ش پول و پارتی
اما الان نظر شخصی بنده اینکه رمز موفقیت دوتا < پ > دیگه هست :
پراید و پسته
یعنی شما این دوتا رو داشته باش دیگه حله اصن خود جنیفر لوپز میاد خواستگاریتون
لایک= خیلی لحنت مودبانه است یکم راحت تر باش

فرستنده : ارباب درد



یکی از مهم ترین عــِلَلی که باعث میشه من بعد از سوتی دادن زنده بمونــم 4 جـــوکه!
4 جوک : منجی کـاربران سوتی ده و عامل افزایش دقت و خلاقیت در کــاربران سوتی گیر!

فرستنده : Blue Seven



پسرخالم اومده خونمون شب خوابش برده ،
ساعت ۳ نصف شب بیدارم کرد
با تعجب میگه :‌ پاشو پاشو تو خونه ی ما چیکار میکنی ؟؟؟

فرستنده : Vahab



خونه مادربزرگه هزار تا قصه داره/خونه مادربزرگه آجيل و پسته داره
خونه مادربزرگه گودزيلايي نداره/اونجا مادربزرگه آجيل براتون مياره
اينجا يه پرايد زيباست/اينجا يه GLX تنهاست
بروبچ بروبچ كجائين كجائين/اين جا خبري از افق نيست بيائين‏ بيائين
.
سلامتي مادربزرگ پدربزرگا بزن لايكو

فرستنده : هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏



من نشستم كلي فكر كردم و به اين نتيجه رسيدم اگه بريد بجاي آجيل و پسته؛ خاويار بخريد و بزاريد جلو مهموناتون هم با كلاس تره هم مقرون به صرفه تر‏!‏‏!‏‏!‏
لايك= خودت تنهايي به اين نتيجه رسيدي يا كسي كمكت كرد؟

فرستنده : هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏



دیروز رفتم 1 کیلو پسته خریدم ... کلویی 48000تومن.
به فروشنده گفتم گارانتی هم داره!!!!!!
دهن بسته هاشو پس میارما....
نمیدونم چرا یجوری نگام کرد که فرارو بر قرار ترجیح دادم.

فرستنده : H@miiid62



بعضیا یه ژنی دارن که باعث میشه دری رو که باز میکنن نبندن
مثلا در اتاق، کشو، کمد، شامپو، خمیر دندون و...
اینا رو اعصابن :|

فرستنده : وحید



بـــعــضـــی دروغـــا هـــم کـــه دیــگـــه کـلـیـشـه ای شــده مـثـلـــا:
تـو نـمـایـشـگـاه مـاشـیـن : آقـــا بــه جــون شــمـــا ایـــن مـــاشـــیـــن مــالـــه یــه خــانــوم دکــتــر بـــوده کـــه فــقـــط بــاهـــاش مـــیــرفــتــه مــطــب و مـیـومــده.
خــووووو آخــه کـصـافـطِ خــالــی بــنـد اگــه مـالـه یـه قـصــابــه سـیـبـیـل در رفـتـه بـاشـه یـا مـثـلــا مـالـه بـقـالـه کـــچــل سـرکـوچــه بـاشــه رو مــاشـیـن تــاثـیـرمــیــذاره؟؟؟؟؟
((الـبـتـه پـرایـد سـیـسـتـمـش خـیـلی پـیـچـیده استـــ و قـابـلـیـت تـاثـیـر پـذیـری از شـغـل رانـنـده را داره بـــــــــــعـــــــــــلــــــــــــه))

فرستنده : viki



یــه قـــانـــونـــی هــــم هـــســـتــــــ کــــه مــیــگــــه:
هـــیـــچ دخـــتـــر یـــا پــســـری هـــمـــیـــنـــجـــوری الــکــی و بــرای رضــــای خــــدا خـــطـــشـــــ را عـــوض نـــمــیـــکــنـــه
((در 99% مـواقـع بـا شـمـاره ی قـبـلـیـش یـه گـنـدی زده کـه عـوضـش کـرده , الـبـتـه مـا بـرای اون 1% بــاقـی مـانـده احـتـرام ویــژه ای قــائـــلیــم))

فرستنده : viki



امروز نمی دونم جواب کدوم کار خوبم رو گرفتم !
رفتم صدگرم نخودچی گرفتم، داشتم می خوردم
که یهو دیدم یه پسته توشه !!!!!
باور کنید اشک توی چشمام حلقه زده بود :'( خدایا شکرت

فرستنده : fa fa



یه بارم با مخاطب خاصـــــم رفتیم کــــوه
لبه پرتگــــاه پاهاش سُر خورد دستاشـــو گرفتم که نره
اما یاد این جملـــه افتادم که میگه عشقتـــــو رها کن اگه برگشت که
مال توئه اگه نه از اولــــم مال تو نبوده
منم دستاشــــو رها کردم برنگشت یعنی منـــــو نخواست کیصــــــــافط؟؟؟؟؟!!

