میبینی فقط خودتی و خودت!
رفیق داری…
همــــــــدرد نداری!
.
خانواده داری…
حمــــــــایت نداری!
.
عشق داری…
تکیـــــــــه گاه نداری!
.
مثل همیــــشه….
همه چــــــی داری…
و هیـــــچی نداری!

فرستنده : S&M



کاش میشد هیچکس تنها نبود
کاش میشد دیدنت رویا نبود
گفته بودی باتو میمانم ولی
رفتی و گفتی که اینجا جا نبود
سالیان سال تنها مانده ام
شاید این رفتن سزای من نبود
من دعا کردم برای بازگشت
دستهای تو ولی بالا نبود
باز هم گفتی که فردا میرسی
کاش روز دیدنت فردا نبود ...

فرستنده : S&M



مهران جان!بازم که نیومدی!جون آبجی یه چیزی بگو!میدونم میخونی!خیلی نگرانتم!خیلییییییییییییییییییییییییییییییی!

فرستنده : del shekaste



طاها ، تک و تنها ....
آمیتیسم نازنینم بفهم به خاطر این زدم تو گوشت که بری دنبال زندگیت . تورو خدا تورو جان امیرطاها اس نده بهم .
بفهم تو رفتی واسه یکی دیگه . بفهم که تو شدی واسه یکی دیگه . من که گفتم بمون من که گفتم خوشبختت می کنم ، چرا رفتی ، چرا دلمو شکستی ، چرا زندگیمو سیاه کردی ؟؟؟
وقتی زدم تو گوشت دنیا رو سرم خراب شد ، الهی دست من بشکنه وقتی خورد تو صورت ظریفت .
عشق من ، نفس من ، زندگی من هنوزم دوست دارم ولی دیگه نمیخوامت ............. برو خوشبخت بشی ...
این آخرین پیامی بود که براش فرستادم.
لایک : بهش بگید مواظب خودش باشه ... تو پاش خار بره امیرطاهاش میمیره ...

فرستنده : amir taha



روی قلبم نوشتم مرگ مرگ . . . .
قلبم جواب داد : من از مرگ نمی ترسم . . . .
پرسیدم چرا؟
گفت : مرگ دوم را از آخر بخوان . . . . ===> "مرگ گرم"
لایک = آرزو کنندگان مرگ

فرستنده : محمد مهدی سلطانی



بازیه ما تموم شد گل توی دسته اونه یه مشت گلای پرپر رو قبر من میمونه
.
.
.
.
از دستش دادم میدونم، دیگه مثل قدیما نیست عوض شده...

فرستنده : SaNa



امیر طاهای عزیز!اولش ببخش اگه طولانی شد!
اول از همه اینکه آمتیس رو واسه همیشه از زندگیت حذف کن!اون اگه میخواست،میتونست پات وایسه!اینکه خونوادش گفتن و نتونست نه بگه،همش حرفه واسه تبرئه کردن خودش!من خودم دخترم!هزارتا بهونه داشت واسه رد کردنش اگه یه لحظه بتو فکر میکرد!پس هیچوقت بهش اجازه نده بهت نزدیک شه!لیاقتتو نداشت!
اما راجب نگین!عزیزم همه چیزو بهش بگو!زندگیتو با دروغ شروع نکن!حقشه که بدونه!مطمئن باش اگه دوست داشته باشه،باهاش کنار میاد!واست ار خودم میگم تا بدونی یه دختر اگه کسی رو بخواد،با همه چیزش میسازه!
من روز اول به عشقم گفتم هر اتفاقی که افتاد،حتی تو بدترین شرایط،بهم بگه!تا حالا هم همینطور بوده!اگه بهت بگم چه کارایی کرده و بعدش اومده بهم گفته،باورت نمیشه!حتی تو ذهنتم نمیگنجه!اونقدری بدون که خودش بعضی وقتا میگه روم نمیشه تو چشمات نگاه کنم! کارایی کرد که دلم شکست،داغون شدم،نابود شدم اما حاضر نشدم ازش بگذرم!هنوزم مثل روز اول دوسش دارم و بدونش نمیتونم زندگی کنم!!داداش گلم حتما بهش بگو!اگه دوست داشته باشه ازت نمیگذره!شک نکن!اما وفتی برو سراغش که دیگه آمیتیس برات مرده باشه!اگه هنوز یه درصد ته دلت دوست داری آمیتیس جای نگین بود،سمتش نرو!نذار حس کنه قراره جای اونو پر کنه برات!
امیدوارم خوشبخت باشی

