ي دفتر بوديم يا از مدرسه فرار ميكرديم (يني تو كل سال تحصيلي يه روزم تا ظهر تو مدرسه نمي مونديم)يه روز كه طبق معمول از مدرسه جيم شده بوديم با موتور زديم تو دل شهر و تك چرخ زدن؛ اون روز دوستم راننده بود و من پشت سرش نشسته بودم.بعد از كلي فكر كردن متوجه شديم اگه من يكم برم عقبتر بشينم موتوره جلوش بيشتر مياد بالا ... يني يه تك چرخي زديم كه نگو ولي متاسفانه اثرات جانبي هم داشت...‏
هيچي ديگه...من مثل خمير مايع نون سنگك پهن شدم وسط آسفالت‏!‏‏!‏‏!‏

فرستنده : هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏



خــاطـره در حـــد ِ بـــومــــب...
از رفــیقم یـه کولـه پـُشـتی ِ بـُزرگ امـانـت گـرفـته بـودم واسـه چـَن روز لازمـش داشـتم..!
کـارم بـا کـولـه تـموم شـد، قـبل از ایـنکه بـبرم بـهش تحویل بـدم ...
واسـه خـالـی نـبـودن ِ عـریضـه یـه بـسته شـکلات خـریدم گـذاشـتم تـو جـیـب ِ جـلوش...!
بـعد مـوقـعی کـه کـولـه رو مـیدادم بـهش مـیخواسـتم بـگم:شـوکولات تـو جـیبش گـذاشتم بـبر خـونـه بـخورید دهـنتونو شـیرین کـنید..:)
اشـباهـی گـفتم:شـوکولات تـو جـیبشـه بـبر خـونـه بـخورید دهـنتونو سـرویس کـنید..!!!!
خخخخخخخخخخخخخخ
کـفری شـد افـتاد دنـبالم مـنم عـین آهــو جـیم فـنگ شـدم..!
یـنی یـه کـیلومـتر دنـبالم کـردا..!
اگـه مـنو مـیگرفـت کـولـه و شـکلاتو بـا هـم مـیکرد تـو حـلقم دهـنمو سـرویس مـیکرد...:)))

فرستنده : لابسـتر عاقا آدم تو آبجوش شنا کنه ولی ضایع نشه.
یه روز دم در مدرسه واستاده بودم میخاستم تاکسی بگیرم.عاقا یه پراید اومد سرعتم کم از کنار میومد فک کردم تاکسیه دست بلند کردم دیدم سرعتو کم کرد واستاد.رفتم سوار شم دیدم راننده پیاده شد رفت دم مدرسه.نگو پدر یکی از بچه ها بوده.هیچی دیگه دماغم سوخت جزغاله شد.

فرستنده : Amir Ali



چندروزپیش رفتم پارک همینجوری داشتم قدم میزدم که دیدم یه دختره پشت سرم میگه: بابی بابی جون آرومتر....... محل ندادم. دختر:بابی قربون اون قیافت وایسادیگه منم به خیال اینکه یکی از مخاطبای خاصمه طاقت نیاوردمو برگشتم ببینم چی میخواد دیدم کصافط باسگش بوده وبابی هم اسم سگش بوده ضایع شدیم درحدالمپیک

فرستنده : love after dead



بروبچ جاتون خالی من الان تو افقم دارم حال میکنم!!!اگه خواستید بیاید یه بار باید تو یه جمع هفتاد نفره توسط یه گودزیلا ضایع بشید(مث من)!!!......عاغا هل نده.......ببخشید یکی از بروبچ 4جوک بود داریم میریم پارک آبی بعد از اون میریم سینما از این حرفا!!!نترسید اینجا همه 4جوکین................اندک اندک جمع 4جوکان میرسند اندک اندک ضایع شدگان میرسند .........(پدیده افق)

فرستنده : ایرانسل



عاغا یه آهنگ دانلود کردم..........اگه گفتی چیه؟؟؟ززززززززرررررررررررررررررر(زنگ مدرسه)هروقت حوصلم سر میره سر کلاس میذارمش معلمامون هم باور میکنن و خلاصه کلاس رو میتعطیلونن..........این است اقتدار دانش آموز ایرانی

فرستنده : ایرانسل



موقع تمیز کردن اتاقــــــم یه سیم کارت ایرانسل پیدا کردم :|
لایک=ازش استفاده کنی بدبخت میشی!!!

