 ﻫـــــﺎﯼ ﻣﻨﯽ، ﺍﺻﯿـــﻞ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻣﺠﻨــــﻮﻥ، ﻣﺤﻜﻢ ﺗـــــﺮ ﺍﺯ ﻓــــــﺮﻫﺎﺩ، ﭘﯿــــــﺪﺍ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺷﺎﻫــــــﺰﺍﺩﻩ ﻫــﺎﯼ ﮔﻤﺸﺪﻩ ﯼ ﺍﻓﺴـــﺎﻧﻪ ﻫــﺎﯼ ﺩﻭﺭ، ﺗــــﺎ ... ﻛـــــــﻮﺭ ﺷــــــﻮﺩ ﭼﺸــــــﻢِِ ﺗﻨــــــــﻬﺎﯾـــــﯽ

فرستنده : yas



" ویـــژه مــســـیـــحـــا "
دلــم گــــرفـــت وقـــتـــی گـــفـــت : ولـــم کـــن حـــوصــلــتــو نـــدارم....
بـــه خـــودم گـــفــــتـــم : بـــیـــچــاره ایـــنــم شـــد هــمــســفــر کـــه انــتــخــاب کـــردی ؟؟
" الـــــان " آرزو دارم فــوحــشــم بـــده ولـــی دوبـــاره صــداشــو بـــشـــنـُـــفــم....
مسیحا -_-

فرستنده : مسیــحا G1.Killer



و من انگار شب را نوشیده ام
و بر این شاخه های شکسته می گریم
مرا تنها گذار
ای چشم تب دار سرگردان
مرا با رنج بودن تنها گذار
مگذار خواب وجودم را پر پر کند

فرستنده : جوجو صورتی



کدوم خواستن،کدوم جنون،کدوم عشق؟
شاید خیلی از این حرفا دروغه...
تا وقتی با همیم از عشق میگیم...
نباشیم،قولمون حتی دروغه...

فرستنده : senzo



دوستت داشتم يادت هست؟
گفتم دوستت دارم و تو گفتي كو چكي براي دوست داشتن
رفتم تا بزرگ شوم اما انقدر بزرگ شدم كه يادم رفت "دوستت دارم"...

فرستنده : روشنك



لبخند تو گونه غم هايم را
هميشه سرخ مي كند
- اين سيب ها -
هديه براي تو ...

فرستنده : روشنك



ی روزی خسته میشی از پرسه و ولگردی...
یا پشیمون میشی از این ک منو ول کردی...
تازه خواستم پر بگیرم ک شکستی بالمو...
تو ک جای زانوهام نیستی بفهمی حالمو...

فرستنده : senzo



نوازشش کن
نترس
بی کسی اش واگیر ندارد!!

فرستنده : رویا تلخ



چه شد ای پنجره شوق ز مابسته شدی نکنه ازهمنشینی با دل ما خسته شدی !کوچک باش و عاشق....
که عشق خود میداند ایین بزرگ کردنت را.
بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی......

فرستنده : hamid



بــــــــــــــــــــــــــــــــــاید فـــــــــــــــــــــراموشت کنم...
باید فراموشت کنم چندیست تمرین میکنم،من میتوانم میشود آرام تلقین میکنم

با عکس های دیگری تا صبح صحبت میکنم،با آن اتاق خویش را بیهوده تزئین میکنم

سخت است اما میشود در نقش یک عاقل روم،نه شب دعایت میکنم نه صبح نفرین میکنم

حالم ؟نه اصلا خوب نیست!!!!!!تا بعد بهتر میشوم،فکری به حال این دل تنهای غمگین میکنم

من می پذیرم رفته ای و برنمیگردی،همین!خود را برای درک این صدبار تحسین میکنم

از جنب وجوش افتادهام ، دیگر نمیگویم به خود وقتی عروسی میکند این میکنم آن میکنم

هرچه تلاش کردم نشد شاید کسی آمین نگفت!!!!
حالا تقاضای دلی سرشار از "آمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــین میکنم"

فرستنده : اسماء



تکلیفم روشن شد!خاموش میشوم شیرینم...فرهادوار این بار باید به جای کوه دل بکنم..!

