ون بدون بسته آموزشی(كتاب و...)شركت كنم ميگه نميشه ميام خونه قضيه رو به مامانم ميگم بعدش مامانم زنگ ميزنه اونجا و منشيه همه چيو تكذيب ميكنه و ميگه ميتونه بدون بسته ثبت نام كنه بعد اينكه مامانم گوشى رو ميذاره ميگه كه منشيه گفت ميتونى ثبت نام كنى و...
من :: o
بعد من ميگم شما به من بيشتر اعتماد دارى يا منشيه؟
خيلى راحت جلو خواهرم ميگه هيچكدوم
نه واقعا مامان ضايع كنه داريم ما؟!؟!؟!؟
قيافه من بعد شنيدن اين حرف : ((((((

فرستنده : بچه سرآسياب



دارم میرم مسافرت، با مامانم خداحافظی کردم؛ بهش میگم: آب نمیریزی پشت سرم ؟
میگه: حالا برو من سیفون رو برات میکشم !!!
من :|
مامانم :D
کل خانواده :))))
بابام : ایول بزن قدش …
داداشم : خدایا این شادی رو از ما نگیر !!!
من : میدونم سر راهیم …

فرستنده : Mehdi4283



پرده دوم از زندگي من و گودزيلام (پسرم)
گودزيلا رفته تو اتاق من صداشم در نمياد. بعد از 5 دقيق ديدم داره با داييش حرف ميزنه. فكر كردم توهم زده، آخه داييش كه خونه خودشون بود. نگران شدم، رفتم تو اتاق و ...................................
گودزيلا نشسته ، لپ تاپو روشن كرده، رفته تو اسكايپ ، داره جدي جدي با داييش حرف ميزنه. ( راستي يادم رفته بود بگم كه گودزيلام هنوز سه سالش نشده)
من :ooooooooo
راستي من موندم كه اين گودزيلا 5 سالش بشه ps3 براش جواب ميده يا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فرستنده : desert rose



این مامان بابای من هرچی ام از من بدشون بیاد آخرش واسه این خونه تکونیه نمیتونن از خیرمون بگذرن
خداییش اینقدر که من تو این روزای آخر کار کردم و خسته شدم فکر نمی کنم کوزت بینوا تو بینوایان تو طول عمرش اینقدر کار نکرد
فکو فامیل که نه ولی شما بگید این شانسه من دارم؟؟؟

فرستنده : MEHDI>>>100%MOKH



اسمم هست سینا اما دوستام صدام میزنن شیما سیما نیما مینا تینا رومیــــنا ملیـــنا انجیلیــــنا غضنفر
اخه چرا این کارارو می کنن با من غضنفرو دیگه کجای دلم بذارم

فرستنده : سینا مشهد



نه فقط بگین دوست شمام رازداره یا نه¿¿
یکی از بچه ها دوتا مخاطب خاص داشت که باهم دوست بودن هیچکدومم نمیدونست جریان اون یکیو...تو دانشگاه دوستم دیدتش نمیدونست جریانو...برگشته میگه حامد مخاطبت ورژن جدیده؟اول اینجوری نبود آخه...آپدیتش کردی؟
یعنی آدم هفتادتا سی دی خام نگا کنه گریه کنه اینجوری نشه
دوسته داریم ما؟؟

فرستنده : Sabuha



اگه این باجناق کصافطم بیاد دستم یه شیشه قرص نفتالین به خوردش میدم :|
کصافط عاشخار اولاخ رفته برا خواهرزنم یه سرویس 3 میلیونی خریده :|
چند شبه من خواب گودزیلا و کروکودیل میبینم که خانمم انداختشون به جونم :|
خودشیرین نامرد خو فکر من بیچاره هم باش ":)
من دیگه برم سوار اتوبوس راهیان نور بشم :فروردین

