BANEH ♥♫ MUSIC



خيانت است اما.... انقدر كه با يادت بوده ام با خودت نبوده ام.

فرستنده : تمنا سنندج



کاش میشد بچگی را زندا کرد......
کودکی شد،کودکانه گریه کرد.......
شعر قهرم تا قیامت را سرود......
آن قیامت که دمی بیش نبود.......
فاصله با کودکی هامان چه کرد؟.....
کاش میشد بچگانه خنده کرد......

فرستنده : roza



چراغ قرمز بوی نان میداد برای گلفروشی که تنها آرزویش قرمز شدن چراغ بود.

فرستنده : N3tD3v!l



خیلی سخته تو اوج تنها به یکی فکر کنی که خیلی وقته بهت اهمیت نداده

فرستنده : masoud



برای خیانت هزار راه هست، اما هیچکدام به اندازه تظاهر به دوست داشتن کثیف نیست...

فرستنده : مهندسِ مملکت



~~ دوست خوب من ..
هرگز,
بخاطرمردم تغییرنکن! این جماعت هرروز تورا جوردیگری می خواهند.....
مردم شهری که همه درآن میلنگند,به کسی که راست راه میرود میخندند.....!

فرستنده : sa-me



دختره با یه من آرایش برگشته میگه: واقعا شما پسرا این دختر چادریا رو از ما بیشتر دوس دارین؟
پسره خیلی رک گف: آره!!!
دختره جواب داد: پس اگه دوسشون دارین چرا نگاهشون نمیکنین و سرتون رو میندازین پایین از پیششون رد میشید؟؟؟
پسره گف: آره تو راس میگی ما نباید سرمون رو پایین بندازیم
اصلا سر پایین انداخنت کمه باید تعظیم کرد در مقابل حجاب حضرت زهرا...

فرستنده : صبورا...



بــــاران...
سـقـوط آزاد را..
تـنـهـا بـرای ایـن بـه جـان مـیـخـرد..
کـه در زمـیـن پـوشـِش دهـد
اشـک هـایِ
یـک
مــَــرد را..........

فرستنده : D$D$D



خدا: بنده ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است.
بنده: خدايا !خسته ام!نمي توانم.
خدا: بنده ي من، دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر بخوان.
بنده: خدايا !خسته ام برايم مشکل است نيمه شب بيدار شوم.
خدا: بنده ي من قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان
بنده: خدايا سه رکعت زياد است
خدا: بنده ي من فقط يک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدايا !امروز خيلي خسته ام!آيا راه ديگري ندارد؟
خدا: بنده ي من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله
بنده: خدايا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد!
خدا: بنده ي من همانجا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله
بنده: خدايا هوا سرد است!نمي توانم دستانم را از زير پتو در بياورم
خدا: بنده ي من در دلت بگو يا الله ما نماز شب برايت حساب مي کنيم
بنده اعتنايي نمي کند و مي خوابد
خدا:ملائکه ي من! ببينيد من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابيده است چيزي به اذان صبح نمانده، او را بيدار کنيد دلم برايش تنگ شده است امشب با من حرف نزده
ملائکه: خداوندا! دوباره او را بيدار کرديم ،اما باز خوابيد
خدا: ملائکه ي من در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست
ملائکه: پروردگارا! باز هم بيدار نمي شود!
خدا: اذان صبح را مي گويند هنگام طلوع آفتاب است اي بنده ي من بيدار شو نماز صبحت قضا مي شود خورشيد از مشرق سر بر مي آورد
ملائکه:خداوندا نمي خواهي با او قهر کني؟
خدا: او جز من کسي را ندارد...شايد توبه کرد...
بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری...

فرستنده : مهندسِ مملکت یک سلام...و خداحافظ باز...و در این بین عجب پیچ و خمی ست...کاش من گم نشوم...معنی فاصله ها مرموز است... کاش با اینکه شلوغی بد نیست,مثل مردم نشوم...کاش در دلخوشی رویاها,ساعتم میخابید...لحظه ها در گذرند و چه بی رحم به تنهایی من می خندند...کاش شرمنده ی یک دانه ی گندم نشوم...

