اريوم نيست ک شبا بياي جلوش خودت رو برنزه کني!

فرستنده : king boy



يه روز هـم بايد اين سازنده ي جمله :
” گر صبر کني ز غوره حلوا سازي ” رو بيارن چار کيلو غوره بدن دستش
همه هــــم صبر کنن، ببينم چه جوري ميخاد حلـوا درست کنه ؛
بعد همون ديگُ بکني تو چشـاش با اين جمله ساختنش!!!

فرستنده : king boy



دقت کردين !؟
گل کلم در ترشي حکم پسته تو اجيل رو داره !
:)))))))))

فرستنده : king boy



از دوستان عزیز 4جوک تقاضا دارم تو افق نرن فرتی محو شن
افق تا اطلاع ثانویی پر میباشد...!!!!
همین امروز فرداست که لوک خوش شانس بیاد شاکی شه از دست مون
خلوتش و خراب کردیممممممممممممممممممممممممممممم:ِD

فرستنده : Shik 0 P!k



یه سوال داشتم ما کلید برقمون کار نمیکنه خواستم بدونم فقط مال کار نمیکنه یا همگی با هم شورش کردن قیمت پراید و بیارن پایین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من:)
چهار جکیا(oO)
نـــــــــــــــــــــه توروخدا لنگ کفش نـــــــــــــــــــه !!!!!!!!!!!!

فرستنده : ❤مرجان جون❤



درحالت عادی داداشم ب زور بابام بهم سلام میده از بیرون میاد دیروز دیدم از مدرسه اومده ی پلاستیک پر پفک و چیپس خریده داد ب من میگم دوباره چی میخای؟میگه هیچی فقط 50تا سوال انتگراله اونا رو حل کن واسم
داداشه داریم آخه؟؟؟؟

فرستنده : miss S



اولین روزی ک تو ترم 1 رفته بودم دانشگاه استاد گفت خداروشکر امسال رشته شما پسر داره چنتا اخه نسل پسرای این رشته داشت منقرض میشد من گفتم ورودی های سال بعدم پسر زیاد داره استاده گفت از الان خوب آمار پسرا رو داریا!!!!
هیچکی دیگه روز اولی همچین حالمو گرفت ک تا آخر اون ترم سر هیچ کلاسی جیکم درنیومد

فرستنده : miss S



دل آدم گاهي چ گرم ميشود
ب يك "دلخوشي كوچك"
ب يك "هستم"
ب يك "كجايي؟"
ب يك "خوبي؟"
ب يك "حضو"ر......

فرستنده : Violet



امروز رفته بودم بوفه ئانشگامون ی چیزی بخرم ی لواشک دیدم روش عکس سیندرلا داشت نیم ساعت داشتم نگا میکردم عکسرو و با خودم مقایسش میکردم اخرم به این نتیجه رسیدم خودم خوشگل ترم
جدا 65سالم شده هنوز جذب چ چیزا میشیم.
شمام اینطورین؟

فرستنده : miss S



یارو میره کمیته امدد هیچی بهش نمیدن و میگه : واگذارتون کردم به کلید اسرار... .

فرستنده : HAMID



امروز به آهنگو اينقدر پشت سره هم پِلى كردم
تا خوانندهِ صداش گرفت!!!

فرستنده : امیر دانشور



رفتم بازار یکی ازم پرسید بندر عباس کجاست؟ من گفتم جنوبه دیگه. یکی از اونور میاد میگه نه شرقه!!! آخه عزیز من تو چهار جهت تشخیص نمیدی چرا دهنت را باز میکنی هم شهریه ما داریم؟

فرستنده : r.s



دختره همسایمون افسردگی گرفته بود بردنش پیش روانشناس.
ننه اش می گفت کنکور به همش ریخته.
میخواستم بگم ای مادرجان تابلوعه که دوس پسرش پیچوندتش!
دیگه ما تو این کارا استخون ترکوندیم
بعله
کنکورو چرا بدنام میکنی?! :|
(ازینام هست میشینه موهاشو میکنه خخخخخخخخخخ)

