زيمه ، ابو عوانه ، ابن جرير، ابن ابى حاتم ، ابن حيان ، طبرانى و ابو عبد الله بن منده در كتاب توحيد و ابن مردويه ، ابو نعيم و بيهقى در كتاب اسماء و صفات همگى از ابى هريره روايت كرده اند كه گفت : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: براى خدا نود و نه اسم ، يعنى صد منهاى يك اسم است كه هر كس ‍ آنها را بشمارد داخل بهشت مى شود. آرى ، خدا تك است و تك را دوست مى دارد.
مؤ لف : صاحب الدر المنثور اين روايت را از ابى نعيم و ابن مردويه از ابى هريره نيز روايت كرده ، و عبارت آن چنين است : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: براى خدا صد اسم منهاى يك اسم است ، هر كس خدا را به آن اسماء بخواند خداوند دعايش را مستجاب مى كند. و نيز از دار قطنى در كتاب (غرائب ) از ابى هريره روايت كرده و عبارت آن چنين است كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: خداى تعالى فرموده : براى من نود و نه اسم است هر كس آنها را بشمارد داخل بهشت مى شود.
و در الدر المنثور است كه اين روايت را ابى نعيم و ابن مردويه از ابن عباس و ابن عمر نيز نقل كرده و گفته اند كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: براى خدا نود و نه ، يعنى صد منهاى يك اسم است كه هر كس آنها را بشمارد داخل بهشت مى شود.
مؤ لف : و نيز همين روايت را از ابى نعيم از ابن عباس و ابن عمر به اين عبارت روايت كرده كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: براى خدا نود و نه اسم است كه هر كس آنها را بشمارد داخل بهشت مى شود، و اين اسماء در قرآن كريم است .
مؤ لف : اين روايت معارض است با رواياتى كه درباره شمردن اسماء خدا بعدا نقل مى شود، زيرا همه آن روايات مشتمل است بر اسمائى كه عين الفاظ آنها در قرآن نيست ، مگر اينكه بگوييم مقصود اين روايت اين است كه معانى آن اسماء در قرآن است .
و در كتاب توحيد به سند خود از امام صادق از پدران بزرگوارش از على (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: براى خداى تبارك و تعالى نود و نه اسم ، يعنى صد منهاى يك اسم است كه هر كس آنها را بشمارد داخل بهشت مى شود، و آن اسماء عبارتند از: (الله ، اله ، واحد، احد، صمد، اول ، آخر، سميع ، بصير، قدير، قاهر، على ، اعلى ، باقى ، بديع ، بارى ، اكرم ، ظاهر، باطن ، حى ، حكيم ، عليم ، حليم ، حفيظ، حق ، حسيب ، حميد، حفى ، رب ، رحمان ، رحيم ، ذارى ، رازق ، رقيب ، رووف ، رائى ، سلام ، مؤ من ، مهيمن ، عزيز، جبار، متكبر، سيد، سبوح ، شهيد، صادق ، صانع ، ظاهر، عدل ، عفو، غفور،غنى ، غياث ، فاطر، فرد، فتاح ، فالق ، قديم ، ملك ، قدوس ، قوى ، قريب ، قيوم ، قابض ، باسط، قاضى الحاجات ، مجيد، مولى ، منان ، محيط، مبين ، مغيث ، مصور، كريم ، كبير، كافى ،
كاشف الضر، وتر، نور، وهاب ، ناصر، واسع ، ودود، هادى ، وفى ، وكيل ، وارث ، بر، باعث ، تواب ، جليل ، جواد، خبير، خالق ، خير الناصرين ، ديان ، شكور، عظيم ، لطيف ، شافى ).
و در الدر المنثور است كه ترمذى و ابن المنذر و ابن حبان و ابن منده و طبرانى و حاكم و ابن مردويه و بيهقى همگى از ابى هريره روايت كرده اند كه گفت : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: براى خدا نود و نه اسم يعنى صد منهاى يك اسم است كه هر كس آنها را بشمارد داخل بهشت مى گردد، او تك است و تك را دوست مى دارد و آن اسماء عبارتند از: (الله الذى لا اله الا هو، رحمان ، رحيم ، ملك ، قدوس ، سلام ، مؤ من ، مهيمن ، عزيز، جبار، متكبر، خالق ، بارى ، مصور، غفار، قهار، وهاب ، رازق ، فتاح ، عليم ، قابض ، باسط، خافض ، رافع ، معز، مذل ، سميع ، بصير، حكم ، عدل ، لطيف ، خبير، حليم ، عظيم ، غفور، شكور، على ، كبير، حفيظ، مقيت ، حسيب ، جليل ، كريم ، رقيب ، مجيب ، واسع ، حكيم ، ودود، مجيد، باعث ، شهيد، حق ، وكيل ، قوى ، متين ، ولى ، حميد، محصى ، مبدى ، معيد، محيى ، مميت ، حى ، قيوم ، واجد، ماجد، واحد، احد، صمد، قادر، مق تدر، مقدم ، موخر، اول ، آخر، ظاهر، باطن ، بر، تواب ، منتقم ، عفو، رووف ، مالك الملك ، ذو الجلال و الاكرام ، والى ، متعال ، مقسط، جامع ، غنى ، مغنى ، مانع ، ضار، نافع ، نور، هادى ، بديع ، باقى ، وارث ، رشيد، صبور).
