ان معنايى است كه آيه شريفه (و تلك الايام نداولها بين الناس و ليعلم الله الذين آمنوا و يتخذ منكم شهداء) در مقام افاده آن است .
و اين يكى از آياتى است كه خداوند در آن يهود را كه براى خود منصب بلا عزل الهى قائل بودند تخطئه نموده است . آرى ، توراتى كه در دست يهود است يهوديان را داراى كرامتى بدون قيد و شرط و آنان را حزب خدا و سرزمين بيت المقدس را سرزمينى دانسته كه خداوند به يهود تمليك كرده ، آن هم تمليكى كه نه نقل و انتقال بردار است و نه اقاله پذير.
مبتلا نمودن خداوند فرعونيان را به قحطى وتفّاءل بدآنان درباره موسى (ع )

و لقد اخذنا آل فرعون بالسنين و نقص من الثمرات 

(سنين ) جمع (سنه ) به معناى قحط و نايابى است . و گويا معناى اصلى آن (سنه القحط سال قحطى ) بوده و به تدريج گفته شده : (السنه آن سال ) سپس به كثرت استعمال تدريجا كارش به جايى رسيده كه معناى قحطى و نايابى را به خود گرفته است .
خداى سبحان در اين آيه مى فرمايد - و قسم هم ياد مى كند - كه آل فرعون را يعنى همان قبطى ها را كه فاميل او بودند به قحطى هاى متعدد و كمى ميوه ها دچار كرد تا شايد بدين وسيله متذكر شوند.
و اينكه گفتيم (قحطى متعدد) براى اين است كه از ظاهر سياق بر مى آيد كه اين قحطى ممتد در امتداد چند سال نبوده ، بلكه بين دو سال قحطى يك و يا چند سال فاصله مى شده ، زيرا اگر اينطور نبود (سنه قحط سالى ) را به صيغه جمع نمى آورد، زيرا قحطى ممتد به امتداد چند سال يك قحطى است ، نه قحطى هاى متعدد. علاوه بر اينكه جمله (فاذا جاءتهم الحسنه قالوا لنا هذه ) ظهور دارد در اينكه حسنه مذكور در آن ، بعد از سيئه (قحطى ) بوده و بعد از آن حسنه مواجه با سيئه ديگرى شدند.

فاذا جاءتهم الحسنه قالوا لنا هذه ... 

از ظواهر امر بر مى آيد كه قوم فرعون وقتى پس از قحط سالى به سال خوشى مى رسيده و نعمت و روزى شان فراوان مى شده مى گفته اند: (اين از خود ما است ) و مقصودشان اين بوده كه (ما تا آنجا كه به ياد داريم هرگز به قحط سالى دچار نشده ايم ، و اگر در گذشته مبتلا به آن خشكسالى شديم از نحوست موسى بوده است ) و اگر اين حرف را پس از نجات از قحط سالى زده اند براى اين بوده كه تا آنروز دچار چنين بلائى نشده بودند، و معلوم است كه انسان معمولا وقتى متوجه ارزش و اهميت نعمتى مى شود كه به ضد آن مبتلا بشود.
قوم فرعون هم اگر به قحط سالى دچار نشده بودند پس از نجات و رسيدن به فراوانى نعمت نمى گفتند: (اين از ما است ) گو اينكه طبعا و عادتا بايستى قضيه بر عكس اينكه واقع شده بود واقع مى شد، به اين معنا كه بايستى قبل از تفال بد به موسى زدن مى گفتند: (اين از ما است ) چون وقتى مردمى قحط سالى و بلا را از نحوست شخص معينى مى دانند كه بر حسب ارتك از و عادت ديرينه ، نعمت و فراخى روزى و رفاه عيش را از خود بدانند، زيرا تا به رفاه و راحت خو نكرده باشند از گرفتارى و بلا آنطور كه بايد وحشت نمى كنند، وليكن همانطور كه گفتيم از ظواهر قضيه بر مى آيد كه تفال بد به موسى زدن قبل از گفتن (اين از ما است ) بوده .
و شايد به همين جهت قوم فرعون را قبل از فال بد زدنشان ذكر كرده و نيز به همين مناسبت كلمه (حسنه ) را با لفظ (اذا) و كلمه (سيئه قحط سالى ) را با لفظ (ان ) آورده و فرموده : (فاذا جاءتهم الحسنه قالوا لنا هذه و ان تصبهم سيئه يطيروا بموسى و من معه )، از اين اختلاف در تعبير بر مى آيد كه (حسنه - رفاه عيش ) در نظر فرعونيان اصل ثابتى بوده ، و ابتلاى به قحط سالى نادر و بى سابقه بوده است . شاهد ديگر اين معنا اين است كه كلمه (حسنه ) را با (الف و لام ) جنس كه مفيد تعريف است و كلمه (سيئه ) را نكره و بدون (الف و لام ) آورده .
كلمه (يطيروا) از (تطير) و تطير مشتق از (طير) است ، و جهت اين اشتقاق اين است كه عرب به خيلى چيزها از آن جمله به طيور تفاءل مى زدند به همين جهت كلماتى از ماده (طير) اشتقاق كردند كه معناى تفاءل و يا بهره اى از شر و شآمت را بدهد مانند تطير كه به معناى اول و طائر كه به معناى دوم است .
پس اينكه فرمود: (الا انما طائرهم عند الله و لكن اكثرهم لا يعلمون ) معنايش اين مى شود: بهره اى كه ايشان از شر و شآمت دارند نزد خداست ، و آن عذابى است كه خداوند براى آنان تهيه ديده ، و ليكن بيشتر ايشان از اين عذاب غافلند، و خيال مى كنند از گناهان و جناياتى كه مرتكب مى شوند اثرى باقى نمى ماند، و در دفترى بايگانى نمى شود.
البته براى كلمه (طائر) معانى ديگرى هم از قبيل نامه اعمال و غير آن ذكر كرده اند، و ليكن مناسب با سياق همان معنايى است كه ما ذكر كرديم .