فرستنده : RaM30n



× یه معلم بود تو مدرسه؛ اول با آزرا میومد؛ بعد با ال 90، بعد با پـراید، بعد هم با موتور!
همه ی ایــن تغیـرات تـو ی یـک سال!!
بچه هـا میگفتن پس فردا پیاده از رو پل عــابر پیــادهـ میـــاد!
معملمه ما داریــــــــــــــــــم؟!
نکتـــه مهــم : این داستـان قبل از تغییـــرات پـــراید بودا!

فرستنده : Blue Seven



اختصاصــی شِــــــــــــــــــــرِک!
گفتــــه بـودم یـه قٌـل دیگـه دارم کـه خیلـی شبیـه هـم هستیـم واینـا...
یـه روز رفتـه بـودم تـوی یه مـرکـز خـریـدی همیـــــــــن جـور داشتـم چـرخ میـزدم.
دیـدم یـه یکـم جلـوتـر یـه دختـــــتر پسـرم یـه گـوشـه هـی بـاهـم حـرف میــــزدنٌ اینـا،دخـتره یـه ریـز داشـت منـو نیگـاه میکــــــرد،
زدٌ ازشـون گـذشتیـم یـه دیقـه طـول نیکشیــــــــــــد دیـدم یکـی داره بلنـد بلـند صــدا میـزنه: امیـن ــــــــــــ امیـــــــــن
اسـم داداشـم امیـنٍ منـم گفتـم شـایـد کسـی اشتبـاه گـرفته نیگـاه کـردم دیـدم همـون دخـترَس اومـد جلـوٌ همـی جـور شـروع کـرد بـه حـرف زدن....
امیـن بخـدا اون پسـر داییـم بـود،بـاورت نمیشـه از خـودش بپـرسٌ خلاصــه اَ ایجـور صحبتــا....
تـازه دوزاری مـا افتـاد کـه بعلـه ای مخاطـب خـاص امـینٍ...
بهـش گفتـم کـه مـن امیـن نیستیـم بـرادرشــــم،اولـش بــاورش نمیـشد تا زنگـید بـه داداشـم صـداشو کـه شنیـد....
بنـده خـدا اَ خجـالـت سـرخ شـده بـود،سـرشـو انـداخ پـاییـنٌ صحنـــــــه رو سـریع تـرک کـرد!
....................................................................................................
الان دیگـــــــه امیــــــن غــــلامٍ منـه،هـر کـاری کـه بگـم واسم انجـام میـــده!
غٌـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام؟؟؟؟؟؟؟؟؟
غٌـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام کجــــآیی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟یــه چـای بـریـز بیـار...
روچٍشــــــم آقــــــا،
الـان میــــــارم.
....خخخخ

فرستنده : شِــــــــــــــــــــرِک!



سسسسسلااام..عاغا ما یه روز با دوستم داشتیم توخیابونا ول میگشتیم بارونی هم بود خوردیم به چراغ قرمز...یه ماشین بغل دست من وایساد یه گودزیلا ناناز توش بود منم حواسم رفت پیشه این یهو گرومپ یه ماشین ازپشت زد به ماشین منم اعصاب قاطی پریدم پایین بهش گفتم مگه کوری کصافت هرچی تونستم گفتم یهو خانومه دروباز کرد گفت چی میگی تو اومدی عقب زدی به ماشین ملتم تایید کردن ضایع شدم درحد تیم ملی برزیل اغا پریدم تو ماشین از گودزیلاهه ادرس افق رو پرسیدم نگاه به چشام کرد گفت برو بمیر...کصافت داغونم کرد ...:-((((((((((

فرستنده : نیوتن



.سسسلاممممم..عاغا ما یه روزماشین و پارک کردیم(فهمیدین ماشین دارم یا بگم باز)پیاده شدیم یهو یه نیسان ازای ابی,ها گروپ اومد زد پشت یه ماکسیما.. ملت همه جمع شدن رارنده ماکسیما پرید پایین وهرچی تونست فهش داد...بعد یه ربع رارنده نیسان پیاده شده با یه قیافه حق به جانب دادزد جوری ماکسیما ماکسیما میکنه انگار سمند زیر پاشه...ملت و میگی,همه:))))مارومیگی درخت کنار خیابون رو گاز گرفتیم...اخه خدااااااا با اینا شدیم 70 میلیون..افق به دادم برس که میخوام محو شم راهی نداره بزار برم

