 همیشه گریه ام میگرفت اشکامو ‍پاک میکرد میگفت چته میگفتم میترسم از روزی که تنهام بزاری یه لبخند میزدو بغلم میکرد میگفت نترس هیچ وقت تنهات نمیذارم لحظه هایی که واسم یه دنیا ارزش داشت!خدایا کجاست اون لحظه ها چرا تنهام گذاشت میگن شاید خدا اونو ازت میگیره که بهترشو بهت بده خدایا چرا ازم گرفتیش به خدایی خودت قسم بهترشو نمیخوام همونا میخوام همون دستا همون آغوش همون حس....!!

فرستنده : فریاد زیر آب



بعد از مدت ها صداشو شنيدم كه آمده بود در خونه مون ...
خدا ميدونه كه چقدر منتظر همچين لحظه اي بودم ...
ولي نتونستم برم پايين تا از نزديك ببينمش فقظ صداي احوال پرسيشو از دور ميشنيدم ...
امان از چشم هايم كه تازگي ها منو بدجوري لو ميده ...
نتونستم برم پايين و آن رفت و من ماندم با حسرت ديدار و با صدايش در ذهنم ...

فرستنده : KSDL



نگاهـــ ـم به دور دستهـــ ـا بود، آنجـــ ـا كه كـــ ـوه و آسمــــ ـان با هـــ ـم آشتي كــــ ـرده بودند. نـــ ـور اميـــ ـدي در دلـــ ـم جوانـــ ـه زد ... 

فرستنده : KSDL



خدایا تنها مگذار دلی را که هیچ کس دردش را نمیفهمد……خودت میدانی چه سخت است “تنهایی”

فرستنده : ديگه مىرم!!! تو خیابون منتظر دوستم بودم دیدم یه پسر ناز 4.5ساله کنار من ایستاده بهش گفتم:عزیزم اسمت چیه؟
سرشو بلند کرد یه نگاه به من انداخت و گفت:"علی آقا"
من:-)
علی آقا:-)
اینم از گودزیلاها

فرستنده : مهشاد



اغا دیروز با بابامون رفته بودیم بیرون و وقتی که داشتیم بر میگشتیم ...
بابام: سروش بپر دو بسته ازاین کالچر طلایی ها بگی
من:؟ جـــان چی بگیرم
بابام:ای بابا توم ک از دنیا عقبی ها برو به مغازه داره بگو خودش میدونه
من:اغا کالچر طلایی دارید (نه خیر سلامم یادم نرفت)
مغازه دار:)))))))))))))))منظورتون چاکلز طلایه
من:(((((((((((((((
من به بابام: بابا منظورت چاکلزه
پدر گلم: O-o مگه من چی گفتم
من:در این لحظه من تو افق محو بودم و تصویرم در دسترس نیست(ببخشید دیگه)
نه خدایی بابای با اعتماد به نفسیه داریم .

فرستنده : s.b.v2



پسر خالم از دانشگاه بابل برگشته با هم اخبار ورزشی نگاه میکنیم مجری میگه کاله آمل پیکان را شکست داد!پسرخالم میگه سالن مسابقه این کاله نزدیک خوابگاه منه اون روز رفتم بازیشون رو دیدم یه ساعت تعریف بازی رو کرده!!!!آمل(مازندران) کجا؟؟.بابل(سیستان و بلوچستان) کجا؟؟؟خب یه دروغ بهتر بگو عزیزم؟؟؟فک و فامیله ما داریم........والا به غرعان

فرستنده : ایرانسل



سر کلاس داشتم با خط کشم ور می رفتم.دو نفر داشتن با هم دعوا می کردن.یهو یکیشون اون یکی رو هل داد اونم مستقیم اومد تو خط کش من و شکستش.گفتم بابا جلو تو نگاه کن دیگه.پسره هم گفت:بابای خودته.
قیافه من@-#
همکلاسی با شعوره من دارم؟؟؟

فرستنده : SHADOW



یکی از دختر عمه هام یه دوست پسر داره به اسم علی.فکر می کنین با چه اسمی شمارشو ذخیره کرده تا مامان و باباش شک نکنن.به اسم گوش.
دختر عمه من دارم؟؟؟

فرستنده : SHADOW



یه دوست دارم اسمش رضا.سرکلاس داشت درسو میخوند.یهو رسید به کلمه مرورگر.فکر می کنین چی خوندش؟با اعتماد بنفس مُرورگِرور خوندش.قیافه ما به شرح زیر بود.
من@-@
دوستام@-#
استاد0-#
دوست با سواده ما داریم.

