يش .
مؤ لف : كلينى هم در كافى اين روايت را نقل فرموده .
166 - و نيز در كافى به سند خود از حلبى از ابى عبدالله (عليه السلام ) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) وقتى كه دهه آخر (ماه رمضان ) مى شد در مسجد اعتكاف مى كرد، و برايش خيمه اى موئى مى زدند، و در آن ايام لحاف و بسترش را برمى چيدند، بعضى از اصحابش گفته اند كه : از زنان هم كناره مى گرفت و ليكن امام صادق فرمود: اين حرف صحيح نيست و از زنان كناره گيرى نمى كرد.
مؤ لف : اين معنا در روايات زياد ديگرى هم وارد شده ، و مقصود از كناره گيرى از زنان به طورى كه مى گويند و روايات هم بر آن دلالت دارد آميزش و معاشرت با آنان است نه جماع .

روزه گرفتن آن حضرت 
167 - و از جمله آداب و سنن آن حضرت در روزه گرفتن آنست كه صاحب فقيه به سند خود از محمد بن مروان نقل كرده كه گفت : از امام صادق (عليه السلام ) شنيدم كه مى فرمود: رسول خدا(صلى الله عليه و آله ) يك مرتبه آن قدر زياد روزه مى گرفت كه مى گفتند: ديگر افطار نمى كند و يك مرتبه آن قدر پشت سر هم افطار مى كرد كه مى گفتند ديگر روزه نمى گيرد، بعضى از اوقات هم يك روز روزه مى گرفت و يك روز افطار مى كرد، بعضى از اوقات تنها روزهاى دوشنبه و پنجشنبه را روزه مى گرفت تا آنكه باينجا رسيد كه در هر ماه تنها سه روز يعنى پنجشنبه اول ماه و چهارشنبه وسط ماه و پنجشنبه آخر ما را روزه مى گرفت . و مى فرمود: اگر كسى اينچنين روزه بگيرد مثل اين است كه تمام عمرش روزه بوده ، آنگاه امام صادق (عليه السلام ) فرمود: پدرم بارها مى فرمود: هيچ كسى نزد خدا دشمن تر و مبغوض تر از كسى نيست كه وقتى به او مى گويند رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) چنين و چنان ميكرد و مثلا زياد روزه نمى گرفت و تو چرا اين قدر روزه مى گيرى و نماز مى خوانى در جواب بگويد: خدا مرا بخواندن نماز زياد و گرفتن روزه بسيار عذاب نخواهد كرد، زيرا معنى اين حرف اين است كه رسول خدا بيش از آن نمى توانسته عبادت كند.
168 - و در كافى به سند خود از محمد بن مسلم از ابى عبد الله (عليه السلام ) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) در اوائل بعثت روزه گرفتنش اينطور بود كه يك مدت آنقدر پى در پى روزه مى گرفت كه مى گرفتند هيچ روزى را بدون روزه بسر نمى برد، و مدتى ديگر آنقدر پى در پى روزه بود كه گفته مى شد: روزه نمى گيرد، آنگاه اين رويه را ترك كردند و مدتى يك روز در ميان روزه مى گرفتند كما اينكه روزه حضرت داود هم همين طور بوده ، پس از مدتى اين را نيز ترك كرد و مدتى همان ايام البيض هر ماه را روزه بود، در آخر اين را نيز ترك كرد و سه روزى را كه در ايام البيض روزه مى گرفت در دهه هاى ماه تقسيم كرده يكى را در پنجشنبه دهه اول و يكى در چهارشنبه دهه دوم و يكى در پنجشنبه دهه سوم مى گرفت و تا زنده بود اين رويه را داشت .
مؤ لف : مطابق مضمون اين روايت ، روايات بسيار زيادى در دست هست .
169 - و نيز در كافى به سند خود از عنبسه عابد نقل كرده كه گفت : رسول خدا از دنيا رحلت فرمود در حالى كه رويه اش در روزه داشتن اين بود كه ماه شعبان و رمضان و سه روز از هر ماه را روزه مى گرفت .
170 - و در كتاب نوادر احمد بن محمد بن عيسى از على بن نعمان از زرعه از سماعه نقل شده كه گفت از امام صادق (عليه السلام ) پرسيدم آيا رسول خدا(صلى الله عليه و آله ) ماه شعبان را هم روزه مى گرفت ؟ فرمود: آرى و ليكن همه آن ماه روزه نمى گرفت . پرسيدم : چند روز از آنرا مى خورد؟ فرمود: مى خورد. سه مرتبه سوال مزبور را تكرار كردم و آن جناب جواب بيشترى به من نداد. سپس سال بعد همان مساءله را پرسيدم و امام همان جواب را تكرار نمود....