فرستنده : نیوتن



آقا!(آره دااااش ماباسواتیم) عاقا (اما نه دیگه دراون حد) اصلا بیخیال بذارید بحرفم...
بابااااااااا....یه فکری به حال این زن که این بغله بکنید،داره از دست میره آ!!! حالا از ما گفتن بود.بقران هروقت میام سایت عصابمو میریزه بهم،بابایکی آقایی کنه اشانتیون برش داره دیگه این لامصبو...
مرگ من نگاش کن آدمو از دنیا سیرمیکنه :-0000000000000

فرستنده : سکوت...!



اعتراف میکنم ترم پیش داشتیم با همکلاسی هامون تو کلاس قبل از اومدن استاد، آخه یه استاد داشتیم همیشه با تاخیر فراوان می آمد. خلاصه یه بازی هست به اسم کی کجا با کی چکار ، بازی قشنگیه توضیحش مفصل ولی به طور خلاصه باید قسمت ها رو که ازت می پرسند و با اسامی خنده دار پر کنی خلاصه آخر بازی گوینده داشت بلند بلند اون چیزایی که بچه ها گفته بودن و در آمده بود می خوند تا اینکه رسید به قسمتی که به اسم استاد درآمده بود بلند می خوند: کی: استاد مذکور ، با کی: خر بابام، کجا: طویله ، چکار: از خودشون پذیرایی می کردند. حالا نگو استاد پشت در همه رو شنیده بود اومد سرکلاس یه لبخند ملیحی زد و بعد پایان ترم نصف بچه هارو نمره نداد شاگرد زرنگ هارو هم نمره پایین داد.
ما از اون درس افتادیم مقصر ما بودیم آyآ

فرستنده : خوشگل پسر



اختصاصــی شِــــــــــــــــــــرِک!
یـه پسـر عمـه دارم وضعیـــــت مـالیـش تـوپٍ،تـوکـار فـرشـم هسـت.
یبـار صـــــب زود دیـدم پیـامـک زده:
سلـام امـــــروز تـا عصـر حتمـاً یـه سـر بـه مـا بـزن.
عصــــــر ســـــاعـــــــت پنـــــج پنجــــــونیـم بـودش کـه رسیــدم اونجـــا،
دیـدم پشـت میـزش نیســــت،
از یکـی کـــارکنـــاش پـرسیـــدم جنــــاب مهنــــدس نیستــــن؟
گفـت شما:گفتم مـن پسـر داییشـم!
گفـت:آهـاااا اقـای مهنـدس گفـت بـودن کـه میـایـن،ایشـون صـب یـه کـاری پیـــش اومـد براشـون رفتـن تـرکـیه!
.......................................................................................................
بیـا طـرف صبـــونـه شو تـو ایـران خـورده نـاهـارشـو تـو استـامبـول،
اون وخ مـا میـخوایـم بـریم تـا امـام زاده داوود اَ دو روز قبلـش سـاک میبنـدیـمٌ تـدارک میـبینیــم!
هععععـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــِییییییی!

فرستنده : شِــــــــــــــــــــرِک!



من توبچگیم معکوس بودم‏!یعنی هرچی ازم میخواستن باید برعکسشوبم میگفتن‏!یه بار یه بطری شیشه ای دستم بود خواهرم گفت خیلی قشنگه نشکنیش یه وقت منم جلو چشش به هزارو یک تکه تبدیلش کردم‏!یه بار جلو تی وی یه لیوان آب دسم بود بم گفتن نریزیش رو تلوزیون منم جلوچششون تی وی روآبیاری کردم !خخخخخخخخخخ یه همچین آدمی بودم من‏!‏

فرستنده : آهوی وحشی



خود درگیریه ممکن وقتی شروع میشه که تو خیابون و سر موتور دکمه شلوارت واشه و تازه گلاب به روتون روم به افق موبایل در حال زنگیدنت راحت از تو جیب در نیاد!

