سبت مى دادند، از آن جمله يكى كه جاى ترديد نيست طواف بدون ستر عورت است . پس نمى توان گفت كه اين روايت شان نزول آيه را بيان مى كند، و ليكن اين هم هست كه بعد از رحلت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) هيچ عمل زشت و شنيعى كه مردم آن را جايز دانسته و به خداوند نسبتش دهند جز مساءله امامت غاصبانه ائمه جور عمل ديگرى نيست كه مصداق اين آيه بوده باشد، و مساءله مزبور با آيه شريفه كاملا منطبق است ، زيرا بعد از رحلت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) قرن ها بر مسلمين گذشت كه زنازادگانى امثال زياد بن ابيه و فرزند نامشروعش ‍ عبيدالله زياد و حجاج بن يوسف و طاغيانى امثال آنان بر ايشان حكومت مى كردند،
در حالى كه در اطراف تخت سلطنت شان علمايى بودند كه به امثال آيه (اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم ) تمسك نموده و به نفوذ اوامر ايشان و وجوب اطاعت شان فتوا مى دادند، پس اين روايت ناظر به اين جهت است كه مصداق آيه مورد بحث تنها رفتار مردم جاهليت نبوده ، بلكه رفتار مسلمين هم يكى از مصاديق آن است .
چند روايت در مورد دروغ بستن به خدا تعالى  
در تفسير عياشى از ابى بصير نقل شده كه گفت : از ابى عبدالله (عليه السلام ) شنيدم كه مى فرمود: اگر كسى بگويد خداوند امر به فحشاء مى كند دروغ به خدا نسبت داده ، و اگر كسى بگويد خير و شر همه مستند به او است باز هم به خداوند دروغ نسبت داده .
و نيز در كتاب مزبور از مسعده بن صدقه از ابى عبدالله (عليه السلام ) روايت شده كه فرمود: اگر كسى بگويد خداوند امر به كار بد و فحشاء مى كند به خداوند دروغ بسته ، و اگر بگويد خير و شر عالم بدون مشيت او صورت مى گيرد خدا را از سلطنتش بيرون نموده ، و اگر بگويد گناهان بدون قوت خدا ارتكاب مى شود باز به خدا دروغ بسته ، و كسى كه به خدا دروغ ببندد خداوند او را داخل آتشش ‍ مى نمايد.
مؤ لف : اينكه فرمود: (و كسى كه بگويد خير و شر عالم بدون مشيت او صورت مى گيرد...) ناظر به قول مفوضه است كه مى گويند: بنده در كار خير و شر خود مستقل است . همچنانكه جمله (و اگر كسى بگويد خير و شر همه مستند به او است ) كه در روايت قبلى بود ناظر است به قول جبرى مذهب ها كه مى گفتند: خير و شر و اطاعت و معصيت همه مستند به اراده خود خدا است ، و اراده و مشيت عبد كوچكترين دخالتى در صدور آن ندارد، البته اين وقتى است كه ضمير (او) در آن روايت به خداى تعالى برگردد و اما اگر به خود صاحب عمل برگردد آن وقت مانند روايت دوم ناظر به قول مفوضه خواهد بود.رواياتى در ذيل جمله : (و اقيموا وجوهكم عندكل مسجد)
شيخ در تهذيب به سند خود از ابن مسكان نقل كرده كه گفت : از ابى عبدالله (عليه السلام ) سؤ ال كردم معناى آيه (و اقيموا وجوهكم عند كل مسجد) چيست ؟ فرمود: اين آيه راجع به قبله است .
مؤ لف : اين نيز از باب تطبيق كلى بر مصداق است ، و عياشى هم در تفسير خود نظير اين روايت را از ابى بصير از يكى از دو امام باقر و صادق (عليهماالسلام ) نقل كرده است .
و نيز در كتاب نامبرده به سند خود از حلبى از امام صادق (عليه السلام ) نقل كرده كه در ذيل آيه (و اقيموا وجوهكم عند كل مسجد) فرمود: مقصود مساجدى است كه در اسلام بنا شده و معناى آيه اين است كه : در مساجد نوبنياد هم روى خود را به جانب مسجدالحرام كنيد. اين مضمون را عياشى نيز از زراره و حمران و محمد بن مسلم از ابى جعفر و ابى عبدالله (عليه السلام ) روايت كرده است .