فرستنده : hamid reza <?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="text" href="w:text:44.txt">جوک دوستانه (بخش اول)</a><a class="text" href="w:text:45.txt">جوک دوستانه (بخش دوم)</a><a class="text" href="w:text:46.txt">جوک دوستانه (بخش سوم)</a><a class="text" href="w:text:47.txt">جوک دوستانه (بخش چهارم)</a><a class="text" href="w:text:48.txt">جوک دوستانه (بخش پنجم)</a><a class="text" href="w:text:49.txt">جوک دوستانه (بخش ششم)</a></body></html>♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ I am Single ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
شما هم مثِ من وقتی تو جاده یه چیزی(پلاستیک،پوست میوه و...) رو از پنجره ماشین پرت میکنید بیرون سریع دلشوره میگیرید و دست به جیبتون میزنید که نکنه یه چیزه دیگه هم اشتباهی پرت شده باشه؟؟؟؟؟؟؟
یا فقط من اینطوریم عایا؟؟؟؟؟؟
پ.ن : میدونم شهرما خانه ماست + زباله ریختن سنگین جریمه داره و...

فرستنده : VanVanI



بچه ها من عادت دارم از بچگی که همراه اهنگ میخونم با صدای خیلی کم حالا چند روز پیش از دانشگاه برمیگشتم که راننده اهنگ همه چی ارومه من چقد خوشبختم رو گذاشته بود صداش هم بلند کرده که عالی بود واسه خوندن و خلاصه توی تاکسی هم یه پسرو دوتا دخترم بود منم داشتم همراه اهنگ میخوندم و رفته بودم توی رویای خودم که یدفه راننده ضبط رو خاموش کرد ومنم داشتم میخوندم که دیدم همه منو نیگا میکنن ...
باور کنید از مرگ واسم بدتر شد اون لحظه...
خودتون رو بزارید جای من ببینید چه گندی بالا اوردم...
باور کنید اگه سرعت ماشین کم بود میرفتم تووو افق دنبال سوراخ لایه اوزن میگشتم که برم توش گیر کنم و راحت بشم

فرستنده : virangare 141



اگه این خارجیا میدونستن ما تو چهارشنبه سوری چه رعب و وحشتی
ایجــاد میکنیم ... کلا هالووین رو میبوسیدنُ میزاشتن کنار :))

فرستنده : شـــــــایـــــــانــــــــــــsh_m0



یکی از فانتزیام اینه که...
توی یه مجلس ختم شرکت کنم بعد در حالی که از این شلوار لی خانوادگی ها پوشیدم و یه کت زرد هم پوشیدم و زیرشم یه تاپ مشکی پوشیدم و یه عینک دودی ریبون اصل به چشمام زدم ، در حالی که دارم با دوتا انگشتم گوشه سیبیلمو میتابونم یهو گوشیم زنگ بخوره منم پس از یک دقیقه زنگ خوردن و بی توجهی کردن به صدای زنگش ، گوشیمو به آرومی از جیبم در بیارم و بگم "فقط زنده میخوامش" :))))))
بعد گوشیمو قط کنم و همه اخمامو تو هم بکشم و به بقیه بگم چیه؟!! مراسم رو ادامه بدید :))
بعد در حالی که یه نیشخند به مرحوم میزنم بهش بگم پروژه جون سختی بودی و یه مشت خاک بردارم بریزم تو قبرش و به سمت قبرسون حرکت کنم و شعر میرن آدما رو زمزمه کنم و به سمت اتوبوس راهیان خرامان برم :))
اما سوالاتی که دوستان مطرح کرده بودن:
1-مدل گوشیت چی بود؟
در جواب باید گفت بخاطر نوع شلوارم میتونستم همه گوشی استفاده کنم حتی صا ایران مدل 70 :))
2-چرا تو افق ناپدید نشدی؟
سوال بسیار خوبی بود،عشقم کشید ناپدید نشم بحثیهههههه؟ :(((((