فرستنده : نمکی



دوست داشتن یک نفر یعنی کوچک کردن تمام دنیا به انداره ان یک نفر وبزرگ کردن ان یک نفر به اندازه ی تمام دنیا

دکتر شریعتی

فرستنده : نمکی



خوبان را باید روی چشم گذاشت .کجایی چشمهایم بهانه ات را گرفته اند.

فرستنده : Bad Angel



مرا کجا "صدقه" کرده ای که مدام، بلای "بی تو بودن" به سرم می آید..!

فرستنده : ""انگیبر"" حس کن مرا که دست برده داخل گیست
حس کن مرا بر لکه های بالش خیست
حس کن مرا در ((دوست دارم)) در گوش ت
حس کن مرا در شیطنت هایم در آغوشت!!
حس کن مرا در آخرین سطر از تشنج هام
حس کن مرا... حس کن مرا...که مثل تو تنهام
حس کن مرا وذوب شو در داغی دستم
بگذار تا دنیا بداند ((هستی)) و ((هستم))

فرستنده : Mohammad 2hanjare



از خواب می پرم خوابی که درهم است
آغوش تو کجاست؟!بدجور سردم است
از خواب می پری از داغی پتو
بالا میاوری... زل میزنی به او...
از خواب می پرم تنها تر از زمین
با چند خاطره با چند نقطه چین!
از خواب می پری با جیر جیر تخت!
از گرمی تنش.... !سخت است.... سخته سخت!
از خواب می پرم میترسم از خودم!
دیوانه بودم و دیوانه تر شدم!!!!!

فرستنده : Mohammad 2hanjare



رویـای رنـگین ِ شـب هـای مـن...
ای عـشق ِ شـیریـن ِ دنـیای مـَن...!
ای عـشق ِ مـن!
بـه چـه قـسم بـخورم تـا بـاور کـنی..؟
قـسم بـه لـحظه ای کـه چـشـمم بر چـشمـان ِ زیـبایـت افـتاد...
تـو بـرایم فـرامـوش نـاشـدنی هـستی!!!
بـاور مـیکـنی..؟

فرستنده : لابسـتر



چرا دلت گرفته؟او هم آدم است.....
اگر دوستت دارم هایت را نشنیده گرفت.....
غصه نخور.....اگر رفت.....گریه نکن.....
یک روز چشمای یک نفر عاشقش میکند.....
یک روز معنی کم محلی را میفهمد.َََ

فرستنده : داداشی



اینو جایی خوندم دیدم قشنگه برا شما هم بگم :)
توی مبل فرو رفته بودم و به یکی از مجلات مُدی که زنم همیشه می خرد نگاه میکردم. چه مانکن هائی، چقدر زیبا، چقدر شکیل و تمنا برانگیز.
زنم داشت به گلدان شمعدانی که همیشه گوشه اتاق است ور می رفت. شاخه های اضافی را می گرفت و برگ های خشک شده را جدا می کرد. از دیدن اندام گرد و قلنبه اش لبخندی گوشه لبم پیدا شد. از مقایسه او با دخترهای توی مجله خنده ام گرفته بود.
... زنم آنچنان سریع برگشت و نگاهم کرد که فرصت نکردم لبخندم را جمع و جورکنم.
گلدان شمعدانی را برداشت و روبروی من ایستاد و گفت:
نگاه کن! این گل ها هیچ شکل رزهای تازه ای نیستند که دیروز خریده ام. من عاشق عطر و بوی رز هستم. جوان، نورسته، خوشبو و با طراوت. گل های شمعدانی هرگز به زیبائی و شادابی آنها نیستند، اما می دانی تفاوتشان چیست؟
بعد، بدون این که منتظر پاسخم باشد اشاره ای به خاک گلدان کرد و گفت:
اینجا! تفاوت اینجاست. در ریشه هائی که توی خاک اند. رزها دو روزی به اتاق صفامی دهند و بعد پژمرده می شوند، ولی این شمعدانی ها، ریشه در خاک دارند و به این زودی ها از بین نمی روند. سعی می کنند همیشه صفابخش اتاقمان باشند.
چرخی زد و روی یک صندلی راحتی نشست و کتاب مورد علاقه اش را به دست گرفت.
کنارش رفتم و گونه اش را بوسیدم. این لذت بخش ترین بوسه ای بود که بر گونه یک گل شمعدانی زدم.

