صب تا شب چیکار می کردی که لباسای من کثیفن؟
اگه لباسات اتو نداشت اتو رو داغ کردی و افتادی به جونشو بدنشو سوزوندی
اگه نون تو خونه نبود صبح به صبح اوقاتشو تلخ کردی و صدای دادت یه محل و برداشت ولی بروز خودت نرفتی نون بخری
اگه جلوی رفیقتات بهت گفت دیر وقته بیا تو و تو یه لگد زدی به پاشو گفتی به تو ربطی نداره برو گمشو تو خونه
اگه بجای بچه هاش میاد با زنای همسایه درد و دل می کنه
اگه فقط یبار نفرینت کنه می دونی چی بروزت میاد؟
واقعا کم پیدا می شه مادری که بشینه و این چیزا رو از بچش تحمل کنه
بزن بسلامتی زن همسایه ما که همیشه گفت میسپارمش بخدا جوونه جاهله گفت خدا و 5 تن کمکش باشن گفت تنش سالم باشه گفت خدایا هزارسالش کن...................................................................................................
این داستان گریه نداره درد داره

فرستنده : MEHDI>>>100%MOKH 


تنهایی ریشه تمامی گناهان و درد هاست ؛
چوپان را "تنهایی"دروغگو كرد !!!

فرستنده : Vahab



وقتی به دنیا اومدیم، داشتیم گریه میکردیم امـــا اطرافیان میخندیدن ، وقتی هم که یه روز این دنیا رو ترک میکنیم ، اطرافیان گریه میکنن ، خدا کنه ما بخندیم!!

فرستنده : محمّدرسول



خاص smj13:
دم دمای عید بود و همه خوشحال و خرم تو بازار دنبال خرید اجناس شب عید و لباس نو بودن...
نسترن از مهشید پرسید امسال عید کجا میرید ولی مهشید یه خنده تلخی کرد و گفت امسال حوصله جایی رفتن رو نداریم...
دو سالی میشد پدر مهشید از دنیا رفته بود و مادرشون برای اینکه بتونه خرج خونه رو در بیاره تو خونه های مردم کار میکرد...
چند ماهی میشد که گوشت نخورده بودن و نهار و شامشون شده بود نون خالی چون همه حقوق مادر میرفت برای کرایه خونه....
اما اونا از خدا ناامید نبودن چون میدونستند خدا فراموششون نکرده گرچه بندهاش فراموشش کردن...
اونا میدونستند هنوزم هستند کسایی که بزرگند و انسان...
اونا میدونستند که هستند کسایی که این پست رو بخونند و بگن آره بچه یتیم از لباس عید خودم واجب تره...

فرستنده : smj13سید مصطفی



ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻮﻧﺪﻥ ِ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺳـــــــــــﺎﺯﺵ ﮐﻨﯿﺪ ....
ﺍﻣﺎ . .
ﺧﻮﺍﻫـــــــــــــﺶ ﻧﻪ . . .

فرستنده : شـــــــایـــــــانــــــــــــsh_m0



تنهايــــــى مالِ آدماى پاكـه وگـرنه هــرزه ها كه تنها نميمونن ... !

