لان که نمی تــونم بدم هـر وخ اومــدم باوشـه رو چشــمممم :*
مــامــان : امیــــری (کیــان ببیــن چی میــگه به مـن تقصیــر ٍ توعـه ها؟ ) پســووردت چیــه ؟ با اســم ٍ کاربــریت تو 4جــک؟؟
مــن : میخــوای چیـــکا ؟؟
مـامـانم : وااااای امیـــر امـــرو سحـــر (عمــم) اومــده بود اینجــا یَــک ســوتی داد توووووپ :)) خخخخخخخخ ! به جــون ٍ امیـــر حیــف ٍ ! تا تو بیــای مــزه اش رفتــه :))
مــن :|
مـامـان ٍ دنبــال ٍ ســوژه باســه بر و بچ ٍ 4جــک ٍ داریــــم ؟؟؟
4جـــک ببیــن مـامـانمو چیـــکا کـــردی ؟؟؟
" فــدا مـامـان جـــوووونم بشــم که پســوورد بش ندادم ُ با گفتــن ٍ عقــده ای گــوشی رو قطــع کــرد !! امیــــر فدا مـدات :* "

فرستنده : امیر21



رفته بودم خونه عمم چون خونه تکونی داشت کمکش کنم ظهر به عمم میگم برق خونتون قطع گوشیمم شارژ نداره حالا چیکار کنم ؟ اونم نامردی نکردو گفت یه پریز دم درwc هست از اون استفاده کن میگم عمه این همه پول گوشی دادم دم در wc شارژش کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من:|:|:| و بازهم من:|:| بیچاره گوشیم(((((((((: عمه بافکر ما داریمممممم؟؟؟؟؟؟؟

فرستنده : pouya



فرض کن وقتی همه خوابند و می خواهی...
آب بخوری...
بری توالت...
گشنته...
کار کامپیوتری داری...
داری اس بازی میکنی...

وناگهان می بینی همه بیدارن و دارن تو رو نگاه می کنن.
خودتون نتیجه گیری کنین.

فرستنده : ممدرشتی



محض رضای خدا یکی واسه این مادرا شفاف سازی کنه …!
اگه یه لباس جدید میخریم معنیش این نیست که میتونی قبلی رو دستمال بکنی

فرستنده : Aliskaty 


امروز بعد از یک هفته
عوووووووووووووووع
نمی تونم بگمم واقعا برام سخته
بعد از گذشته هفت روز
وااااااااااییییییییییی
فهمیدم
منو داداشم به طور مشترک یک هفته از یک مسواک استفاده کردیممممممممممممممم
دلو رودم داره میاد تو حلقم
خداااااااااااااااااااااااا

فرستنده : باران 67



عاغا یه شب میخواستم یک مطلب خیلی مهم رو یادداشت کنم. ی گودزیلا کنارم نشته بود. گفتم که مدادشو بهم بده تا یادداشت کنم. فهمیده بود که مهمه گفت که نمیدم.
هی(اسرار . اثرار . اصرار) میکردم راضی نمیشد. آخرش گفت فروشیه .
لا مصب مداد 200تومنی رو 2000 تومن بهم انداخت.
من= :(
گودزیلا=:)))))))
یه همچین فامیلای گودزیلا و کاسبی دارم من...

فرستنده : Soltan



تویه ی فروشگاه بودم. یک دختر بچه با چادر پشتش به من بود. منم بهش گفتم خانوم کوشولو میذاری من رد شم؟
یهو برگشت.
دیدم یک پیر زن قد کوتاهِ!!!
تو دلم گفتم الانه که ضایعم کنه. واسه همینم ابِ دهنمو قورت دادمو منتظر جوابش بودم.
اونم خیلی شیک و مجلسی بهم گفت بیا رد شو دراز بد ترکیب.
واقنــــی ضایع شدم.
خلاصه خریدمو کردم و رفتم قسمت صندوق پیش اون خانوم مهربونه تا خریدمو حساب کنم که دوباره دیدم اون پیر زنه پشتش به منه. بهش گفتم مادر جان من اون موقعی منظوری نداشتم.
یهو برگشت.
دیدم یک خانم 35 سالهِ قد کوتاهِ!!!
تو دلم گفتم بدبخت شدم. واسه همینم دوباره ابِ دهنمو قورت دادمو منتظر جوابش بودم.
اونم بهم گفت مادر جان خودتی دراز بد ترکیب. ... دیدم اون پیر زنه اومده میگه دخترم محلش نده دیوونس. یه نگاه خفن (مثل وقتی تو دستمال فین می کنی و دستمالو نگاه می کنی) بهم کرد و زیر لب گفت دراز بد ترکیب. ... ازاون موقع هر کی هر جا می گه دراز بد ترکیب فک می کنم با من کار دارن!!!
ایا من تونستم بهشون بیگناهیمو ثابت کنم؟ ایا اونا مادرو دختر بودن؟ ایا من دراز و بد ترکیبم؟