فرستنده : smj13سید مصطفی



یکی از فانتزیام اینه ک هموجور ک دارم تو خیابون راه میرم برم کافی شاپ مث همیشه با درودیوار 3تایی باهم بستنی بزنیم تو رگ
بعد یهو روی میز کنارپنجره
داداش abas-m223 رو با selena ‎‏ ببینم ک قهوه سفارش دادن دارن دعوا میکنن چجور!!!
حتما میپرسین از کجا داداشو شناختم
دستتون دردنکنه یعنی من کله کچل داداشمو نمیشناسم؟
یهو selenaقهوه رو بریزه رو لباس داداشم
اونم هیچی نگه پاشه بره به لباسش آب بزنه
منم عصبانی درحد کیفیت پنیرای بقالی سرکوچمون
برم تا میخوره بزنمش سیاهو کبودش کنم (معنی خواهرشوهر واقعی رو بهش نشون بدم)
اونم بیفته ب دست وپام هی التماس کنه
منم بگم باشه ب خاطر داداشی بخشیدمت و ببینم ک abas-m223داره میاد سریع کفشامو بزنم زیر بغلم تو افق محو بشم

فرستنده : گل قالی



یادمه راهنمایی بودم رفتم سر کلاس تکلیف نداشتم. معلم گفت کجاست؟ گفتم جا گذاشتم. گفت چه طور خودتو جا نذاشتی.
یه نیم ساعتی که گذشت گفتم آقا یه امتحانی گرقته بودین هفته پیش..برگه هاش کو؟ گفت جا گذاشتم. گفتم چطور خودتو جا نذاشتی؟ یعنی کلاس ترکید.(چیزی عوض داره گله نداره)
هیچی دیگه جاتون خالی یه اخراج از کلاس خوردم یه زنگ تو راه رو ها ول بودم. اما راضی از حرکتی که کردم.

فرستنده : بی نام



با توجه به گران شدن نرخ smsپیشاپیش نوروز92-93مبارک...همچنین پیوندتان و قدم نو رسیده مبارک.
در ضمن نور به قبرت بباره

فرستنده : mobi77



‎یکی از فانتزیام اینه که ازدواج کنم،وختي ميرم خونه عربده بکشم عياااااال !! بعد زنم خودش بره کمربندو بياره بگه عاغامون بگير بزن سياهو کبودم کن ، تو نزني کي بزنه ^_^
بعد منم بگم پاشو ضعيفههههه شوما تاج سره مايييييي :آبان

فرستنده : شـــــــایـــــــانــــــــــــsh_m0



به خدا سر کلاس ، اگه معلم در حال لو دادن سوالات کنکور هم که باشه ، یکدفعه یک بویی بیاد ، بچه ها از سوالات دور میشن و میرن دنبال عامل ایجاد بو !!!!

اینقدر هم دقیق هستند که انگار دارن دنبال قاتل بروسلی میگردند !

والا به خدا ... !

فرستنده : !? Why So Serious



♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ I am Single ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
جدیداً میخوام حال و احوال کسی رو بپرسم زنگ میزنم به موبایلش و با گوش دادن آهنگ پیشوازش سرگذشت نامه ش میاد دستم .
پیشنهاد می کنم امتحان کنید جواب میده، خیلی از مخارجتون رو کم میکنه!