فرستنده : Amin dezfily☺ ...



یکی از تفریحات دوران کودکیمون این بود که دونه انار بگیریم بترکونیم تو چشم دوستامون عجب حالی میداد طرف اشکش در میومد

فرستنده : pit..boy



آقا به نظر من با این طرز تفکیک کردن دهه ها داره به بعضی ها ظلم میشه
شاید بگید چرا؟:
بخاطر اینکه من اطرافم دهه هفتادی میشناسم که دست صدتا گودزیلا و دهه هشتادی رو بسته
در عوض دهه هشتادی هم میشناسم که از نظر درک کردن میتونه پابه پای یه دهه شصتی باشه
بله!!!

فرستنده : m.iman



معلم ریاضیمون تعریف میکنه
پارسال یکی از بچه ها تو کلاس پاک کنشو مینداخته هوا و باز میگرفتتش!
معلممون یهو برگشته بهش گفته: چی کار می کنی؟؟
اونم درومده گفته: هیچی آقا پاک کنم افتاده بود زمین برش داشتم :))

فرستنده : مترسک



یکی از بچه ها : آقا زدن کروات حرومه؟؟
معلم : بله که حرومه! اولاْ که نشونه ی آمریکایی بودن هر کسیه کروات زدن!!
بعدشم اصلاْ خود خارجیا هم فهمیدن چیز خوبی نیست! چند وقت پیش شنیدم یک اداره کروات زدن کارمنداشو ممنوع کرده. چون بیخ یقشونو میچسبیده اینا گرمشون میشده کولر روشن میکردن برق مصرف میشده!!!!
حالا فهمیدین که کروات چه قدر بده؟! :))

فرستنده : مترسک



امروز یکی از بچه ها گفت خیال کردی خیلی تو ساخت قالب وبلاگ ماهری؟؟
یه قالب ساختم تو کفش میمونی!!
حالا رفتم دیدم یکی از قالبای سال ۸۶ بهاربیستو گذاشته تو وبش............
فقط یه تغییر داده اونم لوگوی سمپاد آبی نفتی رو گذاشته رو یه آدمک سبز!!
اسکار هارمونی رنگ 2013 از دستمون رفت
هر وقت هم که سر به وبش میزنم بازدید اینه!!!
بازدید امروز: 1
بازدید دیروز: 0
افراد آنلاین: 1
به قرآن تا حالا حالت دیگه ای ندیدم :))
بی مزه ام خودتونید!

فرستنده : مترسک



امروز سر کلاس کامپیوتر یکی برام یه نامه فرستاد و خلاصه چت کردیم در حد لالیگا
میخوام شرح چت رو بنویسم براتون فیض ببرید!!
اون: اسم مامان فلانی رو بلدی؟؟
من: نه
اون: ئه پس کی میدونه؟ خیلی وضعیت خطرناکه
من: هاشمی دفتر دار مدرسه
اون: چه جوری مخشو بزنم شناسنامه بگیرم؟؟
من: وقتی ناظممون طبقه بالاس برو دفتر به هاشمی بگو ناظم کپی شناسنامه فلانی رو میخواد. ولله تو هم کله ات بوی قرمه سبزی میده ها! آخه بچه به تو چه!!
اون: وضعیت خیلی قرمزه! این راه حلت هم به درد نمیخوره. اگه ناظم از هاشمی پرسید چی؟؟
من: اونا اینقدر مشغولن که وقت سلام و خداحافظی هم ندارن چه برسه به این چیزا!
ولی سه تا پیشنهاد
برو سایت ثبت احوال رو هک کن
غده هیپوفیز ... رو با آمپول هک کن
... رو هیپنوتیزم کن و ازش حرف بکش!
اون: احمق باهات جدی حرف میزنم دهه! خوب یه راه حل درست بگو!
من: برو با خواهرش دوست شو اسم مامانشو از خواهرش بپرس
زنگ بزن به موبایل باباش و بگو از مدرسه زنگ میزنم و با تلفن مدرسه زنگ بزن که شماره مدرسه بیفته. بگو پروندتون گم شده. یه چندتا شماره ملی و اینا بپرش و آخر اسم مامانشو بپرس. باز اگه اسم باباشو میخواستی آسون تر می شد پیدا کرد.
چون مادر توی ایران نقش ارزشی و قضایی نداره به دست اوردنش سخته (چون اسم مادر توی ایران جنبه ی شخصی داره) (چه مفسر بزرگیم من)
ضمنا دیگه راه حلی به ذهنم نمیرسه وگرنه می گفتم. کرم ندارم که الکی جوهر خودکارمو مصرف کنم!! (اند دست و دل بازی!!)
البته یه راه حل به سرش زده که خیلی خطرناکه و منم نمیگم. اصلا به من چه!! من رازدار مردمم. این حرفا هم هیچ جا درز پیدا نکرد!!

