انستيم ، حالا مى بينيم كه اينگونه لباس به تن كرده اى ؟ ابن عباس گفت : همين لباس اولين چيزى است كه من بر سر آن با شما بحث خواهم كرد، و به شما ايراد خواهم نمود
(زيرا شما آن را حرام مى دانيد، و مرا به پوشيدن آن ملامت مى كنيد) در حالى كه خداى سبحان فرموده : (قل من حرم زينه الله التى اخرج لعباده و الطيبات من الرزق ) و نيز فرموده : (خذوا زينتكم عند كل مسجد).
و نيز در كافى به سند خود از فضاله بن ايوب نقل كرده كه در تفسير آيه (خذوا زينتكم عند كل مسجد) فرموده است : در عيد و جمعه .
مؤ لف : اين روايت را تهذيب از فضاله از عبدالله بن سنان از ابى عبدالله (عليه السلام ) نقل كرده . و به همين مضمون عياشى در تفسير خود و طبرسى در مجمع البيان از ابى جعفر (عليه السلام ) نقل كرده اند.
و در كتاب فقيه است كه شخصى از حضرت رضا (عليه السلام ) پرسيد منظور از زينت در آيه (خذوا زينتكم عند كل مسجد) چيست ؟ حضرت فرمود از آن جمله است شانه زدن قبل از هر نمازى .
مؤ لف : در اين معنا روايات ديگرى نيز هست .
و در تفسير عياشى از خيثمه بن ابى خيثمه روايت شده كه گفت : حسن بن على (عليهماالسلام ) هر وقت مى خواست به نماز بايستد بهترين لباس هاى خود را مى پوشيد. خدمتش عرض كردند يا بن رسول الله چرا لباس هاى خوب خود را در موقع نماز مى پوشيد؟ فرمود: خداوند جميل و زيبا است ، و هر زيبايى را دوست مى دارد و مى فرمايد: (خذوا زينتكم عند كل مسجد)، من نيز خود را براى پروردگارم زينت مى دهم و دوست دارم بهترين لباسم را بپوشم .
مؤ لف : اين حديث از طرق اهل سنت نيز روايت شده است .
و در كافى به سند خود از يونس بن ابراهيم روايت كرده كه گفت : بر ابى عبد الله (عليه السلام ) وارد شدم در حالى كه طيلسان و كلاهى از خز بر تن داشتم .
حضرت نگاهى به من كرد و چيزى نگفت . من عرض كردم : فدايت شوم جبه و طيلسان من از خز است درباره آن چه مى فرماييد؟ حضرت فرمود: خز عيبى ندارد، عرض كردم تارى كه در بافت آن به كار رفته ابريشم است . فرمود: اين نيز اشكال ندارد، چون حسين بن على (عليهماالسلام ) در حالى كه كشته شد جبه اى از خز بر تن مباركش بود. آنگاه حضرت ، داستان عبدالله بن عباس و خوارج و احتجاج او را عليه آنان نقل كرد.
و نيز در همان كتاب به سند خود از احمد بن ابى عبدالله از محمد بن على بطور مرفوع نقل مى كند كه وقتى سفيان ثورى در مسجدالحرام قدم مى زد، امام صادق (عليه السلام ) را ديد كه لباس هاى زيبا و گرانبها پوشيده بود. گفت به خدا سوگند مى روم و ملامتش ‍ مى كنم . نزديك رفت و عرض كرد: يا بن رسول الله به خدا سوگند رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و على بن ابى طالب و هيچكس از پدرانت از اين لباس ها نپوشيدند. حضرت فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در روزگارى تنگ زندگى مى كرد و به مقتضاى فقر و تنگدستى اش رفتار مى نمود، و پس از آن حضرت روزگار به وسعت گراييد، و سزاوارترين مردم به استفاده از نعمت ها ابرار و نيكانند. آنگاه آيه (قل من حرم زينه الله التى اخرج لعباده و الطيبات من الرزق ) را تلاوت نموده ، فرمود: ما از هركس ديگرى به استفاده از داده هاى پروردگار سزاوارتريم .
اى ثورى ! اين لباس ها را كه بر تن من مى بينى براى آميزش با مردم پوشيده ام . آنگاه امام دست ثورى را گرفت و به طرف خود كشيد و لباس هاى زيبا را كنار زده لباس زبرى را از زير آن نشان داد و فرمود: اين را براى خود و آنچه را مى بينى براى مردم پوشيده ام . آنگاه لباسهاى پشمينه و زبر ثورى را كنار زده لباس نرمى نمايان ساخت و فرمود تو اين را براى خود مى پوشى و آن پشمينه ها را براى نشان دادن به مردم .