فرستنده : VanVanI



از وقتی تبلیغات رایتل تو تلویزیون شروع شده نمیدونین چه وضعیه تو خونمون! مامانم گیر داده برو یه دونه از این سیم کارتها بخر، از این به بعد زنگ میزنم ببینم کدوم قبرستونی؟ با کی میگردی؟ عروسمو ببینم چه شکلیه؟

فرستنده : freeheart



یکی از فانتزیهام اینه که با جنی(جنیفر لوپز) قدم بزنم بعد برسم به عباس و سلنا و رو کنم به سلنا و بگم من عاشقتم و بعدش عباس غیرتی بشه و منو زیر لگد بگیره بعد که خسته شد به عباس بگم من سلنا رو مث خواهرم دوس دارم و بعدش به سلنا بگم قدر عباسو بدون خعلی دوست داره بعد در حالی که دارم با جنی تو افق محو میشم mr.blakeرو ببینم که داره با ریحانا دعوا میکنه به اونا هم بگم قدر عشقتون و این روزارو بدونین وای خیلی عاطفی شد من برم کیبرد رو خشک کنم (از خیسی حاصل اشک ریختن) !)(

فرستنده : mazyar



دهه شصتیایا:یادش بخیر شش سالگی هفته ای یه بار تلویزیون
دهه هفتادیا:آخ جون کارتون شروع شد
دهه هشتادیا:دنیا دنیا کارتون میاریم خونه هاتون شبکه پویا
دهه نودیا با شلکه پویا بیدار میشن با لالایی کودکانشم میخوابن

فرستنده : استاد آشفته



از لقمان پرسیدن فندک دارى ؟ گفت از بى ادبان …
گفتند نه !!! پرسیدیم فندک داری ؟
لقمان ناراحت شد زد تو گوش یارو … اونم یه دونه زد تو گوش لقمان !
خلاصه دعوا بالا گرفت ؛ لقمان الان تو کلانتریه.....کسی هس بیاد سند بزاره واسه لقمان؟؟؟
هست واقعا؟؟؟!!!
داداشه من..... شما که سند داریو میخوای بزاری واسه لقمان...بیخیال لقمان....من یه زری زدم....لقمان سره جاشه....این سندتو بیار بریم یه وام بگیریم دم عیدی بتونیم یه لباسی بخریم....دمت گرم....

فرستنده : اسی69



*******************(!!!)علامت اختصاصی abas_m223
( تا آخر جفتشو بخونید ایشالا پشیمون نمیشین)
یکی از فانتزیای معکوسم اینه که یه روز تو خیابون درحالی که مورچه ها رو له میکنم و رفتم تاید بخرم ببینم جاستین بیبر داره به زور selena رو سوار ماشین میکنه و یهو سلنا با لهجه بنگلادشی داد بزنه عبــــاس بیا بیزن بیتیرکونش این اسکلو!!!
منم در حالی که یاد آهنگ* پنجره دن داش گلیر آی بری باخ بری باخ* افتادم زل بزنم تو چشاشو یهو داد بزنم نـــــــــه و جو بگیره دست بکنم تو جیب شلوار کردیم و 4لیتری اسید رو بپاشم تو صورت جاستین پوستش کلا بره و بشینم رو زمین گریه کنم بعدش یهو در کمال شگفتی امیر21 و D$D$D(کیان) و لابستر و سیدمصطفی و mr.blake( فانتزی معکوس نویس دوم) بیان بالا سرم بچرخن و درحالی که این شعرو میخونن " این پسره اینجا نشسته گریه میکنه زاری میکنه از برای من رو می خونن(خخخخ)" مامورا برسن و منو ببرن یه ضرب دادگاه....
خلاصه توی دادگاه قاضی بهم یه نگاه دلسوزانه بندازه و بگه آقای عباس مس...م شما باید اعدام شی منم در حالی که از چشمام قطره های نوشابه چکه میکنه......(تنظیماتش به هم ریخته خب لعنتیا)
(ادامه در پست پایینی)

