رند و كفر نورزند.
بهترين مردم و بدترين مردم  

ان الذين كفروا من اهل الكتاب و المشركين فى نار جهنم خالدين فيها اولئك هم شر البريه

بعد از آنكه از اشاره به كفرشان به بينه اى كه به موجب سنت الهى برايشان آمده بود، فارغ شد، و نيز بعد از آنكه بيان كرد كه دين قيم به چه چيز دعوت مى كند، شروع كرد به انذار و تهديد كفار، و وعده به مومنين . و كلمه (بريه ) به معناى خلق است ، مى فرمايد كسانى كه از اهل كتاب و مشركين به اين بينه كافر شدند، در آتش جهنم و به طور دائم خواهند بود، اين گونه افراد بدترين خلق خدايند (چون نعمت هدايت بالاترين نعمت هاى الهى است ، و كفران آن بدترين كفرانها است ).

ان الذين امنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البريه

در اين آيه خيريت را منحصر در مومنين كرده ، كه اعمال صالح مى كنند، همچنان كه در آيه قبلى شريت را منحصر در كفار مى كرد، (و اين انحصار از آوردن ضمير (هم ) استفاده مى شود، چون اگر فرموده بود: (اولئك شر البريه ) معنايش اين مى شد كه ايشان بدترين خلقند، و اين منافات نداشت با اينكه اشخاص ديگرى هم بدترين خلق باشند، ولى عبارتى كه در آيه آمده معنايش اين است كه ايشان ، آرى ايشانند بدترين خلق ).

جزاوهم عند ربهم ... ذلك لمن خشى ربه

كلمه (عدن ) به معناى استقرار و ثبات است ، پس جنات عدن به معناى بهشت هاى خالد و جاودانه است ، و توصيف دوباره اش به اينكه خير البريه در آن بهشت ها خالدند و ابدا خالدند تاءكيد همان جاودانگى است ، كه اسم (عدن ) بر آن دلالت داشت
(رضى اللّه عنهم ) - خدا از ايشان راضى است ، و رضايت خدا از صفات فعل خداست و مصداق و مجسم آن همان ثوابى است كه به ايشان عطا مى كند، تا جزاى ايمان و اعمال صالحشان باشد.
(ذلك لمن خشى ربه ) - اين جمله علامت بهشتيان و آنانكه به سعادت آخرت مى رسند را بيان مى كند، مى فرمايد: علامت خير البريه و آنهايى كه به جنات عدن مى رسند اين است كه از پروردگار خود ترس دارند. در جاى ديگر هم فرموده : (انما يخشى اللّه من عباده العلماء)، پس علم به خدا خشيت از خدا را به دنبال دارد، و خشيت از خدا هم ايمان به او را به دنبال دارد، يعنى كسى كه از خدا مى ترسد، قهرا در باطن قلبش ملتزم به ربوبيت و الوهيت او است ، و در ظاهر هم ملازم با اعمال صالح است .
اين را هم بدان كه مفسرين در تفسير مفردات اين آيات به شدت اختلاف كرده ، اقوالى بسيار دارند كه چون فايده اى در تعرض آنها نبود از نقل آنها و پاسخ دادن و اشكال كردن به آنها صرفنظر شد، خواننده مى تواند به تفسيرهاى مطول مراجعه نمايد.
بحث روايتى  
(چند روايت درباره اينكه مراد از (خيرالبريّه - بهترين مردم ) اميرالمؤ منين  (عليهالسلام ) و شيعيان اويند)
بحث روايتى
در تفسير قمى در روايت ابى الجارود از امام ابى جعفر (عليه السلام ) آمده كه فرمود: منظور از كلمه (بينه ) رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) محمد (صلوات اللّه عليه ) است .
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از عايشه روايت كرده كه گفت : به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) عرضه داشتم : يا رسول اللّه گرامى ترين خلق نزد خداى عزوجل كيست فرمود: اى عايشه مگر آيه شريفه (ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البريه ) را نمى خوانى .
و در همان كتاب است كه ابن عساكر از جابر بن عبد اللّه روايت كرده كه گفت : نزد رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) بوديم كه على (عليه السلام ) از راه رسيد، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) فرمود: به آن خدايى كه جانم به دست او است ، اين مرد و پيروانش ( شيعيانش ) تنها و تنها رستگاران در قيامتند، آنگاه اين آيه نازل شد: (ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البريه )، از وقتى كه اين آيه نازل شد اصحاب رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) هر وقت على را مى ديدند كه دارد مى آيد مى گفتند: خير البريه آمد.
مؤ لف : الدر المنثور اين معنا را از ابن عدى از ابن عباس نيز نقل كرده ، و نيز از اين مردويه آورده .
و نيز تفسير برهان آن را از موفق بن احمد - در كتاب المناقبش - از يزيد بن شراحيل انصارى كاتب على (عليه السلام ) از آن جناب روايت كرده و در عبارت يزيد بن شراحيل چنين آمده : من از على شنيدم مى فرمود: رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) از دنيا مى رفت در حالى كه سر آن جناب را به سينه ام تكيه داده بودم ، در آن حال فرمود: يا على مگر نشنيدى كلام خداى عزوجل را كه مى فرمايد: (ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البريه )، اين (خير البريه ) شيعيان تواند، موعدم و موعد شما حوض است ، وقتى كه تمامى امت ها براى حساب جمع مى شوند، شيعيان تو بنام و لقب پيشانى سفيدان خوانده مى شوند. و در مجمع البيان از مقاتل بن سليمان از ضحاك از ابن عباس روايت كرده كه در تفسير كلمه هم خير البريه گفته است : اين آيه شريفه در باره على و اهل بيتش نازل شده .بسم اللّه الرحمن الرحيم