فرستنده : woowoo



جاذبه سیب،آدم را به زمین زد
وجاذبه زمین سیب را....
فرقی نمی کند،سقوط سیب یا آدم،
سرنوشت دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست...
الا رحم ربی

فرستنده : علی دادا



يك كاغذ سفيد را
هر چقدر هم كه سفيد و تميز باشد كسي قاب نمي گيرد
براي ماندگاري بايد
حرفي براي گفتن داشت...

فرستنده : ZiZi



شب در چشمان من است
به سیاهی چشمهایم نگاه کن
روز در چشمان من است
به سفیدی چشمهایم نگاه کن
شب و روز در چشم های من است
به چشمهایم نگاه کن
پلک اگر فرو بندم
جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت
حسین پناهی

فرستنده : دانش آموز



اینو تو نت پیدا کردم خیلی قشنگ بود گذاشتمش اینجا تا بیشتر دیده شه : خواهشا بخونیدش
به رسم درس آموزی گوشه ای از وصیت نامه شهید کاظم مهدی زاده تخریب چی عملیات کربلای یک را در ادامه آوردم تا با هم بخوانیم و بگرییم...
می خواستم بزرگ بشم درس بخونم
مهندس بشم خاکمو آباد کنم زن بگیرم مادر و پدرمو ببرم کربلا دخترمو بزرگ کنم ببرمش پارک
تو راه مدرسه با هم حرف بزنیم خیلی کارا دوست داشتم انجام بدم خب نشد....
باید می رفتم از مادرم، پدرم، خاکم، ناموسم، دخترم و ... دفاع کنم
رفتم که دروغ نباشه
احترام کم نشه
همدیگرو درک کنیم
ریا از بین بره
دیگه توهین نباشه
محتاج کسی نباشیم
راستی
الان اوضاع چطوره؟

فرستنده : mamareza



فقر یعنی اینکه خودکارتو کمتر فشار بدی مبادا تموم شه بی خودکار بمونی...

فرستنده : Kiana jo0n



دارم میشنوم .........
صدای کوبیدن قلبم را...تند تند میزند .....
گویی میخواهد غم هایی را که در آن تلمبار کرده ام را خالی کند
تنذ ...تنذ میزند ...
اما خب نمیداند این غم ها خالص تر میشوند با هر بار طی کردن مسیری که باز هم به خودش باز میگردد

*****
دوستان این نوشته فقط از ذهن شلوغ پلوغ من در اومده اگه بد بود معذرت

فرستنده : sHoloLAt



.پسر بودن یعنی نافتو که بریدن روش 2 سال حبس هم بریدن
پسر بودن یعنی فقط تا اخر دبستان بابا مامان پشت سرتن بعدش جامعه بزرگت میکنه
پسر بودن یعنی فقط یه سال وقت داری که کنکور قبول نشی
پسر بودن یعنی بعد 18 دیگه یا سربازی یا سربار
پسر بودن یعنی استرس سربازی و حسرت درس خوندنه بدون استرس
پسر بودن یعنی بعد بابا، مرده خونه بودن، سنم نمیشناسه یعنی چی؟؟ یعنی بابا نباشه نون باید بدی حالا 5 ساله باشی یا 50 ساله
پسر بودن یعنی حفظ خواهر و مادر و همسرت از هر چی هیزیه
پسر بودن یعنی آزادی که از ( آ ) اولش تا ( ی ) آخرش همش مسئولیته
پسر بودن یعنی جنگ که شد گوشت تنت سپر ناموسته
پسر بودن یعنی یه سگ دو زدن واسه یه لقمه نون که جلو زن و بچه کم نیاری
پسر بودن یعنی واسه عید لباس نخری که دخترت واسه خریده لباس کم و کسر نیاره
"پسر بودن یعنی بی پول عاشق نشی"
پسر بودن یعنی حرفایی که میمونه تو دل
پسر بودن یعنی " مرد که گریه نمیکنه "
پسر بودن یعنی همیشه بدهکار بودن به همه
پسر بودن یعنی بعد سربازی روز اول کلی تحویلت میگیرن روز دوم به چشه زالو نگات میکنن
پسر بودن یعنی .­......... مسئولیت مسئولیت
یکم به خودمون بیایم ببینیم کجا وایسادیم.
به سلامتـــــــــــــــی همه پسرا.