فرستنده : abas_m223



(ادامه فانتزی معکوس بالا)
در حالی که از چشمام قطره های نوشابه چکه می کنه نگاهم به مادرم در حالی که بهشت زیر پاهاشه و کفش پاشنه بلند پوشیده بیوفته که زیر لب میگه عباس جان پسرم ایشالا تا آخر عمر زنده باشی.... بعد یه نگاه به بابام بندازم که داره زیر لب میگه عباس دهنم آسفالت شد تو بمیری فرش ها رو کی بشوره عاخه پسرم؟
یهو در حالی که تو فکر عکس اعلامیه م که دارم قلیون میکشم و بغلش نوشته جوان باکام عباس مس...م افتادم قاضی بگه آخرین خواسته ت چیه؟
بگم این آخر عمری میخام یه شعر بخونم همه لطفا با کلمه "های های" همراهی کنن و با یه صدای خسته بگم:
کفتره کاکل به سر
های های(همه باگریه بگنا)
یه خبر از من ببر
وای وای
بگو به یارم/ که دوسش دارم /بگو برگرده چشم براشم من /خاطر خواشم من/
یهو بغض قاضی بترکه و سیگارش رو خاموش کنه بگه جنس صداتو دوس دارم عباس جان فقط رو تحریرات بیشتر کار کن و با آهنگت حال کردم....تو آزادی....
بعد بابام اینا به سلامتی آزادی من چون دستشون خالیه زیر پاهام تن ماهی باز کنن...
دوستان پرسیدن پ سلنا کجا بود عباس؟ خب لعنتیا رفته گوسفنداشو بچرونه دیگ درک کنیدش...اه!!!
(چند دوست عزیز که اسمتونو نمیارم, 2ساعت طول کشید بنویسم,وجدان داشته باشین با اسم خودتون نذارین ,رو فانتزیام خیلی حساسم بذار انگیزه بمونه برام,من عقده ندارم ولی خیلی زور داره من بنویسم و به اسم شما تموم شه!!!)

فرستنده : abas_m223



رفتم مغازه لوازم ارایشی میگم:ببخشید خانوم پماد آد دارید؟
با اعتماد به نفس تمام میگه:جانم؟نع عزیزم دیروز میومدی داشتیم......
من||:
اخه چسونک حرف بود زدی نع واقعا حرف بود زدی....اخه چی بت بگم؟نع خودت بگو چی بت بگم؟
میخواسم اون لحظه همچین با پس گردنی بزنم تو دهنش
واااااای خدا اینا چیه می افرینی؟

فرستنده : tanin



تو این گیر و دار و گرونی یکی از فانتزیام اینه که از طبقه پنجم تف کنم تو خیابون بعدش صدای انفجارش رو بشنوم یییییک حالی میده :-)
خدایا اینجانب را شفای عاجل ( آجل ، آجیل ، پسته ، پراید و چیزای دیگر. ..... ) بفرما

فرستنده : نقطه چین...



اختصاصــی شِــــــــــــــــــــرِک!
امــــــــروز از ســــــوپـــــری محلمــــــون یــــــه نوشـــــابـه ارم گرفتـــم روش نوشتـــــــه "اصـــــــــل" اونــــــــــورشــــم نوشتــــــه اوریـــــــــجینال" !
ولــــــی مـن هنـوز بـاورم نمیشـه ! فکـــر میکنــــــم تـوش پپســــی پـر کـردن بـه اسـم ارم اصـل انـداختـن بهـــــــم!!!

فرستنده : شِــــــــــــــــــــرِک!