فرستنده : tefleh



"ویـــژه لابستر"
فــــقیر کــه بــاشی...
عــقده ی یـبار لـوس کـردنِ خـودت بـرا پـدر و مـادره سـردِت...
مــیمونه رو دلــت...
فــقیر کــه بـاشی...
روزی چـن بـار بـه خـدا مــیگـی: خــدایــا!!! آخــه چــرا؟؟؟چــرا مــن؟؟؟
آخــه تـا کِــی؟؟؟
فــقیر کـه بــاشی...
از مــاشـین شـخـصی و دربـستی و آژانس خـبری نـیس...
بـاید سـوار اتــوبوس و مـترو بـشی...
فـــقیر کـه بـاشی...
خــوب مـیدونی تـاناکورا یــعنی چـی...
چـه شـکلیه...
قــیمتاش چـه جـوریَن...
فــقیر کـه بـاشی...
نـزدیک روز ِ تــولد ِ عــشـقت...
اعـصابـت خـورده...
دسـتات مـیلرزن...
بـه هـمه دنـیا فـُحش مـیدی...
فــقیر کـه بـاشی...
عــشقت بـخاطر ِ بـی پـولـیت ولـت مـیکنه مـیره بـا یـه بـچه پـولدار!!!
فـقیر کـه بـاشی...
پـسر دخــترایی کـه از رسـتوران مـیان بـیرون و سـوار مـاشین مـیشن و مــیرن رو مـیبینی و...
یــاد ِ خــودت مـیفتی کـه عـشقـتو مـیبردی فـلافلی...
اونــقد سـُس و فـلفل تـو سـاندویچه هــمدیگه مـریخـتید کـه از سـوزش ِ فـلفل سـریع یـه لیوان آب مـیخوردید...
فــقیر کـه بـاشی...
گــوشی لـمسی هـارو تـو دسـتِ جـوونا و هـم سـن و سـالات میبینی و...
یـه نـگاه بـه گــوشـی سـاده ای کـه تـو دســتته میـندازی...
هــمه زوایاشـو چــک مـیکـنی و آخــرش یـه پـوزخـند مـیـزنی...
فــقیر کـه بـاشی...
نـمیتونی بـه مـادرت بـگی زود بـاش پـنجاه هـزار بـده لـازم دارم...
بـاید بـا شـرمندگی بـگی مـامان هـزار تـومن داری بـهم قـرض بـدی؟؟؟
آرره...
فــــــقـــیـر که بــاشی...
عــــــقــده هــا خـواهی داشـت...
بــه خــدایـت گـِله هــا خـواهی کــرد...

فرستنده : لابسـتر



در هلند نمایشگاه گل برپا بود ولی استقبال چندانی به عمل نیامد, چون زیباترین گل توی ایرانه و داره این اس ام اس رو میخونه.

فرستنده : بچه های دهق میگویند شکستگی رفع بلاست...
ای دل تحمل کن, شاید حکمتیست...

فرستنده : بچه های دهق



عاشق لحظه ای هستم که مامانم میخنده...........................

فرستنده : ....RaHIM



به سلامتی پسری که داداش عشقش از رابطشون بو برد و یه شب توی کوچه تنها گیرش آورد و ... تا میخورد زدش :'(

فرستنده : جوجه نقره ای



میدونی چرا شیشه جلوی ماشین انقدر بزرگه ولی آینه عقب انقدر کوچیکه؟چون گذشته به اندازه آینده اهمیت نداره.
پس همیشه به جلو نگاه کن و ادامه بده...

فرستنده : !D@N



این رو یادتون نره که زندگی فقط یه شادیه نه یه بازی!!!!!!!!!

فرستنده : محمد



آری از پشت کوه آمده ام،
چه میدانستم این طرف کوه باید برای ثروت،حرام خورد!
برای عشق،خیانت کرد!
برای خوب دیده شدن،دیگری رابد نشان داد!
برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند!
وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم،میگویند از پشت کوه آمده...!
ترجیح میدهم برگردم و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگها باشدتا اینکه این طرف کوه گرگ باشم!

(سردار اسعد بختیاری،پس از فتح تهران)

فرستنده : omid.apk



من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندی/مشت بر مهره ی تنهایی من پیچاندی/بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی/بر لنت نام خدا بود مرا رقصاندی/قلب صد پاره ی من مهره ی صد دانه نبود/تو مرا گشتی و این گمشده را لرزاندی/جمع کن رشته ی ایمان دلم پاره شده/من که تسبیح نبودم تو چرا چرخاندی.