فرستنده : سینا مشهد



وقتی فامیلم بهم میگه چند روزه این جوراب رو داری منظورش اینه:
بربخت برو از بابات پول بگیر یه جوراب بخر بوش کلمو برد این با شستن حل نمیشه سوراخش اندازه کلمه .
هلاک منظورهای فامیلامم

فرستنده : ممدرشتی



وقتی بابام ساعت 10 صبح خوابه:
من:بابا خوابی؟
بابا:zzz
من:بابا اگه بیداری برات چای بیارم؟
بابا:zzz
من:بابا اگه بیداری برم نونوایی؟
بابا:zzz
من:اگه بیداری برم خواستگاری برام زن بستونی؟
بابا:آفرین پـــــــــــــــــســـــــــــــــــر گلـــــــــــــــــم لباس بپوش بریم.
این خونوادس ما داریم؟

فرستنده : ممدرشتی



رفتیم نمایشگاه خرید عید کنیم. یارو جلو مامان بزرگم رو گرفته میگه خانوم زرشک بسته ای 2500 که 2بسته شما ببر 4500 میدم بهتون.
آقا مامان بزرگ ما نه برداشت نه گذاشت گفت 4000 تومــــــــــــان!!!؟؟
من lol
یارو :((
مامان بزرگم :))

فرستنده : حمید خان



به داداش منم میگن دانش آموز......هرروز صبح بهش میگیم برو مدرسه میگه ورزش داریم میگیم مگه دیروز ورزش نبود؟!میگه نه برنامه عوض شده!خلاصه ساعت 10 میره مدرسه و ساعت یازده برمیگرده میگه بیکاری داشتیم!!!مادرم به فامیلامون میگه یکی از نخبگان شهرستانه!!!میگه انشالله مهندس نفت میشه

فرستنده : ایرانسل



خونه عموم بودیم. پسرعموم 3 سالشه. اومده پیشم دستمو میگیره و میگه بیا سیما دون (منظورش سینا جونه) با خودم گفتم حتما می خاد اوتاقشو نشونم بده. هه... منو برده جای دستشویی دره دسشویی رو باز کرده و بهم میگه سیما دون فیسونو بکش(منظورش سیفونه قدش نمی رسیده)
اینم از فامیلای مهمون نواز ما خوب پس اون بابای گردن کلفتت چه کارس؟
نه عزیزم پسته نداشتن. اِ میگم پسته نداشتن

فرستنده : سینا مشهد



امروز بابام عطر گرفته برا خودش اومده میگه بوش چطوره میگم پدرم اینکه
خیلی تنده جوانانست من با اینکه جوونم نمیپسندم.میگه تو غلط کردی ...
خوردی.میگم چراااااااااااااااااااا؟
میگه اولا پیر خودتی بی ذوقه بی سلیقه گمشو.
میگم خو از این به بعد پس از من نظر نخواه دنبالم کرد.
من:(((((
بابام :|
خانواده :)))))
بابای نظر خواهه حساسه من دارم؟؟؟؟سر راهییییم خودتونید
خخخخخخخخخخخخخخخ

