ار و دوباره شروع کردی؟
یه شب بارون میومد...دوباره تنها شدم...
چی شد اوردنت اینجا بستریت کردن؟
یه شب بارون میومد...خیلی تنها بودم...تو خیابون دیدمش...اون تنها نبود...

فرستنده : nohsado_11



امروز خواهرم تقویم سال جدیدو داد دستم وقتی رفت انداختمش یه گوشه. میخوام چیکار؟این تقویم پر از روزای بی با تو بودنه

فرستنده : دختر حوا



سلام دوستای گلم خیلی خیلی دوستت تون دارم
من هم اندازه شما تنهام و غمگینم . .

فرستنده : (تنها)



وقتی ” سکوت ” تمام وجودم را فرا میگیرد . . .
اطرافیان فکر میکنن که چه مغرورم . . . .
اما . . .
افسوس که راز این سکوتم را کسی نمیداند . . . !

فرستنده : (تنها)



ویژه...........تقدیم به لابستر,آتشنشان....و تمام عاشقان سایت
لیلا=معشوق بی وفا
دیگر وجود خارجی لیلا نداری/قبلا اگر هم داشتی حالا نداری/مرا آواره کردی بس کن آخر/مردم برو دنبال یک مقتول دیگر/وقتی که نقشم را در آتش میکشیدند/وقتی که نامردان حسابم را رسیدند/وقتی گلویم را به نامردی فشردند/پاک آبرویم را هزاران بار بردند/وقتی که دزدیدند کل هستی ام را/این ماجراهاراتماشاکردلیلا/تنهادل او اندکی برای من سوخت/تا چشم خود رابرمصیبتهای من دوخت/لیلاهمان که بوسه اش طعم عسل داشت/لیلا همان که گریه اش بوی غزل داشت/لیلای من که به دستانش اناریست/معشوقه ای که بوسه هایش افتخاریست/آری.همین لیلا مرا از سکه انداخت/از من فقط بازیچه ای بی خاصیت ساخت/جوابم را بده عاشق نبودم؟/آیا مقصر بودمو لایق نبودم/شاید نمیدانی که چشمت عاشقم کرد/شاید نمیدانی دو چشم پر گناهت کافرم کرد

فرستنده : Memoll kochooloo



ویژه برای امیرطاها...پیشنهاد میکنم قضیه رو درقالب مشکل یکی از دوستات باهاش مطرح کنی.البته باید خیلی خوب نقش ات رو بازی کنی.اینطور نظر و واکنش احتمالیش برات رو میشه.اینم ب خاطر داشته باش ک اون اول راهه.پس سنجیده عمل کن ک ضربه ای نخوره.از قدیم گفتن جنگ اول به از صلح آخر.ناگفته نماند اینا نظر شخصی منه.هیچ پایه و اساس علمی نداره.ب نظر من بهتره الان بدونه تا اینکه بعدها بفهمه و یا پشت پا بزنه ب همه چی یا ک یک عمر با بی اعتمادی ادامه بده.شاد باشی.راستی نظر بقیه رو هم جویا شو.منتظرم ببینم چیکار میکنی.امیدوارم پستای ویژه ام برات تأیید بشه.

فرستنده : دنیا71



ویژه برای امیر طاها...اول تبریک ب اسم خاص ات.امیدوارم مث اسمت خاص باشی.و اما در رابطه با دختر عمه ات و گذشته ای ک اون چیزی ازش نمیدونه.اعتماد پایه و اساس زندگیه.در سایه اش عشق و هرچیز لازم برای زندگی ب وجود میاد.ی دختر دوس داره سنک صبور طرفش باشه.اگ روزی بفهمه طرف زندگیش چیزی رو ازش مخفی کرده ن تنها اعتمادش سلب میشه ک احساس پوچی میکنه.چرا ک حس میکنه لیاقت سنگ صبور شدن ک ی چس ذاتیه رو نداره."وقتی ناراحتی وغصه ات رو باهاش شریک نمیشی بعیده ک شادیاتم باهاش قسمت کنی"ب نظر من همه چیزت براش بکو.اون باید تو رو هرجور ک هستی همونطور بپذیره.روح تو رو پشناسه تا بتونه بهت نزدیک بشه.پس بذا وقتی قرار مال هم بشید کل وجودت مال اون بشه.گذشته تو جزئی از توئه.

