و امثال آن . تفسيرهاى متفرق ديگرى هم كه براى اين كلمه كرده اند به همين معنايى كه ما كرديم بر مى گردد.
بحث روايتى  
(چند روايت درباره مفاد آيات گذشته از جمله  :سهل انگارى درباره نماز و مراد از منع (ماعون )
در تفسير قمى در ذيل آيه شريفه (ارايت الذى يكذب بالدين ) آمده كه اين آيه در باره ابو جهل و كفار قريش نازل شد،
و در ذيل آيه شريفه (الذين هم عن صلاتهم ساهون ) آمده كه منظور از اين جمله كسانى هستند كه به كلى نماز را ترك كنند، زيرا اگر صرف سهو آدمى را مستوجب ويل سازد، بايد همه مس توجب باشند، چون هر انسانى و مسلمانى در نمازش سهو مى كند، امام صادق (عليه السلام ) در ذيل اين آيه فرموده : منظور تاءخير نماز از اول وقت و بدون عذر است .
و در كتاب خصال از على (عليه السلام ) آمده كه در ضمن حديث چهارصد بندى فرمود: هيچ عملى نزد خدا محبوبتر از نماز نيست ، پس مبادا هيچ كارى از كارهاى دنيا شما را از نماز در اول وقتش باز بدارد، براى اينكه خداى عزوجل اقوامى را به همين جرم مذمت نموده و فرموده : (الذين هم عن صلاتهم ساهون ) يعنى كسانى كه از در غفلت نسبت به امر نماز و اوقات آن سهل انگارى مى كنند.
و در كافى به سند خود از محمد بن فضيل روايت كرده كه گفت : از عبد صالح (موسى بن جعفر (عليه السلام ) از مفاد كلام خداى عزوجل پرسيدم كه مى فرمايد: (الذين هم عن صلاتهم ساهون )، فرمود: كسى است كه حق نماز را ضايع كند.
مؤ لف : و اين مضامين در رواياتى ديگر نيز آمده .
و در الدر المنثور است كه ابن جرير و ابن ابى حاتم و بيهقى در كتاب سنن خود، از على بن ابيطالب روايت كرده اند كه در تفسير (الذين هم يراون ) فرمود: يعنى با نماز خود ريا مى كنند.
و نيز در همان كتاب آمده كه ابو نعيم و ديلمى و ابن عساكر از ابو هريره نقل كرده اند كه گفت : رسول خدا (صل اللّه عليه و آله و سلم ) در تفسير آيه و (يمنعون الماعون ) فرمود: ماعون همه آن چيزهايى است كه مردم به عنوان كمك در بين خود عاريه مى دهند و مى گيرند، از تبر گرفته تا ديگ و دلو و نظاير آن .
و در كافى به سند خود از ابو بصير از امام صادق (عليه السلام ) روايت آورده كه در ضمن حديثى فرمود : منظور از ماعون در جمله (و يمنعون الماعون ) قرضى است كه بدهى و احسانى است كه بكنى ، و اثاث خانه اى است كه به عاريه بدهى ، زكات هم يكى از مصاديق ماعون است .
مؤ لف : در اين روايت ماعون به زكات هم تفسير شده ، و اين تفسير از طرق اهل سنت نيز از على (عليه السلام ) روايت شده ، نظير روايتى كه در الدر المنثور به اين عبارت آمده : (ماعون ) زكات واجب است كه از آن مضايقه مى كنند، و به نماز خويش خودنمايى و ريا مى كنند، و مانع زكات خود مى شوند.
و در الدر المنثور است كه ابن قانع از على بن ابى طالب روايت كرده كه گفت : از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) شنيدم مى فرمود: مسلمان برادر مسلمان است ، وقتى با او بر خورد مى كند، سلامش مى گويد، و او سلام را به وجهى بهتر به وى بر مى گرداند، يعنى او بايد سلام كند و اين بايد عليك بگويد و بايد كه ماعون را از او دريغ ندارد. پرسيدم يا رسول اللّه ماعون چيست ؟ فرمود: از سنگ گرفته تا آهن و از آب گرفته تا هر چيز ديگر.
مؤ لف : رسول خدا در روايتى ديگر آهن را به ديگ هاى مسين و تبر آهنين ، و سنگ را به ديگهاى سنگى تفسير فرموده .بسم اللّه الرحمن الرحيم

إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ (1) فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ (2) إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ (3)

ترجمه آيات

به نام اللّه كه به نيك و بد بخشنده ، و به نيكان مهربان است . محققا ما به تو خير كثير (فاطمه (عليهاالسلام ) داديم (1).
پس به شكرانه اش براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن (2).
و بدان كه محققا شماتت گوى و دشمن تو ابتر و بلا عقب است (3).

