دنيا را خانه قرار نبيند، و اميدوار اقامت در آن نشود، از اين رو دنيا را به كلى از دل خود بيرون كرد، و ياد آن را از قلب كوچ داد، و از نظر دور بين خود هم پنهان نمود، آرى وقتى شخصى از چيزى بدش آيد نظر كردن بآن را هم دوست نمى دارد، حتى دوست نمى دارد كه كسى نزد او اسم آن چيز را ببرد.
عبادت پيامبر اكرم (ص ) از ساده روايات 
7 - و در كتاب احتجاج از موسى بن جعفر از پدرش و از پدرانش از حسن بن على از پدرش على (عليه السلام ) روايت كرده كه در ضمن خبرى طولانى فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) از خوف خداى عزوجل آنقدر مى گريست كه سجاده و مصلايش از اشك چشم او تر مى شد، با اينكه جرم و گناهى هم نداشت .
8 - و در كتاب مناقب است كه رسول الله (صلى الله عليه و آله ) آنقدر مى گريست كه بيهوش مى شد، خدمتش عرضه مى داشتند مگر خداى تعالى در قرآن نفرموده كه خداوند از گناهان گذشته و آينده تو، در گذشته پس اين همه گريه براى چيست ؟! مى فرمود: درست است كه خدا مرا بخشيده ، ليكن من چرا بنده اى شكرگزار نباشم ، و همچنين بود بيهوشى هاى على بن ابى طالب وصى آن حضرت در مقام عبادتش .
مؤ لف : گويا سائل خيال مى كرده كه بطور كلى عبادت براى ايمنى از عذاب است ، و حال آنكه چنين نيست ، بلكه رواياتى وارد شده كه عبادت از ترس عذاب مانند عبادت بندگان از ترس موالى است ، بناى پاسخ آن جناب هم بر اين است كه عبادت از باب شكر خداى سبحان است ، و اين چنين عبادت ، عبادت كرام و قسم ديگرى است از عبادت .
و در ماءثور از ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) هم وارد شده كه بعضى از عبادته ا از ترس عقاب است و اين عبادت نظير عبادتى است كه غلامان براى آقاى خود و ازترس او انجام مى دهند، و بعضى از عبادات عبادتى است كه به طمع ثواب انجام مى شود، اين عبادت نظير عبادت تجار است كه از هر كارى سود آنرا در نظر دارند، و بعضى از آنها عبادتى است كه به خاطر اداى شكر نعمتهاى خداى سبحان انجام مى شود.
و در بعضى روايات از اين قسم عبادت تعبير شده به اينكه بخاطر محبت خداى سبحان انجام مى شود، و در بعضى از روايات ديگر دارد كه بخاطر اين انجام مى شود كه خدا را اهل و سزاوار عبادت مى بيند.
و ما در تفسير جمله (سيجزى الله الشاكرين ) در جلد چهارم ص 75 اين كتاب درباره معناى اين روايات بطور مفصل بحث كرديم ، و در آنجا گفتيم كه شكر در عبادت خدا، عبارتست از اخلاص نيت براى خدا، و شاكرين همان مخلصين (به فتح لام ) از بندگان خدايند، و مقصود از آيه شريفه (سبحان الله عما يصفون . الا عباد الله المخلصين ) و امثال آن ، همين مخلصين مى باشند.
9 - و در كتاب ارشاد ديلمى است كه ابراهيم خليل (عليه السلام ) وقتى به نماز مى ايستاد جوش و خروشى نظير هيجان و اضطراب اشخاص ترسيده ، از او شنيده مى شد، و رسول الله (صلى الله عليه و آله ) هم همينطور بود.
10 - و در تفسير ابى الفتوح از ابى سعيد خدرى روايت شده كه گفت : وقتى آيه شريفه (و اذكروا الله كثيرا - و خدا را بسيار ذكر كنيد) نازل شد رسول الله (صلى الله عليه و آله ) مشغول به ذكر خدا گشت تا جائى كه كفار مى گفتند اين مرد جن زده شده است .
11 - و دركتاب كافى به سند خود از زيد شحام از امام صادق (عليه السلام ) نقل مى كند كه فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) در هر روز هفتاد بار توبه مى كرد، پرسيدم آيا هفتاد بار مى گفت (استغفر الله و اتوب اليه )؟ فرمودند: نه ، بلكه مى گفت : (اتوب الى الله ) عرض كردم رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) توبه مى كرد و گناه مرتكب نمى شد و ما توبه مى كنيم و باز تكرار مى نمائيم ، فرمود: (الله المستعان - بايد از خدا مدد گرفت ).