فرستنده : دنیا71



نه اميرطاها جان اين انتخاب درستي نيست.تو قرباني شدي نزار ديگه نگين هم...براي فراموش كسي اين راهش نيست،بيشتر فكر كن دوست عزيز.موفق باشي

فرستنده : _Khanome~khas_



تنــهایــی بــا ارزشـــه
چـــون خـــــالـــی از انــسانهـــای بـــی ارزشــــه

فرستنده : **یــه دیـــونـــــه**



هیس !
بگذارید برود ؛ ماندن التماسی نیست …

فرستنده : سرداركيان



به کوچه ای وارد شدم که پیرمردی از آن خارج می شد
پیرمرد گفت:نرو بن بست است
گوش نکردم و رفنم
بن بست بود،برگشتم.به سرکوچه که رسیدم پیر شده بودم

فرستنده : Raya



دوستت دارم هایت را پس میدهم ، بر دلم سنگینی میکند این همه دروغ !

فرستنده : سرداركيان



ديگه ميرم نميخوام زندگى رو بعد از اين براى تو سخت کنم/درسته هيچى نبودم اما ارزوم بود تورو خوشبخت کنم/تو زيادى و من از کم کمتر/اره خوب هيچيه ما هم سطح نيست/حالا وقت بودنم تموم شدو/واسه ى موندنمم فرصت نيست/ حکايت جديدسلطان عشق مرحم منو تمام کسايي عشق واسشون حرمت داره.دوست دارم امشب بغضمو به يادش تو 4جوک بشکنم چون داره خفم مىکنه......:'(

فرستنده : ديگه مىرم!!!



خبرى ازت نبودوخيلى بيتاب تو بودم/اومدم سراغت اما پرگريه شد وجودم/خيلى دلتنگ بودم گل مهربونو نازم/نمىدونم چرا اينجام يا اصلا چم شده بازم/اون همه قول وقرارو اومدم يادت بيارم/اما انگار ديگه راهى واسه برگشتن ندارم/اينجا گل بارونه امشب چقد اين فضاغريبه/چرا من هيچى نميگم چرا مىخندم عجيبه/اخه مجبورم بخندم کسى اشکامو نبينه/حالا کو تاباورم شه سرنوشت من همينه/به نظر مياد که امشب ازقلم افتاده باشم/ارزوم بود من امشب پيش تو وايساده باشم/چه لباساى قشنگى بت مياد چقد عزيزم/تو ميخنديو من از دور دارم اشکامو مىريزم/خوش سليقه هم که بودى اره بهتر از من اونه/سرتره ازم مىدونم اونکه ميخواستى همونه/تازه فهميدم حسودم دست تو تو دست اونه/اى خدا انگارى اونم نقطه ضعفمو مىدونه/حالا تو دست تو حلقست دست اون حلقه تو دستات/يا من اشتباه ميبينم يادروغ بود همه حرفات/بله رو بگو گل من تو ازم خيرى نديدى /ارزوم بود که ببينم تو رختاى سفيدى /حالا هر دو حلقه داريم تو تو دستت من تو چشمام/توزدى من اما موندم زيرقولت روى حرفام/بله رو بگو گل من بگو شرشو بکن/منو زندگى بى تو باورم نمىشه اصلا/داره سردم مىشه کمکم خيسه از اشکام لباسم/همه گريه هامو کردم اشکيم نمونده واسم/ميزنم بيرون از اينجا بله رو مىگى نباشم/ميرم اون بيرون يه گوشه دست به دامن خداشم/بله رو گفت و تموم شدديگه اين اخر کاره/هى مىخوام بگم مبارک اما بغضم نميذاره/هق هقم تبريک من بود من واسه تو گريه کردم/قطره قطره هاى اشکو به تو امشب هديه کردم/ديگه چشمام نميبينه دستمم نمىنويسه/دلخوشيم همين يه نامست گرچه اينم خيسه خيسه/اخرين جمله ى نامم اينه از ته وجودم/برو خوشبخت شى عزيزم خيلى عاشق تو بودم

فرستنده : ديگه مىرم!!!



