مل ايمانى بجا نيارود و اين آيه ها ظاهر شود ايمانش سودى نخواهد داشت .
مؤ لف : مساءله اصرار بر گناه - چنانكه روايت آينده دلالت مى كند - تفسير جمله (او كسبت فى ايمانها خيرا) است .
و نيز در همان از ابى بصير از يكى از دو بزرگوار سابق الذكر روايت شده كه در ذيل جمله (او كسبت فى ايمانها خيرا) فرموده : مؤ من گنهكار كمى حسنات و كثرت گناهانش ميان او و ايمانش حائل گشته و در نتيجه باعث مى شود كه وى در ايمانش كسب خبرى نكرده باشد.
مرحوم قمى در تفسير خود مى گويد: پدرم از صفوان ار ابن مسكان از ابى بصير از امام باقر (عليه السلام ) برايم چنين روايت كرد كه آنجناب در تفسير جمله (يوم ياءتى بعض ايات ربك ...) فرموده : اين آيت الهى عبارت است از طلوع آفتاب از مغرب ، كسانى كه در چنين روزى ايمان بياورند ايمانشان بى فايده است .
و در الدر المنثور است كه احمد وو عبد بن حميد در مسند خود و ترمذى و ابويعلى و ابن ابى حاتم و ابوالشيخ و ابن مردويه همگى ار ابى سعيد خدرى از رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) روايت كرده اند كه در تفسير جمله (يوم ياءتى بعض ايات ربك ) فرموده است : اين آيات عبارت است از طلوع آفتاب از مغربش .
مؤ لف از ظاهر اين روايات برمى آيد كه از باب تطبيق كلى بر مصداق باشد و ليكن احتمال هم دارد كه تفسير بوده باشد، و مراد از آياتى كه در آيه شريفه است همين آيات بوده باشد، و به هر حال روز طلوع آفتاب از مغرب روز بروز عضب الهى است كه مردم از شدت عذاب آن روز متوسل به ايمان مى شوند، و ليكن ايمانشان سودى نمى بخشد.
ترجمه تفسير الميزان . ص 540.
مساءله طلوع آفتاب از مغرب در روايات بسيارى از طرق شيعه از امامان اهل بيت (عليهم السلام ) و از طرق اهل سنت از جمعى از صحابه رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) از قبيل ابى سعيد خدرى ، ابن مسعود، ابى هريره ، عبدالله بن عمر، حذيفه ابى ذر، عبدالله بن عباس ، عبدالله بن اءبى اوفى ، صفوان بن عسال ، انس ، عبدالرحمن بن عوف ، معاويه ، ابى امامه و عايشه و غير ايشان وارد شده و البته در مضمون آنها اختلاف فاحشى وجود دارد.
نظريه هاى علمى امروز هم انكار ندارد كه ممكن است روزى كره زمين بر خلاف حركتى كه تا آن روز شرقى بوده حركت غربى كند، و يا دو قطب آن تغيير يافته شماليش جنوبى ، و يا جنوبيش شمالى شود، حال يا بطور تدريج همچنانكه رصدخانه ها آنرا پيش بينى نموده اند و يا آنكه يك حادثه جهانى و عمومى جوى اين تحول را يكمرتبه به وجود بياورد، البته همه اين سخنان در جايى است كه كلمه طلوع خورشيد از مغرب در روايات رمزى درباره سرى از اسرار حقايق نبوده باشد.
به هر حال ، از جمله آيت هايى كه در روايات ذكر شده مساءله بيرون شدن (دابة الارض ) و (دخان ) و خروج (ياءجوج و ماءجوج ) است . قرآن كريم نيز به اين چند امر ناطق است ، و نيز از آن جمله خروج مهدى (صلوات الله عليه ) و نزول عيسى بن مريم و خروج دجال و غير آن است . اين چند امر گرچه از علائم آخر الزمان است و ليكن بودنش از آن آيت هايى كه در هنگام بروزش ‍ توبه قبول نمى شود و ايمان سود نمى بخشد روشن نيست .