فرستنده : smj13سید مصطفی



ســر ٍشــام (مـاکـارونی داشتیــم :) ) چن قـاشـق ٍ اول بـود دیـدم بـه بـه ! یه متــر مـو تو بشـقابمــه !!
مــن : اَه مــامــان این چیــه ؟!!! :( (رو هــوا گـرفتمــش حضــار قشنــگ مشـاهده کنـن)
مـامـانم : مــوعــه دیــگه !!
مــن : تو بشـقاب ٍ مـن چیــکا می کنــه انوخ؟!!
مـامـانم : امیـــر مــوی ٍ خــودته ...
بـابـام : خخخخخخخ !!
مــن: | مــن انقــد مــوم بلنــده ؟!! گیســو کمــند که نیستــم !
مـامـانم : آره :))
مــن : ایــن که طلایی ٍ !! مــوی ٍ خــودت ٍ دیگــه فـدات شم :)
بـابـام : آخــه امیــر تو چــرا انقــد اذیـت می کنــی ... هم بلــنده هم طلایی ٍ !! اسپــاگتی ٍ دیـگه ! مَــی نه خــانومم ؟!
مـامـانم : آره دیــگه مــن هیــچی نمی گــم میخــواستــم ببینـم خـودش می فهــمه یا نه !! ولــی جلبــک تر اَ اون حــرفاســت ... چرا بش گفتـــی؟!
مـامـان و بـابـام : خخخخخخخخخخخخخخ! D:
داداشــم : داداشـــی !! دارن دسٍــت می ندازن به جــون ٍ امیــر موعــه نخــوری !!!
مـامـان و بـابـام : خخخخخخخخخخخخخخ! D:
ایــمان :))
مــن:(
خــوب شد روشنــم کرد داشتــم وسـوسـه میشــدم بخــورمش!
مـامـان بـابـاس دارم مـــن ؟! ! :|

فرستنده : امیر21



نظر خانواده من درباره تولید مواد غذایی:
1-مغز تخمه آفتابگردان: تعدادی برادر بیگانه (از کشور همسایه) نشستن دور همدیگه و تخمه هارو با دهن پوست گرفتن و مغزشو تف کردن تو بسته!!!
2-رب گوجه: دوباره همونا با چکمه هایی که خیلی هم کثیفن روی گوجه ها رژه میرن!!!
3-ناردونه: بازم همون اشخاص مقداری انار میخورن و هستشو تف میکنن بیرون!!!
4-آب میوه رو دیگه خودتون حدس بزنین...
فک و فامیله بدبین داریم؟!؟!

فرستنده : M.E.W



تازه ازخواب بیدارشده بودم نگاه به گوشیم کردم8miss call داشتم دو minبعد دوباره زنگیده(نهمین بار البته) جواب دادم میگم :بفرمایید میگه:ببخشید شما؟گفتم شماتماس گرفتی:|میگه اهااااببخشید ترسیدم یه چیز دیگه بگم متهمم کنه مخاطب گیج ما داریم انصافاااااااااا؟؟؟؟؟

فرستنده : pouya



داشتیم خونه تکونی می کردیم .ازمنم(بلانسبت) عینه خرکارکشیدن !!!دیگه طاقت نیوووردم .رفتم به مامانم گفتم :من دارم میرم خودکشی کنم خدافظ. گفتم الان قربون صدقم میره !!!!درکمال نایاوری برگشت گفت:توغلط میکنی اول ظرفاروبشوربعدهرجاخواستی گم شو !!!راستی حمومو باجوهرنمک برق انداختم اون جاخودکشی نکن!!!طناب توزیرزمینه بروخودتوداربزن!!!! اخ مادر مهربان فداکاردارم من؟؟؟؟???

فرستنده : $sahar$



واســه دخترخالم اس فرســـــتادم:
تحـــــويل نميگيرم ســـــالي را كه بي تو تحــــــــــويل شود
يعني 5ثانيه هم طول نكشيد اس ام اس داد گفت:يعني اينقدر تو زندگيت مهمم
منم اس دادم گفتم: مهم ك نيستي ولي مگه بدون تو سال تحويل ميشه عمو نوروز
نميدونم چرا هرچي از دهنش اومد بهم گفت
خو يكم جنبه داشته باش همين اخلاق و داري ك ترشيدي

فرستنده : alim2



يكي از فانتزيام اينه كه تو خونمون طبقه بالا نشسته باشم بعد خونمون اتيش بگيره بعد يك اتشنشان ( D$D$D مهربون ) بياد طبقه بالا كه منو نجات بده. مثل تو فيلما اول خودشو معرفي بعد منم بشناسمشو بگم منم سينا مشهدم بعد همو بغل كنيمو اشك بريزيم. وقتي اروم شديم با هم بريم پاي ٤جوك و كلي بخنديم. من به D$D$D بگم راستي پس اتيش چي ميشه. تا ميخايم فرار كنيم خونه منفجر بشه و ما هم بميريم.