به محضِ اینکه احساس کردین غرورتون بازیچه کسی شده ، کوله بارِ آرزوهاتونو بردارین و بزنین به چاک !
داغِ زانو زدنتون رو به دل هر کی که با غرورتون بازی می کنه بزارین !

فرستنده : سرداركيان



دختری كه عاشق میشه ،
خیلی بی دفاع میشه

اذیتش نكنین!

مرد باشین!

فرستنده : سرداركيان



شیرینم تـقصـیر تـــو نیـست …
حـتمـاً اشـتبـاه از متـصـدی ِ آرزوهـا بـوده
کـه تـو نصـیب دیــــــگری شـدی …!

فرستنده : سرداركيان



سلام نميدونم كجايي!چيكارميكني!حالت خوبه يانه!تويادت نمياد اون اوايل دوسم نداشتي هيچ موقع دوسم نداشتي ولي نميدونم چي شد همه زندگيتوگذاشتي پاي من.خواستم بگم دلم واست خخخخخخخخخيلي تنگ شده.خودت رفتي ولي يادت اشكمودرمياره.ميشه بگي چه جوري همه چيزوفراموش كردي ؟من كه حالم خيلي خرابه .كاش بعدرفتنت حال دلمو ميپرسيدي هرچندديگه شبيه دل نيست.عيدت مبارك
خواستم بفرستم واسش خطشو خاموش كرده بود بازمن موندم وحرفهايي كه تودلم موند بهش بگم.
خدايا توحرف دلموبهش برسون من كه دارم دق ميكنم

فرستنده : سرداركيان



متنفرم ....

از روزهایی که :

خودم هم نمی دانم دردم چیست ... !!!

فرستنده : python



برای امیر طاها
آقا امیر طاها،تاحالا شده خودتو جای اون دختر بذاری؟
میدونی واسه دخترا خیلی سخت تره بخوان جلوی خانواده وایسن
فکرشو بکن خانوادش طردش کنن
بعد ش تضمینی هم نباشه که بعدا ببخشنش یانه
پس یه طرفه قضاوت نکن
سعی کن که فراموش کنی تا اونم بتونه توروفراموش کنه
خیلی سخته،ولی ممکنه
فراموشی گاهی یکی ازبهترین نعمتای خداس.
و اینکه قصد ازدواج داری، این خیلی عالیه
ولی سعی نکن دخترعمتو با عشق قبلیت مقایسه کنی
همینجوری که هست دوسش داشته باش.
تو از یه امتحان بزرگ موفق خارج شدی
این کارت خیلی واسه خدا ارزش داره
حتما جوابشو میگیری
زندگی قانون باورها ولیاقتهاست...
همیشه باور داشته باش که لیاقت بهترینها رو داری...

فرستنده : surgery



مخصوص امیر طاها...
امیر طاها جان همه ی ما دخترا بی معرفت نیستیم مثلا خود من تمام زندگیمو به پای پسری ریختم که وسط دوستی با من رفته بود خواستگاری!!!!
زیاد خودتو ناراحت نکن شاید مستحق اون سیلی نبوده ولی میتونم بفهمم که حال تو هم چی بوده...با اینکه سخته ولی مطمئنم میتونی سعی کن هر کاری کنی تا به قول خودت این بدبختی تموم بشه...کارهای زیادی میتونی بکنی...
اونم داره به زندگیش میرسه پس بهتره با خودت اینطوری نکنی...

فرستنده : pari



از
از "تو" بدم می آید! ...

ببخشید!....

تو سنگی!
و من یک تکه شیشه!
"سنگ بودن تو" شاید که شوخی باشد
"ولی شکستن من"
جدی است!

فرستنده : hajman



خسته ام از تظاهر به ایستادگی
از پنهان کردن زخم هایم
زور که نیست !
دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و
با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....!
اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم.......
میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا...!
چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی....؟؟!
خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی .....
میخواهم بکشم کنار ! از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی .....
دیگه نمیتونم.... بفهم....!!!...