171 - و در كتاب مكارم از انس نقل مى كند كه گفت : غذاى رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) شربتى بود كه در افطار مى آشاميد، و شربتى كه آنرا در سحر مى خورد، خيلى از اوقات اين شربت عبارت بود از شير و خيلى از اوقات مقدارى آب بود كه در آن نان را حل كرده بودند،...
172 - و در كافى به سند خود از ابن قداح از ابى عبدالله (عليه السلام ) نقل مى كند كه فرمود: رسول خدا در روزهائى كه روزه مى گرفت اولين چيزى كه با آن افطار مى فرمود خرماى تازه و يا خرماى خشك بود.
173 - و نيز در كافى به سند خود از سكونى از جعفر از پدرش (عليهماالسلام ) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا(صلى الله عليه و آله ) وقتى روزه مى گرفت و براى افطار بشيرينى دست نمى يافت با آب افطار مى كرد، و در بعضى از روايات دارد كه با كشمش افطار مى فرمود.
174 - و در كتاب مقنعه از آل محمد (صلى الله عليه و آله ) روايت كر
ده كه فرموده اند: مستحب است اينكه روزه دار سحرى بخورد و لو به شربتى از آب ، و روايت شده كه بهترين سحرى ها خرما و قاووت است ، زيرا پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) در سحر آن دو را استعمال مى فرمود.
مؤ لف : تا اينجا سنت هاى جارى آن حضرت بود در باب روزه ، و البته سنت هائى هم مخصوص به خود داشت ، از آن جمله (روزه وصال ) است كه عبارت است از روزه بيشتر از يك روز به طورى كه در ميان آنها افطار نشود، رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) خودش چنين روزه اى داشت و ليكن امت را از آن نهى مى كرد و مى فرمود: شما طاقت آن را نداريد، و اگر مى بينيد كه من روزه وصال مى گيرم و چند روز پى درپى بدون افطار و سحر بسر مى برم براى اين است كه خداى تعالى مرا از غذاهاى آسمانى خود سير و از شرابهاى بهشتيش سيراب مى سازد.
175 - و در كتاب مكارم از رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) روايت كرده كه بيشتر اوقات و از هر غذا بيشتر (هريسه ) را مخصوصا در سحرها ميل مى فرمود.
176 - و در فقيه مى گويد: رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) وقتى كه ماه رمضان فرا مى رسيد تمامى اسيرهاى جنگى را آزاد و بتمامى سائل ها عطيه مى داد.
177 - و در كتاب دعائم از على (عليه السلام ) نقل مى كند كه فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) در دهه آخر رمضان به كلى لحاف و تشك خود را جمع مى كرد و به عبادت مى پرداخت ، و در شب بيست و سوم اهل خانه خود را بيدار مى كرد و در آنشب آب به روى خوابيده ها مى پاشيد تا خواب از سرشان برود، و هم چنين فاطمه زهرا (س ) احدى از اهل خانه خود را اجازه نمى داد كه در آنشب بخوابند، و براى اينكه خوابشان نبرد غذاى كمترى به آنان مى داد، و از روز خود را براى شب زنده دارى آن شب آماده مى كرد، و مى فرمود: محروم است كسى كه از خيرات امشب استفاده نكند.
178 - و در كتاب المقنع گفته است : سنت در افطار عيد قربان اين است كه بعد از نماز انجام شود و در عيد فطر قبل از نماز.
جمله اى از آداب آن جناب در قرائت قرآن و دعا
179 - و از جمله آداب آن حضرت درباره قرائت قرآن و دعا آنست كه شيخ در كتاب مجالس به سند خود از ابى الدنيا از اميرالمؤ منين (عليه السلام ) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله )هيچ امرى او را از تلاوت قرآن باز نمى داشت مگر جنابت .
180 - و در مجمع البيان از ام سلمه نقل مى كند كه گفت رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) قرائت خود را آيه آيه وقف مى كرد.
181 - و در تفسير ابو الفتوح مى گويد: رسول خدا(صلى الله عليه و آله ) از رختخوا