. للمكذبين

كلمه (اجل ) به معناى مدتى است كه براى چيزى معين شده باشد و (تاجيل ) به معناى اجل قرار دادن براى چيزى است ، كه البته در لازمه آن كه همان تاءخير باشد نيز استعمال مى شود، مثلا وقتى مى گويند: (قرض موجل ) معنايش قرض مدت دار است ، به خلاف (قرض حال ) كه به معناى قرض فورى است ، و اين معنا با آيه مناسب تر است تا معناى لغوى كلمه . و ضمير در (اجلت ) به امور مذكور يعنى طمس نجوم ، شكافتن آسمان ، ريشه كن شدن كوهها، و تعيين وقت شهادت رسولان بر مى گردد. و معناى آيه اين است كه : اين امور براى چه روزى تاءخير داده شده ، و خلاصه چه روزى صورت مى گيرد.
اين احتمال هم داده شده كه : كلمه (اجلت ) به معناى مدت قرار دادن براى چيزى باشد، و ضمير مقدر در آن به رسل و يا به آنچه كه كلام بدان اشعار دارد، و مربوط به اخبارى است كه رسولان از احوال آخرت داده اند برگردد، و معنا چنين باشد: چند سال و يا چند قرن به رسولان مهلت داده اند تا بعد از آن مهلت براى شهادت حاضر شوند، و يا چند قرن معين كرده اند تا بعد از آن آنچه انبيا خبر داده اند واقع شود، و صحنه هول انگيز قيامت و تعذيب كفار و تنعيم مؤ منين محقق گردد. و ليكن اين احتمال خالى از خفا و ابهام نيست .
اين آيه شريفه و آيه بعدش يعنى مجموع (لاى يوم اجلت ليوم الفصل ) به صورت سؤ ال و جواب آمده تا عظمت و هول انگيزى آن روز را رسانيده تعجب شنونده را برانگيزد، و اصل معنا اين است كه اين امور تاءخير انداخته شده براى روز فصل .
و اين نوع جمله هاى استفهامى در معناى تقدير قول است ، و معناى آن اين است كه : دليل بر عظمت اين روز و هول انگيزى و عجيب بودنش ، اين است كه مى پرسند: براى چه روزى اين امور عظيم و هائل و عجيب تاءخير انداخته شده اند، پس جواب داده مى شود براى روز فصل .
و منظور از (روز فصل ) روز جزا است كه در آن خداى تعالى بين خلائق فصل قضا مى كند، همچنان كه فرمود: (ان اللّه يفصل بينهم يوم القيمه ). و جمله (و ما ادراك ما يوم الفصل ) تعظيمى است از آن روز، و از وقايع آن روز. (ويل يومئذ للمكذبين ) - كلمه (ويل ) به معناى هلاكت است ، و مراد از (مكذبين ) تكذيب گران روز فصل است ، كه وعده اش را به ايشان داده اند چون سياق آيات ، سياق رساندن اين معناست كه آن روز واقع شدنى است ، و به همين منظور هم سوگند ياد شده .
و در اين جمله نفرينى به تكذيب گران شده ، و به همين نفرين اكتفا شده ، ديگر جواب كلمه (اذا) را نياورده ، و نفرموده : (اذا النجوم طمست . .. - وقتى ستارگان تيره مى شود چه مى شود...)، و تقدير كلام اين است كه وقتى چنين و چنان مى شود (آنچه وعده اش به شما داده شده واقع مى شود). و يا اين است كه وقتى چنين و چنان مى شود (روز فصل واقع گشته ) و تكذيب گران هلاك مى شوند، (كه جمله هايى كه بين گيومه است حذف شده و آن نفرين به جايش نشسته است ).