فرستنده : مترسک



واقعا که اعصابم این چند روزه خیلی خورده.
یکی از بچه هامون بابابزرگش مرده 3 میلیارد تومن ارث بهش رسیده. طرف آیندش تامین شد!!!
حالا بابابزرگ من غیر از هزار و یک بیماری ارثی برای من چی ارث گذاشته؟؟
مامان بزرگم سال 1330 ده هزار تومن پول از راه بافتن قالی در اورده و به شوهرش که همین بابابزرگ من باشه گفته بیا برام زمین بخر. اونم مسخرش کرده ولی براش نخریده و بعد از یه هفت هشت ده بار مامان بزرگم مجبور میشه با پولا نخ بخره و.... که کاری نداریم
حساب کردم اگه مامان بزرگم اون زمینو میخرید الان قیمتش حول و هوش 10 میلیارد تومن میشد!!

فرستنده : مترسک



یـادش بـخـیـر بـچـه تـر کـه بـودم ((ایـن "تــر" یـعـنـی هـنـوزم کـوشـولـو ام)) وقــتــی مـیـرفـتـم نـون مـیـخـریـدم تـا بـرگـردم خـونـه یـدونـه از نـون هـا را کـه داغـه داغ بــود تـو راه مـیـخـوردم
درسـتـه نـون خـالـی بـود ولـی عـجـب لـذتـی داشــت.
خـیـلـی خـوش مـزه بـود مـگـه نـه؟؟؟

((الـبـتـه نـون دونـه ای 10 تـومـن بـود.حـالــافـکـرنـکنـی مـالـه دوره دایــناسـورهـاما هـمـیـن 7-8 سـال پـیـش بـود بـه خـدا))

فرستنده : viki



بعضي از دوستان ميان يه رمان مينويسند و بعد هم موضوع شو ميزارن اس ام اس هاي عاشقانه مثلا...
خوب داداش گلم؛ خواهر خوشكلم اگه من بخوام ايني كه تو اسمشو گذاشتي اس ام اسو با گوشيم بفرستم كه بايد يه جا يه كارت شارژ 2 تومني مصرف كنم كه.
اونم با اين وضعيت اقتصادي!‏!‏‏!‏
البته راه دومي هم هست...اونم اينكه قسطي براي طرف بفرستمش...هر روز يك جمله!!!

فرستنده : هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏



كلاس اول-دوم دبستان بودم يه معلم داشتيم لامصب وسط درس دادن به كسي اجازه نمي داد بره بيرون؛ من بدبخت هم وسط درس دادن احساس كردم به شدت 2 دارم!!عاقا ما هر چي خودمون رو به در و ديوار زديم و صندلي رو گاز گرفتيم بهمون اجازه بيرون رفتن نميداد. فقط خدا خدا ميكردم كه زودتر زنگ بخوره تا با كله بپرم تو دستشويي.زنگ خورد...همه بلند شدن به جز من!!!...فقط نپرسين چرا

فرستنده : هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏



خودم كه يادم نمياد ولي برام تعريف ميكنن وقتي بچه بودم (در حد يه نخود) تو عروسي ها همين كه عروس رو ميديدم؛ انگار جن ديده باشم ميزدم زير گريه شديد
فكر شو بكنيد از بچگي عشق مجردي بودم

فرستنده : هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏



اگه يادتون باشه تو پست هاي قبلي گفتم منو يه بار از مدرسه اخراج كردند؛ دليلشم اين بود:كلاس دوم دبيرستان؛ قاچاقي از چندتا از معلم هام فيلم گرفتم(با موبايل) بعد با يه صداي خنده دار ميكسش كردم...عاقا يني تو مدرسه مث بمب صدا كرد؛ بعد كه فهميدن كار من بوده اخراجم كردن
آخه اسم و امضاء خودم رو آخر كليپه گذاشته بودم!!! (ميبينيد هوش و ذكاوت منو...؟!

