ا پرهيز و ترسيدن از آتش دوزخ است ، و معلوم است كسى كه صراط مستقيم او را پيروى و دنبال مى كند براى هميشه نجات پيدا مى كند، و به سعادت جاويد نايل مى گردد.
و اين توجيه وقتى صحيح است كه امر به اتباع و پيروى از صراط مستقيم بخاطر اين باشد كه اين پيروى مقصود اصلى خدا است ، و حال آنكه در سابق هم گفتيم كه از سياق آيه بر مى آيد كه امر به اتباع از صراط مستقيم مقدمه و زمينه چينى است براى نهى از پيروى و اتباع صراطهاى ديگر، و خلاصه ، مقدمه است براى جمله (و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله ).

ثم آتينا موسى الكتاب تماما على الذى احسن ... 

چون كليات شرايع كه خداى تعالى در آيات گذشته بيان و وصيت فرمود تكاليف مشروعه اى بودند كه در اديان همه انبيا عموميت داشت و هم كلى و مجمل بودند بدين سبب زمينه فراهم شد كه بيان كند كه پس از آنكه احكام مذكور را بطور اجمال براى همه انبيا تشريع فرموده ، بحسب اقتضاى مصلحت براى موسى (عليهالسلام ) در كتابى كه به وى نازل كرده تفصيل داده و پس از آن براى رسول خدا محمد (صلى الله عليه وآله و سلم ) در كتاب مباركى كه نازل فرموده مفصلا بيان نموده . اين است كه به دنبال آيات سابق فرمود: (ثم آتينا موسى الكتاب تماما على الذى احسن ...).
بنابراين ، معناى آيه مورد بحث اين است كه : ما پس از آنكه آن كليات و مجملات را تشريع نموديم به موسى (عليهالسلام ) كتابى فرستاديم تا نواقص آن كسانى را كه آن شرايع اجمالى را به خوبى عمل كرده و به كار بستند تكميل كنيم ، و فروع آن شرايع را كه مورد احتياج بنى اسرائيل بود تفصيل و توضيح دهيم ، و اين هدايت و رحمتى بود از ما، شايد ايشان به معاد و لقاى پروردگارشان ايمان بياورند. اين است آنچه از سياق خود آيه و اتصالش به سياق آيات سه گانه گذشته استفاده مى شود.
پس در حقيقت جمله (ثم اتينا موسى الكتاب ) برگشت به سياق آيات قبل از آيه (قل تعالوا اتل ما حرم ربكم عليكم ) است كه در آنها روى سخن با پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله و سلم ) بود، و خطاب در آنها به صيغه متكلم مع الغير (ما فلان و فلان كرديم ) بود و با لفظ ثم كه به تاخير دلالت مى كند به اين معنى اشاره شده كه اين كتاب براى اين نازل شده كه تمام كننده و تفصيل دهنده آن شرايع عمومى اجمالى باشد.
وجوهى كه درباره ارتباط آيه شريفه : (ثم آتينا موسى الكتاب ....) با آيات ديگرذكر شده است .
مفسرين ديگر آيه مورد بحث را به وجوه عجيب و غريبى توجيه نموده اند از آنجمله گفته اند: در اين آيه چيزى حذف و در تقدير گرفته شده و آن جمله (بگو اى محمد) است و تقدير آيه : (ثم قل يا محمد اتينا موسى الكتاب ) است .
و يا گفته اند: تقدير آيه : (ثم اخبركم ان موسى اعطى الكتاب سپس به شما خبر مى دهم كه به موسى كتاب داده شد) است .
و نيز از آنجمله گفته اند: تقدير آيه : (ثم اءتل عليكم آتينا موسى الكتاب سپس برايتان بخوانم كه به موسى كتاب داديم ) است .
بعضى ديگر گفته اند: اين آيه متصل است به آيه (و وهبنا له اسحاق و يعقوب ) و نظم و ترتيب كلام : (و وهبنا له اسحق و يعقوب ثم آتينا موسى الكتاب ) است .
چيزى كه اين مفسرين را وادار به اين توجيهات عجيب و غريب كرده اين است كه فكر كرده اند تورات قبل از قرآن نازل شده ، پس ‍ چگونه در اين آيه لفظ (ثم ) كه مفيد بعديت و تاءخر است در باره تورات استعمال شده ؟ لازمه اين لفظ اين است كه تورات بعد از قرآن نازل شده باشد، و حال آنكه در همين آيات يعنى در آيه (قل تعالوا اتل ما حرم ربكم عليكم ) تقدم نزول تورات خاطرنشان شده است ؟ جواب اين شبهه همان بيانى است كه ما در ذيل آيه مورد بحث گذرانديم .
جمله (تماما على الذى احسن ) اين معنا را بيان مى كند كه غرض از انزال تورات تتميم نواقص كسانى است از بنى اسرائيل كه شرايع كلى و احكام اجمالى سابق الذكر را به خوبى عمل كرده و به كار بستند، همچنانكه در داستان موسى بعد از نازل شدن تورات نيز به مساءله نيكو بكار بستن احكام تورات امر نموده و فرموده : (و كتبنا له فى الالواح من كل شى ء موعظة و تفصيلا لكل شى ء فخذها بقوة و امر قومك ياخذوا باحسنها)
و نيز در جاى ديگر اين داستان فرموده : (و ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطة نغفر لكم خطاياكم و سنزيد المحسنين ) از اين رو، و به شهادت اين دو آيه موصولى كه (الذى احسن ) در آيه مورد بحث است ، اشاره به شخص معينى نيست ، بلكه مفيد جنس است . و معنايش اين است : (نزول تورات براى تكميل نواقص هر كسى است كه ....)

