 گناهى مرتكب شود، ناگهان بياد خدا افتاده و خوددارى مى كند، و اين است معناى : (تذكروا فاذا هم مبصرون ).
مؤ لف : اين روايت را عياشى نيز از ابى بصير و على بن ابى حمزه و زيد بن ابى اسامه از آن حضرت روايت كرده است ، و در روايت دو نفر اول عبارت چنين آمده : (درباره مردى است كه تصميم مى گير د گناهى مرتكب شود ناگهان به ياد خدا افتاده و از آن صرف نظر مى كند) و در روايت نفر آخر يعنى زيد بن ابى اسامه چنين آمده : (درباره گناهى است كه عبد تصميم به ارتكاب آن گرفته و ناگهان بياد خدا مى افتد و آن را وا مى گذارد) و در اين معنا روايات ديگرى نيز هست .
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده كه گفت : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نماز خواند، و دنبال سرش عده اى قرآن خواندند، آيه نازل شد كه : (و اذا قرى القرآن فاستمعوا له و انصتوا).
مؤ لف : در اين باره روايات ديگرى از طرف اهل سنت وارد شده كه در بعضى از آنها دارد آن عده بدنبال آن حضرت در نماز حرف مى زدند لذا آيه مذكور نازل شد. و در بعضى ديگر دارد كه تنها جوانى از انصار و در بعضى ديگر مردى بود كه چنين مى كرد.
و در مجمع البيان بعد از نقل اين قول كه آيه درباره نماز جماعت دنبال امام نازل شده مى گويد: اين قول از حضرت ابى جعفر روايت شده .
و نيز در مجمع البيان از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده كه فرمود: واجب است سكوت براى قرآن چه در نماز و چه در غير نماز.
مؤ لف : اين روايت را عياشى از زراره از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده ، و در آخر آن دارد: وقتى نزد تو قرآن خوانده شود واجب است بر تو كه سكوت نموده و گوش فرا دهى . و نيز در مجمع البيان از عبدالله بن ابى يعفور از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه گفت : به آن حضرت عرض كردم : مردى قرآن مى خواند و من در نمازم آيا واجب است بر من كه سكوت نموده و گوش فرا دهم ؟ فرمود: آرى وقتى قرآن تلاوت مى شود واجب است بر تو سكوت و گوش دادن .
و در تفسير عياشى از ابى كهمس از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده كه فرمود: ابن الكواء دنبال اميرالمؤ منين (عليه السلام ) اين آيه را تلاوت مى كرد: (لئن اشركت ليحبطن عملك و لتكونن من الخاسرين ) اميرالمؤ منين در نماز خود سكوت كرد.
مؤ لف : البته اين روايات حمل مى شود به آن صورتى كه خود امام مشغول خواندن حمد و سوره و يا قرآن نباشد، وگرنه در آن صورت بايد حمل بر استحباب شود و بحث كامل اين معنا مربوط به فقه است .
و در الدر المنثور است كه حكيم ترمذى از عمر بن خطاب روايت كرده كه گفت رسول خدا (صلى الله عليه و آله وسلم ) نزد من آمد، و من او را غمگين يافتم ، حضرت ريش مرا گرفت و گفت : (انا لله وانا اليه راجعون ) سپس فرمود: جبرئيل هم اكنون بر من نازل شد و گفت : (انا لله و انا اليه راجعون ) گفتم : آرى ما براى خدائيم و ما بسوى او بازگشت خواهيم كرد، ليكن اين از چيست اى جبرئيل ؟ گفت : چيزى نمى گذرد كه امت تو بعد از تو به اندك مدتى مورد فتنه قرار مى گيرند، پرسيدم آيا اين فتنه ، فتنه كفر است ، يا فتنه ضلالت ؟ در جوابم گفت : بزودى هر دو قسمش صورت مى گيرد. پرسيدم اين از چه ناحيه اى است و حال آنكه من قرآن را در ميان آنان مى گذارم ؟ گفت : از ناحيه همين كتاب خدا گمراه مى شوند. و اولين مرحله اش از ناحيه قاريان قرآن و امراء ايشان شروع مى شود، امراء، حق مردم را نمى دهند، و مردم به جان هم مى افتند، و قاريان هم خواسته امراء را پيروى نموده و آنان را بسوى ضلالت مى كشانند، و در اين راه كوتاه نمى آيند، پرسيدم : اى جبرئيل ، با اينحال پس آن عده اى كه سالم مى مانند به چه وسيله سالم مى مانند؟ فرمود: بوسيله خويشتندارى و صبر، اگر امراء حقشان را دادند مى گيرند، و اگر ندادند صرفنظر مى كنند.
و در تفسير قمى در معناى آيه (ان الذين عند ربك ...)، گفته است : مراد از آن انبياء و رسل و امامانند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="405.xml">سوره مبارکه انفال</a><a class="folder" href="420.xml">سوره مبارکه توبه</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:406.txt:آیات 1 - 6">آیات 1 - 6</a><a class="text" href="widget:text:407.txt:آیات 7 - 14 (1)">آیات 7 - 14 (1)</a><a class="text" href="widget:text:408.txt:آیات 7 - 14 (2)">آیات 7 - 14 (2)</a><a class="text" href="widget:text:409.txt:آیات 15 - 29 (1)">آیات 15 - 29 (1)</a><a class="text" href="widget:text:410.txt:آیات 15 - 29 (2)">آیات 15 - 29 (2)</a><a class="text" href="widget:text:411.txt:آیات 15 - 29 (3)">آیات 15 - 29 (3)</a><a class="text" href="widget:text:412.txt:آیات 30 - 40 (1)">آیات 30 - 40 (1)</a><a class="text" href="widget:text:413.txt:آیات 30 - 40 (2)">آیات 30 - 40 (2)</a><a class="text" href="widget:text:414.txt:آیات 41 - 54 (1)">آیات 41 - 54 (1)</a><a class="text" href="widget:text:415.txt:آیات 41 - 54 (2)">آیات 41 - 54 (2)</a><a class="text" href="widget:text:416.txt:آیات 55 - 66 (1)">آیات 55 - 66 (1)</a><a class="text" href="widget:text:417.txt:آیات 55 - 66 (2)">آیات 55 - 66 (2)</a><a class="text" href="widget:text:418.txt:آیات 67 - 71">آیات 67 - 71</a><a class="text" href="widget:text:419.txt:آیات 72 - 75">آیات 72 - 75</a></body></html>بسم الله الرحمن الرحيم
يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأَنفَالِ قُلِ الأَنفَالُ لِلّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِيْنِكُمْ وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ (1)
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَاناً وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ (2)
الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ (3)
أُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ (4)
كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِن بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ (5)
يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ مَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنظُرُونَ (6)