فرستنده : M.M.P



ارامش چیست؟
نگاه به گذشته و شکر خدا،نگاه به اینده و اعتماد به خدا،نگاه به اطراف و جستجوی خدا،لحظه هاتان سرشار از بوی خدا

فرستنده : M.M.P



آهای تویی که منو در حال سقوط میبینی تا حالا بهش فکر کردی که شاید این تویی وارونه ایستادی ؟

فرستنده : مهندسِ مملکت



حاصلضرب "توان" در "ادعا" مقداری ثابت است،
هر چه "توان" انسان کمتر باشد "ادعا"ی او بیشتر است
و هر چه "توان" انسان بیشتر شود "ادعا"یش کمتر می گردد.
دکتر حسابی

فرستنده : مهندسِ مملکت



دلم کار دست است خودم بافتمش !
تارش از سکوت:-)
:پودش از تنهایی:-)
همین است که خریدار ندارد

فرستنده : aref75



ميگن سه موقع دعا برآورده ميشه:
يکي وقت غروب
يکي زير بارون
يکيم وقتي دلي ميشکنه
من وقت غروب زير بارون با دلي شکسته دعا کردم خدايا هيچ دلي نشکنه...

فرستنده : nilufar



یادمان باشد بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که برخی دیگر حسرتش را دارند . مثل : بابا، مامان . . .

فرستنده : ارسلان1010



همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند ...به جز مداد سفيد...
هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند :
تو به هيچ دردي نمي خوري ...
يک شب که مداد رنگي ها...
توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...
ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که
کوچک وکوچک و کوچک تر شد... صبح توي جعبه ي مداد رنگي...
جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد....................... .

فرستنده : D$D$D



**************(!!!)علامت اختصاصی abas_m223
یه شب با دوستم رفته بودم رستوان,روبروی تخت ما یه دختر پسر نشسته بودن که پسره پشتش به تخت ما بود،معلوم بود مخاطب خاصشه،اتفاقی چشمم به چشم دختره افتاد,قشنگ معلوم بود پسره عاشقه دخترست،دختره شروع کرد به آمار دادن،سرمو انداختم پایین,دفعه بعدی تحریک شدم با هم نگاه بازی کردیم...خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم،با نگاهش قبول کرد،بلند شدن،پسره جلو رفت که حساب کنه دختره به تخته ما رسید دستشو دراز کرد کاغذ رو گرفت،براش نوشته بودم
.
.
.
.
خیــــــلی پَستی,حیفه این پسر!!!

فرستنده : abas_m223



اَگــــَر میدآنی دَر دُنیـآ کــَسی هست که بـآ دیدَنــَش.. .
رَنگ رُخســآرَت تغیـــیر میکنــَد،
و صــِدای قــَلبـَت اَبرویــَت رابه تــآراج میبــَرد،.
مــهـم نیــست که او مـآل تــو بــآشــَد...
مــهــِم این است که فـــَقــَط بــــآشـَد،
زِندگی کــُند،
لــِذَت ببرَد.....
و نــَفــَس بـــکشـد..

فرستنده : D$D$D



به دامان هر شب
هزاران ستاره نشسته
شبم من خدایا
به دامن چرا یک ستاره ندارم

فرستنده : mah pishooni



هر که را دیدم ز مجنون و ز عشقش قصه گفت
کاش می گفتند در این ره
چه بر لیلی گذشت!

فرستنده : mah pishooni



جوانمردا!
چندان که توانی از مال وجاه واز قلم وزبان از هیچ کس دریغ مدار
که وقت آید که خواهی خیری کنی و نتوانی. . .

فرستنده : mah pishooni



....و من..........
......رفاقت را به آخرش رساندم ....
..........وبه آخر جاده معرفت رسیدم ..........
....آنروز که میان گله گرگها تنهایش نگذاشتم.....
.......چه دندانهای تیزی داشتند ...هنوز روی تنم رد زخمشان مانده.....
.......جنگیدم تا او به سلامت رد شود.....
........من قول داده بودم که مواظبش هستم ......
..........قول یک مرد.......................
....حال او در مقصد زیبا زندگی میکند.....
.............ومن هنوز اینجا با زخمهایم جا مانده ام.....
.............من قول داده بودم هنوز هم سر قولم هستم ......
......مثل یک مرد...................................................