مؤ لف : گويا مراد امام (عليه السلام ) اين است كه معناى (اقامه وجوه ) در اين آيه صرف توجه به خدا و استقبال قبله است ، و اما اينكه اين قبله كجا است متعرض آن نيست . در اين آيه اجمالا گوشزد مى كند كه قبله اى هست ، و در آيه (فول وجهك شطر المسجد الحرام و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره ) آن قبله را معين مى كند. قبلا هم در بحث پيرامون آيات قبله گفتيم كه كعبه در مدينه ، و بعد از هجرت قبله مسلمين شد، و آيه مورد بحث كه از آيات سوره (اعراف ) است در مكه نازل شده ، و اگر با سياق آيات قبله سازگار باشد بعيد نيست گفته شود: اصل تشريع قبله در مكه و در اين سوره بوده ، و تفصيل و تفسير جزئيات آن در مدينه در سوره بقره بوده است ، و از اين قبيل احكام از واجبات و محرمات زياد داريم كه سوره هاى مكى اجمال آن را متعرض شده اند و سوره هاى مدنى تفصيل و تفسير آن را.
بنابراين ، اينكه امام (عليه السلام ) فرمود: (مساجدى است كه در اسلام بنا شده ) معنايش اين است كه مراد از اين مساجد هر مسجدى است كه مسلمين در اكناف زمين بنا مى كنند و منظور از (اقامه وجوه ) گردانيدن وجوهى است كه در آيه كعبه است .
در تفسير عياشى از حسين بن مهران از ابى عبدالله (عليه السلام ) روايت شده كه در ذيل جمله (و اقيموا وجوهكم عند كل مسجد) فرمودند: منظور ائمه مى باشند.
مؤ لف : ظاهرا مراد امام (عليه السلام ) از كلمه ائمه ، ائمه جماعات است ، و به زودى معناى ديگرى براى آن خواهد آمد.
رواياتى در ذيل جمله : (خذوا زينتكم ...) و(قل من حرم زينة الله ...) پيرامون استفاده از نعمتهاى الهى 
و نيز از حسين بن مهران از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه در ذيل جمله (خذوا زينتكم عند كل مسجد) فرمود: يعنى ائمه .
مؤ لف : اين حديث نظير حديث سابق است ، و ممكن است اشاره به جلو انداختن امام جماعت باشد، چون اين هم خود براى نماز زينتى است ، همچنانكه جلو انداختن نيكان و بزرگترها و به آنان اقتدا كردن زينت نماز است . و نيز ممكن است منظور از ائمه ، ائمه دين باشد نه امام جماعت . و به زودى در ذيل روايت علاء بن سيابه در آخر بحث اين احتمال خواهد آمد.
در الدر المنثور است كه عقيلى و ابوالشيخ و ابن مردويه و ابن عساكر از انس از رسول خدا نقل كرده اند كه در ذيل آيه (خذوا زينتكم عند كل مسجد) فرمود: نماز بخوانيد با كفش هايتان .
مؤ لف : اين معنا بطرق ديگرى از على بن ابى طالب (عليه السلام ) و ابى هريره و ابن مسعود و شداد بن اوس و ديگران نيز نقل شده .
و نيز در الدر المنثور است كه ابن مردويه از ابن عباس نقل كرده كه گفت : امير المؤ منين (عليه السلام ) مرا نزد ابن الكواء و يارانش ‍ فرستاد، وقتى من بر آنها وارد شدم پيراهنى نازك و حله اى بر تن داشتم . گفتند: تو ابن عباسى و مثل اين لباسها بر تن كرده اى ؟ گفتم آرى ، و اولين چيزى كه با آن با شما مخاصمه مى كنم همين لباس ها است ،زيرا خداوند در آيه (قل من حرم زينه الله التى اخرج لعباده ) و در آيه (خذوا زينتكم عند كل مسجد) آن را حلال كرده ، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) هم در عيد فطر و عيد قربان دو برد حبره (كه از بافته هاى يمن و لباس هاى فاخر آنروز بود) مى پوشيد، و شما آن را بر خود حرام كرده ايد.
در كافى به سند خود از يحيى بن ابى العلاء از ابى عبدالله (عليه السلام ) نقل كرده كه فرمود: اميرالمؤ منين (عليه السلام ) عبدالله بن عباس را پيش ابن الكواء و يارانش روانه كرد، ابن عباس آن روز پيراهن نازك و حله اى به تن داشت اصحاب ابن الكواء وقتى او را ديدند گفتند: اى ابن عباس تو بهترين مردان ما بودى ، و ما تو را از همه مردم بهتر مى د