ود دارند و اين حرفى است كه نه از عقل دليلى بر آن هست و نه از نقل ، اجماعى هم كه ادعا كرده اند در حقيقت اتفاق در فهم است ، و چنين اجماعى را اگر خود ما بدست بياوريم حجت نيست تا چه رسد به اينكه ديگران آن را نقل كنند، وقتى اجماعى در كار نبود باقى مى ماند كتاب و سنت ، و ماءخذ قرآنى و روايتى اين داستان همان بود كه ما ذكر كرديم ، و ديديد كه از آن چنين چيزى استفاده نمى شد.
همچنين مساءله ذريه ابليس و كثرت آنها چيزى جز اين در دست نيست كه ذريه ابليس بسيارند و همه از خود او منشعب شده اند، اما اين انشعاب از راه تناسلى است كه ما داريم و يا راه تخم گذارى و جوجه كشى است و يا به نحوى ديگر است براى ما معلوم نيست ، و مانند بسيارى از چيزها راهى براى فهم آن نداريم .
بله ، در بين روايات چند روايت ديده مى شود كه دلالت دارند بر اينكه (ابليس با خودش ازدواج مى كند و يا تخم مى گذارد و جوجه در مى آورد، و يا براى ابليس دو ران و يك عضو تناسلى نر و ماده است ، كه خودش با خود جفت شده و در هر روز ده بچه مى زايد، و بچه هايش همه نرند و در بين آنان ازدواج و توالد و تناسل نيست ). و ليكن هيچيك از اين روايات قابل اعتماد نيست ، زيرا يا مرسل است و يا مقطوع است و يا موقوف ، آنهم در مثل اين مطالبى كه در آن جز به آيه محكمه و يا حديث متواتر و يا حديث همراه با قرينه قطعى نمى توان اعتماد نمود. حتى اگر اين روايات با ظاهر قرآن هم منطبق مى شد ممكن بود به اين وسيله تصحيح شود، و ليكن مفاد هيچيك از آنها با قرآن منطبق نيست .
در كافى از على بن ابراهيم از پدرش از ابن ابى عمير از حماد از ابى عبدالله (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: هيچ دلى نيست مگر اينكه داراى دو گوش است ، بر در يكى از آن دو گوش ملكى است كه آدمى را ارشاد مى نمايد، و بر در ديگرى شيطانى است كه او را گمراه مى سازد، اين يكى مى گويد: بكن آن ديگرى مى گويد: زنهار! مكن . شيطان مى گويد معصيت كن و ملك مى گويد مكن . و اين گفته خداى تعالى است كه مى فرمايد: (عن اليمين و عن الشمال قعيد مايلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد).
در بحار از كتاب شهاب نقل شده كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: شيطان در بنى نوع آدم مانند خون است كه در همه جاى بدن جريان دارد.
در صحيح مسلم از ابن مسعود از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كرده كه فرمود: هيچ كسى نيست مگر اينكه خداوند قرين جنيش را بر او موكل نموده . حضار عرض كردند: يا رسول الله ! آيا تو هم قرين جنى دارى ؟ فرمود: آرى ، بر من هم موكل فرموده ، الا اينكه خداوند مرا كمك كرده و او را تسليم من ساخته به طورى كه ديگر مرا جز به خير دعوت نمى كند.
مؤ لف : بعضى ها كلمه (اسلم ) را كه در روايت است به ضم ميم خوانده و بعضى ديگر به فتح ميم .
در تفسير عياشى از جميل بن دراج نقل شده كه گفت : از امام صادق (عليه السلام ) پرسيدم آيا ابليس از ملائكه بود و يا ماءمور بعضى از امور آسمان بوده ؟ فرمود: از ملائكه نبود، و ليكن ملائكه او را از جنس خود مى پنداشتند، و خدا مى دانست كه او از آنها نيست و در آسمان ماءموريتى نداشت و شخصيت و احترامى هم نداشت .
جميل بن دراج مى گويد: از خدمت امام مرخص شده نزد طيار آمدم و آنچه را شنيده بودم برايش بازگو كردم . وى گفت چطور از ملائكه نبود و حال آنكه خداى تعالى به ملائكه امر كرد كه بر آدم سجده كنند؟ ناگزير برخاسته خدمت امام آمديم ، طيار همين سؤ ال را از آنجناب كرد. حضرت در جواب فرمود: آيا خطابى كه خداى تعالى مكرر به مؤ منين كرده و فرموده : (يا ايها الذين آمنوا) شامل منافقين هم مى شود يا نه ؟ طيار در جواب اعتراف كرد به اينكه شامل منافقين بلكه شامل اهل ضلالت و هر كسى كه اقرار ظاهرى به دعوت اسلام داشته باشد مى شود.