به مخاطب خاصم زنگ زدم،جواب نداده قطع کرد.اس دادم چرا قطع کردی؟
جواب داده:من سروشم داداشش،ببخشید من بادخترا صحبت نمیکنم %%
نه این که شماره منو به اسم دخترثبت کرده؟
من)))
بازم من))))
داداش دوستم

فرستنده : 0936xxx4678



تلفن خونمون زنگ خورد برداشتم بجا اینکه بگم الو بله گفتم بلو اله
طرف هم قاطی کرد گفت سلو الام
D-:

فرستنده : :::: skygirl ::::



ای برادران و خواهران من...
آغوش خدا تا اخرین لحظه بازه و چشم انتتظار شماست.
خدای خودتون رو منتظر نگزارید.
این جزو جوک ها نیست

فرستنده : arshia and iran



رفیقم جوک هام رو خوند حسابــی هم تشـویقـم کرد:
اینا جوکــه یا قالـب یــخ ؟!
از سـرتا پـام یـخ زد ، اصلا آب دماغم قـندیـل بست.
خـــــــــاک تو ســــــرت! اینم قــــــریحه طـــنزه که تو داری!؟
لامصــب اون یه نمـه ذوقمـون رو هم پنچــر کرد رفت...

فرستنده : Amin dezfily☺ ...



عظمتت رو شکــر خــــــدایــــــــــا!
یه شـب نماز عشــام قضا شـد ، صبـــح که از خــواب پــا شدم
انــواع بلایــای طبیعــی سرم نـازل شــد که بـه شــرح ذیل هستــش:
1- اولــش که دیر از خـواب پا شدم و دانشگام دیــر شد.
2-مژه رفت تو چشم تا دو ساعــت چشَم قرمز بود.
3- بس که عجله داشتم رسیـدم تو حیاط دانشکده پام پیچیــد و جلو ملت پخـش زمیــن شدم.
4-موقع کنفرانسـم متوجـه شدم خواهر گودزیـلام دیشــب ناخن هام رو لاک زده.
5-سـوی شـرتم رو که یه هفتــه بود دنبالـش میگشتـم توی سالـن اجتماعـات و روی سـن بردنـش بالا و گفتن صاحــاب گیــج این کیه؟
...وبلاخره به سلامــت برگشـتم خونــه ، اما...
عصـر موقع خونه تکونـی وقتی داشتم کمـدها رو جابه جا میکـردم
پایه کمـد رفت روی شصـت پام و تا یه هفتـه شـل شدم.
خدایــا قربـــون تنبیــه کردن هات برم من!

فرستنده : Amin dezfily☺ ...



یکی از فانتزی هام اینه که یه روز که بابام خسته از شیفت شب برمی گرده بگه:
"خدا رو شکر دیشب اصلا مریض نداشتیم"

فرستنده : آلوچه



نـفـریــن هــا و دعـا هـای جـدیـد
1 الهـی رنگ پـرایـد نـبـینـی
2 الهـی پستـه نخـورده از دنـیـا بـری
3 الهـی ببندنت جلوت پستـه بـذارن
4 الهـی پـرایـد سـوارت نکـنـه
5 الهـی پستـه بـه قـبرش ببـاره
6 خـدا کـنـه پدر شـوهـرت پستـه فـروش بـاشـه
7 الهـی پـرایـد بخـری
8 الهـی عـروسـیت پستـه شـابـاش بگـیری

فرستنده : fa fa



× اینـــایی که میگن پست اولمونه و ببینیم چقدر لایک میدین و اینــــــــا؛ همونـــــــایین که تو مدرسه با نمره تشویقی 20 میشدن :دی

فرستنده : Blue Seven



میگم شمام مثل من هر وقت یه فیلم قشنگ میخرید و برای اولین بار می بینید
و عاشقش می شید هزار بار می بینید و همیشه براتون تازگی داره

فرستنده : erfan 021



تو کوچه ترقه انداختن ، پیرزنه دم در واستاده بود هفت جد یارو رو نفرین کرد،
دو دیقه بعد نوه خودش ترقه زد در حد بمب هیدروژنی !!
پیرزنه گفت قربون قد و بالات مادر مواظب باش !! :|
.