فرستنده : **&&mt&&**



پسر داییم (1 سال و نیم سنشه) مامان باباش عروسی دعوت بودن واسه همین بچهشونو گذاشتن خونه ما. منم تنها بودم. یه پرتقال دادم بهش 47 دقیقه جویده به پاش زده به فرش زده باهاش زیر بغلشو تمیز کرده. بعد اورده جلو دهن من که یعنی سینا بیا بخور. منم نخوردم اونم زده زیر گریه و جیغ بنفشو ول کن نبود. منم مجبور شدمو یه گاز از اون پرتقال زدم. که دس از سرم ورداره. خوب الان کل بدنم کهیر زده همه جام به خارش افتاده. جریانو واسه داییم تعریف کردم. غش غش می خنده.
فردا که با ماشین از رو بچت رد شدم می فهمی دایی جان.
(دهه نودیه وحشی)

فرستنده : سینا مشهد



آقا موقع اسهال شلوارم از پام در نیاد اگه دروغ بگم
الان خواهرم اومد یواشکی به مامانم میگه: مــــامـــان..... پدرام سر راهیه؟؟
مامانمم میگه آره. (حالا قیافه ی منو تصور کن)
بعد آبجیم با خوشحای میگه من چی؟ منم سرراهی ام؟
مامانمم با ریلکسی فراوان میفرماید: آره... جفتتونو از تو جوب آب پیدا کردیم.
ما دیگه با اجازتون میریم تو محور x ها محو شیم
(توی فیزیک خط افق به محور ایکس ها معروفه ولی من فیزیک نمیخونمااا...)

فرستنده : Mr.Blake



@@@@@@@@@@@@@@@@$@@@@@@@@@@@@@@@@
نشسته بودیم سر میز شام
داداش کوچیکه ما شامش رو خورد آخر سر رفت سالاد بخوره
دیدم تموم سالاد رو یه جا کشید تو بشقابش
(این خاصیت تا کنون تو هیچ کروکودیلی مشاهده نگردیده)
حالا هیچی دیگه کلا ظرف رو که خالی کرد
دیدم زل زده به ته ظرف داره یه چیزی رو میخونه
بعد دو دقیقه دیدم با همون حالت ظرف رو کوبید رو سرامیکای کف خونه
مامانم میگه : خو لامصب برا چی این کارو کردی؟(البته من آتیش حرفای
مامانمو خاموش کردم اینطوری ترجمش شدا... !)
همچین با یه قیافه ی حق به جانب برگشته میگه
روش نوشته بود اسپانیا
مامانم برگشته میگه چی میگی بابا من خودم از آقای ستاری سر کوچه
گرفتم روشم خوندم نوشته:ستّاری
بابام برگشته میگه: احسان جان بابا من چند بار به مامانت گفتم روش
نوشته اسپاگتی توش سالاد نریز گوش نداد عاقبتش این شد!!!!!
حالا ما رفتیم تیکه هارو یکی یکی نیگا کردیم می بینیم
روش نوشته بوده :
STAINLESS (یعنی همون زد لک و این حرفا)
من : O0
آقای ستاری :((((((
اسپانیا : ))))))):
اسپاگتی :O0 O0 O0
خدا وکیلی سطح پیشرفت زبان انگیلسی تا کجا پیشرفت کرده خبر
نداشتیم...
?؟?؟?؟?؟?؟?؟?؟?؟?؟?؟?؟?؟?؟?؟?؟?؟?؟?؟?؟?؟?؟

فرستنده : ***WELLBORN*** 


عاقا دیروز تولدم بود برگشتم به پسرخالم میگم:امروز تولدمنه.درآورده هزار تومن داده میگه بگیر اینم کادوی تولدت برو حال کن!.الان تو فکرشم با این همه پول چیکارکنم؟ملت فک و فامیل دارن مام داریم.

فرستنده : kakol



عاغا امسال همه فامیل قرار گزاشتن که آجیل نخرن.چون گرونه مثلا
اعتصاب(اعطساب-اعتساب اه ولش )کنن یکی از شوهر خاله هام یرگشته
میگه ما که مثه هر سال هم اجیل میخریم هم پسته جدا میزاریم سره سفره
من 0-0حضار جمع 0-0
فک و فامیله لجبازه ما داریم؟؟؟؟
ما هم قرار گزاشتیم روز اول عید بریم خونشون تا میتونیم بخوریم و غارت کنیم
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