فرستنده : hajman



آدم باید یکی رو داشته باشه

ساعت دو نصفه شب بهش زنگ بزنه بگه دلم گرفته...

اونم بگه قربون دلت برم

شما دارید همچی کسی رو...؟؟؟

فرستنده : hajman



خوب میدانم..
تقدیر را بهانه کرده اند برای نرسیدن من به تو
باور کن هیچ مانعی نیست..
فقط به گمانم .......
شاید هنگام نگارش تقدیرمان،خدا عطسه کرده باشد
همین.............
به صبر که اعتقاد داری؟

فرستنده : niloooo



خـسـتـه ام،

کـمـی هـم بـیـشـتـر… فـراتـر از تـصـورت…

سـخـت اسـت بـرایـم تـوصـیـفـش…

تـا بـه حـال نـمـیـدانـم،

دیـده ای درمـانـدگـی و بـی قـراری هـای من را یـا نـه…؟

بـغـض فـرو خـورده در گـلـویـم

بـهـانـه گـیـری هـای دل بـی قـرارم

و یـا…غـم نـهـفـتـه در نـگـاهـم،

کـه بـه خـدا قـسـم،

هـیـچ یـک از ایـن هـا، دیـدن نـدارد ....

فرستنده : hajman



داداش امیر طاها جونم یه اشتباهو دوبار تکرار نکن
ازدواج مهم ترین تصمیم زندگیته اگه واقعا نگین رو دوست داری پا پیش بذار...نه برا اینکه پدر و مادرت خوشحال شن...سعی کن یه انتخابی کنی ک بعدا پشیمون نشی و کنار اون خوشبخت باشی...
پدر مادر تو فقط خوشبختیتو میخوان..چ با نگین چ با اونی ک دوسش داری...
اگه حس خاصی ب نگین نداری ی کار نکن اون مثه گذشته تو بشه..
زمان همه چیزو عوض میکنه..امیتیسم ب مرور زمان فراموش میشه...گفتنش راحته اما فراموش کردن سخت ولی شدنیه...
یادت باشه داداشی تو یه بار شکست خوردی دیگه تحمل اشتباهو نداری
گفتی نگین دختر خوبیه اگه "واقعا" بهش علاقه مندی بسم الله...
مبارک باشه..
داداشی خوشی تو خوشی ما بچه هام هست..امیدوارم همیشه موفق باشی...
راستی بابت تصمیم ادامه تحصیلتم بهت تبریک میگم بهترین کارو کردی
ب فکر ایندت باش
دعای ما بچه ها و خونوادت پشتته...
یا علی داداشی

فرستنده : m@hd!s$s



قدم های من تنهایی را از بهرند،انجایی که سنگ فرش خیابان ها،نگاه عابران،دستان سرد و حسرت های چشمانم جایی برای حفظ کردن زمان نمیگذارند!

فرستنده : mostafa.sahraie



میخواستم باهات پرواز کنم
.
.
.
خدا رو شکر.... قبل از سقوط فهمیدم که اصلا "بال" نداری

من تنهایی راحت ترم!!


امضا: ** پدرام، پسر بچه دل شکسته HBK **

فرستنده : Mr.Blake



سلام دوستان خوبم من چند وقتی میشه عضو شدم .و فقط پست های شما دوستای گلم را میخونم من هم مث شما یه دل شکسته ام امیدوارم منو به جمع تون قبول کنید .