فرستنده : مهندسِ مملکت



با او زير بارون قدم ميزدم...
چتر براي چه؟؟ خيال كه خيس نميشود.

فرستنده : Arash



تو را به جای همه ی کسانی که نشناخنه ام، " دوست می دارم"

تو را به جای همه ی روزگارانی که نزیسته ام، " دوست می دارم"

برای خاطر عطر نان گرم ،

برای خاطر برفی که آب می شود ،

وبرای خاطر نخستین گل ،

تو را برای خاطر دوست داشتن، " دوست می دارم"

تو را به جای همه ی کسانی که دوست نمی دارم، " دوست می دارم"

(پل الوار)

فرستنده : mahi



عشق تو همان لحظه ایست که تمام صداها به احترام یادت به گوشم نمیرسند......

فرستنده : هیشکی...خودش...نمیشه



تو را به جای همه ی کسانی که نشناخنه ام، " دوست می دارم"

تو را به جای همه ی روزگارانی که نزیسته ام، " دوست می دارم"

برای خاطر عطر نان گرم ،

برای خاطر برفی که آب می شود ،

وبرای خاطر نخستین گل ،

تو را برای خاطر دوست داشتن، " دوست می دارم"

تو را به جای همه ی کسانی که دوست نمی دارم، " دوست می دارم"

(پل الوار)

فرستنده : mahi



باز هم پیشم بمان ای عشق نافرجام من
یک غزل با هم بنوشیم از شکسته جام من
نیست کوته تر کسی دیوارش از دیوار ما
هر بلا اید ز در می پرسد اول نام من

فرستنده : s.emperstyle



امـــــــــــروز نگاه بي قـــــــــــرارم
در پس جـــاده هاي سراشيبي غربـــــــــت
در زير آوار هاي انــــــــدوه و تنهــــــــايــــــــــي
تـــــــــــــــو را جست و جـــو کـــــــــرد و گـــــــــم شــــــد....
و تو ...
فردا ....
چه آسوده ...
مــرا نگاه مــــــيکني ...
و ميخندي...
اه که چـــــه قدر خندهايت را ....
دوســــــــــــــــــــت دارمــــــــــــ

فرستنده : ★ پســــــــــــته ★



پير ميشوم وقتي ميگويم "پدر" و جوابي نميشنوم
اين روزها پيرم ...پير و خسته
چون بيشتراز هرروزي صدايت كردم و تو سكوت كردي..
یاد عیدهایی که باهم بودیم بخیر..

فرستنده : SIB



عاشقترین ما موش کوریست که زیبایی جفتش را چشم بسته باور دارد.

فرستنده : احسان



تاحالا شده راه رفتن و ترک کنی؟؟؟

تا حالا شده نفس نکشی؟؟؟

تا حالاشده اب خوردنو ترک کنی؟؟؟

نه نشده چون عادت کردی عادتم نمی شه ترکش کرد

من بهت عادت کردم می فهمی...!

فرستنده : محمدنوید



دیگر می توانم اقرار کنم و انکار کنم که همه چیز را ،

در این دنیا همچون تو می توانم بفهمم و احساس کنم و ببینم!

من در تو زندگی میکنم!

و تنها تو باشی و دیگر هیچ!

و این "عشق" نام دارد..

فرستنده : محسن



چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری!
چه بی تابانه تورا طلب میکنم...اماچه سود که ازتوبرایم جز حسرتی همیشگی نخواهد ماند..
(دیر رسیدی.. دیر فهمیدم..)

فرستنده : manya-h-f



نسیم عشق دل دریایی ما را نیز به تلاطم كشانده است و امواج اشتیاق ما نشان از حیات دارد. سكون صفت مرداب است و حركت، نشانه‌ی حیات

فرستنده : alo207



نمی دانم ،
از دلتنگی عاشق ترم یا از عاشقی دلتنگ تر..