فرستنده : **&&mt&&**



با پســــر عموم رفتیـــم بوتیــک خــــرید عـــید اون جنــسی کــه مــی خواستــم نبـــودش بــه فروشنـــده میگـــم ببــخشـــید مــا یه دور بزنیــــم برمیــگـــردیــم!!!!
پســـــر عموم برگشـــته بــه فروشــنده میگــــه :
دُروغ میـــگه از صُبـــح بــه دَه نَفــــر دیگـــه ام همیـــنو گفتـــه ، شــُمـــا منتــظر مــا نبــاشیــــن :)
:| :| :|
پســــر عمو راســـت گــــوِ مــــن دارم؟؟ :| :|

فرستنده : shey2nak



اقا باور کنید راس میگم اولا که این دوربینای کنترل سرعت اومده بود یکی ا این فامیلای کج و کوله ی ما تو جاده داشته با سرعت میرفته بعدش میبینه گوشه ی جاده یه یارویی پشت دوربین وایساده بعد این ابله فک کرده میخوان ازش مصاحبه کنن اینم چون ادم اجتمایی نیس پاشو محکمتر فشاره میده رو گاز بعد داد میزنه نمیییییییییخوام مصاحبه کنم بههد میبینه اینا افتادن دنبالش اقا حالا این بدو اونا بدو اخر سرم میگیرنش میزنن تو سرش میگن ابله ما پلیسیم اقا از کل جمع میپرسم فک و فامیله مجنونه ما داریم؟

فرستنده : شیرین شیرینا



آغا من در حالی که انگشت در بینی بودم یه چیزی کشف کردم در حد کوپا دل ری!
من دیروز حساب کردم به صورت تقریبی روزی 9دقیقه یعنی در هفته63 دقیقه که به عبارتی در ماه 1890 دقیقه که میکنه سالی 22680 دقیقه .
حالا اگه یه آدم 60 سال عمر مفید داشته باشه تو طوله عمرش 1360800 دقیقه اش رو تو دستشویی میگذرونه که میشه 22680 ساعت از عمر شریفش رو!!
که این خودش میشه 945 روز یعنی 2 سال و 215 روز!!

ادیسون :((
گراهام بل ///
انیشتین O o
من :))

فرستنده : mahdi 17 - genave



اومدم به مامانم میگم: مامان من تو 4jok عضوشدم گودزیلای خانواده (برادر بنده)هم اونجا نشسته میگه منو هم عضو کن میخوام نقش گودزیلای 4jok رو بازی کنم ........ تازه میخواد دوستاش هم بیاره (من الان به سوی افق وبرادرم پای کامپیوتر........)

فرستنده : ALImessy بچه هاااااااااااااااا دلتوووووووووون بسوووووزه
مامان من 1 کیلو پسته خریده....الان ما جز مایه دارا محسوب میشیم؟؟؟؟
ینی اشک شوق تو چشام جمع شده....
البته الان هیچ نشانی از نامبرده در منزل ما دیده نمیشه
!!!!!!!!!!!!!!!!!

فرستنده : surgery



کاشکی جی ال ایکس گوشی درست می کرد که با جرثتقیل از جیب در بیاد
چه تبلیغاتی می شد...............

فرستنده : فری



یادش بخیر قدیما رو عیدی فک و فامیل حساب باز میکردیم ؛ امسال خیلی بهمون لطف کنن ماچمون میکنن …
(دیگه خیلی بهشون زور بیاد یه چکم میزنن تو گوشمون که چرا اومدی خونمون تو این گرونی ؟؟؟

فرستنده : aji-parisa



داشتم برنامه‌هاى مهم آینده م رو مرور میکردم،
از شما چه پنهون به جز مسواکى که تا دقایقى دیگه میزنم، باقیش دور از دسترسه:((

فرستنده : **HESSAM**



به خدا وقتی دیدم برا عید و سفر خانم صادقی 20 امتیاز هدیه بهم دادن اصن اشک تو چشمام جمع شده بود نمیدونستم باید چیکار کنم دراین حد که پاشودم گودزیلای 2 ساله خونمونو بوس کردم که جوابش کشیده ای تو گوشم بود ولی عیب نداره دیگه نمیتونم صحبت کنم اشک همینجوری تو چشمامه ...
برم ...برم آماده شم تو آتیش چهار شنبه سوری خودمو بسوزونم من تحمل این همه خوشحالی و ندارم...

