t" href="widget:text:1003.txt:آیات 1 - 16">آیات 1 - 16</a><a class="text" href="widget:text:1004.txt:آیات 17 - 40 (1)">آیات 17 - 40 (1)</a><a class="text" href="widget:text:1005.txt:آیات 17 - 40 (2)">آیات 17 - 40 (2)</a></body></html>بسم اللّه الرحمن الرحيم

عَمَّ يَتَسَاءلُونَ (1) عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ (2) الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ (3) كَلَّا سَيَعْلَمُونَ (4) ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ (5) أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَاداً (6) وَالْجِبَالَ أَوْتَاداً (7) وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجاً (8) وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتاً (9) وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاساً (10) وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشاً (11) وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِدَاداً (12) وَجَعَلْنَا سِرَاجاً وَهَّاجاً (13) وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاء ثَجَّاجاً (14) لِنُخْرِجَ بِهِ حَبّاً وَنَبَاتاً (15) وَجَنَّاتٍ أَلْفَافاً (16)

ترجمه آيات

به نام خداى رحمان و رحيم . مردم از چه خبر مهمى پرسش و گفتگو مى كنند؟ (1).
از خبر بزرگ قيامت (2).
كه در آن با هم به جدل و اختلاف كلمه برخاستند (چون پيغمبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) به نزول قرآن سخن از خدا و قيامت آغاز فرمود مؤ من و كافر در صدق و كذبش به مجادله پرداختند اين آيات نازل شد) (3).
چنين نيست كه منكران پنداشته اند به زودى (وقت مرگ را) خواهند دانست (4).
و البته (بر خطاى خود) به زودى آگاه مى شوند (5).
آيا ما زمين را مهد آسايش خلق نگردانيديم ؟ (6).
و كوهها را ميخهايى در آن نساختيم ؟ (7).
و شما را جفت (زن و مرد) آفريديم (تا انس و نشاط و فرزند صالح و بقاى نوع بازيابيد) (8).
و خواب را براى شما مايه قوام حيات و است راحت قرار داديم (9).
و پرده سياه شب را ساتر (احوال خلق ) گردانيديم (10).
و روز روشن را براى تحصيل معاش آنان مقرر داشتيم (11).
و بر فراز آنها هفت آسمان محكم بنا كرديم (12).
و چراغى (چون خورشيد) رخشان برافروختيم (13) و از فشار و تراكم ابرها1 آب باران فرو ريختيم (14).
تا بدان آب و دانه و گياه برويانيم (15).
و باغهاى پر درخت (و انواع ميوه ها) پديد آورديم (16).

بيان محتواى كلى سوره مباركه نباء 

بيان آيات

اين سوره متضمن خبر از آمدن يوم الفصل و صفات آن و استدلال بر حقيقت آن ، و ترديد ناپذيرى آن است ، و از اينجا آغاز مى شود كه مردم از يكديگر از خبر قيامت مى پرسند، آنگاه در سياق جواب و با لحنى تهديدآميز مى فرمايد: به زودى از آن آگاه خواهند شد، و سپس براى ثبوت آن به اين دليل استدلال مى كند كه نظام مشهود در عالم با تدبير حكيمانه اى كه در آن است ، بهترين و روشن ترين دلالت را دارد بر اينكه بعد از اين نشاه دنياى متغير و فنا پذير، نشاه ثابت و باقى هست ، و به دنبال اين خانه اى كه در آن عمل هست و جزا نيست ، خانه اى هست كه در آن جزا هست و عمل نيست ، پس در اين ميان روزى هست كه نظام جارى در اين عالم از آن خبر مى دهد.
سپس آن روز را با ذكر حوادثش توصيف مى كند كه مردم همگى در آن احضار مى شوند، و همه يكجا جمع مى گردند، طاغيان به سوى عذابى دردناك و متقين به سوى نعيمى مقيم منتقل مى شوند، و در آخر، كلام را با يك جمله تهديد آميز ختم مى كند. و اين سوره به شهادت سياق آياتش در مكه نازل شده .