فرستنده : رامین از مشکین



این کشتــی کج خارجیا همه چــی نشون میــده الا کشتـی واقعــی
با صندلی میکوبــن تو مــلاج هم ، همدیگـــرو گاز میگیــرن ،
مــو میکشـــن ، نیشکــون میگیــرن ، دکوراسیــون رو بهم میزنــن...
اونوخ اسمشــو میذارن کشتــی کج
به سلامتــی پهلوونـای کشتـی گیــر ایرانــی که مرامشــون لوتــی کشـه!

فرستنده : Amin dezfily☺ ...



تـو پــارک بودیــم ، خواستم جــلو مخاطب خاصم کلاس بــذارم
با یــه جهش نشستــم رو یــه جعبــه کارتونــی
یهو جعبــه رفــت فــرو منم کلــه پــا افتادم توش ،‌
ملــت پخــش زمیــن شــدن کــسی نبود بیــاد منو جمــع کنـه
حتــی چند تــا از دختــرا اومدن سرک کشیــدن تو جعبه
ببینــن من کجا رفتـــم؟؟؟!!!

فرستنده : Amin dezfily☺ ...



Oo Oo Oo Oo
قیافه اهل 4جوک اون لحظه ای که یه مطلب 99 لایکی رو لایک میکنن و میشه 107 تا!

فرستنده : Amin dezfily☺ ...



داداشم رفته سربازی واسه معرفی که رفته ازش پرسیدن مشکل قضایی ندارین؟ گفته نه به اون صورت ولی هرچی می خورم سیر نمیشم :|

فرستنده : virangare 141



کلاس اول ابتدایی یادش بخیر..
بغل دستی ام همیشه وقت امتحانات و املاء سرش توی برگه من بود!
منه از همه جا بیخبر هم فکر می کردم مواظب است تا اشتباه ننویسم..
از همه جا بیخبری بود دیگه..
والا..

فرستنده : محسن



جدیدا تو اسمسا سلام رو فقط یه "س" مینویسن. فک کنم تا چند وقت دیگه اس ام اس خالی میفرستن خودمون باید بفهمین منظورشون چیه :|

فرستنده : «------•}I|[امير دانشور]|I{•------»



به تقلید از عباس خان
یه نصیحت معکوس میکنمتون
اگه تو خونه با باباتون دعفا کرتین میدونین چیکار باید بکنین؟...
اول یه مشت میزنین تو دیوار تا حدی که دستتون تا مچتون بره تو دیفال...بعش داد میزنین ااااااخه چچییییییی اااااااز جووووونمممممم میخایییییییین؟خستممممممم کردیییییییین...
البته به این نکته توجه داشته بوشین کع تو خونتون باید سی دی،دی وی دی یا مبدل وجود داشته باشه...اگه ندارین ابتدا تحییه(طهییه،طحییه،تهییه)کنین بعد....بعدش میرین دستگاهو برمیدارین و میبرین بالای سرتون...البته دقت کنین که باید بالکن و حیاط هم داشته باشین...اگه ندارین،سریع در عرض یک ماه ازهرکدوم یک عدد ایجاد کنین...بعد رو بالکن وامیستین و دستگاهو با تمام قدرت میکوبین وسط حیاط
بعد پدرتون به حرفاتون گوش میده و درکتون میکنه...اگه نکرد یه راه دیگه هست...
داد میزنین اااااخخخه چییییی ااااز جوووونم مییییخاییین؟بعد پدرتون با اردنگی میندازتتون بیرون و شما چاره ای جز کاروان راهیان نور نخواهید داشت
%عباس جون اگه بده راهنماییم کن%

فرستنده : Sabuha



مـردم بـا یـه تـیر پـونزه تـا تـیر مـیزنن..!
اونـوخـت مـَن بـایـد بـرم بـا بـیس نفـر حـرف بـزنم بـرن پـادرمـیونـی کـنن ایـن مـعلم ریـاضـیه بـذاره بـشینم سـره کـلاسـش..!
خـو مـگه چـیکـار کـردم..؟؟؟
مـوهـاشـو کـوتاه کـرده بـود...
مـنم نـتونسـتم جـلو خـودمـو بـگیرم بـهش گـفتم:
آقـا مـوهـاتو دُرُس کـردی ،اون قـیافـتو مـیخوای چـیکـار کـنی..؟؟؟:)))
کـلاس کـه مـثه هـمیشـه بــــــومــــــــب..!
حـالا مـن ایـن وسـط دارم حـیف و مـیل مـیشم دور از کـلاس ریـاضی...
خـدا کـنه تـا بـعد از عـید یـادش بـره..!
شـمام دعـا کـنید...