فرستنده : SHADOW



مخاطب خاصم روز تولدم یادش رفته بود(بس ک دوسم داره)
منم بهش گفتم مهر.بعدش گفتم واسه چی برسیدی گفت میخواستم بدونم کی قراره باهات قهر کنم
مخاطب خاصه دارم من عااااااااخه:(

فرستنده : shima



تولد دختر عموم بود...مارو دعوت کرد بیرون....توی یه پارکی کیک بخوریم....دوستاش بودن...داداشش بود..من بودم با چن تا از فامیلا.....نشسته بودیم کیکو تقسیم کردن ....بشقاب کم بود...دونفری تو یه بشقاب میخوردیم....ما هم که بخور....سره سه سوت کیکمونو با پسر عمومون خوردیم...دو تا از دوستای دخترعموم نتونستن کیکشونو بخورن....تعارف ما کردن...ما هم که چیزی رو رد نمیکنیم....عاقا داشتیم میخوردیم که یهو خوشحال شدم...پیش خودم گفتم دمش گرم...تو کیکش پاستیلم داره....کیکو خوردیم تموم شد...ولی دیدم پاستیله نمیره پایین...از دهنم درش اوردم دیدم آدامسه....!!! گفتم کسی آدامس داشته....یهو دیدم یکی از اون دو تا دوستش رنگش زرد شده...!!!گف من آدامسمو گذاشته بودم کنار بشقابم که دوباره بعد از کیک بخورمش.....أوع أوع أوع...آخه کثافط یه آدامس نو برات میخریدم خودم...این کارا چیه...تازه آدامسش توش تیکه های سبز بود...فک کنم قرمه سبزی خورده بود قبلش...أه أه....دوباره حالم بد شدش...هر چی خواستی فوش بدی أم به دختره بده...به من نگو.......!!!دختره ی کثافطططط

فرستنده : اسی69



تو شرکتم یه کارمند دارم
(توجه نمودی شرکتم ولی بخدا مال دنیا ارزش نداره دیدم که می گم)
آقا ایشون سنش یه 50 ساله
خیلی من قبولش دارم
(الآنم نشسته بغل دستم داره این مطلبو می خونه و می خنده)
ایشون تلفنش که زنگ می خوره با توجه به کسی که پشت خطه عکس العملاشم فرق می کنه
اگه از خونشون باشه : می شینه سرجاش و خیلی آروم صحبت می کنه
اگه پدره پیرشون زنگ بزنه : دره این گوشو می گیره و اون یکی رو فرو می کنه تو موبایل تا بفهمه ابوی چی می گه و خودشم از این طرف داد می زنه
اگه از یه شرکت همچین مهم زنگ بزنن : ایشون نیم خیز می شه و عرض ادب می کنه به کسی که پشت خطه
اگه یه شخص مهم زنگ بزنه: ایشون پا میشن می ایستن
اگه شخصی خیلی مهم تر (مثلا من) که ایشون مثلا کارش پیشش لنگ هم باشه ایشون پا می شه وامیسته و تعظیم میکنه...
بهش میگم آخه برادر من (البته از پدرمم بزرگترن) اونکه پشت تلفن نمی بینتت
ولی فقط لبخند می زنه
ماشالا تنه صداشم خیلی زیاده اصلا حرف می زنه دیگه صدا به صدا نمی رسه
آخه این کارمنده من دارم؟
بسلامتیه خودش که خیلی عزیزه تو شرکت

فرستنده : MEHDI>>>100%MOKH



عاغا يکى از دوستان ميتعريفيد که يه گودزيلا تو فاميلشون دارن(از اون گودزيلاها)سه سالشه!اين بنده خدا(گودزيلا)وقتى تو يه جم ميخواد باکلاس ترين فرد رو ضايع کنه ميره کنار طرف ميشينه بعداز يه چند مين يکم بو ميکشه جورى که همه متوجه شن بعد به طرف ميگه جورابات چقد بوميدن خفه شدم!بعدش بلند ميشه ميره يجا ديگه ميشينه!!!
آخه اينم فکوفاميله دوست من داره؟؟؟؟