فرستنده : شـــــــایـــــــانـــــــ丂ん_ᄊᅙ



پــــروردگـارا !
مـا را در مـقـابـلِ تـو و کـتـابِ آسـمـانـیـت سـوگـند یـاد مـی کـنـیـم
تـا خـون در رگ هـایـمـان جـاری سـت، از تـاسـیـسـات،جـان،مـال و نـامـوس دیـگـران در بـرابـرِ اَهـریـمـنِ حـوادث دفـاع نـمـایـیـم.
و در ایـن راه، لـحـظـه ای از انـجـامِ امـورِ مـحـولـه کـوتـاهـی نـنـمـایـیـم.
خــــــدایـا !
مـا را در ایـن راهِ خـطـیـر یـاری فـرمـا
تـا در راهِ انـجـامِ رسـالـتِ سـنـگـیـنـی کـه بـر عـهـده ی مـا قـرار داده ای موفـق بـاشـیـم....
"هـر روز صـبـح ایـن سـوگـنـدنـامـه تـو بـیـسـیـم سـازمـان از طـرف سـتـاد فـرمـانـدهـی قـرائـت مـیـشـه"

فرستنده : D$D$D



پسری که بـا عشقش مثه یه پرنسس رفتار میکنه؛ثابت میکنه که تو دستای یه ملکه بزرگ شده...!!!

فرستنده : f@rzad



به سراغ من اگر می آیی ، تند و آهسته چه فرقی دارد ؟
“تو” به هر جور دلت خواست بیا !
مثل سهراب دگر جنس تنهایی من چینی نیست که ترک بردارد ؛
مثل آهن شده در تنهایی ، چینی نازک تنهایی من …

فرستنده : f@rzad



برای کسی که می گوید :
گلویش درد می کنه ، صدایش گرفته ، سرش سنگینه و آبریزش بینی داره …بدون درنگ نسخه نپیچیم!
شاید بغضی در گلویش ترکیده باشد….

فرستنده : ویروس



یـه سـری آدمـــا هــسـتن...
اگــه آه بـکـــشـــَن...
خـدا دنــیارو بـراشـون زیر و رو مـیکـنه...
بـترسـید از اون روز...
کـه...

فرستنده : لابسـتر



******************(!!!)علامت اختصاصی abas_m223
دختر خانمی که میگی با چند تا پسر دوستی و به این کارت افتخار میکنی...
دختر خانمی که به اتو زدن و شماره گرفتن افتخار میکنی...
دختر خانمی که چپ چپ نگاه کردن یه پسر و میری واسه دوستات تعریف میکنی و دلت خوشه که دوستات به تو حسودیشون شده...
دختر خانمی که میگی از این سر خیابون تا اون سر خیابون، برات صف کشیدن وکیف میکنی....
،آقا پسری که افتخارت اینه که جلو پای.هر دختری ترمز میزنی بهت راه میده...
آقا پسری که دلت خوشه هر روز با یه رنگ دختر میری بیرون...
،آقا پسری که دلت خوشه به موهای فشنت و فکر میکنی دخترا بهت نه نمیگن...
بعله با شمام خوشحال نباش عزیزم جـــنــــس ارزون زیـــــاد مــشـــتــــر­ی داره!!!

فرستنده : abas_m223



جاتون خالی رفته بودم مشهد دم پنجره فولاد قسمت خواهران شلوغ بود ولی برادران خلوت بود داشتم میرفتم سمتش چندتا خانم صدام زدند که دخترش که حدود 3سالش بودو ببرم پنجره را ببوسه بردمش تا بوس کرد همشون زدند زیر گریه دلم ریخت روهم به یکیشون گفتم چراگریه میکنید گفت اون دختربچه سرطان داره.....دیگه نفهمیدم چه طوری اومدم کنار اشکم دراومد ...تورو خدا دعاش کنید

فرستنده : s@jj@d



یگانه داوری که گناه ما را هرچه باشد میبخشد مادر است.