فرستنده : لابسـتر



*******************(!!!)علامت اختصاصی abas_m223
توی این روزهای نزدیک عیدكه همه شاد هستیم بدنيست يادی هم ازدوست مریض من بكنيد
.
.
.
.
واسه دوستم دعا كنين،نميتونه بخنده، مريضه اسهال داره، بخنده می ریزه تو شلوارش !!!
عه نخند دعاکن !!!

فرستنده : abas_m223



*******************(!!!)علامت اختصاصی abas_m223
نصیحت های معکوس abas به شما:
ای رﻓﯿﻖ ای ﻣﻈﻬﺮ ﻣﻬﺮ و وﻓﺎ ﻗﻠﯿﻮن ﺑﮑﺶ ﺗﻮی اﯾﻦ ﺟﻤﻊ ﭘﺮ از ﻟﻄﻒ و ﺻﻔﺎ ﻗﻠﯿﻮن ﺑﮑﺶ/
ﺗﻮی ﮐﻮه و ﺗﻮی ﺳﺎﺣﻞ ، ﺗﻮی ﺟﻨﮕﻞ ﻫﺎی ﺳﺒﺰ/ﻫﺮ ﮐﺠﺎ دﯾﺪی ﮐﻤﯽ ﺻﺎﻓﻪ ﻫﻮا ، ﻗﻠﯿﻮن ﺑﮑﺶ!!!
ﺟﻮن عباس از دﻟﯿﻞ ﻣﺼﺮف ﻗﻠﯿﻮن ﻧﭙﺮس/محو شو ﺑﺎ دود و توی افق ﻗﻠﯿﻮن ﺑﮑﺶ/
ﻧﺴﺨﻪ ﻣﯽ ﭘﯿﭽﻢ ﺑﺮات ﺗﺎ ﻣﺸﮑﻼﺗﺖ ﺣﻞ ﺑﺸﻪ ﺻﺒﺢﻫﺎ و ﻇﻬﺮﻫﺎ ﺑﻌﺪ از ﻏﺬا ﻗﻠﯿﻮن ﺑﮑﺶ/
ﻫﺮ ﮐﯽ ﮐﻪ ﻗﻠﯿﻮن ﮐﺸﯿﺪه ﭼﻮن ﻧﯽ ﻗﻠﯿﻮن ﺷﺪهﻣﺸﮑﻞ ﭼﺎﻗﯽ اﮔﺮ داری ﺑﯿﺎ ﻗﻠﯿﻮن ﺑﮑﺶ !!!/
وﻗﺖ ﺷﺎدی وﻗﺖ ﻏﺼﻪ ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﮐﻪ ﻋﺸﻘﺘﻪﺗﻮی ﭘﺎرﺗﯽ ﺗﻮ ﻋﺮوﺳﯽ ﺗﻮ ﻋﺰا ﻗﻠﯿﻮن ﺑﮑﺶ !!!/
ﻣﻦ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﯽ ﺑﺎ ﮐﯽ ﻗﻠﯿﻮن ﻣﯽ ﮐﺸﻪﻧﺎزﻧﯿﻦ ﺧﺎﻧﻮم ﺗﻮ ﺑﺎ اﮐﺒﺮکچل ﻗﻠﯿﻮن ﺑﮑﺶ !!!/
ﺳ