بيان آيات

در اين سوره منتى بر رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) نهاده به اينكه به آن جناب كوثر داده ، و اين بدان منظور است كه آن جناب را دلخوش سازد و بفهماند كه آن كس كه به وى زخم زبان مى زند كه اولاد ذكور ندارد و اجاق كور است ، خودش اجاق كور است ، و اين سوره كوتاه ترين سوره قرآن است ، و روايات در اينكه آيا اين سوره در مكه نازل شده و يا در مدينه مختلف است ، و ظاهرش اين است كه در مكه نازل شده باشد.
و بعضى از مفسرين به منظور جمع بين دو دسته روايات گفته اند: ممكن است دو نوبت نازل شده باشد يكى در مكه و بار ديگر در مدينه .
اقوال مختلف درباره مراد از (كوثر) و بيان  شواهددال بر اينكه مراد از آن ذريّه پيامبر (صلى الله عليه و آله ) يعنى فرزندان فاطمه(عليه السلام ) است 

انا اعطيناك الكوثر

در مجمع البيان مى گويد: كلمه (كوثر) بر وزن (فوعل ) به معناى چيزى است كه شانش آن است كه كثير باشد، و كوثر به معناى خير كثير است .
ولى مفسرين در تفسير كوثر و اينكه كوثر چيست اختلافى عجيب كرده اند: بعضى گفته اند: خير كثير است . و بعضى معانى ديگرى كرده اند كه فهرست وار از نظر خواننده مى گذرد:
1 - نهرى است در بهشت . 2 - حوض خاص رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در بهشت و يا در محشر است . 3 - اولاد رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) است . 4 - اصحاب و پيروان آن جناب تا روز قيامت است . 5 - علماى امت او است . 6 - قرآن و فضائل بسيار آن . 7 - مقام نبوت است . 8 - تيسير قرآن و تخفيف شرايع و احكام است . 9 - اسلام است . .1 - توحيد است . 11 - علم و حكمت است . 12 - فضائل رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم )است . 13 - مقام محمود است . 14 - نور قلب شريف رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) است . و از اين قبيل اقوالى ديگر كه به طورى كه از بعضى از مفسرين نقل شده بالغ بر بيست و شش قول است .
صاحبان دو قول اول استدلال كرده اند به بعضى روايات ، و اما باقى اقوال هيچ دليلى ندارند به جز تحكم و بى دليل حرف زدن ، و به هر حال اينكه در آخر سوره فرمود: (ان شانئك هو الابتر) با در نظر گرفتن اينكه كلمه (ابتر) در ظاهر به معناى اجاق كور است ، و نيز با در نظر گرفتن اينكه جمله مذكور از باب قصر قلب است ، چنين به دست مى آيد كه منظور از كوثر، تنها و تنها كثرت ذريه اى است كه خداى تعالى به آن جناب ارزانى داشته ، (و بركتى است كه در نسل آن جناب قرار داده )، و يا مراد هم خير كثير است و هم كثرت ذريه ، چيزى كه هست كثرت ذريه يكى از مصاديق خير كثير است ، و اگر مراد مساله ذريه به استقلال و يابه طور ضمنى نبود، آوردن كلمه (ان ) در جمله (ان شانئك هو الابتر) فايده اى نداشت ، زيرا كلمه (ان ) علاوه بر تحقيق ، تعليل را هم مى رساند و معنا ندارد بفرمايد ما به تو حوض داديم ، چون كه بدگوى تو اجاق كور است و يا بى خبر است .
و روايات هم بسيار زياد رسيده كه سوره مورد بحث در پاسخ كسى نازل شده كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) را به اجاق كورى زخم زبان زد و اين زخم زبان هنگامى بود كه قاسم و عبد اللّه دو فرزندان رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) از دنيا رفتند، پس با اين بيان روشن شد كه سخن آن مفسر كه گفته : (منظور صاحب اين زخم زبان از كلمه (ابتر) بريدگى از مردم يا انقطاع از خير ب