فرستنده : محسن



ای عاشقان ای عاشقان/ آنکس که بیند روی او /شوریده گردد عقل او / آشفته گردد خوی او . محسن چاوشی

فرستنده : پادشاه آواز



وای بهانه شیرین تر ازشکر قندم
به عشق پاک کسی جزتودل نمیبندم
به دین این همه پیغمبر احتیاجی نیست
هم این بس است که اینک تویی خداوندم..

فرستنده : manya-h-f



گر توانی از محبت حلقه در گوشم کنی /حیف باشد که مرا چون شمع خاموشم کنی/من که از یاد تمام اشنایان رفته ام /وای بر من گرتوهم روزی فراموشم کنی

فرستنده : p@t o m@t



کاش اشکی قلبمان را بشکند با نگاه خسته ای ویران شویم کش وقتی شاپرک ها تشنه اند ما بجای ابر ها گریان شویم

فرستنده : p@t o m@t



تداعــــــی نشو ایـــــنقدر ! ...

در این همه خیابان ؛

در این همه آدم

فرستنده : shazdekuchulu



اگر پرسیدند اخرین نفست یاد کیست؟گویم یاد کسی که بی وفایی در ذاتش نیست

فرستنده : p@t o m@t



ستاره وقتی میشکنن میشن شهاب
اما دلی که میشکنه میشه «سوال بی جواب»

فرستنده : Mohsen G 11



چهار فصل که حرفه …

فصل پنجمی هست به نام تـــــــــو ، به هوای تـــــــــو

فرستنده : ho3in



قدر پدرها رو بدونید
شب بود و ماه واختر و شمع ومن وخیال/// خواب از سرم به نغمه مرغی پریده بود
در گوشه اتاق فرو رفته در سکوت/// رویای عمر رفته مرا پیش دیده بود
درعالم خیال به چشم آمدم پدر/// کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود
موی سیاه او شده بود اندکی سپید/// گویی سپیده از افق شب دمیده بود
یاد آمدم که در دل شبها هزار بار/// دست نوازشم به سر و رو کشیده بود
از خود برون شدم به تماشای روی او/// کی لذت وصال بدین حد رسیده بود
چون محو شد خیال پدر از نظر مرا/// اشکی به روی گونه زردم چکیده بود
شب عیدی به پدرهاتون سخت نگیرید نکنه یهو شرمنده بشن .

فرستنده : ▂▃▄▅▆▇█ Moh3n █▇▆▅▄▃▂



میان ماندن و نماندن
فاصله تنها یک حرف ساده بود
از قول من
به باران بی امان بگو:
دل اگر دل باشد
آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد..‏!!‏

فرستنده : Talatom22



این سکوت سنگین تو..
سر به سرم میگذارد..
ادامه اش بدهی
عاشق تر میشوم!‏

فرستنده : $olitary



قیدشو نمیزنم دل ازنگاش نمیکنم/حتی اگه خودش بخواد من دلشو نمیشکنم

فرستنده : صخره



زغم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد،عجب از محبت من که در او اثر ندارد،غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد،دل من زغصه خون شد دل او خبر ندارد.

فرستنده : tabriz



( بی یاد تو بیقرارم )

چه شـادم مـــن تــو را دارم در کنارم

چه مغـروم که تـــو هستی در افکارم

همه عمرم به دُور تو در گردش است

بدان جـانـــم که بـــی یـــادت بیقرارم

جمال ملّاء 1391/12/18

فرستنده : جمال



( خانــۀ مـن )

دل که بستم به عشق تو زغمباری رها یافتم

زعشق تــو برای خود خانه ای باصفا ساختم

به نرخ جـان از این خانه نگهداری میکنم مــن

از شـــراب لبـــان تـــو برای خـود دوا ساختم

جمال ملّاء 1391/12/19

فرستنده : جمال



همیشه قهوه سفارش می داد
می گفت «به نیت چشم های تو!...»
شیر و شکر هم می ریخت توی آن. می پرسید «شبیه شد؟»

این روزها اما...
شنیده ام چای سبز سفارش می دهد!