فرستنده : ودیگرهیچ.....



^^^زرنگار^^^
با هر خط سفيد روي آسفالت يك خاطره ام با تو را مرور كردم ...
چه درديست ...
جاده ام تمام شد ...
و اين خاطرات ............

فرستنده : *** آقاهه ***



مـعـبـود مــن...!
دستهایم را به سمت آسمان تو بلند می کنم،
می خواهم بدانی
دستانم خالیست...!
می خواهم بداني یک عـاشـق جز یک دل اسیر هیچ به همراه ندارد...!
پس تو مرا به جرم بی سلاح بودن..
به تیر زمانه نشانه نگیر...

فرستنده : D$D$D



من شرمنده ام برای دست های چروکیده ات برای
قامت خمیده ات برای غرورت که هر روز له میشود
سکوت من هزار بار از زخمهای دل تو زجر آورتر است
مادر…

فرستنده : Vahab



هرگز انتظار نداشته باشيد .
هرگز خواهش نكنيد .
هرگز تقاضا نكنيد .
هرگز خودتان را سبك نكنيد .
اگر قرار شود مال شما شود همه چيز همانطور كه ميخواهيد پيش خواهد رفت ..
بگذارد خودش اتفاق بيفتد

فرستنده : \/\/ \/ }{ [) ][



از طــرف حــبیب...
تـــقـدیم بــه بــانــوی غــریب...
حـــضرت فـاطمــه ی زهـــرا (س)...
ای عـــلی...
تــو بــا "بــاز کــردنِ" دروازه ی بــزرگی...
واردِ قــلعـه ی خــیبر شــدی!!
امـــا فـــاطــمه!!!
بــا "بــــستــه شــدنِ" دری کــوچــک و چــوبی...
و شــکسـته شــدن ِ پــهلوی نــازنــینش...
وارد ِ قــــلـب هــای تــمـام ِ مـــومــنیـن شــد...!!!
پـــس خـــُرده مـــگیر...
اگـــر فـــاطـمه را از پـــدر و مــادرم بـــیشـتر دوســت دارم...

فرستنده : لابسـتر



رفـــتم ســراغ قـــرآن...
بـــرای آدمــای خـــوب چــه نــعمــت هــایی کــه نــذاشــتی تــو بــهـشت..؟؟!
ولـــی مـا رو چــه بــه خــوب بــودن؟؟؟
نــوشـته بــودی از عــذاب هـای جــهنم...
بــرای گــناهـکارا...
اونــایی کــه نــماز نــخوندن...
اونــایی کــه شــراب خــوردن...
اونــایی کــه خــدا رو از یــاد بــردن...
اونــایی کــه حــقُ الـناس گــردنــشونه...
تـــنم لــرزید از تـــصور کــردن اون هــمه درد از عــذاب ِ جــهنم!!!
رفــتم آیــه هـای بــعد...
دیــدم بـــرای مــا جــهنـمیا نـــوشــتی"و هـــُم فــــیـها خـــالِــدون..."
و گــناهــکاران در جــهـنم جــاودانـــند...
جــاودان یــنی چـــی؟؟؟
صــد ســال مــیندازی جــهنم؟؟؟بــعد بــهشـت؟؟؟
هـــزار ســال جــهنم؟؟؟بعـــد بــهشت؟؟؟
یــه مـــیلیـارد ســال جــهــنم؟؟؟بــعد بــهشـت؟؟؟
مــــُخـــَم رد داده خـــدا جــون...
یــنی تــا بــی نــهایــت تـو جــهـنم بــاید بــسوزم...!!!
رفـــتم آیــه هــای بــعد...
"و خــــداوند گــناهـکاران را دوســت نــدارد...!!!"
بــــُغـضم تـــرکــید!!!
آخـــه خــدا جــون واس چــی مـنو دوس نــداری؟؟؟
مــن کــه دوســتت دارم...
اصـــلن مــنو بــفرســت جــهــنم واســه هــمیشـه!!!
بــنــداز وســط آتــیش...
ولـــی نــگو مــنو دوســت نــداری!!!
گـــناه زیـــاد کــردم ولــی بــازم دوســِت دارم!!!
تــو رو بــه امــام حــسین بـــبخــش مــارو!!!
رفـــتم آیــه هــای بــعد...
دیـــدم نـــوشـته "والــله ارحـــمُ الـــراحــمین..."
گــفــتم خــدا جــون نــوکرتــم،عــاشــقـتم...
تــو بــبخـش هــمه ی گــناهـکارارو...
مــا بــهت قــول مــیدیم دیــگه گــناه نــکنیم...