فرستنده : fa fa



یکی ازمسائلی که ازبچگی ذهنمودرگیرکرده اینه که تخمه ی گلپری رو مغزشوباس خوردیاپوستشو؟!
خو اگه مغزشوپ چراپوستش گلپری هس وخوشمزه؟

فرستنده : MEYSAM936



میگن یه دانشجو چرا درس نمیخونه؟ یه سال365 روزه 52 روزش جمعه است, میمونه 313 روز حداقل 50 روز تعطیلات تابستانی داریم میمونه 263 روز میانگین هر روز 8 ساعت میخوابیم این میشه 122 روز و باقی میمونه141 روز هر روز یک ساعت برا خودمون وقت بزاریم این میشه 15 روز و باقی میمونه126 روز روزی 2 ساعت خورد و خوراک این میشه 30 روز و باقی میمونه 96 روز میانگین روزی 4 ساعت گشت و گذار با دوستان دختر و پسر, ساعتهای خالی بین کلاسها و رفت و آمد مسیر دانشگاه و خونه این میشه 60 روز و باقی میمونه 36 روز 31 روز تعطیلات رسمی سالانه, میمونه 5 روز خوب عزیزم ما هم آدمیم سالی 4 روزم مریض میشیم میمونه یه روز, چه تصادفی اون یه روزم روز تولدم تموم شد و رفت..!!! امیدوارم همه قانع شده باشن...

فرستنده : دروغهای واقعی



سلام
کلاس دوم راهنمایی بودیم که یه همکلاسی داشتیم به اسم احمد که الان مرحوم شده خدا رحمتش کنه این همکلاسیمون دستشویی داشت در حد المپیک هر کاری کرد معلممون نذاشت بره بیرون معلم هم بیشتر وقتا توی کلاس چرت میزد اونروز هم که داشت چرت میزد یهو گفت داره بو میاد زیر پاشو نگاه کرد دید احمد توی کلاس دستشویی کرده چون کف کلاس هم شیب داشت رفته بود زیرپای معلم احمد هم از کلاس فرار کرد و یه هفته نیومد سر کلاس

فرستنده : ronaldo 



ایــن تبلیغ گوشـــی موبایل(4سیم کارت در یک گوشی) هســت پایین صفحه 4جــوک،میخـــوام بدونـــم اگــه راحـتــــ از جـیـــب در میـــاد منـــم یکی بخرم...O_o
کسی در جریان هست آیا؟؟؟!!!

فرستنده : S*M*D



اولین پست من
ضد حالترین عیدی اینکه با هزار امید و ارزو بری عید دیدنی بعد اخرین دقایق از کمد یه جوراب بهت بدن
حالی میده که میخوای همونجا بمیری نه؟

فرستنده : Adel



یکی از فانتزیام اینه که سوار اتوبوس باشم یکی با عجله سوار بشه و کارتش شارژ نداشته باشه بعد هی دنبال یکی باشه که براش کارت بزنه و بعد برسه به من ، منم دستمو بکنم تو جیبمو کارتمو در بیارم بدم بهش که کارت بکشه ، بعد من همون موقع ایستگاه پیاده شمو کارتمم ازش پس نگیرم و اون داد بزنه حداقل اسمتو بگو ؟؟؟
منم محل ندمو تو عمود محو شم ! (افق دیگه جا نداره)

فرستنده : کیاچونه



یکی از فانتزیام اینه که ﭘﯿﺮ ﮐﻪ ﺷﺪﻡ ﯾﻪ ﻋﺼﺎ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﺍﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﮕﻢ ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻡ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺩﮐﺘﺮﻩ یه ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﺳﻮﺋﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ ! بعد رو کنم سمت افق و توی برگای سنگفرش پارک محو بشم !