فرستنده : Dokhtar Shomaali



امشب به برِ من است و آن مايه ی ناز

يا رب تو کليد صبح در چاه انداز

ای روشنی صبح به مشرق برگرد

ای ظلمت شب با من بيچاره بساز

فرستنده : پایدار



نمى نــویسـ ـ‌ ـ ـم ….. چون میدانمــ هیچگاه نوشـ×ـته هایم را نمی خوانیـــ ـ ـ ـ حرف نمیـــ ـ ـ‌ ـزنم …. چون می دانم هیچ گاه حــ×ــرفـــ هایم را نمی فهمیــ ـ ـ ـ نگاهت نمیــ ـ ـ ـکنم …… چون تو اصلاً نگــ×ــاهم را نمی بینیــ‌ ـ ـ ـ صدایت نمیـــ ـ ـ ـزنم ….. زیرا اشــ×ــک های منـــ برای تو بی فایده استـ ـ ـ ـ فقط میــ ـ ـ ـخندم …… چون تو در هر صورت می گویی من دیـ ـ×ـ ـ ـوانه ام!!!

فرستنده : AR m IN



کاش میشد در کف سفره اخلاص نوروزی بجای هفت سین هفت ارزو می کردیم.ودر این خیال من هفت بار ارزو می کردم...که تو در کنارم باشی.کاش میشد بجای هفت سین هفت شهر عشق را طی می کردیم.کاش میشد بجای هفت سین هفت بار برای تو جان میدادم تا مرا باور کنی..

فرستنده : بهی



اگر ای عشق پایان تو دور است دلم غرق تمنای عبور است برای قد کشیدن در هوایت دلم مثل صنوبرها صبور است

فرستنده : بهی



دلم پر از زخم های بزرگیست که قرار است هروقت بزرگ شدم از یاد ببرم!

فرستنده : sara



تحویل نمیگیرم…!!
سالی را
که بدون حضور تـــــــــــو تحویل شود…

فرستنده : D$D$D



شقایق درسته تا تو هستی باید زندگی کرد اما شقایق اینجا خیلی غریبه ام اخه اینجا کسی عاشق نمیشه...

فرستنده : سجادsajad



خیره است چشم خانه به چشمان مات من....
خالیست بیصدا و سکوتت حیاط من.....
حق السکوت میطلبد از لبان تو....
چشمان لاابالی ولبهای لات من...

فرستنده : Memoll kochooloo



اون روزها همه ی برنامه روزانه من سپری کردن زمان بود واسه لحظه دیدنش...
و این روزها ؟؟؟؟

فرستنده : n.m



وقتی خاطرات قشنگ مسیحا رو خوندم یه روز کامل گریه کردم...
اولش به عشقش غبطه خوردم که چرا من چنین دورانی نداشتم... اما یادم اومد که خودم هم یه همچین دورانی داشتم.. فقط گذر طولانی زمان الان باعث میشه احساس کنم چقدر زندگی نکردم...
... واقعا نفهمیدم چی داشت که همه قلبمو با خودش برد ...
بی هیچ کلامی..

فرستنده : n.m



درد دارد !
وقتـــی مـی رود …
و همــه مــی گــویند : دوستتــــــ نداشتـــــ …
و تـــو نمــی تـــوانـی بــه همــه ثـــابتــــ کنـــی
کــه هـــر شبـــــــ
بــا عـــاشقـــانه هــایـش خـــوابتـــــ مــی کــرد !!

فرستنده : Eleven



تــلخــتــریــن جــمــلــه ای کــه مــن شــنــیــدم!
و مــمـکــن اســت از زبــان مــعــشـوقــت بــشــنــوی:
مــا مــی تــونــیــم دوســتـــای خــوبــی بــرای هــم بــاشــیــم

فرستنده : Eleven



آسمـان هـم کـه بـاشی
بـغلت خـواهــم کـرد …
فـکر گـستـردگـی واژه نبـاش
هـمه در گـوشه ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد …
پـُر از عـاشـقـانـه ای تـو
دیـگر از خـدا چـه بـخواهــم ؟؟؟…

فرستنده : Eleven



هرچند تنهایی را دوست ندارم اما دوست دارم در قلب تو تنهای تنها باشم...