عم يتساءلون

كلمه (عم ) مخفف (عن ما از چه ) است ، و حرف الف از كلمه (ما) ى استفهاميه حذف شده ، و اين اختصاص به اين مورد ندارد، هر جا كه حرف جر بر سر (ما) ى استفهاميه در آيد، الف آن حذف مى شود، مثلا گفته مى شود: (لم )، (مم )، (على مَ) و (الى م ) كه مخفف لما و مما و على ما و الى ما است ، و مصدر تساول به معناى اين است كه مردمى از يكديگر از مطلبى سؤ ال كنند، يا بعضى بعد از بعضى ديگر از مطلبى سؤ ال كنند، هر چند كه مسؤ ول از خود آنان نباشد، در مورد ما نيز يا چنين بوده كه مردمى از يكديگر از مساءله معاد مى پرسيدند، و يا يكى پس از ديگرى از رسول خدا(صلى اللّه عليه و آله و سلم ) مى پرسيدند، و چون سياق سوره سياق جواب است و در اين جو اب هم جانب تهديد و انذار چربيده ، اين نظريه را تاءييد مى كند كه متسائلان ، كفار مكه بودند، همان مشركينى كه منكر نبوت و معاد بودند، نه مؤ منين ، و نه كفار و مؤ منين هر دو.
پس تساول در ميان مشركين بوده ، و اگر قرآن كريم خبر از آن را به صورت استفهام آورده براى اين است كه به پوچى و حقارت آن اشاره كند، و بفهماند پاسخ اين تساول آنقدر روشن است كه اصلا جايى براى اين تساول نيست .
بيان اينكه مقصود از (نباء عظيم ) قيامت  و(تسائل ) از آن در بين مشركين بوده است (عم يتسائلون ...)

عن النبا العظيم الذى هم فيه مختلفون

اين آيه پاسخ از استفهامى است كه خود خداى تعالى كرده بود خودش پرسيد از چه تساول مى كنند؟ پاسخ مى دهد از خبرى بس ‍ عظيم . و اين توصيفى كه از خبر مذكور كرده توصيفى است كه تعظيم آن خبر از آن هويدا است .
و مراد از (خبر عظيم ) خبر بعث و قيامت است ، كه قرآن عظيم در سوره هاى مكى و مخصوصا در سوره هايى كه در اوائل بعثت نازل شده كمال اهتمام را درباره اثبات آن دارد، مويد اين معنا سياق آيات اين سوره است كه در آنها جز به مساءله قيامت ، و صفات يوم الفصل ، و استدلال بر حقيت و واقعيت آن پرداخته نشده .
ولى بعضى گفته اند: مراد از آن نبا قرآن عظيم است . ليكن سياق اين احتمال را رد مى كند، چون هر چند كه گفتار سوره خالى از اشاره به قرآن نيست ، و ليكن سياق اجنبى از آن است .
بعضى ديگر گفته اند: نبا عظيم عبارت است از عقايدى چون اثبات صانع ، و صفات او و ملائكه و رسل او، و مساءله بعث ، بهشت ، دوزخ و غير آن كه مورد اختلافشان بوده .
به نظر مى رسد صاحب اين قول بدان جهت كه در اين سوره به حقيت همه اين مطالب اشاره شده ، چنين گفته است . ليكن اين طرز استفاده درست نيست چون اشاره به حقيت معارف اسلامى از لوازم مساءله قيامت است ، كه خود از لوازم جزا و تكليف است ، جزاى اعتقادات حق و اعمال صالح ، و جزاى كفر و جرائم عملى ، و اگر در سوره به صفات يوم الفصل پرداخته تبعى و به قصد ثانوى بوده ، و غرض اولى بدان متعلق نشده .
علاوه بر اين ، مراد از افرادى كه از يكديگر تساول مى كرده اند - به بيانى كه گذشت - مشركين بوده اند، كه صانع و ملائكه را قبول داشتند، و ماوراى آن را يعنى رسالت و قيامت و بهشت و دوزخ را منكر بودند.

مراد از اختلاف مشركين درباره معاد 
(الذى هم فيه مختلفون ) - مشركين در اصل انكار معاد متفق بودند، اختلافشان تنها در طرز انكار آن بوده ، بعضى آن را محال مى دانستند و به خاطر محال بودنش منكر بودند، همچنان كه از سخنى كه قرآن كريم از ايشان حكايت كرده اين معنا استفاده مى شود، و آن سخن اين است : (هل ندلكم على رجل ينبئكم اذا مزقتم كل ممزق انكم لفى خلق جديد)، بعضى ديگر آن را محال نمى دانستند، بلكه تنها به نظرشان بعيد مى رسيده ، از اين جهت انكارش نموده ، به حكايت قرآن مى گفتند:
(ايعدكم انكم اذا متم و كنتم ترابا و عظاما انكم مخرجون هيهات هيهات لما توعدون )، بعضى هم نه آن را محال مى دانستند، و نه بعيد مى شمردند، بلكه انكارشان از اين جهت بود كه در آن شك داشتند، همچنان كه آيه زير كه مى فرمايد: (بل