فرستنده : صخره



مراهیچ چیزعذاب نمیدهد.جزاینکه همیشه دانسته خطاکردم؟ندانسته آلوده شدم؟نشناخته وابسته شدم؟ونخواسته رانده شدم..!

فرستنده : mari tanha



خورشید عاشقانه میتابد تمنایی ازما نداردو این پیام را میدهد که عشق باید بی تمنا باشد...

فرستنده : شکننده



یکی از لذت هایی که دیگه نیست
وقتی می خواست پیشواز بذاره واسه خط ایرانسلشه آهنگ عوض می کرد تک می زد من زنگ می زدم که ببینم کدوم قشنگتره انتخابش کنم.
حالا
سیگار می کشم و دودش را از لابلای لبام میفرستم بیرون شکل ابر می شه
و من عاشق اون لحظم که تصویر تورو تو خیالم جا بدم تو دود سیگار و
با دست خیالاتم بنویسم دلا برات تو غبارا گم شدم

فرستنده : MEHDI>>>100%MOKH



خدا سايه به سايه باهاته
زير سايش باش!

فرستنده : nohsado_11



چقــدر باید بگذرد؟؟
تا مـن
در مـرور خـاطراتم
وقتی از کنار تــو رد می شوم.
تنـــم نلــرزد…..
بغضــم نگیــرد…..

فرستنده : MEHDI>>>100%MOKH



چقدر خوبه وقتی والدینمون مارو صدا میکنن و ما نمیتونیم جوابشونو بدیم سر موقع نماز باشیم
نه جایی که بهشون محل نندازیم
به افتخار همشون

فرستنده : میرزایی*کمیجان



به نل بگویید در مزرعه به تو چه دیگر بد میگذشت که شبها گریه میکردی....
نکند...
نکند...
هه
چوپان آنجا هم دروغگو شد؟

فرستنده : فرشاد



جنگ می آمد تا مردان مرد را بیازماید.پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند،اما حقیقت آن است که زمان مارا با خود برده است و شهدا مانده اند (سید مرتضی آوینی)

فرستنده : reza_Tanha



پرسید : ناهار چی داریم مادر ؟
مادر گفت : باقالی پلو با ماهی
با خنده رو به مادر کرد و گفت : ما امروز این ماهی ها را می خوریم
و یه روزی این ماهی ها ما را می خورند
چند وقت بعد ..عملیات والفجر 8 ... درون اروند رود گم شد ...

و مادر تا آخر عمرش ماهی نخورد .....

فرستنده : Fatoo



گفتم: خواهرم حجابت؟
گفت: دلم پاک است.
گفتمش: مگر می شود پاکی هزاران نگاه را بدزدی و دلت پاک باشد؟!

فرستنده : ZzZ



چشم هایت را بگشا..
و..
از دریچه ی مهربانی..،
رنگین کمان جاودانه زندگی را ببین.....

فرستنده : تارا



"دروازه بان"
دلمان باشیم.

فرستنده : 0936xxx4678



شوت های شیطان را "برگردان" بزنیم.

فرستنده : 0936xxx4678



تقديم به مادر صبور و مهربانم كه هيچگاه سختي هاي زمانه خم به ابرويش نياورد،،،
مادر؛
در نوشتن از تو، توسل به قلم بي جاست،
توكل به خداي قلم رواست...

فرستنده : ZiZi



خدایـــا !!!
به بزرگیـــــت قســـم...
توعکس های دست جمعی...
جای هیچ
.
.
.پدر و مـــــادری رو خــالی نذار... ♥