فرستنده : کیاچونه



بابام رفته اجیل خریده
یک کیلو پسته هم جدای از اجیل خریده برای خودشو مامانم :|
برا منم کشمش خریده :|
من سر راهیم میدونم

فرستنده : fa fa



هفت سین موزیسین ها :
سنتور،سه تار،سنج،ســـا کسیفون،سه گاه،سمفونی،سورنا

فرستنده : erfan 021



علامت اختصاصی :ِ\»ــــــــ:}]
شعری درباره عید:
همه چی آرومه من چهقدر بدبختم اوون چقدر خوشبخته .
اون به خودش میباله من دور خودم میچرخم اون عید آجیل پسته داره من کوفتم واسه عید ندارم بابا بیخیال بیان به حرف عباس گوش بدیم فشار زندگیو کم کنیم.

فرستنده : امیررضا_خوشکلم؟عایا؟



ﺑﻪ یارو ﻣﻴﮕﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﻮ ﺗﺎﻛﺴﻰ ﻛﻰ ﻛﻨﺎﺭﺕ ﺑﺸﻴﻨﻪ؟
ﻣﻴﮕﻪ: ﻳﻪ ﺩﺧﺘﺮﺧﻮﺷﮕﻞ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﺰﺩﺵ! ﻣﻴﮕﻦ : ﭼﺮﺍ ؟
ﻣﻴﮕﻪ: ﺍﻭﻧﺎ ﻣﻴﭽﺴﺒﻦ ﺑﻪ ﻫﻢ ، ﺟﺎﻯ ﻣﻦ ﺯﻳﺎﺩ ﻣﻴﺸﻪ ! :D
.

فرستنده : رامین از مشکین



بـــعضـــيــام هـــستـــن هـــمچــين مــيــگن مـا متــولد فــلان مــاه هــستــيــم كــه انــگار ژنِ بــرتــر دارن :|
بابا بـــهتـــرین !!!
عند مـــرام !!
اصل شـــما یه دونـــــه ای !!!!
اصلا شــــما تـــکـــی !!
اصن شما متـــولـــد " آبان♥ " خوبـــه ؟
:))))))))))

فرستنده : afne



زن با عصبانیت پای تلفن:این موقع شب کدوم گوری هستی تو؟؟
مرد:عزیزم اون فروشگاه طلا فروشی رو یادته که از انگشتر الماس نشانش خوشت اومده بود،گفتی برات بخرم.اما اون روز من پول نداشتم ولی گفتم که روزی حتما اون انگشتر مال تو میشه عزیزم...؟!
زن با صدای ملایمی گفت:بله عشقم....
مرد:من تو رستوران بغلیش دارم شام میخورم!!!!

فرستنده : (fatemeh(Iman



هیچی بدتر از این نیست بری مهمونی هلو برداری فکر کنی هستش جداست.بعد نباشه وسط خوردنش آب از زیر آرنجت سرازیر شه...

فرستنده : freeheart



اومدم یه فیلم دانلود کنم time داد که ۸ سال و ۶ ماه و ۲۱ ساعت دیگه دانلود تموم میشه !!!!
من :|
لپ تاپ :|
ایرانسل خطاب به مبین نت :|
مخابرات :|
ایست بازرسی سر اتوبان بابایی :|
پسرم تو ۸ ساله آینده :|
زنم :|

فرستنده : MiladEH17



امروز رفتم تو اتاقم یهو بابام زنگ زد.گوشیو ورداشتم گفتم بله.
بابام گفت من این لامصبو برای چی خریدم؟؟؟؟؟؟بعد گفت اسمش تلفن همراهه پس باید همراهت باشه.من گفتم ولی نه موقع خوابیدن.
گفت پس چرا هر روز می زاریش کنار تخت خوابت.گفتم تا باصداش بیدار شم برم درس بخونم.گفت پس حالا با صداش بیدار شو بیا مغازه.
فکر کرده من دارم تو خواب باهاش حرف می زنم؟
قیافه من اینجوری بود @__________@ شایدم اینجوری #_______%

فرستنده : SHADOW



از لقمان پرسیدن فندک دارى ؟ گفت از بى ادبان …
گفتند نه !!! پرسیدیم فندک داری ؟
لقمان ناراحت شد زد تو گوش یارو … اونم یه دونه زد تو گوش لقمان !
خلاصه دعوا بالا گرفت ؛ لقمان الان تو کلانتریه !