مؤ لف : اين حديث رد بر رواياتى است كه مى گويد ابليس از ملائكه بوده و يا خازن آسمان پنجم يا خازن بهشت بوده است .
دو دسته روايات مربوط به تصرفات ابليس و كيفيت تصرف او در شعور آدمى  
بايد دانست كه روايات مربوط به تصرفات ابليس و اينكه چگونه در شعور آدمى تصرف مى كند از طرق شيعه و سنى بسيار است ، و اين روايات دو قسمند: يكى رواياتى كه تصرفى از تصرفات ابليس را بدون تفسير ذكر مى كند. و ديگر رواياتى كه تصرفى از تصرفات وى را ذكر نموده و تا اندازه اى آن را تفسير مى كند.
از جمله روايات دسته اول يكى روايتى است كه مرحوم كلينى در كافى از اميرالمؤ منين (عليه السلام ) نقل كرده كه آن حضرت فرمود: دستمال گوشت را در خانه نگذاريد كه جاى شيطان است ، و خاك در پشت در نريزيد كه شيطان آنجا منزل مى كند.
و نيز در كافى از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: بر بالاى هر پلى شيطانى است ، پس هر وقت به آنجا عبورت افتاد (بسم الله ) بگو تا شيطان از تو دور شود.
و نيز از امير المؤ منين (عليه السلام ) نقل كرده كه فرمود: خانه شيطان در خانه هاى شما، تار عنكبوت است .
و از امام صادق و يا امام باقر (عليه السلام ) نقل كرده كه فرمود: در حال ايستاده آب مياشام و در آب راكد بول مكن ، و دور قبر مگرد، و به تنهايى در خانه اى به سر مبر، و با يك لنگه كفش راه مرو، زيرا در اين احوالى كه گفته شد شيطان از هر حال ديگرى به سوى بندگان خدا شتابان تر است .
و نيز از امام صادق (عليه السلام ) نقل كرده كه فرمود: هر وقت و هر جا اسم خدا برده شود شيطان دور مى گردد، و اگر در موقع جماع اسم خدا برده نشود شيطان نيز آلت تناسلى خود را داخل مى كند، و در عين اينكه نطفه از يكى است عمل از هر دو خواهد بود.
و در تفسير قمى از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده كه فرمود: هر چيزى كه از مال حرام بدست آيد شيطان در آن شريك است .
و در حديثى آمده كه : هر كس در حال مستى بخوابد عروس شيطان است .
مؤ لف : آيه شريفه (انما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشيطان ) را هم بايد از اين باب شمرد.
و از جمله روايات قسم دوم روايتى است كه در كافى از امام باقر (عليه السلام ) نقل شده كه فرمود: غضب آتشى است كه شيطان در دل آدمى روشن مى كند.
و از رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) نقل كرده كه فرمود: شيطان در درون آدمى مانند خون جريان دارد، پس مجارى او را با گرسنگى تنگ كنيد.
در كتاب محاسن از حضرت رضا (عليه السلام ) از پدران بزرگوارش از على (عليه السلام ) نقل شده كه در ضمن حديثى فرمودند: اما سرمه شيطان خواب و شربتش غضب و مكيدنيش دروغ است .
و نيز در حديثى آمده كه موسى (عليه السلام ) شيطان را ديد كه كلاه بلندى بر سر دارد، علت آن را سؤ ال كرد گفت با اين كلاه دلهاى بنى آدم را صيد مى كنم .
ماجراى شگفت انگيز گفتگوى حضرت يحيى با ابليس  
در كتاب مجالس ابن الشيخ از حضرت رضا (عليه السلام ) از پدران بزرگوارش نقل شده كه فرموده اند: ابليس از زمان آدم تا زمان حضرت مسيح (عليه السلام ) به سراغ انبيا (عليهم السلام ) مى آمد و با آنان به گفتگو مى پرداخت ، و از ايشان پرسش مى نمود، و با هيچكدام به قدر حضرت يحيى ماءنوس نبود. روزى يحيى بن زكريا به وى گفت اى ابامره مرا به تو حاجتى است ، گفت تو بزر