فرستنده : (تنها)



سلام
تازه عضو شدم باور کنید عادت ندارم تو سایتا عضو شم اما وقتی پستا رو خوندم واقعا از صمیمیت بچه های اینجا لذت بردم باعث افتخار اگر منو هم تو جمع قشنگ تنهاییاتون بپذیرید...
آمده ام رسم محبت بیاموزم

فرستنده : hamid



این دل عاشق من ، همیشه بهانه میگیرد از من …
بهانه تو را ، تو را میخواهد نه دلتنگی ها را، تو را میخواهد نه به انتظارت نشستنها را!
کجا بیایم که تو باشی ، کجا بروم که تو را ببینم ، کجا بنشینم که تو هم بیایی،دلم تنها به این خوش است که هر جا باشی ،همیشه در قلبم میمانی
اما تو بگو دلتنگی هایم را چه کنم؟ ، لحظه به لحظه بهانه های این دل بی تابم را چه کنم؟ تو بگو اشکهایم را چه کنم ، انتظار ، انتظار ، این انتظار سخت را چه کنم؟
فرقی ندارد برایم دیگر ، مهم این است که تو هستی ، مهم این است که همیشه و همه جا مال من هستی
اگر من در این گوشه تنها نشسته ام و به تو فکر میکنم ، تو در گوشه ای نشسته ای و در خیالت به من نگاه میکنی ، اگرمن با هر تپش از قلبم تو را یاد میکنم ، تو در آن گوشه با یادت مرا آرام میکنی
اگر من در این گوشه چشم انتظار نشسته ام ، تو در آن گوشه از شوق دیدار همه ی چوب خطهای این انتظار را پاک میکنی

فرستنده : ♥♥ دیونه ی همیشگی ♥♥



این دل عاشق من ، همیشه بهانه میگیرد از من …
بهانه تو را ، تو را میخواهد نه دلتنگی ها را، تو را میخواهد نه به انتظارت نشستنها را!
کجا بیایم که تو باشی ، کجا بروم که تو را ببینم ، کجا بنشینم که تو هم بیایی،دلم تنها به این خوش است که هر جا باشی ،همیشه در قلبم میمانی
اما تو بگو دلتنگی هایم را چه کنم؟ ، لحظه به لحظه بهانه های این دل بی تابم را چه کنم؟ تو بگو اشکهایم را چه کنم ، انتظار ، انتظار ، این انتظار سخت را چه کنم؟
فرقی ندارد برایم دیگر ، مهم این است که تو هستی ، مهم این است که همیشه و همه جا مال من هستی
اگر من در این گوشه تنها نشسته ام و به تو فکر میکنم ، تو در گوشه ای نشسته ای و در خیالت به من نگاه میکنی ، اگرمن با هر تپش از قلبم تو را یاد میکنم ، تو در آن گوشه با یادت مرا آرام میکنی
اگر من در این گوشه چشم انتظار نشسته ام ، تو در آن گوشه از شوق دیدار همه ی چوب خطهای این انتظار را پاک میکنی

فرستنده : ♥♥ دیونه ی همیشگی ♥♥



واسه داداش امیر طاها؛
داداشم الان پستتو خوندم میگی میخای ازدواج کنی تا عشق اولتو فراموش کنی نمیدونم شاید نظر من اشتباس اگه اینطوره که بقیه دوستان بگن ولی من خودم این راهو رفتم واقعا تجربه ش کردم ونمیشه جایگزینی واسه عشقت پیدا کنی مخصوصا تو این شرایطی که داری تو باید اول کاملا اون خانومو فراموش کنی بعد به فکر ازدواج باشی تو هنوز فکرت پیش اونه و برای فرار از اون میخای ازدواج کنی.
به خو دت فرصت بده به اون نگین خانوم بیشتر فک کن ببین میتونی برای همیشه شوهرش باشیو لحظهای به گذشته برنگردی.
بنظرم هنوز صبر کن واز عشق اولتم دوری کن.
بخدا توکل کن اول خودتو اروم کن بعد تصمیم بگیر.

فرستنده : نرمین....



سلام به همگی1
شرمنده باز اومدم تو بخشتون فضولی کردم بچه های تنهایی:(((((
به به داداش امیر طاها خیلیییییییییییییییییییییییی واست خوشحال شدم ایشالا به بهترین جاها برسی:))))))
دبیرستان که بودم یه دبیر داشتیم مشاور هم بود همیشه میگفت شما از وقتی به طرفتون بله میگین مال اونین پس زندگیه قبل از بله گفتن ربطی بهش نداره که بخواد بدونه!!من نمیدونم این حرف درسته یا نه فقط خواستم بهش فکر کنی؟

فرستنده : میم مثل...