فرستنده : Mr.Blake



آقـــایــون ایــن روزا اگـــه تــو خــونــه باهـــاتون مهـــربون شـــدن فـــرار کنـــید ، قضیــــه خونـــه تکـــــونــی جــدیـــه !!!
مانـــــــــــی شــامپــو فرشچـــــی زاده ^__^

فرستنده : shey2nak



من راننده تاکسی بشم
از اینا میشم که میگم : یه نفر حرکت!
بعد که یارو نشست میگم : یه نفر دیگه حرکت ..!
خخخخخخ

فرستنده : محمد موحدی (O L O)



اس ام اس غضنفر به نامزدش برای تولد :
عزیزم تولدت مبارک ایشالا تا آخر عمر زنده باشی !

فرستنده : مهدی عقلمند2



امروز بچه همسایمونو دزدیدن کصافطای بی وجدان ، در ازای آزادیش ۵ کیلو پسته خواستن …
هیچی دیگه خانوادهه دارن با نبود بچشون کنار میان !

فرستنده : مهدی عقلمند2



عید دیدنی ها شروع شد و میریم که داشته باشیم سوالاتی مثل :
ترم چندی؟
معدلت چنده؟
زن نمی گیری؟
... سربازی نرفتی؟
نمیخواین یه بچه بیارین؟
ناقلا همش سرت تو گوشیه ها... خبریه؟
تو این کامپیوترت چیا داری؟ ( یهو مث اسب میره تو همه درایوا : | )
خانوم خانوما چه بزرگ شدی. دیگه باید به فکر شوهر خوب براش باشیم. مگه نه مامانش؟ (همراه با چشمک به مامان دختر)
با حضور عمه،عمو،دایی،خاله،دختر عمو،زن دایی، شوهر عمه، پسر خاله و...

فرستنده : fa fa



مامان بابام دعواشون شده بود ۳ روز بود قهر بودن…
بابام قبل از اینکه بیاد خونه زنگ زد بهم گفت بیا پارک سر خیابون
کارت دارم!!!!
من رفتم گفتم جانم؟
برگشته میگه ببین عزیزم ۳ شب هست که شام درست حسابی نخوردیم داریم هر شب نون و ماست میخوریم ، ۳ شبه رو کاناپه دارم میخوابم کمرم تا نمیشه پدرم درومده!!!
من :-؟
گفتم خوب چیکار کنم؟ دعوا نکنین خوب …
برگشته میگه ببین عزیزم باید یه فداکاری این وسط اتفاق بیوفته!!!
من
گفتم بابا حرفات بـــــــــــــــو داره یعنی چی؟!!!
برگشته میگه مامانت از قهرمان بازی خیلی خوشش میاد، تو باید الان که رفتیم خونه با مامانت الکی جر و بحث کنی بعد من بلند شم بزنم تو گوشت بگم ببند دهننتو نباید به مامنت از گل نازکتر بگی …
من :|:|:|
بابام : تووروووخدا:)))))))