فرستنده : ˙·٠•●♥ هادی(R) ♥●•٠·˙



1سنت فاطمه(س)
داش حبیب دمت گرم....میخواستم درباره چادر حرف بزنم...پسته آخرتو خوندم...دیدم دقیقا حرفایی که من میخواستم بزنمو زدی.....
ببینید خواهرای گلم.....ما پسرا خودمونو بهتر میشناسیم....به خدا اینکه ما پسرا هیز شدیم...اولش مقصر خودمونیم که نتونستیم خودمونو نگه داریم...بعدشم شماها....منظورم از شماها ...اونایی أن که تیریپ ناجور میزنن و.......!!!!!خداییش اون تیریپای شما...ما پسرا رو تحریک میکنه....شاید ریشه ی خیلی از گناه ها همین بی حجابیه....نکنین این کارارو....
حالا هم میخوام با مانتویی ها صحبت کنم....چادر حجاب برتره....مانتو هم حجابه....ولی نه حجاب کامل......خود من...وقتی یه دختر چادری میبینم...سرمو میندازم پایین.... تو دلم بهش میگم دمت گرم...ایول....به خودم اجازه نمیدم نگاه کنم بهش....و مطمعن باشید که همه ی پسرا همین برخوردو میکنن با این دختر...
شماهایی که چادر سرتون نمیکنید.... واقعا چرا؟؟گرمتون میشه؟؟از قیافه میوفتین؟؟؟!!از حرف مردم میترسین نمیپوشین؟؟واقعا چرا؟؟!!چرا باید یه جوری شده باشه که وختی چن تا پسر در مورده ازدواج صحبت میکنن....همیشه یکیشون بگه...دیگه دختر خوب پیدا نمیشه....چرا؟؟!!
حالا یه صحبتم دارم با خانومای چادری.......حرمت چادرو نگه دارین...نبندین دور کمرتون.....قشنگ سرتون کنید خواهشا.....تا چار نفره دیگه هم زیر سوال نبرین......
فقط خواستم چن تا جمله یادآوری کنم از دین مون....وگرنه من گناهکار ترینتونم.....اینا هم نصیحت نیست....صحبتای برادرانست.....

فرستنده : اسی69



لبخند تو را جند صباحی ست ندیدم!!
یک بار دگر،خانه ات آباد بگو سیب

فرستنده : zendani



انگار خـــــــدا تو صداشون کدئین تزریق کرده ...
با آدم که حرف میزنن دردا تسکین پیدا میکنن
مامانا رو میگم ...
سلامتی تک تکشون از صمیم قلب ...
هر کی موافقه لـایــــک کنه :)

فرستنده : *tanha67*



هركي قبول داره هيچ چيزي ، اندازه اون كلمه پايين نميتونه آدمو تو زندگي موفق كنه لايك كنه
.
.
.
" دعايِ خيرِ مادر ♥ "

فرستنده : جوجه نقره ای



عزیزم!
این "عزیزم" ـی که میگم تیکه کلاممه ، شما به خودت نگیر!
آره عزیزم...!

فرستنده : جوجه نقره ای



کوچه‌های علی‌ چپ برفی اند ، آهسته بروید ...

فرستنده : Mehdi 19



میخوام به کسی که تنهام گذاشت بگم
بدبخت مخاطب خاص من کجا مخاطب خاص تو کجا
مخاطب من دنیا رو با یک اشاره میچرخونه
حتی روزی تو رو هم اون میده
مخاطب خاصم خــــــــــــــــــــــــــــداست

فرستنده : miladnews



زفتم واسه عید شلوار خریدم ... اومدم به مخاطب خاصم نشون بدم ..
میگه چند خریدی :؟؟؟؟ میگم 80 هزار تومن میگفت ... من 78 هزار تومن تخفیف گرفتم .. (فک کنین .. 78 هزار تومن تخفیف ) شد 2 هزار تومن ..
اونم میگه گرون خریدی .. سر چهار راه میدن سه جفت هزار ؟؟؟؟
حالا قیافه من : (@_@)

فرستنده : saylar



جهان سوم جاییست که درآمد دعانویسی از برنامه نویسی بیشتر است!