فرستنده : جوپارستان



جمله طلایی بابام هنگام به زور تخفیف گرفتن از فروشنده شلوار جین:
آقا پسته گرون شده،یه کم ارزونتر حساب کن من بتونم یه 100گرم پسته واسه این بچه بخرم···
جوونه،عقده ای میشه به دو سال دیگه میگه بابا چرا واسه من شب عیدی پسته نخریدی···
آقا شمام کوتاه بیا یه کم تخفیف بده دیگه··· زندگی خرج داره····
بابام دراون لحظه (>_<)
فروشنده(O_o)
من(o_O)
دوباره بابام(^_^)
فک و فامیله ما داریم ای خدا ا ا ا ا ا ا ا :|

فرستنده : ♥uNliMited LoVe♥



مامان بزرگم زنگ زده خونمون، مامانم داره باهاش صحبت میکنه. بین حرفاشون یهو میگه: خورشیدم خوبه! نمیدونم چیکارمیکنه، ازصبح تا شب میشینه پشت کامپیوترش زل میزنه به صفحه بنفش، چند دقیقه یه بارم خود به خود میخنده...
منظورش منم وقتی که میام 4jok .
خو مادر من الان مامان بزرگ فکر میکنه من دیوونه شدم...
من (O-o)
مامان بزرگم (@-@)
صفحه بنفش(*-*)

فرستنده : KHORSHID



مامانم بهم میگه فردا یادت باشه رفتی بیرون آشغال بگیر.
من: چی بگیرم؟ o-O
مامانم: حواسم نبود آشغال زباله بگیر.
واویلا...
آخرش فهمیدم منظورش کیسه زباله اس...
حالا برگشته به من میگه: پاشو برو اونور. حواس واسم نذاشتی...
خو الان من چی بگم آخه؟

فرستنده : KHORSHID



عاقا طرز زندگی منو نگاه کنید اخه اینم مامان باباست من دارم؟؟؟
از یک سالگی تا شش سالگی تهران
شش سالگی تا نه سالگی شیراز
نه تا یازده سالگی آبادان
یازده سالگی تا چهارده سالگی هم بوشهر
چهارده سالگی تا شانزده سالگی هم ارومیه
از اول شهریور هم اومدیم یزد :|
ینی به خاطر مامانم من و بابام و دو تا داداشام ایران گردی داریم
جالب هم این جاست بین من و دو تا داداشام هیچکدوممومن جغرافی مون خوب نیست
ینی اینم فک و فامیله من دارم؟؟؟

فرستنده : ◡‿◡✿



سلام این اولین مطلب من توی 4joke امیدوارم خوشتون بیاد
یکی از دوستام دانشجوی کاردانی برقه.فصل امتحانات بود وداشت خودشو برای امتحان زبان فنی خفه میکرد.خلاصه بعد از کلی خر خونی کردن رفته بود سر جلسه .فرداش ازش پرسیدم چطور بود.گفت خوب بود فقط هر چی تو کتاب میگردم کلمه "خروجی موبایل" روپیدا نمیکنم.بعد از کلی کاوش فهمیدیم که این مغز متفکر کلمه (automobile)=اتوموبیل رو اینجوری ترجمه کرده
اخه اینم شد دانشجو...

فرستنده : Anox



یه برادر دهه هشتادی کره گودزیلا دارم از گل نازک تر بهش نمی گن اونوقت من و مادرم اون داداشم داشتیم می رفتیم مادرم اتفاقی پاشو گذاشته رو دست داداشم برگشته به من می گه خاک بر سرت پامو گذاشتم رو دست بچه...
..
.
هیچی دیگه از اون موقع تا حالا دارم دنبال پدر و مادر واقعیم می گردم(البته از قبلشم می دونستم سر راهیم اما نه دیگه اینقدر)
همدردیتون تو حلقم.....والا

فرستنده : Hamed-j73



تو دانشگا پول کم اوردم زنگ زدم به مامانم میگم یه کم پول بریز به حسابم
گه شماره کارتت رو اس کن واسش اس کردم
بعد اس داده به نام کیه؟ اسمتم بگو:| :| :|
هیچی دیگه دانشگاه رو ول کردم دارم دنبال پدر و مادرم میگردم