بحث روايتى  

(رواياتى در ذيل برخى آيات گذشته ) 
در كتاب خصال از ابن عباس روايت آورده كه گفت : روزى ابوبكر به حضور رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) عرضه داشت : يا رسول اللّه محاسنت زود سفيد شد؟ فرمود: سوره هود، واقعه ، مرسلات ، و عم يتسائلون مرا پير كرد.
و در درالدر المنثور است كه بخارى ، مسلم ، نسائى و ابن مردويه از ابن مسعود روايت كرده اند كه گفت : روزى در حالى كه ما با رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در غار منى جاى گرفته بوديم ،
ناگهان سوره (والمرسلات عرفا) نازل گرديد، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در همان حال آن را مى خواند و من از دهانش مى گرفتم هنوز دهان رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) از خواندن اين سوره باز نايستاده بود كه ناگهان مارى بر آن جناب حمله كرد، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) فرمود: او را بكشيد، دويديم كه مار را بكشيم ، ليكن دست ما به آن نرسيد و فرار كرد، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) فرمود من از شر شما حفظ شده ام ، همانطور كه شما از شر اين مار حفظ شديد.
مؤ لف : صاحب الدر المنثور اين روايت را به دو طريق ديگر نيز نقل كرده .
و در تفسير قمى در ذيل جمله (والمرسلات عرفا) گفته : اين آيات تابع يكديگر و مترتب برهمند.
و در مجمع در ذيل همين آيه گفته : بعضى معتقدند كه مرسلات ملائكه اى هستند كه براى ابلاغ او امر و نواهى خداى تعالى ارسال شده اند، (نقل از روايت هروى از ابن مسعود و نقل از ابى حمزه ثمالى يكى از اصحاب على (عليه السلام ) از آن جناب ).
و در تفسير قمى در ذيل جمله (فاذا النجوم طمست ) گفته است : يعنى نور ستارگان از بين مى رود، و خود آنان فرو مى ريزند.
و در همان كتاب در روايت ابى الجارود از امام ابى جعفر (عليه السلام ) آمده كه در تفسير جمله مذكور، فرمود: (طمس نجوم ) از بين رفتن روشنى آنها است ، و در تفسير آيه (و اذا السماء فرجت ) فرمود: يعنى آسمان منشق مى شود. (و اذا الرسل اقتت ) يعنى رسولان در اوقاتى مختلف مبعوث مى شوند.
و در مجمع البيان است كه امام صادق (عليه السلام ) در معناى جمله (اقتت ) فرمود: يعنى در اوقات مختلف مبعوث شدند.
و در تفسى رقمى در ذيل جمله (لاى يوم اجلت ) فرموده : يعنى تاءخير انداخته شده .أَلَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ (16) ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ (17) كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ (18) وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ (19)‏ أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاء مَّهِينٍ (20) فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ (21) إِلَى قَدَرٍ مَّعْلُومٍ (22) فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ (23) وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ (24) أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفَاتاً (25) أَحْيَاء وَأَمْوَاتاً (26) وَجَعَلْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ شَامِخَاتٍ وَأَسْقَيْنَاكُم مَّاء فُرَاتاً (27) وَيْلٌ يوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ (28) انطَلِقُوا إِلَى مَا كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ (29) انطَلِقُوا إِلَى ظِلٍّ ذِي ثَلَاثِ شُعَبٍ (30) لَا ظَلِيلٍ وَلَا يُغْنِي مِنَ اللَّهَبِ (31) إِنَّهَا تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ (32) كَأَنَّهُ جِمَالَتٌ صُفْرٌ (33) وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ (34) هَذَا يَوْمُ لَا يَنطِقُونَ (35) وَلَا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ (36) وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ (37) هَذَا يَوْمُ الْفَصْلِ جَمَعْنَاكُمْ وَالْأَوَّلِينَ (38) فَإِن كَانَ لَكُمْ كَيْدٌ فَكِيدُونِ (39) وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ (40) إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلَالٍ وَعُيُونٍ (41) وَفَوَاكِهَ مِمَّا يَشْتَهُونَ (42) كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئاً بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (43) إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ (44) وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ (45) كُلُوا وَتَمَتَّعُوا قَلِيلاً إِنَّكُم مُّجْرِمُونَ (46) وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ (47) وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ارْكَعُوا لَا يَرْكَعُونَ (48) وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ (49) فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ (50)

ترجمه آيات

آيا ما پيشينيان را (به كيفر كفر) هلاك نكرديم ؟ (16).
ا