رفتم ، مرا ببخش و نگو او وفا نداشت
راهی به جز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشین پر از درد بی امید
در وادی گناه و جنونم کشانده بود
**
رفتم که داغ بوسه ی پر حسرت تو را
بر اشکهای دیده ز لب شستشو دهم
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم

فرستنده : جوجو صورتی



الــــــــــــهـــــه نــــــــــــازم :

چـــــــــقـــــــــددلـــــــــــــم تــــــــــنـــــــگ شـده بــــرایـــتـــ

امــــــــــاهــــنــــوز

درآنـــــ جــــامـــــیشــــوی.....

چـــــقــــدابــــعـــادبــــودنــــتــــ عـــجـــیبــ اســـت!!!!!

فرستنده : ‏مرمری خانم‏*الهه ناز‏‏



سلام داداش امیر طاها
پستتو که درباره ی ازدواج با دختر عمت گفته بودی رو خوندم ...
به نظرم خیلی داری کار خوبی میکنی و به خودت این اجازه رو دادی که واسه زندگیت تصمیم بگیری
ولی داداشی اگه حتی یه کمم دوسش داری و دلت راضی میشه که قضیه آمیتیسو بهش نگی ، پس نگووووووووووو
بالاخره اون یه دختره و مطمءن باش اگه این قضیه رو بفهمه ممکنه احساسش حتی یه درجه نسبت به تو تغییر کنه و شاید شاید نتونه مثل الانا بهت اعتماد داشته باشه
اگه احساس میکنی که با نگفتن قضیه ی آمیتیس عذاب وجدان اذییت کنه، باید بگم که تو میتونی بعد ازدواجت برای دختر عمت یه مرد ایده آل بشی و نزاری اب تو دلش تکون بخوره و همه ی عشق و محبتتو تقدیمش کنی....
با این کارا دیگه عذاب وجدانم سراغت نمیاد
بهتره بیشتر درباره ی این جریان فکر کنی و اگه حتی یه کوچولو هم دلت پیش آمیتیس گیره باید اول اونو کااااااااامل از دلت بندازی بیرون و بعد همسر آیندتو توش جا بدی
داداشی فقط امیدوارم از حرفام ناراحت نشده باشی ، منم چون دوست دارم اینا رو بهت گفتم
ایشاا... یه تصمیم درست بگیری منم حتما برات دعا میکنم

فرستنده : vine



به من میگفت تا اخر عمر کنارت میمونم...
و من ساده نمیدانستم ک خاطراتش را میگوید...
خودش رفت و خاطراتش تا اخر عمر با من ماند...

فرستنده : senzo



صدف...
اميررررر طاها من هم جنس خودمو خوب مي شناسم داداش گلم حتما به نگين جان بگو تا يه عمر خيالت راحت باشه!!!!!خوبه يه دختر رازشو به شما نگه !شما ناراحت نميشي!
مارو عروسيت دعوت كنا!!!يادت نرها!

فرستنده : Palang surati



انقدر دوووووووستش داشتم
که حتی حاضر بودم تموم
عمرم رو بدم برای یک لحظه بودنش

ولی هیچ وقت مال من نشد.....................

فرستنده : یلدا125



صدف...
كجااااااپسسسس mehdi%mokh!!!!!!!!!!!!!!
دل نگرونن 4جوكيا!!!!!!!
جواب بدههه!!!!سكته كردما!!!!!چقد من حرص بخورم از دست شما!!!!!

فرستنده : Palang surati



سلام آقامهدي
خوبي چشماي خوشكلت خوب شدن چه خبر
داداش خيلي وقته خبرت ندارم كجايي ؟؟ داداش مهدي سعي كن گذشته روفراموش كني وبادل شاد بياي پيشمون خونه تكوني دل كردي عيد شده ها؟؟
داداش اميرطاها
نميخاد به دخترخالت چيزي بگي فقط فعلا اگرپرسيدكه نميپرسه بهش بگو اكثرمجردها دوستي دارن
منم يه دوستي پاك داشتم كه تموم شده وميخام زندگي جديدمو باتو شروع كنم وباهم به خوشبختي برسيم

فرستنده : AsA



می نویسم دفتری بااشک وآه،درشبی تاریک وغمگین وسیاه،می نویسم خاطرات ازروی درد،تابدانی دوریت بامن چه کرد.