فرستنده : هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏



ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﯿﻦ ﺷﺒﮑﻪﻫﺎﯼ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩ
ﻣﯿﭽﺮﺧﯿﺪﻡ، ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﻨﺪﯼ
ﺩﯾﺪﻡ ﺗﻮﺵ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺭﻭ ﺑﺎ ﻣﺴﻠﺴﻞ ﺍﺯ ﺩﻭ
ﻣﺘﺮﯼ ﺑﻪ ﺭﮔﺒﺎﺭ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ، ﺑﻌﺪ ﯾﺎﺭﻭ
ﺟﺎﺧﺎﻟﯽ ﻣﯿﺪﺍﺩ!!
ﻣﮕﻪ ﺁﺗﺎﺭﯾﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻣﻦ؟|:

فرستنده : محمد موحدی (O L O)



شماها یادتون نمیاد وقتی ما طفل بودیم یکی از سرگرمی هامون این بود که تو حموم در چاه فاضلاب رو میذاشتیم تا آب جمع بشه مثل استلخ بشه بعد دست و پا میزدیم شاد میشدیم !!!

فرستنده : مسعود زئوس



یکی از فانتزیام اینه سلنا کصــــــــــــــــــــــــافطو ببینم بهش بگم دختره ایکپیری اجنبی بروگمشو بچسب ب اون جاستین دست از سر عباس بردار(4تا فحش خاک بر سریم بدم) بعد انقد با دمپایی ابری خیس بزنمش تا بمیره!!!!!!
مگه خودمون کم اسطوره داریم؟؟؟!!! مثلا اکبر.ع تو خوابم میاد چیش از سلنا کمتره!!!!؟؟؟؟

فرستنده : bravado



اقا ترم یک دانشگاه امتحان میانترم میکروب شناسی داشتم یه پسره جلوم نشسته بود از دوهفته قبل امتحان هر وقت میدیدمش در حال مطالعه بود منم که زیاد (توجه کنید زیاد) نخونده بودم باهاش هماهنگ کردم. امتحان شروع شد اینم انقد از رو دست دوستاش نگاهکرد که استاد پس از توقف های بی وقفه جاشو عوض کرد.
بعد امتحان میزنه پشت استاد دمت گرم جامو عوض کردی مجید و مهرداد که هیچی بارشون نبود رفتم اونجا چندتا از رو دست خانوم فلانی زدم
ما(((0000
استاد)))))000
و در کمال ناباوری من max شدم
راستی اولین مطلبم بود!!!!!!

فرستنده : niki



من هر وقت مراقبا ازم تقلب میگرفتن....انقد خودمو میزدم به مظلومیت .....یا اینکه هیچی نمینوشتمو همش با دستام بازی میکردم که مراقبه دلش میسوخت...تقلبمو پس میداد بهم مینوشتم.....تازه یه سری انقد مظلوم شدم که مراقبه اومد بلندم کرد برد پشت یه دختره که خیلی داشت مینوشت...گفت یواش از رو این نگاه کن بنویس.....خداییش دمش گرم.....!!!
به سلامتی همه ی مراقبای مهربون......

فرستنده : اسی69




اقا من الان در گیر و دار خونه تکونی از دستم یه بشقاب افتاد شکست مامانم با اعصابه داغون گف اکه نمیتونی کار کنی کار نکن منم با چهار تا پا الان اومدم 4جوک. همچین ادمهفرصت طلبی هستم من

فرستنده : el!



اختصاصــی شِــــــــــــــــــــرِک!
دوم دبیــــرستـان معلـم جغـــرافـی داشـت درس میـداد،کسیـم گـوش نمیـداد کـه چــی »میــگه،
میـدونـی چـی میگـم؟ینـی کـلاس آروم آروم نبـودش....
آقـا همیـن طـور کـه داشـت درسـو تـوضیـح میـداد
........بچـه هـا ببینیـد،هنــگامـی کـه بـاد میبـاردٌ بـاران میـوزد پـرندگـان تخـم مـرغ هـای خود را....
آقـای معلـم یـه مکـث کـرد،
ینـــی مکـث آقـای معلـم همـانـا،تـرکیـدن کـلـاس همـانا!