فرستنده : سینا مشهد



خواهرم عروسكش و برداشته ميزنه به صورتش ميگه اشغال عوضي چرا من و بوس كردي ؟! برو گمشو ديگه طرف من نيا بي حياي حروم زاده !! بعدشم مث انگري برد پرتش كرد به سمت ديوار يه لگدم نثارش كرد و رفت :|
اصن خود درگيري مزمن داره :|
اخه اين چه فك و فاميلي شد ؟!

فرستنده : ★ پســــــــــــته ★



يكي از مشكلات زندگيم خواهرمه !!
نميدونيد اين چ بلاهايي سر من بدبخ مياره كه :((
چند روز پيش تو خيابون داشتيم ميرفتيم خواهر گودزيلامم بغل بابام بود كه يهو از خدا بي خبر فرياد زد : بي شور بابا كيه كيه ..؟ فلانيه فلانيه !! ( منظور از فلاني اسم منه ! يعني اون اسم بنده رو فرياد زد) هيچي ديگه :((
آبروم رفت :((
اصن ديگه روم نميشه برم تو اون خيابون :((
خدا واقن چرا من ؟! هعيييي :(((
خواهر كم شعوره من دارم ؟!

فرستنده : ★ پســــــــــــته ★



کل خونوادمون نشسته بودن. داییم بهم گفت: تو خیلی دلقکی، باید بجای میمون، تو رو میفرستادند فضا،
.
.
.
.
منم یکم اندیشه کردم و گفتم: حلال زاده به داییش میره!
یه سکوته خاصی همجارو گرفت اون لحظه:)))))

فرستنده : Esmaeil.Morteza



تو درسام داشتم افت میکردم بابام بهم گفت تو امتحانات ماهانه باید خوب بشی بعد معدلم شد 19.43 دو نمره پیشرفت کردم بعد میگه اینا مهم نیست باید تو امتحانات نهایی پیشرفت کنی میبینی بدبختیرو

فرستنده : امیررضا



مخصوص ده شصتیها
معلم: مشقات کو؟
دانش اموز: خانوم اجازه یادمون شدبیاریم!
معلم: چطور خودتو یادت نشد بیاری؟
از این مکالمه متنفرم

فرستنده : سینا مشهد



نشسته بودم فوتبال نگاه میکردم بازی فولاد و نمیدونم کدوم تیم بد تا داداشم از حموم درومدبازی تموم شد پرسید نتیجه چی شد؟گفتم1_2 گفت کی برد گفتم فولاد گفت به نفع کی؟خدایی داداش باهوش و حواس جمع ما داریممممممممممم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فرستنده : pouya



رفته بودم تو يه پاساژ واسه خريد عيد. يه دختره كنارم واستاده بود. با عشو گفت: سلام عزيزم. منم با تعجب گفتم سلام :| گفت دلم واست تنگ شده بود. گفتم جدا؟ گفت فردا چيكاره اي(يعني برنامت چيه) گفتم بيكارم. ديدم طبق معمول همه دارن ميخندن. كثافت داشت با هندزفري گوشيش صحبت مي كرد.
اره حتما ميگين چرا ازش نپرسيدم شما يا چرا گفتم فردا بيكارم. جواب: چون تا حالا يه دختر بهم نگفته بود سلام عزيزم. نميخاستم از دست بدمش :| عشق چشامو كور كرده بود:|
هندزفري عزيز ازت متنفرم

فرستنده : سینا مشهد



من 2 تا عمو دارم.عمو بزرگم ازونجاییکه دختره گودزیلاش اردک دوست داره تو پارکینگشون دوتا اردک ول دادن میچرخن و هرجایی هم ماشالا رفع حاجت میکنن.عمو کوچیکمم همستر داره و تو خونه ول دادانش!داداشمم یه سگه تربیت شده ی نازو پشمالو داره که تو خونه هم نمیارتشا اتاقش جداس.
نکته جالبش میدونید چیه؟؟عموهام مارو تحریم کردن میگن حیوون دارین کثیفه ما نمیایم خونتون!!!
فک و فامیله با فرهنگه داریم!!!