فرستنده : #koroush#



زن عموم کلی سنشه ی ترانه سنگین رنگین براش گذاشتم
ن گذاش ن برداش برگشت گف:
ای چیه دیگه ساسی بذا حال کنم ....

ب همین پسته ای که دیشب خوردیم غثم(غصم,قثم,قسم)

فرستنده : H@KER



اگه دروغ بگم ....
امروز خیلی تو فکر بودم (تو فکر یه سقف) سوار تاکسی شدم محکم درو بستم راننده تاکسی گفت:محکمتر!!!
منم که اصلاً تو این دنیا نبودم، درو باز کردم و با آخرین قدرت بستم ...
راننده قاطی کرد دو دستی کوبید تو سرش گفت آقا چه خبرته؟؟؟
تازه فهمیدم چیکار کردم...
مسافرا همه قش(غش) کرده بودند از خنده
لایک=چه بی مزه!!!

##### زندانی

فرستنده : zendani



میکرو ثانیه چیست؟ مدت زمان بین سبز شدن چراغ و بوق زدن ماشین عقبی

فرستنده : asEf



کیا وقتی ابتدایی بودن رو زمین دنبال ی آشغال میگشتن که تا دم سطل برن و برگردن؟!!

فرستنده : اشي-مشي-پر-طلايي



هر کی این سوال من رو جواب بده خدا خیرش بده که از کاوش های دوزان کودکی بنده بوده ::: روی پوست پسته چی میریزن که از خود پستش خوشمزه تر می شه.

فرستنده : goodzila



عاغابه جان خودم امروزکشف کردم یاضریب هوشی من بالای200تاست یاسطح سوادتومملکت زیر20تاست؛
امروزشبکه {دووووووق}یه مسابقه نشون میداد درحدچی...
دوتاخانوم داشتن به سوال جواب میدادن!!!
سوال:کدام یک ازگزینه های زیرپایتخت است?
1.اوکراین
2.شیلی
3.مادرید
4.سوئد
سی ثانیه بعد...همچنان درحال تامل
یک دقیقه بعد... بالبخندی ملایم گزینه4میشه!!!!!
من(0!0) !!!!
مجری(0!0)!!!!
اخه خداچی میشد طراح کنکورم این میشد

فرستنده : F16



«««اعتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــراف می کنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم»»»
وقتی بچه بودم بارون میومد میرفتم حیاط صبر میکردم مورچه ها با چترشون بیان بیرون بعد برم چترشونو بگیرم...
عه داره بارون میاد من برم حیاط://////

فرستنده : خانوم همساده



یکی دیگه از دشواری های خونه تکونیم اینه که...
قاب سنگین پنجره رو در میارم
قشنگ تمیزش میکنم
برق میزنه در حد بنز.....
بعد که میذارمش سرجاش...
تمام کثیفیاش برام شکلک در میارن
کصصصافططططططططططططا

فرستنده : surgery



ای دل غافل ... ماه قبل سر جلسه کنکور ارشد چند تا پسته تو جیبم موند ... حیف خوردمشون تو راه برگشت... اگر نه الان میفروختم یه لباسی چیزی این شب عیدی میخریدما... سرمایه ام رو مفت مفت خوردم و یه ابم روش...

فرستنده : MR.X



رفتیم خواستگاری برای داییم دختره پراید میخواست پاشدیم اومدیم!‌ گفتیم دختر نمیدید ندید این شرط های تخیلی چیه میزارید!
مردم چه پر توقع شدن ! :-|

فرستنده : MR.X



تو خونه تکونی به مامانم میگم کمرم درد گرفت بذار یکم استراحت کنم.
میزنه پ کلم میگه خفه شو کار نکنی بهت شام نمیدم.
:ا
بیچاره به این میگن عشق به فرزند،بعد هی بگو خانوادم منو دوس دارن

فرستنده : فرستنده



به بابام میگم دلم گرفته.
میگه چاه باز کن تو کابینته.
ینی محبت تو خانواده ی ما موج میزنه

فرستنده : فرستنده



يارو سگش فلج بود واسه تقویت روحیش میذاشتش تو فرغون دنبال مردم میکرد!

فرستنده : sir amir



وقتـــی پست میزاری لایک نمـــی شه....!انـــگار ســـر کلاس تیکـــه انداختی هیچکس نخندیده....

