.
رواياتى درباره بهتر بودن شب قدر از هزار ماه ، تقدير امور  ونزول ملائكه و روح در آن شب 
و در كافى به سند خود از ابن ابى عمير از عده اى راويان از امام صادق (عليه السلام ) روايت آورده كه گفت : بعضى از اصحاب ما اماميه كه به نظرم مى آيد سعيد بن سمان بود از آن جناب پرسيد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است ؟ (با اينكه در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش يك شب قدر است )، فرمود عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهى كه در آن شب قدر نباشد.
و در همان كت اب به سند خود از فضيل ، زراره و محمد بن مسلم از حمران روايت كرده كه از امام باقر (عليه السلام ) از معناى آيه (انا انزلناه فى ليله مباركه ) سؤ ال كرد، فرمود بله شب قدر كه همه ساله در ماه رمضان در دهه آخرش تجديد مى شود شبى است كه قرآن جز در آن شب نازل نشده ، و آن شبى است كه خداى تعالى در باره اش فرموده : (فيها يفرق كل امر حكيم ).
آنگاه فرمود: در آن شب هر حادثه اى كه بايد در طول آن سال واقع گردد تقدير مى شود، چه خير و چه شر، چه طاعت و چه معصيت ، و چه فرزندى كه قرار است متولد شود، و يا اجلى كه بنا است فرا رسد، و يا رزقى كه قرار است (تنگ و يا وسيع ) برسد، پس آنچه در اين شب مقدر شود، و قضايش رانده شود قضايى است حتمى ، ولى در عين حال مشيت خداى تعالى در آنها محفوظ است (و خدا با حتمى كردن مقدرات ، العياذ باللّه به دست خود دست بند نمى زند).
حمران مى گويد: پرسيدم منظور خداى تعالى از اينكه فرمود (شب قدر بهتر است از هزار شب ) چيست ؟ فرمود عمل صالح از نماز و زكات و انواع خيرات در آن شب بهتر است از همان اعمال در هزار ماهى كه در آن شب قدر نباشد، و اگر خداى تعالى جزاى اعمال خير مؤ منين را مضاعف نمى كرد، مؤ منين بجايى نمى رسيدند، ولى خدا پاداش حسنات ايشان را مضاعف مى كند.
مؤ لف : منظور امام از اينكه فرمود: (ولى در عين حال مشيت خداى تعالى در آنها محفوظ است )، اين است كه قدرت خداى تعالى هميشه مطلق است ، او هر زمان هر كارى را بخواهد مى كند، هر چند قبلا خلاف آن را حتمى كرده باشد، و خلاصه حتمى كردن يك مقدر قدرت مطلقه او را مقيد نمى كند، او مى تواند قضاى حتمى خود را هم نقض نمايد هر چند كه هيچ وقت چنين كارى را نمى كند.
و در مجمع است كه از ابن عباس از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) روايت شده كه فرمود: وقتى شب قدر مى شود ملائكه اى كه ساكن در سدره المنتهى هستند و جبرئيل يكى از ايشان است نازل مى شوند، در حالى كه جبرئيل به اتفاق ساير سكان نامبرده پرچم هايى را به همراه دارند، يك پرچم بالاى قبر من ، و يكى بر بالاى بيت المقدس ، و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طور سينا نصب مى كنند، و هيچ مؤ من و مومنه اى در اين نقاط نمى ماند مگر آنكه جبرئيل به او سلام مى كند، مگر كسى كه دائم الخمر و يا معتاد به خوردن گوشت خوك و يا زعفران ماليدن به بدن خود باشد.
و در تفسير برهان از سعد بن عبد اللّه روايت كرده كه به سند خود از ابى بصير روايت كرده كه گفت : با امام صادق (عليه السلام ) بودم كه سخن از پاره اى خصائص امام در هنگام ولادت به ميان آمد، فرمود: وقتى شب قدر مى شود امام مستوجب روح بيشترى مى گردد. عرضه داشتم فدايت شوم مگر روح همان جبرئيل نيست ؟ فرمود: روح از جبرئيل بزرگتر است ، و جبرئيل از سنخ ملائكه است ، و روح از آن سنخ نيست ، مگر نمى بينى خداى تعالى فرموده : (تنزل الملئكه و الروح ) پس معلوم مى شود روح غير از ملائكه است .
مولف : روايات در معنا و خصائص و فضائل شب قدر بسيار زياد است ، (كه ما در اينجا مختصرى از آن را آورديم )، و در بعضى از آن روايات علامتهايى براى شب قدر ذكر شده ، از قبيل اين كه : صبح شب قدر آفتاب بدون شعاع طلوع مى كند، هوا در صبح آن شب معتدل است ، و ليكن چون اين علامتها نه دائمى است و نه اغلب چنين است ، لذا از ذكر آن روايات خوددارى نموديم .بسم اللّه الرحمن الرحيم

لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ (1) رَسُولٌ مِّنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفاً مُّطَهَّرَةً (2) فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ (3) وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَةُ (4) وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ (5) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُوْلَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ (6) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ (7)‏ جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ (8)

ترجمه آيات

به نام اللّه رحمان و رحيم . به هيچ وجه كفار، چه مشركين و چه اهل كتاب رها نخواهند شد تا آنكه حجت نبوت خاتم الانبياء (صلوات اللّه عليه ) و حقيقت دعوتش و قرآنش بر آنان تمام شود (1).
رسولى از ناحيه خدا كه صحيفه هايى منزه از باطل را بر آنان تلاوت كند (2).
صحيفه هايى كه در آنها كتابهايى گرانبها هست (3).
و اگر اهل كتاب دعوت او را نپذيرفتند و از مسلمانان جدا و متفرق گشتند بارى بعد از تماميت حجت عليه شان جدا شدند (4).
با اينكه رسالت اين رسول جز اين نبود كه به مشركين و اهل كتاب بفهماند از طرف خدا مامورند اللّه تعالى را به عنوان يگانه معبود خالصانه بپرستند و چيزى را شريك او نسازند و نماز را بپا داشته زكات را بدهند و دين قيم هم همين است (5).
از اهل كتاب و مشركين ، آنها كه كافر شدند در آتش جهنم خواهند بود آن هم براى هميشه و ايشان بدترين خلق خدايند (6).
و كسانى كه ايمان آورده اعمال صالح كردند ايشان بهترين خلق خدايند (7).
جز ايشان نزد پروردگارشان عبارت است از بهشت هاى عدن كه نهرها در زير درختانش روان است و ايشان تا ابد در آنند در حالى كه خدا از ايشان راضى و ايشان هم از خدا راضى باشند اين سرنوشت كسى است كه از پروردگارش بترسد (8).

بيان آيات

اين سوره رسالت محمد بن عبد اللّه خاتم النبيين (صلوات اللّه عليه ) را براى عوام از اهل كتاب و مشركين مسجل مى كند، و به عبارتى ساده تر براى عموم اهل ملت و غير اهل ملت و باز ساده تر بگويم : براى عموم بشر تسجيل مى كند، و مى فهماند كه آن جناب از ناحيه خدا به سوى عموم بشر گسيل شده ، و اين عموميت رسالت آن جناب مقتضاى سنت الهى ، يعنى سنت هدايت است ، همان سنتى كه آيات زير بر آن اشاره دارد، و مى فرمايد: (انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا)، (و ان من امه الا خلافيها نذير) و به بيانى كه ان شاء اللّه به زودى مى آيد بر عموميت دعوت آن جناب استدلال كرده ، به اينكه دعوت آن حضرت متضمن صلاح مجتمع انسانى است ، عقايد و اعمال افراد و جوامع را 