فرستنده : del shekaste
از این همه نامردمی ها_ قلبم داره میمیره کم کم
من از تو می پرسم خدایا_ اینجا زمین یا جهنم
وقتی برای گریه کردن_ باید از این دنیا جدا شد
وقتی واسه آزاد بودن_ باید اسیر ادما شد
میگن وقتی میخوای از این همه بدبختی راحت شی
یاباید بگذری از جون _ یا همرنگ جماعت شی
باید اونی شی که میگن _ باید اونی شی که می خوان
چه رنجی داره تن دادن _ به این قانون بی وجدان
چقد بد میشه وقتی که زمین برعکس می چرخه
یا هر آغاز شیرینی همیشه آخرش تلخه
زمین درگیر ابراز یه جور آفتابو مهتابه
زمان سرگیجه می گیره خدا تا آسمون خوابه
تو دنیایی که هر روزش مث دیروز میمونه
مصیبت میشه وقتی که زمین می چرخه وارونه
ولی ای کاش وقتی که زمبن می چرخه وارونه
منو بفرسته چند سالی عقب تر برنگردونه

فرستنده : گوش مروارید



دیوانه من تو را دوست داشتم چرا رفتی با او؟؟
به خدایی که میپرستی هنوز هم عاشقتم!!
برگرد..
لایک=به سلامتی همه ی عشق های پاک

فرستنده : mamali



سخـــت استــــ
اینکــــه نمـــرده بــاشـــی ،ا
ز تـــو بخـــواهـنـــدگــــورت را گـــــم کنــــی ...

فرستنده : abas_m223



داشت از تنهایی اش میگفت ولی....صدای بوق پشت خطی امانش را بریده بود!!

فرستنده : aghajun



سه ساله که دیگه مادرم نیست که سبزه عید بکاره...
فدای دست های مهربونت
مامانم...چرا تنهام گذاشتی؟؟؟
من هنوزم...

فرستنده : رویای بر باد رفته



سلام بچه ها من واقعا خوشحالم ك تو جمع شما قرار گرفتم شاید اين تسكينی باشه واسه دردام واسته شكست هام همه بدبختيام از روزی شروع شد ك اشتباه انتخاب كردم اشتباه... حتما داستان زندگیمو مینويسم شايد شما بتونين كمكم كنيد

فرستنده : ♥شب...خدا...من...سیگار♥



الهی بمیرم...
اینایی که میگن (خسته شدم)
چه درد تلخی رو میچشند
فقط اونایی که خسته هستن میفهمن یعنی چی اینکه وسط فکر وخیالت
یهو بخودت میگی:خسته شدم از همه دنیا....لعنت به دنیا

فرستنده : رویای بر باد رفته



دوستم دفترچه شعرامو برده بود خونه که بخونه
فرداش گفت:تو درحال نابود شدنی
گفتم من خیلی وقته نابود شدم
گفت:برو گمشو...توهم که همش نا امیدی...
شمام از این دوستا دارین؟
یکی نیست بهش بگه لعنتی یکساعت بیا جای من نفس بکش ببینم امیدی برات باقی میمونه یا نه...
واقعا بودن بعضی ها آدمو تنهاتر میکنه...

فرستنده : رویای بر باد رفته



تکیه کلامش این بود:
"می پرستمت"
از کجا می دونستم مشرکه...

فرستنده : monire



ساده ميگويم.....
ساده و سربسته ....
همين!!!
شدم از عشق تو ديوانه‌‌‌‌‌‌ي ديوانه....
ببين....!!!

فرستنده : DRYAD



مهدی100%مخ.همیشه پستاتو میخوندم خیلی ناراحت میشدم اشکم در میومدواقعا سخته.نمیحوام شعار بدم ولی فراموشش کن لیاقتت بیشتر ازایناس داداشی(راستش فکر نمیکردم همچین پسرایه بااحساسیم باشن کاش بقیه ی کم مثل شما وداداش طاها بودن) راستی رفتی دکتر برا چشمات؟
موفق باشی داداشی.