فرستنده : S&M



دلـت به ماندن نیست بـرو،
عشـق که گـدایی نـدارد.
یادت نیست مگر؟
این نذر مـن بود،
که کوه شوم و پای نبودنهایت بمانم

فرستنده : Eleven



یـک بـــار هم وقـتــی مـنـتـظـرت نـیـسـتـم
.
.
.
.
به ســراغـم بیــــا
بـگــذار خـیـالـــم غــافـلـگیـــر شــود.

فرستنده : Eleven



خنــــــده دار است…نه؟!
که تـــــو هی مرا دور بزنی
و مـــن
دلــــــــم را خوش کنم
که در محاصـــره ی توام … !!!
.اس ام اس تیکه دار
گاهــــــــی
ﺣﺘـﮯ ﺟﺮﺍﺕ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ
ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ
ﻧـﮕﺎﻩ ﮐـﻨـــﻢ ،
ﮐﻪ ﺑـﺒـﯿـﻨـﻢ
ﺟـﺎﻡ ﺧﺎﻟﯿـﻪ ، ﯾﺎ ﻧـﻪ !؟

فرستنده : Eleven



زندگی معنی پیچیده ای ندارد، همین که تو باشی این تمام زندگیست...

فرستنده : python



در همین یک قدمی به تو خیره شده ام
بگذار ب این نگاه پاسخ دهم
عشق من وقتی نیم نگاهی می کنی
دردی در سینه نمی ماند باقی

فرستنده : dram



هنوز خاطراتت جان از من میگیرد هنوز در بیت بیت شعرام نام "تو"جای میگیرد

فرستنده : dram



ی وقتایی که دلت گرفته بغض داری اروم نیستی!
دلت براش تنگ شده...حوصله هیچ کسو نداری!
به یاد لحظه ای بیفت که:
اون همه ی بی قراری های تورو دید اما...
چشماشو بست و رفت...!!

فرستنده : mamali



چه “شوری” میزند دلم وقتی…
در چشم دیگران
انقدر “شیرین” میشوی !

فرستنده : mamali



شـــــــایــــــــــد تـــڪـــــــــــرارے بـــــــــــاشــــــــــــم . . .
امـــــــــــا مـــطـــمــئـــــن بـــــــــــاش . . .
دیـــگــــــــــﮧ تــــڪــــــــــــرار نــمــــــــــے شــــــــــــــم . .

فرستنده : mamali



کـــــاش میشـــــد برگـــــردی و ببینـــــی
چشـــــمانـــــم چگونـــــه تقـــــاصِ
تمـــــام بیخیالـــــی هایـــــت را پـــــس میدهنـــــد .. !

فرستنده : Hadis



پدرت گوهر خود را به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که درآمد پدرم

فرستنده : MrDoosti



دیگه میرم از اینجا از این دنیای مجازی،دوست داشتن های مجازی،بوسه های مجازی،از باهم بودن های مجازی!دیگر میروم دل شکتنمم مجازی بود

فرستنده : mostafa.sahraie



دستتو مشت كن
مشته؟
حالا محكم بزن تو چشمم تا كور شم دوريتو نبينم

فرستنده : روشنك



شب های سرد بی کسی هایم را کسی نیست رو به پایان کند!
حالا که نوبت به من رسیده است همه از محبت سیر شده اند،یک مشت محبت به درد نخور کف دلم، کسی نمیخواهد؟
باشد،میروم جایی که بوی خدا بیاید!انجایی که ترحم رسم نیست انجایی که با دل معامله میکنند برای باهم بودن برای لحظه هایشان و اینک جند خطی نقطه........................
ادامه نوشته هایم دست خدا

فرستنده : mostafa.sahraie



دوست داشتم فقل زبانم بازمیشد وبگویم که چقدر دوستت دارم/دوست داشتم روزی قلب آتش گرفته ام را لمس کنی تا بادستان تو به آرامش برسد/دلم میخواست فقط یک بار فقط یکبار،فقط یکبار...آرام ویواشکی در گوشت نجوا کنم که:دوستت دارم ای عشق من.../امانمیدانم چه کسی این جرعت لعنتی را ازمن دزدیده استکاش میشد بفهمی که تو اولین وآخرین عشق من هستی کاششششششششش!!!

فرستنده : سکوت...!



