 لكثير من المشركين ) از معصوم (عليهالسلام ) نقل شده كه فرمود: معنايش اين است كه اسلاف و نياكان مشركين فرزندكشى را در نظر آنان زينت دادند.
و نيز در ذيل جمله (و قالوا هذه انعام و حرث حجر) آمده كه فرمود: (حجر) به معناى تحريم شده است .
رواياتى در مورد حق فقراء و مساكين در محصول زراعت .
و در همان كتاب در ذيل جمله (و هو الذى انشا جنات ) نقل شده كه فرمود مقصود از (جنات ) بستانها است . و در ذيل جمله (و آتوا حقه يوم حصاده و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين ) گفته است : احمد بن ادريس از احمد بن محمد از على بن حكم از ابان بن عثمان از شعيب عقرقوفى براى ما حديث كرد كه وى گفته است :
من از امام صادق (عليهالسلام ) معناى جمله (و اتوا حقه يوم حصاده ) را پرسيدم ، فرمود : حق از خوشه (گندم و جو...) يك دسته و از خرما هنگامى كه چيده شود يك مشت است . سپس اضافه كرد كه از ايشان پرسيدم آيا ممكن است انسان اين حق را بعد از بردن خرمن به خانه بپردازد ؟ فرمود: نه اگر قبل از بردنش بپردازد به سخاوت وى نزديكتر است .
و نيز در همان تفسير از احمد بن ادريس از برقى از سعد بن سعد از حضرت رضا (عليهالسلام ) نقل كرده كه شخصى از آن جناب پرسيد: اگر در موقع درو و برداشت حاصل مساكين حاضر نباشند چه بايد كرد؟ حضرت فرمود: در اين صورت تكليفى بر او نيست .
و در كافى از على بن ابراهيم از ابن ابى عمير از معاوية بن حجاج روايت كرده كه گفت : من از امام صادق (عليهالسلام ) شنيدم كه مى فرمود: در زراعت دو حق هست : حقى است گرفتنى و حقى است دادنى . عرض كردم گرفتنى آن كدام است و دادنيش كدام ؟ فرمود: حقى كه از زراعت به حكم اجبار مى گيرند همان عشر و نصف عشر (صدى ده و صدى پنج ) است و اما آن حقى كه انسان خودش به طيب خاطر خود مى دهد همان حقى است كه آيه : (و آتوا حقه يوم حصاده ) متعرض آن است . و مقصود از روز حصاد همان روزى است كه شروع به چيدن مى شود و به تدريج روى هم انباشته مى گردد، همه اين مدت روز حصاد است . آنگاه معاوية بن حجاج اضافه كرد (كه مطلب ديگرى را نيز امام فرمود) و به خاطرم جز اين نيست كه فرمود: حقى كه در روز حصاد بايد داد عبارت از اين است كه در طول مدت حصاد هر دفعه كه مسكينى مراجعه مى كند يك دسته به او بدهد تا از حصاد فارغ شود.

و نيز در كافى به سند خود از ابن ابى نصر از حضرت ابى الحسن رضا (عليهالسلام ) روايت كرده كه از آنجناب از معناى جمله (و اتوا حقه يوم حصاده و لا تسرفوا) پرسيدم ، حضرت فرمود: پدرم بارها مى فرمود: اسراف در روز درو و روز چيدن خرما به اين است كه انسان با دو مشت خود بدهد. آنگاه فرمود پدرم وقتى در چنين مواقعى به غلامى برميخورد كه با دو مشت خود صدقه ميداد، صدايش ميزد و مى فرمود: خرما را مشت مشت و سنبل (خوشه ) را دسته دسته بده .
و نيز در همان كتاب به سند خود از مصادف روايت كرده كه گفت : وقتى در خدمت امام صادق (عليهالسلام ) در يكى از زمينهاى زراعيش بودم ، موقعى بود كه داشتند درو مى كردند، اتفاقا سائلى نزديك آمد و سؤ ال كرد من در جوابش گفتم خدا روزيت دهد، حضرت فرمود: ساكت ، شما نمى توانيد چنين جوابى بدهيد مگر بعد از آنكه به سه نفر داده باشيد پس از آن در دادن و ندادن مختاريد.
و نيز در كافى به سند خود از ابن ابى عمير از هشام بن مثنى روايت كرده كه گفت : مردى از امام صادق (عليهالسلام ) معناى جمله (و اتوا حقه يوم حصاده و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين ) را پرسيد. حضرت فرمود : فلان بن فلان انصارى (و اسمش را برد) زراعتى داشت وقتى حاصلش دست مى آمد همه را صدقه ميداد و براى خود و عيالش چيزى باقى نمى گذاشت خداى تعالى اين عمل را اسراف خواند.