فرستنده : ghazal.20@



گفتی به شرفم قسم که تنهایت نمیگذارم...
شرفت ماند پیش من گرو...
حال بگو ببینم
بی شرف..!
کنار او بی من خوش میگذرد؟؟؟


لایک= آغوش اون هم مثه من بهت ارامش میده یا نه؟

فرستنده : m@hd!s$s



سلامتی سربازی که امسال موقع سال تحویل بالای برجک و پست میده و عشقش با یکی دیگه سالشو شروع میکنه.....!!!!
((فتم شاید که رفتنم فکرتو کمتر بکنه...))
(( تا خوش باش و ما به یادت خوشیم))

فرستنده : dark_021



پست سفارشی برای امیرطاها#
اقا طاها من قصد نصیحت کردن ندارم.تو یه پستات خوندم که گفتی امیتیس را دوس دارم بعدش ی جادیگه خوندم گفتی ازش متنفرم.داداش گلم من میگم اول تکلیف خودتو با امیتیس روشن کن بعد به ی نفر دیگه(نگین)فکر کن اخه اون که گناهی نداره که تو بخوای برا خوشحال کردن خانوادت یا فراموش کردن امیتیس باهاش ازدواج کنی.(راستی مگه میشه امیتیس با شوهرش خوشبخت باشه و توراهم دوس داشته باشه)برات دعا میکنم داداشی.

فرستنده : ghazal.20@



با اجازه صاحب سبك:
يكي از لذت هايي كه ديگه نيست....
با كلي ذوق بري خريد هرچي خريدي بهش اس بدي اونم بگه مبارك باشه گلم.چه رنگي؟جنسش چيه؟....ايندفعه ميام ببينمت بپوشش...اما حالا چي؟

فرستنده : M & S 4 EVER



^دل نوشته های باران...^

دلم یک دوست داشتن "ناب" می خواهد...
از همان هایی که نه گفته می شوند...و نه شنیده می شوند...فقط و فقط آرام و یواشکی
"حس" می شوند...!!!

فرستنده : B@r@n



دلم که می گیرد...
کودک می شوم،کفش هایم تا به تا می شوند،دستانی میخواهم آرامم کند..بهانه گیر می شوم،نق می زنم که این را میخواهم..که آن را میخواهم
ولی هیچ کس نمیداند که من فقط خدا را میخواهم...

فرستنده : مرجان دخت



گرگ شده اند این روزها...
کافیست سر به زیر باشی،با بره اشتباهت می گیرند...خیز بر میدارند برای دریدنت

فرستنده : مرجان دخت



عاشقم کن اگر عاشقی!
اگر نه برو!
تو هم نیمه ی گمشده ام نیستی
وقتی فقط معشوق میشوم
باز هم احساس تنهایی میکنم،دلم عاشقی میخواهد...!

فرستنده : مرجان دخت



بــــاراלּــیمــ
בلـمـ چترے مے פֿــפּاهــב از جنــس
בسـتهاے تـــפּ
چـتــرے بــرايـمـ بـگيـــر ، حتے פֿـيــآلے
פֿـيــسِ ב لــتـنــگـیــــمـ
بــــاراלּ مـےآﻳـــב
בارב مـےبــآرב امـآ نـہ مثـلــ هميـشــہ
انـگـار بـا تـפּ بــــاراלּ حالــ ב يــگرے בارב
مگـر نگفتـے بــــاراלּ هـــواے ב פּ نفــره اωـــتـــ
پــس چـــرا هــرچہ نگاه مے ڪنــمـ تــפּ را نمـے بينمــ!
♥

فرستنده : P.R.N



نه بسته ام به کس دل،نه بسته کس به من دل*چو تخته پاره بر موج،رها رها رها من*ستاره ها نهفتم در آسمان ابری*دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من...

چه خوب توصیف کرده شاعر احوال مرا...
لایک:همدرد

فرستنده : مرجان دخت



سلام ب همه فورجوکی های عزیز.آبجیا و داداشای گل.اما ب قول حافظ<هان مشو نومید چون واقف نئی از سر غیب/باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور>.ب امید روزهای شاد برای همه.تشکر خیلی ویژه دارم از داداش کیان عزیز.پستات معرکه ان.از آبجی هیلدای عزیزم(خیلی خاطرت عزیزه آبجی.چشات رو ب روی آدمای سطحی نگر ببند ک ارزشت فراتر از این حرفاس)خواهش میشه ک ی نمه از داداش کیان برام بگه چون نمیدونم قضیه اش از چ قراره.در آخردست مریزادخانم مهندس صادقی ب خاطر تمامی تلاش هاتون.