اجازه هست که اسم تو را صدا بزنم
به عشق قبلی یک مرد پشت پا بزنم
اجازه هست که عاشق شوم، که روحم را
میان دست عرق کرده تو تا بزنم
دوباره بچه شوم بی بهانه گریه کنم
دوباره سنگ به جمع پرنده ها بزنم
دوباره کنج اتاقم نشسته شعر شوم
و یا نه! یک تلفن به خود شما بزنم

فرستنده : Mohammad 2hanjare



یک روح پر از بهانه دارم......... برگرد
یک عالمه عاشقانه دارم......برگرد
با این که دلیل رفتنت "من" بودم
یک خواهش کودکانه دارم............برگرد!

فرستنده : Fearless



" آه " را بگوييد رهايم كند
حسرت هايم را خورده ام
تصميم هايم را هم گرفته ام
در روز هاي كه او نيست و ميدانم كه بازنمي گردد ... ميخواهم بميرم ...!

فرستنده : ★ پســــــــــــته ★



تو ک خوابی همش نفساتو چک میکنم...
شبا تا صب ب نفس کشیدنت فک میکنم...
میشمرم نکنه،قلبت یکی کمتر بزنه...
عشق تو ثروتمو ، چشم تو دنیای منه ...
واقعا ک عالی خونده،پویا بیاتی عاشقتم

فرستنده : senzo



به یاد کودکی و شعر های خشمل اون دوران یادش بخیر چه زود گذشت!!
باز باران
نه نگویید با ترانه
می سرایم این ترانه جور دیگر
باز باران بی ترانه
دانه دانه
می خورد بر بام خانه
یادم آید روز باران
پا به پای بغض سنگین
تلخ و غمگین
دل شکسته
اشک ریزان
عاشقی سر خورده بودم
می دریدم قلب خود را
دور می گشتی تو از من
با دو چشم خیس و گریان
می شنیدم از دل خود
این نوای کودکانه
پر بهانه
زود برگردی به خانه
یادت آید هستی من
آن دل تو جار می زد
این ترانه
باز باران
باز می گردم به خانه!!

فرستنده : remix2



بی تو تنها گریه کردم تو شبای بی ستاره
انتظار تو کشیدم تا که برگردی دوباره
در غروب رفتنت ، لحظه هایم را شکستم
زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم
پشت شیشه روز و شب ، دل به بارون می سپارم
من برای گریه هام ، چشمه ها رو کم می یارم
انتظار با تو بودن منو از پا درمیاره
ترس از این دارم که بی تو ، تا ابد چشام بباره

فرستنده : remix2



،اگه يه روز احساس کردي ميخواي گريه کني
( صدام کن)
،بهت قول نمي دم بخندونمت ولي باهات گريه ميكنم

اگه يه روز خواستي بري،نترس
( صدام کن)
...بهت قول نميدم نگهت دارم اما باهات ميام
اکه يه روز نخواستي صداي هيچکس و بشنوي و
حوصله ي هيچکس و نداشتي،
( صدام کن)
،قول مي دم پيشت بمونم و قول مي دم ساکت بمونم
اما،
اگه يه روز صدام کردي و جوابي نشنيدي سريع بيا و منو ببين
شايد من به تو احتياج داشته باشم

فرستنده : remix2



درون آئينه ها در پي چه مي گردي ؟
بيا زسنگ بپرسيم
كه از حكايت فرجام ما چه مي داند
بيا زسنگ بپرسيم
ز آنكه غير از سنگ
كسي حكايت فرجام رانمي داند!
هميشه از همه نزديكتر به ما سنگ است!
نگاه كن
نگاه ها همه سنگ است و قلب ها همه سنگ
چه سنگ باراني !گرم گريختي همه عمر ،
كجاه پناه بردي !
خانه خدا سنگ است!
بيا زسنگ بپرسيم
نه بي گمان همه در زير سنگ مي پوسيم
ونامي از ما بر روي سنگ مي ماند ؟
درون آينه ها در پي چه مي گردي ؟

فرستنده : remix2



مـــن برای
تنهـــــــــــــــا
نبـودن
آدمهای زیادی دور و برم دارم
آن چیزی که ندارم
کسی برای " بـا هــــــــــــــم بـودن "