فرستنده : شـــــــایـــــــانـــــــــ[̲̅s̲̅][̲̅h̲̅]



حالا واستون از دعوای دخترا و پسرا بگم
پسرا : زنجیر و چاقو رو در میآرن ... میزنن هم دیگه رو آش و لاش میکنن ... + فوش های خاک بر سری ... اگه جواب نداد شک الکتریکی (مث خودم) .. بازم اگه نشد اسپری فلفل و پنجه بکس و ....
حالا یک هفته بعد همدیگه رو میبینن ... + با همدیگه آشتی کردن و .... سلام داداشم .. چاکرتم ... چشم مایی .. فدای تو

دخترا : ناخن های مصنوعی رو روی پوست همدیگه خراش میدن .. بدترین فوششون اینه .. ( آشغاله ایکبیری ) .. و دعوا تموم میشه
حالا یک هفته بعد همدیگه رو میبینن ... + (اولی : آشغال .. دومی : ایکبیری ) ...
و اما کارلوس کی روش : ایشون دعوا نمیکنن .. با حرف خاتمه میدن ..

فرستنده : saylar



مقدس ﺗﺮﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﺩﻧﯿﺎ ، ﻧﻪ ﮐﻌﺒﻪ ﺍﺳﺖ ، ﻧﻪ ﻭﺍﺗﯿﮑﺎﻥ ، ﻧﻪ ﺑﯿﺖ
ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻭ ﻧﻪ ﺗﺒﺖ ...
ﺑﻠﮑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺣﺮﻣﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ !!!
به سلامتی همه ی پدر مادرا یه صلوات و یه........ لایک !

فرستنده : roza



بـد ترین آهــنگی کـه شـنیدم...
صـدای گـریه هـای پـدرم بـود............
واسـه مـرد، سـختـه کـه گـریـه کـنه.............
دمـه عـیدی حـواسـتون بـه پـدرتون بـاشـه.........
هـمه زدن بـه سـلامـتیه مـادر...
یـک بـار هـم پـدر..؟؟!!!

فرستنده : لابسـتر



خانم ها یاد روزهایی باشید که چپبه ای خونی شد تا چادر کسی خاکی نشه

فرستنده : reza_Tanha



اگر مرد خوبی به دنبال زن خوب باش
اگر نامردی دنبال زن نگرد چون او رو دستت خواهد زد

فرستنده : reza_Tanha



خط تنهایی دور خودم را پاک میکردم
غافل از اینکه خیلی وقت بود ک دور مرا خط کشیده بودند...!

فرستنده : Sasan



دیروز کودکی در امتداد کوچه های پر از بی کسی این شهر شلوغ؛
دست تمنایی به سویم دراز کرد؛
خالی تر از تمامی آرزوهای کودکانه؛
دنیا عوض شده است؛
کودکان به دنبال نان اند و ما به دنبال عشق ...!

فرستنده : D$D$D



بد باختن یعنی یه عمر تلاش کنی شاه بشی اما بعد بفهمی بی بی دلت عاشق سربازه....

فرستنده : arman



ای صاحب الزمان..
بی تو اما عشق بی معناست،میدانی؟
دستهایم تا ابد تنهاست،میدانی؟
آسمانت را مگیر از من که بعد از تو
زیستن یک لحظه هم بیجاست،میدانی؟

فرستنده : sick love



10سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت...
20سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت...
30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه...
باباش گفت چرا گریه میکنی؟
گفت: آخه اونوقتا دستت نمی لرزید!

فرستنده : sick love



اره..
من از بزرگ شدن متنفرم!!
میخواهم همان کودکی باشم که نوازش های مادر و پدر منو به رویا میبرد.
از بزرگ شدن بدم میاد از این همه مسئولیت از این همه دغه دغه
از اینکه شب و روزم همش کابوس شده
اره دلم کودکی میخواد دلم شور و شوق میخواد
دلم رویا میخواد...

فرستنده : BANEH MUSIC



-----کاویان-----
یکی از لبخندهایم را بسته بندی کرده ام … برای روزی که اتفاقی تو را می بینم آنقدر تمیز میخندم که به خوشبختی ام حسادت کنی … !