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا (1) وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا (2) وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا (3) يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا (4) بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا (5) يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتاً لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ (6) فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ (7) وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ (8)

ترجمه آيات

به نام خداوند رحمان و رحيم . وقتى كه زمين آن زلزله مخصوصش را آغاز مى كند (1).
و زمين آنچه از مردگان (و يا معادن ) كه در شكم دارد بيرون مى ريزد (2).
و انسانها از در تعجب مى پرسند: زمين را چه شده است (3).
در آن روز زمين اخبار و اسرار خود را شرح مى دهد (4).
آرى پروردگار تو به وى وحى كرده كه به زبان آيد و اسرار را بگويد (5).
در آن روز مردم يك جور محشور نمى شوند بلكه طايفه هايى مختلفند تا اعمال هر طايفه اى را به آنان نشان دهند (6).
پس هر كس به سنگينى يك ذره عمل خيرى كرده باشد آن را مى بيند (7).
و هر كس به سنگينى يك ذره عمل شرى كرده باشد آن را خواهد ديد (8)

بيان آيات 

در اين سوره سخن از قيامت و زنده شدن مردم براى حساب ، و اشاره به بعضى از علامتهايش رفته ، كه يكى زلزله زمين ، و يكى ديگر سخن گفتن آن از حوادثى است كه در آن رخ داده . و اين سوره هم مى تواند مكى باشد و هم مدنى .

اذا زلزلت الارض زلزالها

كلمه (زلزال ) مانند كلمه (زلزله ) مصدر و به معناى نوسان و تكان خوردن پى در پى است ، و اينكه اين مصدر را به ضمير زمين اضافه كرد، و فرمود (زمين زلزله اش را سر مى دهد) به ما مى فهماند كه زمين زلزله اى خاص به خود دارد، و اين مى رساند كه زلزله مذكور امرى عظيم و مهم است ، زلزله اى است كه در شدت و هراسناكى به نهايت رسيده است .
مقصود از اينكه در قيامت زمين (اثقال ) خود را بيرون مى كند و (انسان ) مى  گويدآن را چه شده است 

و اخرجت الارض اثقالها

كلمه اثقال جمع كلمه (ثقل ) - به فتحه ثاء و فتحه قاف - است ، كه به معناى متاع و كالا و يا خصوص متاع مسافرين است . ممكن هم هست جمع كلمه (ثقل ) - به كسره ثاء و سكون ق