فرستنده : شِــــــــــــــــــــرِک!



هیچی بدتر از این نیست که شام خوشمزه داشته باشید ، مهمونای خوب داشته باشید ، فیلم عالی هم تلوزیون داشته باشه اما تو مشقات مونده باشه !
یادتونه ؟

فرستنده : مهدی عقلمند2



چند روز پیش پسرخالم که 5 سالشه با باباش امدن خونه ما
این پسرخاله ما با PSP ایش GOD OF WAR بازی میکنه خیلی هم دوست داره
بعد باباش اینو صدا زد گفت : GOD OF WAR بابا کجاست بعد این بچه انقدر خوشحال شد می گفت مرسی بابا بابارو ماچ می کرد انگار به خر تی تاپ دادی:))))))
من همسن اینا بودم پشت پنکه صدا در می اوردم

فرستنده : Aliskaty



بچــه كه بوودم ميرفـــتم تو كمــدي .زير پتويي .پشت پرده اي جــآيي خودمــو قآيم ميكــــــردم كه همه نگرآنم بشــــن بيآن دنبآلم بگــردن و بعدشـم پيدآم كنن بآگريـه درآغوشــم بگيـــــرن وبگـن :سآيه؟نميگي دق مرگــــ ميشيم ؟اُ صب تآحآلآ همه جآ رو گشــــتيم! بنده هم يه لبخند ژكوند تحويلشون بدم وخودمو لوس كنم :))
ولــي خو نشـــد ديگــــه!!!

+بمآند كه الآن يكي از آرزوهآم اينه كه دو ديقه برم اتآقم همه اهل خانوآده يك صدآ دآد نزنن :سآآآآآآآآآآآآآآيهههههههه :0

فرستنده : سآيه



اینم یک خاطره ی دست اول همین امروز به وقوع پیوست دیدم موضوعش خیلی به عید نوروز ربط داره.
سوار تاکسی شدم اومدم بگم لطفا بعد از چهار راه نگه دارید.
میدونید چی گفتم؟
گفتم لطفا بعد از عید نگه دارید.
خب دیگه من الان با چهره شطرنجی در خدمتتون هستم.البته مدیونین اگه فکر کنین که همه خندیدن.
:))))))

فرستنده : فرح



آقا سر کلاس زبان بودیم هزچی گوش میکردم چیزی متوجه نشدم!!!
گفتم استاد ما از اول راهنمایی داریم زبان میخونیم ولی بی فایدس!
استاد گفت اتفاقآ زبان خیلی درس شیرینیه...
منم سریع گفتم استاد شیرینه ولی ما قندخون داریم :)))))))
اونجا بود که استاد دیالوگ خودشو بکار برد>>>شما برو حذف کن

فرستنده : محمد موحدی (O L O)



اختصاصــی شِــــــــــــــــــــرِک!

یـه بـارم رفتـه بـودیتم خـونـه دایـی یـایـام.....!
پســــرش دکتـــــره،متخصـص ENT خـودش میگـه همـون گـوش حلـق وبینــــــی!خـلاصـه هـرچـی هسـت میـــدونم کـه دکتـره....
بچـه خواهـر همیـن آقـای دکتـر فـک کنـم یـه 5 6 سـالـی داشـت،
دیـدم اومـد پیشـم یـه گـوشی نـوکیـا 1100م اَ ای سـاده قدیمـام دستـشه....
اٍ عمـو جـون ایـن دسـت تـو چیـکار میـکنـه ایـن الان بـایـد تـو مـوزه بـاشــــــه دادن دســـــــــــت تـو واســه بـازی؟؟؟؟؟
دیـــــــــدم دختــــــــــــر آقـای دکتـــــــر اومـــــــد بـا یـه چٍــــــش غٌــــره گـوشـی رو از دستـم گـرفـت،گفـت ای گوشـی آقـای دکتـره فعـلاً نیـازش داره نمیخـوادم بـذاره تـو مـوزه!
...................................................................................................