12 - و در كتاب مكارم الاخلاق از كتاب : (النبوه ) از على (عليه السلام ) نقل مى كند كه آن جناب هر وقت رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) را وصف مى كرد مى فرمود: كف دستش از تمامى كف ها سخى تر و سينه اش از همه سينه ها جرات دارتر و لهجه اش از همه لهجه ها و زبانها راستگوتر و به عهد و پيمان از همه مردم وفادارتر و خوى نازنينش از خوى همه نرم تر و دودمانش از همه دودمان ها كريم تر و محترمتر، اگر كسى ناگهانى ميديدش از او هيبت مى برد و اگر كسى با او از روى معرفت همنشين بود دوستش مى داشت ، قبل از او و بعد از او من هرگز كسى را مثل او نديدم .
13 - و در كتاب كافى به سند خود از عمر بن على از پدر بزرگوارش نقل مى كند كه فرمود: از جمله سوگندهاى رسول خدا اين بود كه مى فرمود: (لا و استغفر الله - نه ، و از خداآمرزش مى خواهم ).
14 - و در احياء العلوم است كه آن جناب وقتى خيلى خوشحال مى شد
سخاوت حضرت (ص ) و توجه ايشان به امر نيازمندان
15 - و نيز در همان كتاب است كه : رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) سخى ترين مردم بود، بطورى كه هيچ وقت درهم و دينارى نزدش نمى ماند، حتى اگر وقتى چيزى نزدش زيادى مى ماند و تا شب كسى را نمى يافت كه آنرا به او بدهد، به خانه نمى رفت تا ذمه خود را از آن برى سازد و آنرا به محتاجى برساند، و از آنچه خدا روزيش مى كرد بيش از آذوقه يكسال از خرما و جوى كه در دسترس بود براى خود ذخيره نمى كرد و مابقى را در راه خدا صرف مى كرد، كسى از آن جناب چيزى درخواست نمى كرد مگر اينكه آن حضرت حاجتش را هر چه بود برآورده مى نمود، و همچنين مى داد تا آنكه نوبت مى رسيد به غذاى ذخيره يكساله اش از آنهم ايثار مى فرمود، و بسيار اتفاق مى افتاد كه قبل از گذشتن يكسال قوت خود را انفاق كرده و اگر چيز ديگرى عايدش نمى شد خود محتاج شده بود.

غزالى سپس اضافه مى كند كه : رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) حق را انفاذ مى كرد اگر چه ضررش عايد خودش و يا اصحابش ‍ مى شد.
و نيز مى گويد: رسول خدا(صلى الله عليه و آله ) دشمنان زيادى داشت و با اينحال در بين آنان تنها و بدون نگهبان رفت و آمد مى كرد.
و نيز مى گويد كه هيچ امرى از امور دنيا آن جناب را به هول و هراس در نمى آورد.
و نيز مى گويد: رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) با فقرا مى نشست و با مساكين هم غذا مى شد و كسانى را كه داراى فضائل اخلاقى بودند احترام مى كرد، و با اشخاص آبرومند الفت مى گرفت ، به اين معنى كه به آنان احسان مى نمود، و خويشاوندان را در عين اينكه بر افضل از آنان مقدم نمى داشت صله رحم مى كرد، به احدى از مردم جفا نمى نمود، و عذر هر معتذرى را مى پذيرفت .
و نيز مى گويد: رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) داراى غلامان و كنيزانى بود و در خوراك و پوشاك از ايشان برترى نمى جست ، و هيچ دقيقه اى از عمر شريفش را بيهوده و بدون عملى در راه خدا و يا كارى از كارهاى لازم خويشتن نمى گذراند، و گاهى براى سركشى به اصحاب خود به باغات شان تشريف مى برد، و هرگز مسكينى را براى تهى دستى و يا مرضش تحقير نمى كرد و از هيچ سلطانى به خاطر سلطنتش نمى ترسيد، آن فقير و اين سلطان را به يك نحو دعوت به توحيد مى نمود.
16 - و نيز در كتاب مزبور مى گويد: رسول خدا(صلى الله عليه و آله ) از همه مردم ديرتر به غضب درمى آمد و از همه زودتر آشتى مى كرد و خشنود مى شد و از همه مردم رؤ وف تر به مردم بود و بهترين مردم و نافع ترين آنان بود براى مردم .
17 - و نيز د