فرستنده : ###منو خدا###



یه پسر دایی دارم(کیا)وقتی گودزیلا بود خیلی با حال بود
حدس بزنید به مثلا محترم خانوم چی می گفت؟؟؟؟(همسایشون بود)
می گفت بی قم بو قو موق
من(o _o)هی وای منD :
محترم خانوم : D
تازه به بسکویتم می گفت:بیق ویق
بسکویت:(
من-----
این پسر دایییه من دارم؟ماشاالله بلبل D :

فرستنده : nona : D



به مامانم میگم : مامان شنیدم خریدن آجیلو تحریم کردن چون پسته گرون شده کسی آجیل نخره.
مامانم میگه: ا :( من که آجیلمو خریدم! کاش زودتر میگفتی
با ذوق و شوق گفتم یعنی پسسسسته خریییییدییییی؟؟؟؟؟؟؟؟ آخجووون
مامانم میگه: وا مگه رو گنج نشسته بابات :| نخیر بادوم و تخمه و فندق و بادوم زمینی خریدم :|
فک و فامیله داریم ما الان؟ خو چرا دل بچه رو الکی خوش میکنی باعث میشی بچه شب خواب پسته ببینه !

فرستنده : V҉a҉m҉P҉!҉R҉e҉ G҉i҉R҉l҉



دیروز رفنم خونمون دیدم خالم با پسر خالم( گودزیلای توپولیه دهه 90ی) اومدن خ.نم.ن. کلی ذوق مرگ شدم (چون 2 هفته ای بود که ندیده بودم گودزیلامو) بغلش کردم میگم چطوری گودزیلاااااااا... خالم یهو به حالت حمله برگشت طرفم میگه: گودزیلا خودتی بیشعور گودزیلا بچته (بچم کجا بود الان :O:O:O:O) این فرشته کجاش گودزیلاس بزغاله ی نفهم! گفتم:بخدا همش تخصیر 4joke بیا بشین بخون پستارو
حالا نشسته خونده خوووودش برگشته به پسرش میگه: ای مامان قربونت بشه گودزیلای من:*
یعنی دیگه خونمون دیوار نداره از بس من دبوار گاز زدم

فرستنده : V҉a҉m҉P҉!҉R҉e҉ G҉i҉R҉l҉



اختصاصــی شِــــــــــــــــــــرِک!
یـادش بخیـــر ی بــار دیـدم در میــــــزنن،رفتــم دم در درٌ باز کـردم یـه بنـــــده خــــدایـی بــود،
گفــت: مـا داریـــم بــــرای کسـایـی‌ کـه تـو ایـن محلـه هستنـد یـه استخــــر
مجـانـی‌ میسـازیـم، اگـر مــی تونیــد شمــا هـم در حــد تـوانتـون یـه کمـک یـا اهـدایـی بـه ایـن پـروژه بکنیـد...
بعـد بابامم یـه لیـوان آب بهـش داده بـــود...!

فرستنده : شِــــــــــــــــــــرِک!



بچه ها خونواده ى شمام مثل من به صبر خيلى اعتقاد دارن؟و وقتى يه دونه عطسه مى کنيد قبل اين که بريزن سرتون بزننتون ميگيد به خدا به جون خودم سرما خوردم!
نه واقعأ فک و فاميله داريم آيا؟!

فرستنده : Love sam



یه عمو دارم 5سال از من بزرگتره. 30 سالشه ولی هنوز مجرده و خونه مادر بزرگم زندگی میکنه. دیروز رفتیم خونه مادر بزرگم، بعد از شام طبق معمول عادت دارم سیگار بکشم. با بدبختی به بهونه خرید شارژ اومدم پایین سیگار بکشم. همینکه سیگارو روشن کردم یهو دیدم عموی عزیزم مثل جن زده ها پرید تو کوچه! منم خیلی شیک سیگار بر لب!!!
دیدن ما در حال سیگار کشیدن همان و دادو بیداد کردن عموی ما همانا. داد میزد سیگار میکشی؟!!! ما مگه توو فامیل اصلا سیگاری داریم، که تو به این راه کشیده شدی!!! با التماس آرومش کردم گفتم: جان عزیز (مادر بزرگم) به کسی نگو! با کمال پرویی گفت 100 هزار میگیرم ساکت میشم!!! گفتم آخه من الان 100 تومن از کجام در بیارم؟!!! باز راه افتاد بره به همه بگه. من بدبختم 32تومن تو جیبم بود دادم بهش گفتم بخدا فردا بهت میدم !!! قبول کرد و مثله حل شد!!!
فردا (یعنی امروز) عموی زورگیرمو تو ماشینش دیدم. سیگار بر لب و کنارشم یه دختر خانم گل.!!!
فک و فامیله داریم؟!!!