فرستنده : لابسـتر



برای خودم......
رفیقان آمدند......!!!
دشمن به فریادم برس......!!!!!

فرستنده : اسی69



ای پسر من بشنو تو را می گویم که بهترین بخشش ها تعلیم و تعلم است زیرا مال و مکنت زوال پذیرد و چهار پایان بمیرند ولی دانش و تربیت باقی ماند( کوروش کبیر)

فرستنده : مظاهر



ما مردمانی هستیم که به راحتی به هم دروغ میگیم ،ولی بزرگترین معیارمون برای شروع دوستی صداقته! ما مردمانی هستیم که به هم خیانت میکنیم ،ولی اولین خواستمون از طرفمون وفاداریه! ما مردمانی هستیم که خودمون از حجاب بدمون میاد، ولی اگه برادرمون خواست یه دختر شیک بگیره میگیم دختره خرابه! ما همیشه مردمو دسته بندی میکنیم (فقیر، پولدار _ دختر ،پسر_ بیسواد، تحصیلکرده. خوب،بد....) ولی یادمون میره که اول همه انسانیم و این از همه مهمتره ! ما ساعتها برای کلاه گذاشتن سر هم نقشه میکشیم، ولی یادمون میره که از هر دست بدیم از همون دستم هم پس میگیر

فرستنده : مظاهر



شبی این غصه صبرم را برانگیخت که طاق طاقتم بر دل فـــرو ریخت کسی تفســــــیر اشکم را نفهمید ز سیلابش دلم ویرانه گـــــــــردید رَوَم روزی به شــــــــــهر قاصدکها شَـــــــــــوَم سنگ صبور شاپرکها روم آنجا که شهرش آسمانیست غـــــــروب خاطراتش ارغوانیست بیا با من درین ره همـــسفر باش شریک لحظه های پر خطــر باش تو ای فـــانوس تنهایی شـــــــبها مــــنم طــــــــــــوفان بیا آرام دریا

فرستنده : مظاهر



چیزی ویرانگرتر از این نیست که دریابیم
فریب همان کسانی را خورده ایم که باورشان داشته ایم

فرستنده : مجتبی



یادمان رفت شقایق دل داغی دارد
شاپرک در بغل شمع چه حالی دارد
آنقدر محو تماشای قفس ها شده ایم
یادمان رفت که یاد دوست چه صفایی دارد.

فرستنده : narsis367



معشوقه ای پیدا کرده ام به نام روزگار ، این روزها مرا در آغوش خویش سخت به بازی گرفته است .

فرستنده : مجتبی



آموخته‌ام که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید
پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می‌توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم

فرستنده : مجتبی



برای خواب غفلت،از در و دیوار لالایی می بارد...

فرستنده : مجتبی



╔═════════════╗
║ بـه یک مـُعتاد نیازمـندم║
║جهت کِشیدن دردهـایم ║
╚═════════════╝

فرستنده : شاهین



هوا بس نا جوانمردانه سرد است...
پس چرا می گویند زنده باد بهار................