وقالوا مهما تاتنا به من آيه لتسحرنابها فما نحن لك بمؤ منين 

كلمه (مهما) از اسماى شرط و به معناى (هر چه ) است ، و معناى آيه اين است كه (هر چه براى ما معجزه بياورى كه ما را جادو كنى ما به تو ايمان آور نيستيم ).
قوم فرعون با اين كلام خود خواسته اند موسى را براى هميشه از خود ماءيوس سازند، و اينكه معجزات او را جادو خواندند در حقيقت خواسته اند او را استهزاء نموده و بگويند تو بى خود اسم اين اعمالت را معجزه گذارده اى .
نزول عذابهاى متعدد بر قوم فرعون ، به تفصيل و در زمانهاى مناسب  

فارسلنا عليهم الطوفان و الجراد و القمل و الضفادع و الدم ايات مفصلات ...) 

كلمه (طوفان ) به گفته راغب به معناى هر حادثه اى است كه انسان را احاطه كند، و ليكن بيشتر متعارف شده كه در آب بسيار زياد استعمال شود. و در مجمع البحرين مى گويد: اين كلمه به معناى سيلى است كه زمين را در خود غرق كند، و اصل آن ، ماده (طوف ) است كه به معناى طواف و دور زدن مى باشد.
كلمه (قمل ) - به ضم قاف و تشديد ميم - به گفته بعضى ها به معناى ميمون هاى درشت هيكل و به گفته بعضى ديگر به معناى مگس هاى ريز است . و قمل - به فت ح قاف و سكون ميم - به معناى شپش معروف است . (جراد) و (ضفادع ) و (دم ) به ترتيب به معناى ملخ ، قورباغه و خون است .
كلمه (مفصلات ) از تفصيل به معناى جدا جدا كردن اجزاى يك شى ء متصل است ، كه لازمه آن متمايز شدن هر جزئى است از اجزاى ديگر. پس بنابراين ، از اينكه فرمود: (آيات مفصلات ) استفاده مى شود آياتى كه به سوى قوم فرعون فرستاده مى شده يكجا و يكدفعه نبوده ، بلكه هر كدام جداى از مابقى فرستاده مى شده ، و اين خود دليل بر اين است كه اين آيات آياتى است الهى كه هر كدام در موقع مناسبش نازل مى شود، چون اگر يكجا نازل مى شد ممكن بود خيال كنند يك امر اتفاقى و جزافى بوده و ربطى به موسى و نفرين او نداشته است .
آيه بعدى شاهد بر اين است كه معناى (مفصلات ) همان معنائى است كه ما كرديم ، براى اينكه از آن آيه استفاده مى شود: هر كدام از آيات كه فرستاده مى شده قبلا موسى از آمدن آن آيه و آن عذاب خبر مى داده ، لذا وقتى به آن برخورد مى كردند دست به دامن موسى مى شدند تا بلكه دعائى كند و آن عذاب را از ايشان برگرداند، و با موسى عهد مى بستند كه اگر اين عذاب را از آنان بر دارد به وى ايمان مى آورند و دست از بنى اسرائيل برداشته و ايشان را به موسى مى سپارند، ولى وقتى به دعاى موسى عذاب برداشته مى شد عهد خود را مى شكستند.

و لما 