فرستنده : nima.model



یه پرده از زندگی منو گودزیلام (پسرم)
من: بابا این تخم مرغ تو عکس چرا شکسته
گودزیلا : جوجه میخواد بره توش قایم شه !!!!!!!!!!!!!
من: نه بابایی جوجه میخواد از توش بیاد بیرون
............................ 5 دقیقه بعد صدای گریه از تو آشپزخونه
گودزیلا تو آشپزخونه نشسته ، یه شونه تخم مرغو شکسته، داره گریه میکنه
من: بابا این چه کاری بود کردی
گودزیلا (با گریه) : بابایی یالا بگو جوجه هاشو چه کار کردی؟؟!!!!!!!!
من:(((((((((((((((
گودزیلا :((((((((((((((
انجمن مرع و تخم مرع :))))))))))))))))))

فرستنده : desert rose



من در طول هفته یه بار میام خونه اونم یه روز بیشتر نمیمونم بعدش مجبورم برگردم خوابگاه(حالا فهمیدی دانشجو ام)اون یه روز تمامش با ظرف شستن میگذره وقتی اعتراض میکنم (میگم شدم عین کوزت)اجیم میگه بابا بهت پول میده(منظورش پول تو جیبیه)شما بگید چه بلایی سر خودم بیارم؟؟؟؟؟:'(:'(خدا وکلیلی اجی با احساس من دارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فرستنده : pouya



چند مدت پیش قرار شد بریم مشهد
خب،مثلا فرض کنیم جمعه میخوایم ساعت6 صبح راه بیفتیم
عاغا خوابیدم که فردا راه بیفتیم بریم،سر صبح دیدم
یکی هی صدام میزنه،هر کاری کرد بیدار نشدم،بابام بود،با هزار بدبختی بییدارم کرده میگم بابا خب شما خودتون اماده بشید بعد بیاید منو بیدار کنید،
میگه بچه تازه ساعت4.5صبحه،بیدارت کردم بگم هنوز1.5ساعت دیگه وقت داری
میتونی راحت بخوابی
بنظرتوم من چیکار کنم؟
بلند شم سرمو بزنم به دیوار(که نه نمیشه درد میگیره)
گریه کنم(که بازم نمیشه مثلا بزرگ شدم)
شما بگید من چیکار کنم؟
پدر به فکره من دارم؟

فرستنده : ღtvf7ღ



نشسته بودم تو اتاقم داشتم جدولذحلذمیکردم یه گودزیلا (داداشم)اومد نشست تو اتاق اصولا فکش زیاد در حال فعالیت از اینکه ساکت بود تعجب کردم نگاش کردم گلاب به روتون(دستش تو دماغش بود)اومدم سربه سرش بذارم بهش گفتم داری به میزنگی اونم نامردی نکرد گفت خصوصی من::-S خصوصی:| هیچی دیگه ترجیح دادم جدولموحل کنم تا تو کارش دخالت کنم

فرستنده : pouya



اقا ما ی دوست داریم باباش ی پیکان آلبالویی گرفته1 میلیون(قبل از تحریم).
هر روز این رفیق ما میاد پیشمون ادرس رینگ فروشی،اسپرتی.... میگیره که من میخام ماشین رو 9 دنده درست کنمو لاستیک دور سفید بندازمو چرم کفش مورچه بندازمو....
خو لامصب تو که می خواستی این همه خرج کنی ی بوگاتی میگرفتی به صرفه تر نبود؟
علامت مخصوصشم اینه بببب ععع