فرستنده : virangare 141



عاغا چند روز پیش مهران پسر عموی بابام اومده بود خونمون این بنده خدا ریموت درشون جامونده بود تو جیبش از جیبش در اورده بابام بهش میگه این چیه ؟مهران گفت: ریموت درمونه!!!!!
بابام : ریموت چیه ؟
مهران: باهاش درمونو باز میکنیم
بابام : اگه راست میگی بزن ببینم در ما باز میشه !!!!!
یعنی من @ @

مهران $ $

خود در * *

فرستنده : گوش مروارید



دیروز سوار تاکسی شدم صندلی عقب نشستم
صبحانه نخورده بودم سرکوچه سوپری یه کلوچه گرفتم
بعد تاکسی اومد منم سوار شدم گفتم بدِ یه تعارف هم به راننده بکنم
گفتم: داداش بفرما
اونم فک کرد دارم کرایه شو حساب میکنم
گفت: قابل نداره داش مهمون خودمون باش
منم هاج و واج موندم کلوچه تو دستم خشکم زده بود
بعد راننده یه رو برگردوند فهمید منظورم کلوچه بودم
اونم مثل من ضایع شد!!
دیگه جونم واسه دوستای گلم بگه که دوتامون ضایع شدیم
من میخواستم اخر مسیر حساب کنم اما تو رو دارباسی گیر کردم
پولو از جیبم در آوردم! اما راننده هم که ضایع شده بود خواست جم کنه
میگفت مهمون خودمی ازت پول نمیگیرم!!
عایا واسه شوما هم پیش اومده؟؟=لایک
عایا من باید ضایع میشدم یا راننده تاکسی؟=لایک

فرستنده : BANEH ♥♫ MUSIC



اینـــایی کــه عیــد میـــرن مسافـــرتای ٍ طـــولانی
هــم به خودشــون حال میــدن هــم یه لشکـــر آدم ُ از دیــد و بازدــید معــاف مـــی کنن
خـــدا عوضشـــون بــده ،اصــن آدم نمــــی دونه چجـــوری ازشـــون تشکـــر کنــه !

فرستنده : امیر21



همیشه دستان همسرتان را در دست بگیرید چون
.
.
اگه رهاش کنید میره خرید(:

فرستنده : نمکی



روز مبادا چه روزیست؟یک روز بعد از خرج کردن پس انداز روز مبادا

فرستنده : Memoll kochooloo



این دهه 80 چرا انقدر گودزیلان اومده میگه دائی تو لب تابت میذاری بازی کنم میگم نخیر این مسواکه نمیشه همچین نگاهی غضب الودی کرد بهمو رفت منم کارم تموم شد رفتم بیرون برگشتم دیدم مامانش داره دعواش میکنه میگم چی شدم با چشماش اشاره کرد به لب تابم دیدم خمیر دندون ریخته رو لب تاب نگاهش میکنم میگه دائی مسواکتو خمیر دندون زدم بهتر استفاده کنی....

یعنی ما دهه 60 ها زمان خودمون انقدر گودزیلا بودیم.یا اینا انقدر .......................

فرستنده : amir



دوست عزیز بیائیم در سال جدید از گناه دوری کنیم و
از فرستادن اس ام اس های توهین آمیز به یکدیگر بپرهیزیم
خاک تو سر هرکی توجه نکنه !
سال جدید با ۱۲ برجش تو حلق هرکی توجه نکنه !
.

فرستنده : 7mcn7



چای دم کردم گذاشتم کنارم بخورم نیومده مامانم برداشت رفت جلو مهمون گذاشت لامصب از شکست عشقی هم بدتره :|

فرستنده : من برعکس همتونم



رفيقم: زنگ زده مي گه کجايي؟
من: پشتِ فرمون!!!!
رفيقم: الاغ کِي ماشين خريدي؟ مبارکِ ! مارَم سوار کن يه دوري بزنيم
من: کصافط زنگ زدي به تلفنِ خونه ، بعد مي گي کجايي؟