فرستنده : fa fa



یکی از فانتزی های خسته ی زندگیم اینه که
بعد از سی سال به عنوان یه اسطوره پاشم برم دانشگاه، وقتی از ماشین پیاده میشم یه نگاه خسته بندازم به ورودی دانشگاه و یه تراول پنجاهی ول بدم تو صورت راننده تاکسی و با بغضی تو گلو بگم: بقیه شم واسه خودت...
یاروهم پیاده شه قفل فرمونو تو صورتم خورد کنه بگه: مرتیکه بزززززز..... کرایه 120 هزار تومنه (انصافا حق داره... حواسم نبود سی سال دیگه همه چی گرون میشه)
در هر حال دارم میام تو، که دم در حراست "ســـیّد" بهم گیر میده و میگه: کارت یا پرینتتو نشون بده. منم بگم: سیّد... منم.... پدرام... پرینت ندارم اینقدر به من گیر نده!!
بعد که دارم میام وارد محوطه بشم همه دانشجوها یک صدا داد بزن: عطر گل محمدی، به دانشگاه خوش اومدی. من رو هم بگیرن رو دستاشون و ببرن تا دم تریبون، منم از پشت تریبون سخنرانیمو شروع کنم ( این یه تیکه رو خواهشا با ریتم "عمو سبزی فروش" بخونید.)
- آهای دانشجو ها !
- بـــــــــلــــــه-
آهای دانشجو ها !
- بـــــــــلــــــه
- واحداتون پاسه؟
- بـــــــــلــــــه
- مخاطبتون خاصه؟
- بـــــــــلــــــه
آخرشم بگم بچه ها... درس بخونید. هیچی مثل درس خوندن آدمتون نمیکنه !!!
بعد یکی از دانشجوها بگه: زر نزن اسکل.. تو خودت سی سال پیش 17واحد ورمیداشتی، هرروز اینجا بودی. یهو همه قاطی کنن بیان منو زیر مشت و لگد لـِـــه (لح) کنن تا صدای اورانگوتان تو چرخ گوشت بدم و تن لشمو ببرن سمت افق و محو شم !
دوست عزیزی که همیشه آخر فانتزی از عباس جوون سوال میپرسه، سوال کردن: سی سال دیگه، ســـیّد پیر نشده؟ سوال خوبیه، اگه متن رو با دقت خونده باشین میبینین که یه لرزش عجیبی تو صدای سیّد موج میزنه
دوست دیگری پرسیدن: سی سال دیگه هنوز با تاکسی میری اینور و اونور؟ در پاسخ باید بگم به شما ربطی نداره، من سی سال دیگه قراره به یه مشکل مالی بخورم ماشینمو بفروشم، دیـــگه سوال شخصی نپرسید.

فرستنده : Mr.Blake



یکی از فانتزیای منگلم اینه که
با موتور هوندا 125 برم در خونه ی "ریحانا" بوق بزنم بگم بپر پایین بریم دور دور.
اونم بگه ااااا... موتور خریدی؟ منم بگم: نه پس گوساله... بوق خریدم روش موتور بستم
اونم با ناز و کرشمه بگه خیلی بیشعوری و بشینه ترک موتور با هم بریم کافی شاپ. همینطوری که تو کافی شاپ نشستیم و داریم دل میدیم و MSI میگیریم، میبینم یه حاله ی نور عجیبی از درِ ورودی داره میتابه و یه نفر که قیافش معلوم نیس وایساده جلوی در.
یه ذره که قیافش معلوم میشه میبینم اِاااااا ! این که داش abas_m223
خودمونه که با سلنا گومز اومده میز بغلی ما نشسته... ریحانا هم میپرسه عباس کیه؟
منم قاطی میکنم میگم: مارمولک فرنگی.... یعنی میخوای بگی داش عباسو نمیشناسی؟؟
بعد دستم ول بشه تو صورتشو 4 تا استخوون انگشتام تو دهنش خوردشه. بعدش پا میشم میرم پیش داش عباس و میگم: سلام عزیزم...! عباسم یه نگاه عاقل اندر گلابی بهم بندازه و بگه ببخشید بجا نیاوردم. منم بگم بابا منم Mr.Blake ، شناختی؟
عباسم بگه آها... تو همون کوتوله ی بی نمک تو 4جوکی؟ (آقا 170 کوتولس؟)
منم که دیدم عباس با پستام حال نکرده میرم و..... میرم و..... اههههههه... من برم گریه کنم.....

فرستنده : Mr.Blake



هرچقدر قیافم مغروره , اخلاق خاک بر سرم منت کشه.
ایضا (ایزن, ایزا, عیضن, عیضا, عیظن, عیظا ...) خاک بر سر اخلاقم :|

فرستنده : ShayaN_XoXo



مــا اِمـسال آجیــل نمیــخـَـریــم کــه هیــچ!!!!!
مهــمــونـم بیـــاد خــونمـــون اِنقـــد بــا دَمپـــایـــی اَبــری خیـــس میـــزنیــم تــو دَهنـــش تــا بمــیره بفهــمـه تعطیـــلاتـــ عیـــد واســـه استــراحت نــــه صلـــه رَحــــــــــــــم :دی

فرستنده : shey2nak
خاص smj13
به خدا اگه دروغ بگم سنگ بشم .
نمیدونم چرا هر وخت نیت خرید چیزی رو میکنم قیمتش دو سه برابر میشه :|
میخواستم پراید بگیرم.....
میخواستم آجیل بگیرم....
میخواستم برنج بگیرم.....
از الان بگم نیت کردم برم گوشت و مرغ بگیرم زود برید بخرید وگرنه بازارو میترکونم با نیتم :|

فرستنده : smj13سید مصطفی



من به محض اینکه تقویم سال جدید به دستم می رسه اولین کاری که می کنم تعطیلی هاش رو نگاه می کنم .شما هم این جورین یا فقط من این جوری ام؟

فرستنده : حسرت



نفهمی دردیست که فرد را نمیکشد !!!!
فقط اطرافیان را دق مرگ میکند!!!!