فرستنده : smj13سید مصطفی



کثیف بودنِ بعضی آدم ها اذیتم نمیکنه !
اما بعضیا خیلی پاکن؛
این که قراره اینا گیره اون کثیفا بیُفتن, اعصابم رو خورد میکنه…

فرستنده : smj13سید مصطفی



خاص smj13 :
چند ماهی می شد که بیکار شده بود ولی برای اینکه خوانوادش متوجه نشن هر روز صبح طبق روال معمول از خونه میزد بیرون ولی میرفت دنبال کار میگشت...
وزیر کارم که خودش بیکار شده بود...
خدایا جز تو کسی رو ندارم پس کمکم کن...
پس اندازشونم تموم شده بود و دیگه شبا خوابش نمی برد چون صورت معصوم بچه هاش میومد جلو چشمش...
دیگه تصمیم خودشو گرفت و به زنش همه چی رو گفت...
یه خط جدید خرید...
چند روز بعد با کلی غذا و میوه و شیرینی اومد خونه...
همه خوشحال بودن...
یکی از بچه هاش گفت راستی بابا چند روز پیش یه آگهی فروش کلیه دیدم نوشته بود فقط 3 میلیون، باید خدا رو شکر کرد که ما اینجوری نیستیم چون واقعا سخته...
مادر سرش پایین بود و اشک امونش نمی داد......
خدا هیچ پدری رو شرمنده زن و بچش نکنه چون خیلی سخته...
خیلی برام سخت بود این متنو بنویسم ولی چیزیه که واقعیته زندگی روزمره ما شده!!!
چرا؟!!!!!!..........

فرستنده : smj13سید مصطفی



به سلامتی هرکی که دلـــش واسه یه بی معــــرفت تنـــگ شده....!

فرستنده : داریـــــوش اقبــــالی!



بعضی حرفها رانباید زد
بعضی حرفها رانباید خورد
"بیچاره دل"
چه میکشد میان این زد و خورد...

فرستنده : روان دووووووووووووووووون چاقالو



زندگی به من آموخت:که به انسانهای اطرافم حس پوچ داشته باشم!!!نه عشق،نه تنفر!!!

فرستنده : روان دووووووووووووووووون چاقالو



تو دنیا آدمای زیادی روی تختای دو نفره
میخوابن اما قشنگتر اینه که بعضی آدما
روی تختای یک نفره به یاد هم بیدارن ......

فرستنده : Mordad69



همیشه روزهایی هست که انسان در آن....
کسانی را که دوست میداشته است بیگانه میابد....
(آلبرکامو)

فرستنده : P@R!SA_par



دیوار هم که باشی … ترک بر میداری وقتی … سر به شانه ات داشته باشند و به حسابت نیاورند..

فرستنده : امیر رضا



عــــاشـــق تریـــــن مــــــــرد….. ” آدم ” بـــ ـود که بهشت را به لبـــــخنــــــد حـــــوا فروخــت … !!!

فرستنده : امیر رضا



آنکه انتقام میکشد یکروز خوشحال است و آنکه میبخشد یک عمر.

فرستنده : maxi



هیچ چیز از دست نرفته است و همه چیز در دسترس ماست .تو جسور باش و مایوس مشو مالک همه چیز خواهی شد.

فرستنده : maxi



ثانیه ها را نگاه کردم
سریع و بیرحم از پی هم می دویدند
و من
مات و مبهوت در حسرت گذشت ایام هستم
سال نو می شود و من کهنه
این است عاقبت دنیا

فرستنده : ali pesare karaji



سیلی
پسرش که شهیدشد دلش سوخت.اخه یادش رفته بودبرا سیلی که زده بودعذرخواهی کنه.باخودش گفت جنازه ش رو که اوردن صورتشو میبوسم.آوردنش ولی بی ســـــر

فرستنده : علی& نئی



هـر انسـانی متولـد مـی شود نشــانـه آن است کــه:
خــــدا هنــوز از انســـان نــاامیــد نشــده اسـت

فرستنده : علی& نئی



دوری پایان رفاقت نیست ، انگار لطیف ترین غم دنیاست ، ازت دورم ، امّا همیشه بیادتم ...................

فرستنده : رضا 93



در دادگاه مردانگی قسمم معرفتم بود و وکیلم مرامم و حضار جمعی از لوتیان و با مرامان ، قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را رفیق بازی اعلام کرد و من محکوم شدم به مرگ در کناره چوبه ی دار ، از من خواست تا آخرین خواسته ام را بگویم ، من هم گفتم به تو بگویند تمام دنیای منی رفیق .........