ترجمه آيات 

از تو از انفال پرسش مى كنند، بگو انفال مال خدا و رسول است ، پس از خدا بترسيد، و ميان خود صلح برقرار سازيد، و خدا و رسول او را اطاعت كنيد اگر با ايمان هستيد (1)
مؤ منين تنها كسانى اند كه وقتى ياد خداوند به ميان مى آيد دلهايشان از ترس مى تپد و وقتى آيات او برايشان تلاوت مى شود ايمانشان زيادتر مى گردد و بر پروردگار خود توكل مى كنند (2)
همان كسانى اند كه نماز بپا داشته و از آنچه كه روزيشان كرده ايم انفاق مى كنند (3)
آنان آرى ، هم ايشانند مؤ منين حقيقى ، براى ايشان است درجاتى نزد پروردگارشان و مغفرتى و رزقى كريم (4)
همچنانكه پروردگارت تو را به حق از خانه ات بيرون كرد، در حالى كه طايفه اى از مؤ منين كراهت داشتند(5)
با تو در امر حق مجادله مى كنند و اين جدالشان بعد از آن است كه حق برايشان روشن گرديد. در مثل مانند كسانى هستند كه به سوى مرگشان مى كشند و ايشان (ابزار قتل خود را) تماشا مى كنند (6)

بيان آيات 

از سياق آيات اين سوره بدست مى آيد كه اين سوره در مدينه و بعد از واقعه جنگ بدر نازل شده ، به شهادت اينكه پاره اى از اخبار اين جنگ را نقل مى كند و مسائل متفرقه اى