فرستنده : pink20



مخصوص ایام عید:
پسته مینوفن؛ هر ۱۲ ساعت یک عدد!

فرستنده : Vahab



ایا میدانید در خانه ما شام به قدری درست میشود
که فردا ظهر هم ادامه اش رو بخوریم؟؟؟

فرستنده : Vahab



یادش بخیر بچه بودم وقتی معلم بهم اجازه میداد برم دستشویی انگار بلیت سفر به اروپا برده بودم!!!

فرستنده : Vahab



من از الآن نگران قیمت گوجه سبز و چاقاله بادومای سال 92 هستم

فرستنده : Vahab



بچه همسایمون رفته تو کمدم 2تا از پیرهنایی که خیلی دوسشون دارمو برداشته میگه میشه با قیچی اینارو تیکه تیکه کنم؟؟؟اگه این کارو نکنم داغون میشم |:
شما بگید من به این کصافد دیکتاتور چی بگم آخه؟ :((((((((((((((((((((((((

فرستنده : مسعود زئوس



یک اتاق مرتب نشانه ای از کامپیوتر خراب یا اینترنتی قطع شده میباشد !

فرستنده : MiladEH17



دوستان يه سوال شرعي
نگاه كردن به لب خندان پسته به قصد لذت حرام است يا نه ؟

فرستنده : کیاچونه



این روزا بدجوری پیشرفت کردیم.
دیروز آموزش اسکیت برد
امروز آموزش بستن شال
بازم امروز آموزش دفاع شخصی
بازم امروز آموزش آشپزی
فردا آموزش فحش دادن
فردای فردا آموزش پوشیدن جوراب
فردای فردای فردا آموزش پوشیدن کفش
فردای فردای فردای فردا آموزش بستن در
فردای فردای فردای فردای فردا آموزش خوابیدن
آخر جهان آموزش نفس کشیدن.

فرستنده : SHADOW



یادم میاد وقتی ابتدایی بودم یه روز خیلی زود رفتم مدرسه.یکم تو پارک کنار مدرسه تاب سواری کردم.بعد مدیر اومد تا در مدرسه رو باز کنه.دوستای منم عجب شرخرایی بودن.خودشونو ترسناک کرده بودن تا منو بترسونن(قبل این که من بیام از در بالا رفته بودنو داشتن آماده می شدن.خلاصه مدیر درو باز کردو اونام پریدن جلو شو بد جوری ترسوندنش(فکر کردن منم)مدیرمونم بدجوری ترسید و پخش شد رو زمین.
قیافه من اینجوری بود :))))))))))))))
قیافه مدیر +__#

فرستنده : SHADOW



غضنفر تو جشن عروسی‌ محکم زد به بغلیش و گفت :
حاجی اون پسره که داره وسط میرقصه خیلی بی‌ ریخته
یارو گفت اونیکه تو میگی‌ پسر نیست دختر منه !
اکبر هم نخواست کم بیاره گفت :
بخشید من نمیدونستم که پدرش هستی‌
یارو میگه:
مرتیکه من پدرش نیستم ،مادر شم :|

فرستنده : smj13سید مصطفی



دختره پیام فرستاده:امتحان عربی داشتیم،یه سوال این بود که عبارت"من علم را میجویم وتنبلی نمیکنم" را به عربی بنویسید.دوستش نوشته:"انا جویم العلم ولا تنبلی"...
ای خدا ما با کیا شدیم 75 میلیون؟

فرستنده : آتییییییش!!