و نيز د ر همان كتاب است كه ابن ابى الدنيا در كتاب دعا و هر دو طبرانى و ابو الشيخ و حاكم و ابن مردويه و ابو نعيم و بيهقى از ابى هريره روايت كرده اند كه گفت : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: براى خدا نود و نه اسم است كه هر كه آنها را بشمارد داخل بهشت مى شود، از خدا به اين اسماء درخواست كن : (الله ، رحمان ، رحيم ، اله ، رب ، ملك ، قدوس ، سلام ، مؤ من ، مهيمن ، عزيز، جبار، متكبر، خالق ، بارى ، مصور، حكيم ، عليم ، سميع ، بصير، حى ، قيوم ، واسع ، لطيف ، خبير، حنان ، منان ، بديع ، غفور، ودود، شكور، مجيد، مبدى ، معيد، نور، بادى - و در نقلى به جاى بادى لفظ قائم آمده - اول ، آخر، ظاهر، باطن ، عفو، غفار، وهاب ، فرد - و در نقلى به جاى فرد، قادر آمده - احد، صمد، وكيل ، كافى ، باقى ، مغيث ، دائم ، متعال ، ذو الجلال و الاكرام ، مولى ، نصير، حق ، مبين ، وارث ، منير، باعث ، قدير - و در نقلى به جاى قدير مجيب آمده - محيى ، مميت ، حميد - و در نقلى جميل - صادق ، حفيظ، محيط، كبير، قريب ، رقيب ، فتاح ، تواب ، قديم ، وتر، فاطر، رزاق ، علام ، على ، عظيم ، غنى ، مليك ، مقتدر، اكرم ،
رووف ، مدبر، مالك ، قاهر، هادى ، شاكر، كرى م ، رفيع ، شهيد، واحد، ذوالطول ، ذا المعارج ، ذو الفضل ، خلاق ، كفيل ، جليل .
مؤ لف : ذكر لفظ جلاله (الله ) در اين چند روايت كه اسماى خدا را مى شمردند خارج از عدد نود و نه بود، و تنها به منظور شمردن اسماى آن آمده بود.
و نيز در همان كتاب است كه ابو نعيم از محمد بن جعفر روايت كرده كه گفت من از پدرم جعفر بن محمد الصادق پرسيدم آن نود و نه اسمى كه هر كس آنها را بشمار داخل بهشت مى شود كدام است ؟ گفت : اسمائى است كه در قرآن آمده ، در سوره حمد پنج عدد آنها است و آن (يا الله ، يا رب ، يا رحمان ، يا رحيم ، و يا مالك ) است ، و در سوره بقره سى و سه عدد آمده و آن (يا محيط، يا قدير، يا عليم ، يا حكيم ، يا على ، يا عظيم ، يا تواب ، يا بصير، يا ولى ، يا واسع ، يا كافى ، يا رووف ، يا بديع ، يا شاكر، يا واحد، يا سميع ، يا قابض ، يا باسط، يا حى ، يا قيوم ، يا غنى ، يا حميد، يا غفور، يا حليم ، يا اله ، يا قريب ، يا مجيب ، يا عزيز، يا نصير، يا قوى ، يا شديد، يا سريع ، يا خبير) است .
و در سوره آل عمران : (يا وهاب ، يا قائم ، يا صادق ، يا باعث ، يا منعم ، يا متفضل ) آمده است .
و در سوره نساء: (يا رقيب ، يا حسيب ، يا شهيد، يا مقيت ، يا وكيل ، يا على ، يا كبير) آمده است .
و در سوره انعام : (يا فاطر، يا قاهر، يا لطيف ، يا برهان ) آمده . و در سوره اعراف : (يا محيى ، يا مميت ) آمده . و در سوره انفال : (يا نعم المولى ، يا نعم النصير) آمده . و در سوره هود: (يا حفيظ، يا مجيد، يا ودود، يا فعالا لما يريد) آمده . و در سوره رعد: (يا كبير، يا متعال )، و در سوره ابراهيم : (يا منان ، يا وار ث