فرستنده : JM



صبح يكی اومده در خونمون, رفتم در رو باز كردم برگشته بهم ميگه همراه اقای ... (با بابام كار داشت‏)‏منم بهش گفتم گوشی دستت باشه تا صداش كنم
فك كنم اول صبحی هنوز لود نشده بود

فرستنده : حسین از دهلران



عاااااقااااا گودزیلاهای شما که فقط با حرف پدرتونو درمیارن،حالا میگم از گودزیلای خودمون که چجوری تو هچل(حچل،هجل،کچل،اه برو بابا)انداختتم!
کم کم که به چهارشنبه سوری نزدیک میشیم بازار ترقه گرمه!پسرعمه م دهه هشتادیه همیشه هم توخونه ما ولو هست(آآآآرههههه خدا به دادم برسه)بهم گفت:داداسی برام چرقه بده!منم گفتم بچه ست یه دونه کوچولوشو داشتم فقط چزچز میکرد و خطری نبود دادم بهش گفتم شکلاتیه...تا برگشتم کبریت بیارم عاغاااا خورده بودتش!فک کرده بود شکلاته...بعدم که فهمید چی شده...گریون رفته به مامانش گفته داداشی چققله کرد تو دهنم!منم کلی سرکوفت شنیدم!
نه خداییییییش گودزیلاست ما داریم¿¿¿ا

فرستنده : Sabuha



پای کامپیوتر بودم داشتم pes میزدم ابوی از راه اومد
گفت چشت درنیاد یه وقت ...
ما رو میگی خاموش کردیم نشستیم پای تلوزیون ور دل بابامون دلشو بدست بیاریم
گفت مگه تو درس نداری ... برو پا درست
ما هم رفتیم ...
یه خورده گذشت بابام جمله معروفو گفت : خیر سرم بچه بزرگ کردم تنهاییامو پرکنه
مارو میگی ؟؟؟؟!!!!
من
بابام >:(
درس 0_0
کریس رونالدو تو pes هم O-O

فرستنده : amy 



کلـــــــاس اول که بودیـــم؛ معـــلمـــمون به یکی از بچــــه هـای کلاس گفت بیا پا تخته.
اونم اومد و معـــلم مـون یه دایــــــــره کشید و گفت : ایـــن چیـــه؟!
این همکلاسی مــــــا هم هاج و واج داشت مــــعلم رو نگــاه میکرد.
بعد کلی فکر کردن نوشت : " طــــــــــــــــــاهره " :/
حالا هم بعد چن سال رتبه زیر 30 کشـــــــــــور رو آورده تو قلــــــــم چی :/
هم کلاسیه مـا داریـــــــــــــــــــــــــــــــم؟!

فرستنده : Blue Seven



× دختر خــــــــاله مــــــــامـــــــانم 79 ایه؛ همون 80 یی حساب میشه :دی
سرِ ختم بهش گفتن : سوره حمـــــــــد رو بخـــــــون.
بقیه خوندن و به این میگن خونـدی ؟
- نـــــــــــــــه :((
بعد یک ربـــع؛ نیم ساعت ؛ بهش میگن تموم شد؟!
میگه : نه :((
نگو داشته کل ِ سوره بقــــــــــره رو میخونده :/
نه؛ فکـــــــــــ و فآمیلـــــــــــــــهـ مـــــــــاداریم؟!

فرستنده : Blue Seven



× زنگــــــ زدم آژانس؛ بعد 45 دقیقه دوبـــاره زنگ زدم:
- چرا نیـــــــــــــــــــــــــومد؟!
آژانسیه : واقعــــــــا آژانس میخواستین؟! :-؟
:/ : / ( اینم الان عمق فاجعه رو نمیرسونه )
یه سیـــــــــــاهچـــــــــاله پیــــــــــدا کردم, قیمتش از زمینای افق کمتره :))
خلوت هم هست توش دانشمـــندا فقط فعـــالیت میکنن :))
حیف که اون موقع نداشتمش برم توش غیب شم :(

فرستنده : Blue Seven



ضرب المثل " شپش چیکار داره به زنبور عسل" اولین بار توسط مادرم به کار رفت اونم زمانی که گفتیم فلان بازیگره یکم شبیهته :))
کلا اعتماد بنفسمو از مادرم به ارث بردم :))