فرستنده : kavian



می خواستم بخندم و گریه امان نداد - آمد بهار و شانه ی ما را تکان نداد
مثل همیشه خنده ی ما طرح گریه داشت - مثل همیشه سفره مان بوی نان نداد
در خلوت شبانه ی باران نشسته ایم-انبوه بغض فرصت فریادمان نداد
آغازه ایست جدایی قبول کن-دوست از ورای فاصله دستی تکان نداد
تا گم شدیم زیر خرمن ها آوار سرد-دیگر کسی نشانی ما را نشان نداد
پرواز فرصتی است که از دست می رود - وقتی که سهم مرا آسمان نداد

فرستنده : PARSA



لبخند بزن...
عکاس مدام این جمله را تکرار میکند و اصلاً برایش مهم نیست که در وجودت حتی یک بهانه کوچک برای لبخند نیست...
(((اینم از بخت بد ماست،راضیم هرچی خدا خواست)))

فرستنده : zendani



من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشی ؛ تو نقش جهان هر وجبت ترمه و کاشی؛ درهرنفس این است دعایم همه ای ماه ؛ درزیر و بم زندگی آزرده نباشی

فرستنده : raziye&...



هروقت از کسی رنجیدی یه لحظه به نبودنش فک کن!......

فرستنده : roza



از يــــک جــــايي بــــه بعــــد
ديگــــــه نــــــه
دســـــــت و پــــا مــــي زنــــي
نـــــه بــــال بــــال ميــــزنــــي
نـــــه دل دل ميــــــکني
... نـــــــه داد و بيــــداد ميــــــکني
نــــــه گــــريــــه ميـــــکنی
نـــــه مشتتـــــو ميــــکوبي تــــو ديــــوار
نـــــــه ســــرتــــو مــــيزني بــــه ديــــوار
نــــــــــه.....
از يــــــه جــــايــي بـــه بعـــد فقـــط سکـــوت ميکنـــــي ..! ;)

فرستنده : تـــی ان تـــی



دنیـــا رو هــَـم بــرات بخــرم،
مــوهــای سپيــد شـُـدت... ↓↓↓↓↓
.
.
.
سیـــاه نــمیـشــه :((
حــلالـــم کــن مــــــــادر

فرستنده : شـــــــایـــــــانــــــــــــsh_m0



ما فکـر میکنیـم بدتـرین درد ؛ از دسـت دادن ِ کسـیه که دوستـش داریم ! امـا .... حقیقـت این که : از دست دادن ِ خــودمـون ، و از یــاد بردن ِ اینکه کـی هستیـم ! و چقدر ارزش داریم .... گـاهی وقتــها خیلــی دردنــاک تـره ... !

فرستنده : شـــــــایـــــــانــــــــــــsh_m0



من نه عاشق بودم ... و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من ...
من خودم بودم و یک حس غریب ...
که به صد عشق و هوس می ارزد ...

فرستنده : Love Tansion



ببار ای ابر پاییزی که با من همنوا باشی/به دور از غصه ی طوفان در این دنیا رها باشی
بزن باران رگباری که خیس از گریه ات باشم/من اینبار از تو می خواهم نباید بی صدا باشی
بخوان اهنگ باران را که باشی هم صدا با من/که من چشم انتظارم تا که با من آشنا باشی
شعر از مهدی حبیبا(آشفته)

فرستنده : استاد آشفته



ای بابا
درد عشق درد دنیا درد زندگی
یا باید همه زندگیت آتیش باشه یا همه زندگیت گلستان
کم تر کسی هست غم هاش با شادی هاش مساوی باشه
خدایا من که نمیفهمم چه خبره
تو بهم بگو

فرستنده : reza_Tanha



ایــنــم واسِ حــبــیــبــی ...
..............................
"بـــِسّـــمِ رَبِّ الحــُســَیــن"
فـکـرش را بـکـن، مـی‌تـوانـسـت عـَلَـم را روی زمـیـن بـگـذارد..
اَمــان نـامـه را بـردارد..
و چـشـمـانِ اهـلِ خـیـمـه را پـُر آب کـنـد...
حـتـی مـویـی از سـرِ دسـتـانـش کـم نـمـی‌شـد...!!
آن وقـت فـقـط کــــــــــــربـلا، جـایـی بـه نـامِ بـیـنُ الـحـرمِـیـن کـــ