ماهی پارسالمون تا چندروز پیش زنده بودرفتم به یکی از دوستام گفتم-باور نمیکرد
ا میگه میشه؟؟؟
کلی قسم خوردم تا باورش شد
عاقا چشمتون روز بد نبینه فرداش در دم جان باخت:((((
حالا شیشه ماهیمونم 1چند سالی بود داشتمش رفتم به یکی از دوستای دیگم گفتم اونم از تعجب شاخ در آورده بود!
امروز شیشه ماهیمونم شکست:((((
خدا این چه زندگیهکه من دارم؟؟؟
دیواری-بتنی چیزی تو 4جوک مونده برم سرمو بکوبم توش ؟؟؟؟

فرستنده : HaMeD



عاغا ميشه اين دهه ها رو جابجا كنيم؟آخه الان به مني كه متولد 70ام داره ظلم ميشه به خدا.خو منم از شما بودم ديگه ....
مثلا 60 تا 70 بشه دهه شصتي
71تا 81 بشه دهه هفتادي
82 تا 92ام بشه دهه هشتادي
دهه نوديارم بيخيال آدم نيستن كه هنوز موجودات ناشناخته اي ان.

فرستنده : JokEr



برنامه نود در خنگولستان:
شما طرفدار کدام تیم هستید؟
1)بله
2)خیر
3)هیچکدام

فرستنده : vooooorojak



به دوستم میگم:این رنگی که امسال مد شده چه رنگ بدیه..اه اه اه
دوستم:اول برو اون فیلتر شکنتو نصب کن بعد میبینی چه رنگ قشنگیه.!؟
دوستم:(^ ^)
من:(+ 0)


فرستنده : گل باقالی سغید



یکی از عجیب ترین دغدغه هام برای عید اینه که ساعت دو باید سر سفره ناهار باشم یا سفره هفت سین
دوستان لطفا راهنمایی کنید

فرستنده : ابوالفضل میرزایی



يكي از فانتزي هام اينه كه يه روز صبح از خواب بيدار بشم و ببينم يه چيز كوچيك خوشكل خوش دست تو جيبمه كه راحتم از جيبم بيرون مياد(GLX‎‏)‏؛ همينجور كه دارم فكر ميكنم اون از كجا اومده ميبينم كه سوئيچ يه پرايد كنار دست كليدمه!! همين جور كه دارم ميرم طرف سوئيچ ماشينه يهو پام ميخوره به يه چيزي (كه بعدا با نگاه كردن به پايين متوجه ميشم يه صندوق پسته است!!) ديگه مطمئن ميشم كه دارم خواب ميبينم پس چندتا بيشکون دستم ميگيرم تا بيدار بشم؛ ولي نه...مثل اينكه فايده اي نداره‏!‏‏!‏
ميرم از تو جعبه ابزار يه انبردست ميارم و انگشتم رو ميزارم بينش و ... تق ... "آخ...واي...آي...‏"‏ يكي از انگشتام رو ميشكونم؛ ولي باز از خواب بيدار نميشم‏!‏‏!‏
پس ميرم سراغ نقشه بعد...ميرم جلو آينه يه نگاه مي اندازم به خودم و داد ميزم "نهههه‏"‏ ؛يكي ميخوابونم زير گوش خودم كه دندون هام با دو ليتر خون‏!‏ بپاشه رو آينه...ولي اين نقشه هم موفقيت آميز نميشه‏!‏‏! پس ميرم يكي از انگشتام رو ميزارم بين در و ... شتلق‏!‏ ... "وااااااااي‏"‏ ... ولي باز هم شكست‏! پس ميرم تو آشپرخونه و دستم رو ميكنم تو چرخ گوشت و دكمه اشو ميزنم و ... "واي...مردم.‏..آآآآآييي‏"‏ خون ميپاشه رو در و ديوار ولي فقط يه شكست ديگه نسيبم ميشه...‏
پس ميرم دو ليتر روغن سرخ كردني ميريزم تو يه قابلمه و زيرشو روشن ميكنم؛ خوب كه داغ شد با كله ميرم توش و ... جيليز...ويليز...جيليز "(متاسفانه من اينجا نميتونم داد و بي داد كنم اخه سرم زير روغنه‏)‏‏"‏...ولي باز اثر نميكنه...‏
من كه ديگه نا ندارم برم سراغ نقشه بعد؛ بي حال مي افتم كف آشپزخونه كه در اينجا مامانم وارد داستان ميشه و همين كه منو ميبينه داد ميزنه "واي...اينجا چه خبره؟...پسرم چش شده؟...‏"‏
من: "كوف كوف‏(سرفه‏)‏...مامان...من چرا از خواب بيدار نميشم؟‏!‏