فرستنده : hamid



امــیــــر طـــاهــــا! جـان جیگرِ آدم حال میاد صداش میکنه.. یه چیزی میگم واسه خودت و تمامِ بچه های 4جوک.. زِ گـهـواره تـا گــور.. فـقـط صـداقـت.. صــداقــت .. و صــداقــت... صادق باش حتی اگه به ضررت باشه.. هرچن خدایی داریم که هیچوقت نمیذاره صادقان ضرر کنن..
khanum.khas! لطف دارید خواهرِ گرامی.. خوش اومدید.. موفق باشید
del shekasteh! چشــــــّم می نویسم..
Raya ! خواهرم ! با خدا همه ی ما ها خوشبختیم .. از لطفتون ممنونم..
Sara,,saboor ! خـواهرِ گرامی! ممنون از اینکه دعام می کنید.. خدا حفظتون کنه..
B@r@n! ممنون خواهرم.. خوش اومدید به جمعِ گرم و صمیمیِ 4جوک..
Sanaz 71! بابتِ پستِتون ممنونم.. خیلی زیبا بود.. اتفاقا یه بیتش رو تو یکی از ویژه هام استفاده کردم.. ان شالله میخونید..
شکننده! دوستِ گرامی ! من شخصا دستم بشکنه.. دیگه عاشقونه ننویسم .. که شما اشک نریزید..

فرستنده : D$D$D



ای خداااااااااوقتی پیام دوستمون zendani رو دیدم اشک از چشام جاری شد و باصدای بلند گفتم خدایا شکرت....خدا پدرتون رو بیامرزه و به شما صبر بده

فرستنده : yasi



سلام ب دوستای عزیزم
میخواستم بهتون بگم ک بچه ها من خواهر و برادر ندارم خوشحال میشم منو ب عنوان خواهر کوچیکتون بدونید...............

فرستنده : hadis



برای تو زندگی می کنم، به عشق تو زنده هستم، اگر نباشی دیگر نیستم

تویی که بودنت به من همه چیز می دهد، هر جا بروی دلم به دنبال تو می رود…

عشق تو، حضور تو، به من نفس می دهد هوای بودنت

این دیگر اولین و آخرین بار است که دل بستم

نه به انتظار شکستم، نه منتظر کسی دیگر هستم
تو در قلبمی و تنها نیستی، تو مال منی و همه زندگی ام هستی…

فرستنده : گرمای عشق



سلام داداش طاهای عزیز
من تازه عضو سایت شدم و سن زیادی هم ندارم ولی ب نظر من به دخترعمت همه چیز رو بگو ..........
چون اگه همین الان همه چیز رو از زبون خودت بشنوه خیلی بهتره و اگه واقعا تورو دوست داشته باشه با این موضوع ب راحتی کنار میاد........
این یه نصیحت از طرف خواهر کوچولوت حدیث

فرستنده : hadis


دیشب داشت بارون میومد خیلی دلم میخواست میتونستم باهاش میرفتم و زیر بارون باهم قدم میزدیم ............
چیزی ک منو داغون داره میکنه این احساس های یه طرفس.....
خیلی سحته دوستش داشته باشی نتونی بگی!!!!!!!
بچه ها برام دعا کنید........

فرستنده : hadis



دنیا این روزا خیلی عوض شده...
جواب خوبیو با بدی میدن...جواب رفاقتتو با نامردی...

فرستنده : Dead Heart



این حرفا رو بخدا حرف خیلی از ادما هست
بچها تصمیم گرفتم چرت پرت بنویسم اینجا حداقل خودم به خودم میخندم خوشحال میشم
یه سوال 13روز عید تعطیله اینجا خیلی بده همه منتظر پست های بچها باید بمونن تا14 فروردین
راستی 10عید تولد منه ها خوا