فرستنده : parnas



عاغا ی گوزیلای دهه 80 داریم,پسر داداشمه(فهمیدین عموام)کلاس اوله
داشت مقشاشو مینوشت,مامانش برگشت گفت پسرم میخواد دکتر بشه ها
خواهربزرگم گفت خوبه پس میریم پیشش معاینه کنه,یهو برگشت گفت اوه ه ه
عمه تا اون موقع تو مردی دیگه.مارو میبینی همه شده بودیم مجسمه.....
پسر داداش با محبته ما داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فرستنده : ofogh



امروز مخاطب خاصم دلو زد به دریا و شارژ 20 تومنی واسم گرفت
منم خرکیف شدم و دیدم مونده رو دستم!!! به بیشتر دوستا و آشناها اس ام اس دادم گوشیم گم شده یه زنگ میزنی پیداش کنم؟
دیدم تا پیاما رفت گوشیم بود که فرت و فرت زنگ میخورد منم ترکیده بودم از خنده!!!!
تازه اوج ماجرا جایی بود که باز بهشون اس دادم مرسی که زنگ زدی ولی پیداش نکردم!!! آخه رو سایلنت بود!!! بعد دختر خالم اس داده آخی عزیزم!!! آخه مگه مجبوری بذاری رو بیصدا؟؟؟؟؟؟
الان من باید چکارکنم؟؟؟؟؟واگذار به شما!!!

فرستنده : سعیده 1371



@ فامیل دور ... با رفیقم داشتیم میرفتیم استادیوم.نزدیک ایران خودرو بودیم.ماشن های اونجا رو دید گفت : اووووووف!! حامد چقدر شلوغه فکر کنم استادیوم پر شده بیا برگردیم!!! رفیق پخمه است ما داریم!؟

فرستنده : hamed khalili



مامان بزرگم خیلی مریض بود
و در ضمن دکتری که همیشه میره پیشش مطبش باز نبود
به هزار زحمت راضیش کردیم بره پیش یه دکتر دیگه
وقتی رفتیم داخل،معاینه که تموم شد مامان بزرگم گفت:
آقای دکتر یه چیزی بنویس فعلأ خوب بشم
تا چند روز دیگه برم پیش یه دکتر درست حسابی .
۷سال درس خوندشُ شست مثل رخت پهن کرد رو بند!

فرستنده : Vahab



یه بار رفته بودیم طاویر با فامیلای مامانم.یه گودزیلاهم بینمون بود.حالا من نزدیکیای جایی که وایسادیم برای استراحت یه آدمک پیدا کردم که خیلی باحال بود.گودزیلاهه دیدش و میگه من میخوامش منم حس کرم ریختنم گل کرد و گفتم مال منه هرکی پیداش کرده مال خودشه از توی گزنه ها پیداش کردم.برو خودت یکی پیدا کن.باید بگم گزنه نوعی گیاهه که وقتی با پوست تماس پیدا کنه پوستتون سوزش پیدا می کنه.حالا این گودزیلاهه رفته و بینشون گشته بعد در حالی که داره بالا و پایین می پره برگشت و داد زد سوختم.
گودزیلا ما داریم.

فرستنده : SHADOW



پسر داداشم ۸سالشه معلم مدرسشون
تلفن کرده به مامان بچه گفته شما به این بچه چی یاد میدین؟
ازش پرسیدم چهار مزه اصلی چیه؟
پسرتون میگه: خیارشور/چیپس/ ماست موسیر/ زیتون!