مؤ لف : مراد امام (عليهالسلام ) اين است كه آيه شريفه بر عمل آن شخص منطبق است ، نه اينكه آيه در شان او نازل شده ، زيرا آيه شريفه مكى است و در آن روز انصارى در ميان نبود، بعيد نيست كه آن انصارى كه امام (عليهالسلام ) اسم برده ثابت بن قيس بن شماس باشد چون طبرى و ديگران نيز از ابن جريح نقل كرده اند كه گفته است : آيه مورد بحث در باره ثابت بن قيس بن شماس نازل شده ، چون وى درخت خرمايى داشت ، وقتى آن را چيد گفت : امروز هيچ كس نزد من نمى آيد مگر اينكه از اين خرما به خوردش ‍ مى دهم ، و به مردم همى داد تا شب شد در حاليكه خرمايى براى خودش نمانده بود. خداوند جمله (و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين ) را نازل فرمود. و ليكن همانطورى كه گفتيم داستان ثابت بن قيس نمى تواند شان نزول آيه باشد چون او مردى است مدنى و آيه شريفه نزولش در مكه بوده . آرى ، آيه با عمل وى منطبق است .
و در تفسير عياشى از امام صادق (عليهالسلام ) نقل شده كه در ذيل آيه مذكور فرموده : (از محصول جمع آورى شده خود) به هر مسلمانى كه نزدت آمد، بده و اگر هيچ مسلمانى نزدت نيامد به مشرك بده .
مؤ لف : در اين معانى روايات وارده از امام باقر و امام صادق و امام رضا (عليهالسلام ) بسيار است .
و در كتاب الدرالمنثور است كه ابن منذر، نحاس ، ابو الشيخ و ابن مردويه از ابى سعيد خدرى روايت كرده اند كه گفت : رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم ) در ذيل آيه (و آتوا حقه يوم حصاده ) فرمود: آن حق عبارت است از آنچه از سنبل ها مى ريزد.
و نيز در همان كتاب مى گويد: سعيد بن منصور، ابن ابى شيبه ، ابن منذر، ابن ابى حاتم ، نحاس و بيهقى در سنن خود از ابن عباس ‍ روايت كرده اند كه در تفسير (و آتوا حقه يوم حصاده ) گفته است : اين آيه را آيه مربوط به صدى ده و صدى پنج نسخ كرده است .
مؤ لف : نسبتى كه ميان اين آيه و آيه زكات است نسبت نسخ نيست ، چون تنافى و تضادى در ميان آن دو ديده نمى شود چه اينكه قائل به وجوب صدقه باشيم و چه به استحباب آن .
و نيز در الدرالمنثور است كه ابو عبيد، ابن ابى شيبه ، عبد بن حميد و ابن منذر از ضحاك روايت كرده اند كه گفته است : آيه زكات تمامى آيات راجع به صدقه را نسخ كرده است .
مؤ لف : اشكال بالا بر اين قول نيز وارد است .
و در همان كتاب است كه ابن ابى شيبه ، عبد بن حميد، ابن منذر و ابو الشيخ از ميمون بن مهران و يزيد بن اصم روايت كرده اند كه گفت : اهل مدينه رسمشان اين بود كه وقتى موسم چيدن خرما مى رسيد خوشه خرما را از درخت پايين آورده آن را مى گذاشتند در مسجد تا فقرا از آن استفاده كنند، هر سائلى مى آمد كه با چوب به آن خوشه مى زد و آنچه مى ريخت ميخورد و آيه شريفه (و آتوا حقه يوم حصاده ) به همين مناسبت نازل گرديد.
معناى : (ثمانيه ازواج من الظاءن اثنين ...).
و در تفسير قمى در ذيل آيه (ثمانية ازواج من الضان اثنين و من المعز اثنين ...) چنين آمده كه : در سوره زمر بطور اجمال هشت جفت از انعام را حلال كرده و فرموده : (و انزل لكم من الانعام ثمانية ) ازواج آنگاه در آيه (ثمانية ازواج من الضان اثنين و من المعز اثنين و من الابل اثنين و من البقر اثنين ) آنرا تفصيل داده و تفسير فرموده است . رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم ) در معناى (من الضان اثنين ) فرمود: مقصود اهلى و وحشى آن است ، و همچنين مقصود از (و من المعز اثنين و من البقر اثنين ) اهل و وحشى است ، و اما اينكه فرمود: (و من الاب