فرستنده : دنیا71



سلام بچه ها من عضو جدیدم. مثل خودتون دلشکسته و داغون فقط چندوقتیه اوضاعم بهتر شده . برام دعا کنین
زیادی عاشق نشو زیادیم به کسی اعتماد نکن چون همون زیادی بعدا زیادی داغونت می کنه !

فرستنده : tile



بچه ها می خوام در مورد نگین صحبت کنم .
من بی خیال آمیتیس شدم اونم حق بازگشت نداره.این موضوع حل شدس برای من .
مشکل من نگینه.بیشتر دوستان گفتن بهش بگو چشم میرم بهش میگم ولی به قول شما اگه بهش گفتم و بعدش جوابش منفی شد چی ؟ من شماهارو مقصر میدونماااا . گفته باشم ...
من نگین رو دوست دارم . یعنی بعد از آمیتیس به تنها دختری که فکر میکردم نگین بود.نگین خیلی پاکه از همه نظر.
اگه بچه ها جواب نگین مثبت باشه منم قول مردونه میدم خوشبختش کنم و حتی یک لحظه هم به آمیتیس فکر نکنم .
جمعه با نگین میرم بیرون.تمام حرفامو بهش میزنم همه حقیقتو بهش میگم . دعام کنید
یا علی

فرستنده : amir taha



بعد از ماه ها گریه فردا قرار است بخندم !
نمیدانی این مدت چه بر من گذشت ....؟؟؟!
گاهی به سرم میزد هر چیز و هرکس را با تو اشتباه بگیرم ....
گاهی به سرم میزد تمام شعر هایم را فراموش کنم ...............
گاهی آنقدر میخندیدم که گریه ام بگیرد .....
کاهی به سرم میزد عشق را جلوی در بگذارم
ساعت نه که شد!!!!
گاهی با خودم قرار میگذاشتم که از خواب بپرم ....
که شاید همه اینها خواب بود !!!!!
خلاصه اش گاهی با همین گاهی ها دوریت را باور نکردم
نبودنت را
نیامدنت را
فردا نکند که نیایی!!!!
که ممکن است گاهی به مرگ فکر کنم .......
(مسعود دیدگر.گاهی....)
*************************************
*************************************
مریم بی ستاره =لایک هم نداره :(

فرستنده : من برم مریض دارم:)



صدف ...
واسه داداش گلم mehdi%100mokh
دادش مهدي گفتيييييي چيييييييييييي!!!نشنيدم !!!ميخاي بريزي تو خودت!!!بخدا مديوني تو دلت چيزي باشه و نگي !!بگو تاخالي شه دله پاكو معصومت بگو سبك شي !! من گريه نميكنم!اگه ناراحت باشي گريه ميكنم!!!

فرستنده : Palang surati



سلام بچه ها
AsA:باشه خواهر گلم بزار اسم منو بزار روی پسرت.ولی خودمون یعنی اسم من انقدر قشنگه؟؟؟
refigh:جوابتو مفصل میدم الان.آمیتیس میگه من از نظر مالی با شوهرم خوشبختم ولی از نظر عاطفی دلم پیش توء،میگه وقتی تو آغوش شوهرم هستم به تو فکر میکنم .
آره گفتم دوسش دارم هنوزم دوسش دارم ولی شبی که میخواستم به خاطرش خودکشی کنم ازش متنفر شدم . به خاطر این که به خاطرش همه کار کردم به خاطر این که اون اومد تو زندگیم به زور اومد تو زندگیم ولی به راحتی رفت ...
حالا هم که رفته دیگه رفته به سلامت حق برگشت نداره.چون من بهش اجازه نمیدم
دلم میگه برو باهاش بمون ولی منطقم میگه اون دیگه مال من نیست و الآن شده ناموس مردم . پس بی خیالش شدم .
خداروشکر دو روزه ازش خبری نیست . احتمالا بی خیال شده .

فرستنده : amir taha



هیچگاه تنهاییت را به حراج نگذار...!
فصلش که برسد همه به قیمت خریدارند...!

فرستنده : پویاPM



یک نفر آمد صدایم کردو رفت
با صدایش آشنایم کرد و رفت
نوبت اوج رفاقت که رسید...
ناگهان تنها رهایم کرد و رفت.......

فرستنده : baran69



خواستم بمونی پیشم , بدتر شد

یکم خودمونی شم , بدتر شد

هرکاری کردم توجه ت بهم کمتر شد

دستای سردت رو گرفتم , سردتر شد

خواستم بذارم برم که شاید دلت تنگ شه , نشد...

شوخی میکردم می گفتی نداری حوص