فرستنده : Vahab



چن روز پیش خواهرزادم (گودزیلا)اومده بودخونمون (الان فهمیدین ماخونه داریم)منم مرض گرفتم رفتم یه کاسه تخمه اوردم نشستم باهاش خوردم بعدکه تخمه هاتموم شد گفتم تشنته؟؟؟گفت اره !منم ازفرصت استفاده کردم یه لیوان اب براش اوردم !!!بعد5دقیقه بهش گفتم ازروسرت افتاب گردون دراومده !!!اقااین گریه می کرداااا بعدرفت به داداشم گفت:ازروسرم افتاب گردون درومده ؟؟اونم دل خوشی ازش نداش گفت اره دایی!! عجب خاله ودایی مهربانی هستیم ما!!! فک وفامیله اینادارن؟؟انقدخنگه به اینه نگاه نمی کرد

فرستنده : $sahar$ 



یه همکلاسی داریم اسمش مهدی دادخواهه.بعد براش لقب گذاشتن.1-دارچاه.2-داکوب.3-دلستر.اگه جلوش بگی دلستر دیوونه می شه.حالا ما یه بار بهش گفتیم برم دوتا دلستر بخرم بنوشیم؟؟؟دیوونه شد یعنی الان از تو مرده شور خونه دارم اینو می نویسم.
دوست دیوونس داریم؟؟؟؟؟؟

فرستنده : SHADOW



ی خواهردارم 4ساله گودذیلاییه براخودش ولی دیروز ی اتفاقی افتاد اصن اشک ازچشام میومد .این ابجی گل مامیره لباساشو ازروچوب لباسی برداره یهونمیدونم چ میشه چوب لباسیه میفته وچون نزدیک پنجره بوده قران میفته(قران رومیذاریم توپنجره) یعنی اونموقع فک کنم جدوابادمون جلوش اومدن اینقدجیغیید ک حتی همسایمون هم صداشوشنید هی گریه میکرد ومیگفت حالاخدامنودوست نداره حالامنومیکشه الان دیگه میرم جهنم خدارونمیبینم یعنی اونموقع کل خوانواده باهمسایمون داشتیم همراش گریه میکردیم خدااااااااااعاشق این دل صاف کودکی ام. لایک=خداجون عاشقتم بااین بندهات

فرستنده : lovely vampeir



داداشم بچه كه بوده جمله (با دنده سنگين حركت كنيد ) تو جاده هارو مدونيد چي ميخونده ؟؟؟؟ ميخونده (bad nade sangin harekat kon) خدا وكيلي .....نه خدا وكيلي ....داداشه من دارم!!!!!

فرستنده : آقا پارسا



اعتراف میکنم من از اون آدمام که اگه بابام پشتم نباشه از گرسنگی میمیرم.....نمیتونم یه لقمه نون در بیارم زندگیمو بگذرونم.....خداییش بابای که پسره من دارم؟؟!!ببخشید ببخشید اشتباه شد.....منم پسرم که بابای من داره؟؟!!!

فرستنده : اسی69



دوستم یه شلوار خریده که گوشی جی ال ایکسش تو جیبش گیر میکنه!!!
دیگه خودتون حساب کنین که شلواره چقدر تنگه!

فرستنده : Mehdi 19



من همونیم که تو هند زندگی میکنه(فکر نکنید دارم پز می دهم)
یه جشنواره دارن اینا به اسم هولی(هُلی)یا بهتره بگم جشن رنگ بازی که یک بار تیپ زده بودم خفن لباسا همه سفید داشتم جلو دخترا می رفتم همه دخترا دهنشوون باز بود(یعنی اینقدر خوشگلم من)تا یک هندی بگم چی چی شده؟یه سطل پر روم رنگ خالی کرد حالا په رنگی؟بله سیاه سیاه دیگه خودتون تصور کنی من شدم مثل افریقیایی های که تازی از تو غار درومدن هیچی دیگه ابروم که رفت اون همه ابرو که قرار بود جمع کنیم شد برام زهرمار خو هندی جان میتونستی اونو تو لیوان بریزی رو صد نفر خالی کنی من چه گناهی کردم خو

فرستنده : خشم شب13



با داداشم داریم در حد کشت دعوا می کنیم. مامانم سرشو از جدول بلند کرده می گه نکنین. داداشم میگه شما با ما کاری نداشته باشین ما با هم کنار میایم گفته باشه شروع کرده به حل جدول.شما بگین فک و فامیله داریم ؟