اقوالى كه در معناى جمله : (تماما على الذى احسن ) گفته شده است .
مفسرين ديگر هر يك براى جمله معنايى ذكر كرده اند، يكى گفته : نزول اين كتاب براى اين بود كه نيكوكارى موسى را با نبوت و كرامت تتميم كنيم . يكى ديگر گفته : معنايش اين است كه فرستادن اين كتاب براى اين بود كه هر كس به آن كتاب به نيكويى ايمان بياورد ما نعمت خود را بر او تكميل كنيم . و يكى ديگر گفته : معنايش اين است كه نعمت خود را بر پيغمبرانى كه نيكوكارند تمام كنيم . يكى ديگر گفته : معنايش اين است كه فرستادن اين كتاب به اين منظور بود كه ما كرامت و پاداش نيك خود را در بهشت بر كسانى كه در دنيا احسان نمودند تكميل نماييم . و آن ديگر گفته است : معنايش اين است كه احسان خود را به موسى (عليهالسلام ) كه با نبوت و غير آن كرده بوديم با كتاب تتميم كنيم . و بعضى گفته اند: اين جمله متصل و مربوط است به داستان ابراهيم (عليهالسلام ) و معنايش اين است كه فرو فرستادن اين كتاب براى اتمام نعمت بر ابراهيم (عليهالسلام ) بود، و ضعف اين وجوه بر همه روشن است و احتياج به توضيح ندارد.
(و تفصيلا لكل شى ء) يعنى اين كتاب را فرستاديم تا در آن تفصيل جميع احتياجات بنى اسرائيل و هر چيزى را كه غير بنى اسرائيل از آن منتفع مى شوند در دسترسشان قرار داده باشيم ، و هدايت و رحمتى بوده باشد كه به آن متنعم و منتفع شوند، و از اينكه فرموده : (لعلهم بلقاء ربهم يؤ منون ) مى توان استفاده كرد كه بنى اسرائيل از ايمان به مساءله معاد استنكاف داشتهاند، مؤ يدش هم اين است كه در تورات فعلى كه قرآن مجيد آنرا دست خورده و تحريف شده خوانده است در هيچ جاى آن صحبتى از قيامت به ميان نيامده ، بعضى از مورخين نيز نوشته اند كه حزب بنى اسرائيل معتقد به معاد نبودند.

و هذا كتاب انزلناه مبارك ... 

يعنى و اين كتاب كتابى است مبارك كه در خصايص مذكور در سابق با كتاب موسى (عليهالسلام ) اشتراك دارد پس آن را نيز بايد پيروى كنيد.

ان تقولوا انما انزل الكتاب على طائفتين من قبلنا... 

معناى (ان تقولوا) (كراهة ان تقولوا تا نگوييد) است ، و اين نحو تعبير در كلام عرب بسيار است ، و جمله مذكور متعلق است به كلمه (انزلناه ) كه در آيه قبل بود.
و مقصود از (دو طايفه قبل از ما) يهود و نصارا است كه انجيل و تورات برايشان نازل شد، زيرا كتب ديگرى كه به انبيا قبل از موسى و عيسى (عليهماالسلام ) نازل شد مانند كتاب نوح و كتاب ابراهيم (عليهالسلام ) مانند اين دو كتاب مشتمل بر جزئيات و تفصيل شرايع نبوده ، و تنها متعرض اصول و كليات شرايع بوده است ، و اما كتب ديگرى ك