فرستنده : shahi.n



ماها چقده گناه داشتیم،به خدا ماها بچه نبودیم!!!
بدبختتتتتتتتتتتتت بودیم:(
یه آدمس خرسی می خوردیم تا 4 ساعت یعدش داشتیم تلاش می کردیم که خوبه خوب تف مالیش کنیم که عکسش کاملو بدون نقص بیوفته روی دستمون،اینقدم فشششاررررررشش می دادیم تا دستمون سیاه بشه و قطع عضومون کنن:(
آخرشم هیچوقت عکسش کامل نمی شد لا مصب:D
آخه چرا واقعا؟:(((

فرستنده : nona : D



پرایدم که ارزون شد
glxهم که تبلیغشو عوض کرد (حالا بماند که بازم گند زد دیگه حوصلمونو سر برد)
پسته هم که شد سی تومن
آقایون و خانومای 4جوکی از تلاش هاتون ممنونیم
(ستاد مبارزه با بحران هایم مالی ملی)

فرستنده : shooloogpooloog.



فقط یه ایرانی میتونه واژه انگلیسی"ایمیل" و فارسی سازی کنه
بذاره "پست الکترونیک"که هم پستش انگلیسیه
هم الکترونیکش!!!
خخخخخخخخخخخخخ

فرستنده : soli



میخوام دیگه ریشامو نزنم ، بلند بشه ، جوونه بزنه ، میوه بده ، بهار بشه گل در بیاد ، گنجیشکا آواز بخونن ، با شادی پرواز بکنن ، تنها روی سه پایه ، بشینم توی سایه

فرستنده : soli



شما یادتون نمیادیکی از کاربردیترین، قدیمیترین و موثرترین روشهای همسریابی در ایران تکچرخ زدن با موتور روبروی مدارس دخترانه بود100% جواب میداد.. :|

فرستنده : Fatoo



پیرو مشکل الودگی هوا امروز تنها خودروهایییکه سه رقم سمت راست پلاک اول آنها بر 17 بخش پذیر باشد اجازه تردد دارند

فرستنده : روحی ظریف با زخمی مردانه



یعنی من عاشق اینایی هستم که میان تو داروخونه و به صندوقدار هم میگن دکتر!!!

فرستنده : محمدرضا اعتمادی نسب



امروز رفتم کفش بخرم 320 تومن قیمتش بود وقتی تحقیق کردم ببینم چرا اینقدر گرون هستش فهمیدم که با پوست پسته ساخته شده!!!!

فرستنده : kimiya



به یکی از دوستام اسمس ارسال رایگانLotfan ba man tamas begirin دادم اسمس داده خودت لطفا با من تماس بگیر من خودمم شارژ ندارم.

فرستنده : amir



شمام وقتایی که دارین تو خیابون راه میرین قدماتون و یه جور تنظیم
میکنید که تو کادر موزاییک ها باشه یا من فقط سادیسمی ام؟ :))

فرستنده : s.emperstyle



هــــر روزتان نــــــوروز ...
نــــــوروزتان پــــــیروز...
پــــسوردتان مــــرموز ...
آپــــدیتتان هـــــــرروز ...
مـــــاشینتان لـــکسوز...
لــــکسوزتان کـــم سوز...
غــــمهایتان ریــــــفیوز...

فرستنده : تیردخت



این سیاست های افزایش جمعیت در کل خوبه ولی بعضیا دیگه زدن به سیم آخر واسه تبلیغ بچه دار شدن!!!
نشسته بودیم با خانواده شبکه پویا کارتون میدیدیم (چیه خو از همه شبکه ها بهتره)این زیرنویس رد شد:
پدر و مادرهای عزیز فرزندان جدید زندگی را گلستان می کند!!!

فرستنده : مهندسِ مملکت



يارو دو روزه رفته خارج
عرق رسیدنش هنوز خشک نشده
تو اینترنت یه عکس فرستاده میگه: گرفتیش ؟
میگم :نه! هنوز دانلود نشده
میگه : شِت !!!! اونجا هنوز سرعت اینترنت درست نشده ؟ :|

فرستنده : مهندسِ مملکت



ورود به این عید سعید باستانی بنا به دلایل فنی برای شما مسدود می باشد . لطفا اصرار نفرمایید!

فرستنده : Dragon



بچه ها خبر جدید شنیدین؟!!!
روابط عمومی افق علام ک