فرستنده : mahya



عاقارفته بوديم ختم(خدارفتگان شماروهم بيامرزه)دورهم نشسته بوديم بحث ميكرديم كه بحث رفت سر باقالي پلوباماهيچه.....هيچي ديگه صحبت راجه به قيمتش بودكه بابام داشت ميگفت گرون شده اولاهف تومن بود بعدشددوازده تومن الانم نزديك بيست تومنه...داداش مام كه اصن حواسش به بحث نبود از لابه لاي صحبت برگش گفت:تازه دنده اتوماتيكشك قراره بياد... واتتشم توراهه....
من@@@@@@
بابام$$$$$$$$$
بيچاره فكركرددرمورد پرايدحرف ميزديم.....
ميت شادروان شد...خيارا دس نخورده موند ...همه ميز ميخوردن

فرستنده : COURTIER



خواهرم تعریف میکرد : یه روز به شوهرم اس ام اس دادم : سلام گلم خیار پیاز گوجه کاهو سس نوشابه یادت نره. از سر کار اومد دیدم همه رو خریده که هیچ تازه دوتا کلم گنده هم خریده! نگو بنده خدا گلم رو خونده کلم!!! داماد شکسته نفس ما داریم!!؟؟

فرستنده : hamed khalili



رفتم خونه دومادمون موقع خوردن شام دیدم دوتا لیوان نوشابه رو یکجا سر کشید بهش گفتم اینقدر نوشابه نخور ، بدبخت پوکی استخوان می گیری
برگشته بهم میگه : خوب بعدش دوغ می خورم هیچیم نمیشه!!!!!
یعنی کل مباحث پزشکی رو به چالش کشوند این مغز متفکر

فرستنده : poooooo



به پسر عمه ام اس دادم که اگه بتونی فقط 60 ثانیه باهام حرف بزنی بعد بمیرم چی بهم میگی؟
بعد اس داداه:تو غلط کردی میمیری من که کت و شلوار ندارم!!!!!
من......<هنوز تو شک هستم>
پسر عمه ی نامردم.....نگران برای نداشتن لباس مناسب
اخه این فک و فامیل ما داریم؟؟؟؟؟؟؟؟

فرستنده : kimya_000



واسه گلودرد رفتم پیش دکتر،بعد از معاینه دیدم داره میخنده!!!!
رو بهم کرد وگفت:
دارو واسه کسِ دیگه ای میخوای؟؟؟از تعجب چشام گرد شده بود گفتم:نه...چطور؟؟؟!!!
گفت:گواهی میخوای؟
نکنه دانشجویی از کلاس در رفتی؟؟؟ تو که آخه چیزیت نیست،راستشو بگووووووووووو
آخه یکی نیست بگه مگه حتما باید رو به موت باشیم بریم دکتر؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
اینم دکتره مچ بگیره ما داریم؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

فرستنده : 2nya



حالم خیلی بد بود داشتم میمیردم رفتم خونه داییم میگه حالت خیلی بده؟
من:آره خیلی دارم میمیرم!
دایی مکش ممیر ما:مردی داغی نمیفهمی!!!
من:0_0
داییم------->فرشته ی آُسمونی
عزراییل برنامه هاش بهم ریخته بود
خداییش فامیلام یدونن...

فرستنده : P@raZit



نشستیم تو تاکسی،راننده می پرسه: کجا تشریف میبرین؟
دختر عموم میگه میریم شال بخریم!!
فکو فامیله دارد؟

فرستنده : sick love



مامانم میگه میخوام زنت بدم میگم هر وقت یه خونه و ماشینو 50 میلیون پول دادی خودم نوکرتم هستم یعنی قبول میکنم.
میدونید چی جواب داده؟؟؟ إإإإإ نمیدونید؟الان میگم. برگشته گفته باشه قبول به شرطی که تا اخر عمر دیگه قیافه چندشتو نبینم. اخه اینم مامانه که ما داریم.
الان دنبال قرارداد و جور کردن شرطای منه.