فرستنده : رضا 93



چرا پس من انقدر دلم روشنه
چرا حالم انقدر به یادت خوشه
چرا فال حافظ یه جوری میاد
که انگار قراره یه چیزی بشه ...

فرستنده : Mona



...و دنیا........
........با تمام بزرگیش .....
...به اندازه یک "من" جا ندارد............
........بنازم قدرتش را .......
................که جز خودش .....هیچ کس توان داشتن حجم کوچک "من" را ندارد...................................

فرستنده : ودیگرهیچ.....



....وخدا.....
....همه چیز به من داد ......
......هر آنچه که به فکرتان خطور کند..........
.........اما در حسرت خودش ماندم.......
.............آری. . . . . . "من" خالیم از "خدا"...........

فرستنده : ودیگرهیچ.....



تو روزگار رفته ببین چی سهم ما شد …
از عاشقی تباهی
از زندگی مصیبت
از دوستی شکست و
از سادگی خیانت

فرستنده : MEHDI>>>100%MOKH



"رفاقت"
بار سنگینیست!
کسی بر دوش می گیرد که یک دنیا "وفا" دارد....

فرستنده : narsis367



زندگی مثل آبه تو لیوان ترک خورده میمونه
بخوری تموم میشه
نخوری حروم میشه
پس از زندگیت لذت ببر

فرستنده : ghatel-e-brosli



بزرگترین اقیانوس آرام است، پس آرام باش تا بزرگ شوی

فرستنده : فرزند ایران زمین



سـلام!
حال هـمـه‌ ما خـوب اسـت
ملالی نيـسـت جــز گـم شدنِ گاه به گاهِ خيــالی دور،
که مــردم به آن شادمانیِ بی‌ سبـب میـگويـند
با اين همه عمری اگر بـاقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!
...
راستــی خبــرت بـدهم
خواب ديــده‌ام خانـه‌ ای خـريـده‌ام
بـی‌پـرده، بـی‌پـنجره، بـی‌در، بـی‌ديـوار ... هی بخنـــد!
...
نامــه‌ام بايـد کوتــاه باشد
ساده باشد
بـی حـرفـی از ابـهام و آينه،
از نو برايت می‌نويسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو بــاور نــکــن!

فرستنده : *علـی آقا





خالی تر از سکوتم …
انبـوهــی از ترانـه
بــا یـاد صبـح روشـن اما …
امیـد باطل
شب دائـمی ست انـگار …

فرستنده : رامسررر



عکس دل و جیگر سیاه میزنن رو پاکت تنباکو
که به خیال خودشون مارو ترک بدن...
مشتی ما اگه دل و جیگرمون نسوخته بود که سمت قلیون نمیرفتیم...
سلامتی اونایی کی دردشونو فقط خودشونو قلیونشون میدونن...!!!!!!!!!

فرستنده : متین 021



دلم تنگه
واسه روز هایی که بابام میومد دم مدرسه دستمو میگرفت میرسوند خونه
از انجا هم میرفت سر کار
دلم تنگه چه شبا که زیر پتو گریه نکردم واسه اینکه بابام از در بیاد تو اشکمو پاک کنه
دلم تنگه روزهایی که دستپخت بی نظیر مامانمو می خوردم
دلم تنگه واسه مسافرت های خانوداگی
حیف دیگه هیچ کدوم از اینارو نمیبینم
تورو به کسی که میپرستییت قسمتون میدم
قدر پدر مادرتون و بدونید
فقط یکم

فرستنده : reza_Tanha



بعضی ها فکر میکنن
فقط خودشون مشکل دارن
فقط خودشون تو این دنیا زخمی شدن
فقط خودشون دل شکسته شدن
فقط خودشون تنهان
فقط خودشون تو این دنیا زندگی میکنن
بابا بفهم اینو
اینکه مشکل داری زخم