در تفسير برهان از برقى نقل مى كند كه وى به سند خود از عبدالله بن سليمان عامرى از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: همواره در روزى زمين از ناحيه پروردگار حجتى كه حلال و حرام خدا را بشناسد و به راه خدا دعوت كند بوده و خواهد بود، و اين رابطه بين خدا و خلق هيچگاه در زمين قطع نمى شود مگر چهل روز مانده به قيامت كه در آن چهل روز خداوند حجت خود را از زمين برمى دارد، در آن روزها است كه در توبه به روى گنهكاران بسته مى شود، و ايمان آوردن در آن ايام بى فايده است ، گنهكاران و كفارى كه تا آن روز توبه نكرده و ايمان نياورده اند از بدترين خلقند و كسانى هستند كه قيامت بر آنان قيام مى كند.
مؤ لف : اين روايت را ابو جعفر محمد بن جرير طبرى نيز در كتاب مناقب فاطمه به سند ديگرى از امام صادق (عليه السلام ) نقل كرده است .
تفسير الميزان ص 541.
و در تفسير قمى از پدرش از نضر از حلبى از معلى بن خنيس از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده كه در ذيل آيه (ان الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا) فرمود: به خدا سوگند كه اهل سنت نيز دين خود را دسته دسته كردند.
مؤ لف : يعنى مذاهب مختلفى در اسلام به وجود آوردند. قبلا هم حديثى كه مى گفت (به زودى امت اسلام به هفتاد و سه فرقه متفرق مى شود.) گذشت .
در تفسير عياشى از ابى بصير از ابى عبدالله (عليه السلام ) روايت شده كه درباره آيه مورد بحث فرمود: على (عليه السلام ) اين آيه را (فارقوا دينهم ) قرائت مى فرمود.
مؤ لف : قرائتى را كه از آنجناب نقل شد بعضى از عامه و از جمله آنان سيوطى نيز به طرق خود از آنجناب نقل كرده اند.
و در تفسير برهان از برقى از پدرش از نضر از يحيى حلبى از ابن مسكان از رزاره روايت شده كه گفت : در خدمت امام صادق (عليه السلام ) نشسته بودم شخصى از آنجناب از آيه (من جاء بالحسنة فله عشر امثالها) سؤ ال كرد، و عرض كرد اين آيه شامل كسانى كه با اين امر (ولايت اهل بيت عليهم السلام ) آشنايى ندارند مى شود يا نه ؟ حضرت فرمود: اين آيه تنها راجع به مؤ منين است . عرض ‍ كردم : خدايت اصلاح كند چه مى فرمايد درباره كسى كه نماز مى خواند، روزه مى گيرد، از محرمات اجتناب مى ورزد و ورع خوبى دارد و از ناصبى ها هم كه دشمن شما خاندانند نيست و ليكن شما را نمى شناسند؟ فرمود: خداوند ايشان را به رحمت خود داخل بهشت مى سازد.
مؤ لف : اين روايت دلالت مى كند بر اينكه اجر اخروى به مقدار معرفت اشخاص است و اين معنا در روايات شيعه و سنى وارد شده ، البته روايات بسيارى از طريق شيعه و سنى بر طبق مضمون (من جاء بالحسنة فله عشر امثالها) وارد شده ، و مفسرين دو طايفه آن را در ذيل اين آيه نقل كرده اند، و ليكن چون روايات مذكور مربوط به تشخيص روزه و نماز و امثال آن است لذا ما از ايراد آن در اينجا خوددارى نموديم .قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (161)
قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (162)
لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ (163)
قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبّاً وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ (164)
وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ (165)

ترجمه آيات

بگو همانا پروردگارم مرا به راهى راست رهنمايى كرد.(161)
دينى قائم به امر بندگان ، ملت ابراهيم كه به حق گراينده بود و از مشركين نبود. (162)
بگو به درستى كه نماز و عبادت و زندگى