و نيز به سند خود از ابن قداح روايت كرده كه گفت : امام صادق (عليه السلام ) در حالى كه لباسى زيبا از جنس پارچه هاى مرو به تن داشت و به دست من تكيه كرده بود به عباد ابن كثير برخورد نمود. عباد عرض كرد: يا ابا عبدالله تو از خاندان نبوتى و پدرت على امير المؤ منين بود كه هميشه كرباس مى پوشيد، اين لباسهاى فاخر مروى چيست كه به تن كرده اى ؟ چرا به لباس ساده ترى اكتفا ننمودى ؟ حضرت فرمود: واى بر تو اى عباد! اين چه اعتراضى است كه مى كنى ؟ زينت خدايى و طيبات رزق را چه كسى حرام كرده ؟ خداى عز و جل وقتى به بنده اش نعمتى بدهد دوست دارد آن نعمت را در بنده اش ببيند.
در الدر المنثور است كه ترمذى از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش روايت كرده كه گفت : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: خداوند دوست دارد اثر نعمت خود را در بنده اش ببيند.
در قرب الاسناد حميرى از احمد بن محمد بن ابى نصر روايت شده كه گفت حضرت رضا (عليه السلام ) در ضمن حديثى طولانى به من فرمود: درباره لباس خشن چگونه فكر مى كنى ؟ عرض كردم شنيده ام كه حسن اين نوع لباس مى پوشيده ، و نيز شنيده ام كه جعفر بن محمد هر وقت لباس نو تهيه مى كرد در آب مى شست تا به نظرها مستعمل بيايد. فرمود: لباس خوب بپوش و خود را بياراى ، على بن الحسين (عليهماالسلام ) جبه هاى خز پانصد درهمى و رداى خز پنجاه دينارى مى پوشيد، و وقتى زمستان تمام مى شد مى فروخت و پول آنها را صدقه مى داد. آنگاه حضرت رضا (عليه السلام ) آيه (قل من حرم زينه الله التى اخرج لعباده و الطيبات من الرزق ) را تلاوت فرمود.
مؤ لف : در اين باره روايات بسيار زيادى هست كه از همه جامع تر روايت زير است .
در تفسير عياشى از ابان بن تغلب روايت شده كه گفت : امام صادق (عليه السلام ) به من فرمود: خيال مى كنى كه اگر خداوند به كسى نعمتى مى دهد از كرامت آن كس است ؟ و اگر دريغ مى دارد از خوارى او است ؟ نه ، چنين نيست ، مال مال خدا است كه به وديعه بدست هر كس بخواهد مى سپارد، و خوردن ، آشاميدن ، پوشيدن ، نكاح و سوارى و ساير انواع تصرفات در آن را مباح كرده به شرطى كه رعايت اعتدال و اقتصاد را بنمايند و مازاد آن را به فقراى مؤ من رسانيده يا با آن امور خود را اصلاح كنند، وگرنه همه آن تصرفات حرام خواهد بود. آنگاه جمله (و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين ) را تلاوت نمود.
سپس فرمودند: آيا مى پندارى خدا كسى را در مالى كه به او داده امين مى كند كه اسبى به ده هزار درهم بخرد با اينكه اسبى به ارزش ‍ بيست درهم او را كفايت مى كند، و كنيزى به بهاى هزار دينار بخرد با اينكه كنيزى به قيمت بيست درهم براى او كافى است ، و از طرف ديگر بفرمايد اسراف نكنيد چون خدا اسراف كنندگان را دوست ندارد.
روايتى در معناى : (اسراف ) و (اقتار) چند روايت در بيان مراد از فواحش ظاهر وباطن .
و در كافى به سند خود از اسحاق بن عبدالعزيز از بعضى از اصحاب خود نقل كرده كه گفت : خدمت امام صادق (عليه السلام ) عرض ‍ كردم در راه مكه بوديم و مى خواستيم احرام ببنديم لذا نوره كشيديم ، و چون سبوس همراه نداشتيم كه به بدن خود بماليم و اثر نوره را از بدن بزداييم ناگزير قدرى آرد به خود ماليده و با آن رفع حاجت نموديم ، من ناگهان به اين فكر افتادم كه اين چه كارى بود كردم ، و خدا مى داند كه چقدر ناراحت شدم . حضرت فرمود: آيا ترس تو از اين جهت است كه مبادا اسراف كرده باشى ؟ عرض كر