فرستنده : smj13سید مصطفی 


یه بار یک خارجیه تو کلاس بهم میگه ببخشید ای لاو یو(i love you)به فارسی چی میشه منم گفتم:میشه کثافت
گفت:دستت درد نکنه(به انگلیسی)
بعد دیدم فردا رفته به نامزدش(نامزدش ایرانیه)گفته من می خام یه چیز به تو بگم نامزدش میگه بگو بعد یارو میگه کثافث
نمیدونید عجب دعوایی شد
الان از ترس تو افق غایم شدم

فرستنده : خشم شب13



یه بار رفته بودیم مشهد موقع بیرون رفتن از هتل رفتیم سوار ماشین بشیم یهو دختر خالم گفت پس مامان بزرگ کو؟ هیچی یادمون افتاد تو اسانسور جا مونده رفتیم تو دیدیم با مسافرای بعدی رفته بالا . حالا هی ما میرفتیم بالا اون با بقیه میومد پایین ( و بلعکس) هیچی دیگه همه تو هتل کارشونو ول کرده بودن داشتن موش و گربه بازی ما رو نگا میکردن اخرشم دیدیم یکی از خدمه دست مامانی مارو گرفته داره از پله میاره پایین اخه اونقد بالا پایین شده بود داش سرش گیج میرفت. هیچی دیگه بعد از اون تا موقع برگشتن دیگه از اسانسور نمیذاش بریم از پله میرفتیم خودشم که پای از پله اومدن نداشت بیچاره داداشم بغلش میکرد 100 تا پله هرروز میبرد و میاورد. اخرشم مامانی رفت دخیل بست به حرم که کمردرد داداشم خوب بشه تا تو فرودگاهم بتونه از پله ها ببردش .(اخه تو فرودگاهم که میدونین پله برقی هس دیگه عمرا پاشو نمیذاش). (مامان بزرگ ضد تکنولوژیه داریم ما.).
برین بخوابین سرتونو درد اوردم اخه بیچاره داداشم از اونموقع به بعد دیگه نیم کیلو هم نمیتونه برداره سنی هم نداره ها دهه شصتیه، البته وسطاش، دکتر خوب سراغ دارین بگین اخه امسالم داریم میریم مشهد)

فرستنده : mahya
<?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="text" href="w:text:81.txt">اس ام اس دوستانه(بخش اول)</a><a class="text" href="w:text:82.txt">اس ام اس دوستانه(بخش دوم)</a><a class="text" href="w:text:83.txt">اس ام اس دوستانه(بخش سوم)</a><a class="text" href="w:text:84.txt">اس ام اس دوستانه(بخش چهارم)</a><a class="text" href="w:text:85.txt">اس ام اس دوستانه(بخش پنجم)</a><a class="text" href="w:text:86.txt">اس ام اس دوستانه(بخش ششم)</a></body></html>♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ I am Single ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
شما هم مثِ من وقتی تو جاده یه چیزی(پلاستیک،پوست میوه و...) رو از پنجره ماشین پرت میکنید بیرون سریع دلشوره میگیرید و دست به جیبتون میزنید که نکنه یه چیزه دیگه هم اشتباهی پرت شده باشه؟؟؟؟؟؟؟
یا فقط من اینطوریم عایا؟؟؟؟؟؟
پ.ن : میدونم شهرما خانه ماست + زباله ریختن سنگین جریمه داره و...

فرستنده : VanVanI



بچه ها من عادت دارم از بچگی که همراه اهنگ میخونم با صدای خیلی کم حالا چند روز پیش از دانشگاه برمیگشتم که راننده اهنگ همه چی ارومه من چقد خوشبختم رو گذاشته بود صداش هم بلند کرده که عالی بود واسه خوندن و خلاصه توی تاکسی هم یه پسرو دوتا دخترم بود منم داشتم همراه اهنگ میخوندم و رفته بودم توی رویای خودم که یدفه راننده ضبط رو خاموش کرد ومنم داشتم میخوندم که دیدم همه منو نیگا میکنن ...
باور کنید از مرگ واسم بدتر شد اون لحظه...
خودتون رو بزارید جای من ببینید چه گندی بالا اوردم...
باور کنید اگه سرعت ماشین کم بود میرفتم تووو افق دنبال سوراخ لایه اوزن میگشتم که برم توش گیر کنم و راحت ب