فرستنده : شیش لول بند



یعنی من نمیدونم بعضیا چجوری دانشگاه قبول شدن
با رفیقم تو راهرو وایساده بودیم که از قضا (غذا،قزا و قضاهای دیگر...) یکی از دوستامون که دختر هم تشریف دارن اومدن پیش ما ( چیه؟؟ به خدا فقط همکلاسی ایم!!!)
دختره رفت سمت آبخوری و آب خورد، بعد حواسش نبود آب پاشید به صورت خودش و گفت: "ای واااااااای، حواسم نبود آب زدم به صورتم"
این رفیق ما اومد تریپ خبره ورداره بگه مگه "پنکک" زده بودی به صورتت، برگشت گفت: "مگه بیکینگ پودر زدی به صورتت......
آقا ما آویزون نرده شده بودیم، یه عده هم که با آمبولانس منتقل شدن، خودشم وقتی فهمید چه سوتی داده بخار شد.....
همکلاسی لوازم نشناسه ما داریم؟؟؟؟

فرستنده : Mr.Blake



بچه داییم اومده بود خونمون 5سالشه بهش میگم یه بوس بده با کمال پرویی گفت گمشووووووووو تو افق محوشدم اینم فک وفامیله دارم من

فرستنده : یه عاشق دربه در



دیروز با مامانم رفته بودیم صندلی ناهار خوری بخریم داخل مغازه از یه مدل خوشمون اومد بعد مامانم خواست قیمت کنه برگشته به اقاهه میگه ببخشید این صندلیاتون متری چند؟؟؟؟
من:))))))
مامانم:((((
اون مغازه داره ة
من که از شدت خنده از مغازه رفتم بیرون

فرستنده : Kiana jo0n



به بابام میگم:بابامن برای تمرین مدرسم نیاز به کمکت دارم!بایدشجره نامه ی خانوادگیمون رو بکشم! بابام:خوب راستش توفرزندسرراهی بودی!!نه ماتورومیخواستیم نه پدرمادرواقعیت!!!ولی خوب دلمون برات سوخت دیگه!!! وبالاخره حقیقت افشاشد!!! دراون لحظه: من:(( بابا:)))

فرستنده : $sahar$



عاغا ما یه دبیری داشتیم دبیر ادبیات بود این همیشه میومد رو کلاس درسشو میداد و نیم ساعت اخر خاطره تعریف میکرد
این دبیر خیلی با حال ماهم اومد کلا س گفت می خواد بپرسه ما هم که کسی نخونده بود نفری برامون یه صفر چپ راست کرد گذاشت تو دفتر(ـ0ـ) بعدش گفت بریم درس اسی و رسی رو (اسفندیار ورستم)رو بهتون درس بدم خلاصه درسو تموم کرد وفضولی عاغا گل کرده بود در باز کرد رفت در کلاس روبروی رو زد فرار کرد اومد تو در بست . اوناهم در باز میکردن میدیدن کسی نیست این دبیرمون خیلی حال میکردخلاصه چند بار این کارو کرد خون اون کلاس به جوش اورد بار چهارم که رفت درو بزنه فرار کنه یکی از بچه فورا درو پشت سرش بست عاغا چشتون روز بعد نبینه ییییک دعوا یی شد که از دعوای اسی ورسی هم بدتر بود خلاصه همه ی کلاس اون سال ادبیاتو افتادیم دیگه مجبور شدیم شهریور ادبیاتو پاس کنیم
معلم مردم آزار ماداریم ؟

فرستنده : Karton khabe gachsaran



عاغا یه پسر عمو دارم اسمش حسینه
امسال می ره کودکستان بعد دیشب اومد خونمون بهش میگم حسین مربیتون خانم یا عاغا . بعد کلی سوال که چکارش داری . اصن به تو چه ...گفت خانمه
بعد بهش میگم خانمتو ذوست داری ؟
عاغا اونم نه گذاشت نه برداشت دوتا زد تو گوشم گفت بیشور و عوضی خفه میشی یا خفت کنم میگم چرا آخه ؟ میگه مگه ادم خانمشو باید دوست داشته باشه خجالت نمی کشی تو خانمون جای ننته
خخخخخخخخخ این چه فک و فامیل ماداریم؟

فرستنده : Karton khabe gachsaran



آغا تو خونواده شمام مرسوم شده عروسی نمیگیرن ولی توقع کادو سکه تمام دارن ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
از ما که به زور سکه گرفتن 1 شام اشغال کردن تو حلقمون یعنی هر پرس شام برامون 1.450.000 تومن اب خورد اونم چی تو کبابی اغا کریم اینا......
فک و فامیل دزد ما داریم؟؟؟؟؟

فرستنده : mah 1368



دیشب داشتم دندونامو مسواک میزدم .از بسکی طول کشید بابام اومده میگه بسه دیگه مگه داری