بى حاتم و ابو الشيخ و ابن مردويه و بيهقى در دلائل از انس بن مالك روايت كرده اند كه گفت : ابوجهل بن هشام گفته بود: بار الها اگر اين حق است و از ناحيه تو است سنگى از آسمان بر ما بباران و يا عذاب دردناكى به سوى ما بفرست ، در پاسخش اين آيه نازل شد: (و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم و ما كان الله معذبهم و هم يستغفرون )
مؤ لف : اين معنا را قمى در تفسيرش و سيوطى در الدر المنثو ر از ابن جرير طبرى و ابن ابى حاتم از سعيد بن جبير، و نيز از ابن جرير از عطاء نقل كرده اند كه گفته است : گوينده اين گفتار (اللهم ان كان هذا هو الحق )، نضربن حارث بوده ، و در بيان سابق ما گذشت كه سياق آيه چه اقتضاء دارد.
و نيز در الدر المنثور است كه ابن جرير از يزيد بن رومان و محمد بن قيس روايت كرده كه گفتند: قريشيان برخى به برخى ديگر گفتند: آيا خداوند از ميان همه ما محمد را گرامى داشته ؟ بار الها اگر اين معنا حق و از ناحيه تو است سنگى از آسمان بر ما فرو آور. ليكن چون شب شد از گفته خود پشيمان شده و گفتند: خدايا ما را ببخش ، لذا خداى تعالى اين آيه را نازل كرد: (و ما كان الله معذبهم و هم يستغفرون ... لا يع لمون ).
و نيز در آن كتابست كه ابن جرير و ابن ابى حاتم و ابو الشيخ از ابن ابزى روايت كرده اند كه گفت : رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) در مكه بود كه خداوند آيه (و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم ) را نازل كرد و بعد از آنكه به مدينه مهاجرت فرمود جمله (و ما كان الله معذبهم و هم يستغفرون ) را نازل كرد، و بعد از آنكه بر اى جنگ بدر از مكه بيرون آمدند آيه (و ما لهم ان لا يعذبهم الله ...)، را فرستاد و به دنبالش اجازه فتح مكه را داد، و همين شكست خوردنشان در فتح مكه عذابى بود كه خداوند به ايشان وعده داد.
و نيز در همان كتاب از عبد بن حميد، ابن جرير، ابن منذر، ابن ابى حاتم و ابو الشيخ از عطيه (رضى الله عنه ) نقل كرده كه گفت : معناى آيه (و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم ) اين است كه خداوند مشركين را عذاب نمى كند تا تو را از ميان ايشان بيرون برد. و معناى جمله (و ما كان الله معذبهم و هم يستغفرون ) اين است كه خداوند مؤ منين را عذاب نمى كند مادام كه استغفار كنند، آنگاه دوباره در باره مشركين فرموده : (و مالهم ان لا يعذبهم الله و هم يصدون عن المسجد الحرام ).
و نيز در آن كتاب از ابن ابى حاتم از سدى نقل كرده كه گفته است خداوند در آيه (و ما كان الله معذبهم و هم يستغفرون ) مى خواهد بفرمايد كه اگر استغفار كنند و به گناهان خود اعتراف نمايند مؤ من خواهند بود و در آيه (و ما لهم ان لا يعذبهم الله و هم يصدون عن المسجد الحرام ) مى فرمايد: چگونه عذابشان نكنم و حال آنكه استغفار نمى كنند. و نيز از عبد بن حميد و ابن جرير و ابن منذر و ابو الشيخ از مجاهد روايت كرده كه در ذيل آيه (و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم ) گفته است : يعنى در ميان ايشان ، و در ذيل : (و ما كان الله معذبهم و هم يستغفرون ) يعنى مسلمان مى شوند.
و نيز از عبد بن حميد و ابن جرير از ابى مالك نقل كرده كه گفت : (و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم ) يعنى اهل مكه ، و از جمله (و ما كان الله معذبهم ) نيز منظور اهل مكه است ، و معنايش اين است كه خداوند اهل مكه را عذاب نمى كند در حالى كه مؤ منين در ميان ايشان باشند و استغفار كنند.
و نيز مى گويد: ابن جرير و ابن ابى حاتم از عكرمه و حسن روايت كرده اند كه در ذيل آيه (و ما كان الله معذبهم و هم يستغفرون ) گفته اند: اين آيه را آيه بعدى كه مى فرمايد (و ما لهم ان لا يعذبهم الله ) نسخ كرده و لذا در مكه به مقاتله و گرسنگى و حصر دچار شدند.
مؤ لف : ناسازگارى اين روايت با ظاهر آيه و مخصوصا با در نظر داشتن سياق آن خيلى روشن است ، صاحبان اين اقوال به اين جهت دچار چنين تكلفات شده اند كه خواسته اند ميان اين آيه و آيه قبلش و آيات قبل از آن اتصال را حفظ كنند، و از حرفهاى عجيبى كه در اين باره زده اند اين است عذاب مذكور در آيه را به فتح مكه تفسير كرده اند، و حال آنكه فتح مكه هم براى مشركين و هم براى مؤ منين جز رحمت چيز ديگرى نبوده است .
و نيز مى گويد: ترمذى از ابى موسى اشعرى روايت كرده كه گفت : رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) فرمود: خداوند براى امت من دو امان نازل كرد، يكى در جمله (و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم ) است و يكى ديگر در جمله (و ما كان الله معذبهم و هم يستغفرون ) است ، و وقتى من از ميان امتم بروم يك امان براى ايشان تا روز قيامت باقى مى ماند، و آن استغفار است .
مؤ لف : مضمون اين روايت از خود آيه هم استفاده مى شود، و در معناى آن از ابى هريره و ابن عباس از رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) نيز روايت آمده و مرحوم سيد رضى همين معنا را در نهج البلاغه از على (عليه السلام ) نقل كرده است .
و در ذيل اين روايت اشكالى است ، و آن اين است كه با بيان سابق ما كه گفتيم (خداوند در قرآن امت اسلام را وعده عذابى داده كه قبل از روز قيامت واقع خواهد شد) نمى سازد، مگر اينكه بگوييم قبل از روز قيامت روزگارى بر اين امت خواهد آمد كه مردم استغفار را به كلى ترك مى كنند.
و نيز مى گويد: احمد از فضاله بن عبيد از رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) روايت كرده كه فرمود: بنده از عذاب خدا ايمن است تا وقتى كه استغفار كند.
و در كافى از على بن ابراهيم از پدرش از حنان بن سدير از پدرش از ابى جعفر (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) فرمود: بودن من در ميان شما براى شما خير است ، چون خداوند مى فرمايد: (و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم )، و رفتن من از ميان شما نيز براى شما خير است . گفتند: يا رسول الله ! با اينكه فرمودى بودنت در ميان ما خير است چطور ممكن است رفتنت از ميان ما براى ما خير باشد؟ فرمود: اما رفتنم از ميان شما بدان جهت براى شما خير است كه اعمال شما در هر پنج شنبه و دوشنبه بر من عرضه مى شود، هر عمل نيكى كه در نامه عمل شما ببينم خدا را حمد مى كنم ، و هر گناهى ببينم براى شما طلب مغفرت مى كنم .
مؤ لف : اين معنا را عياشى در تفسير خود و همچنين شيخ در امالى خود از حنان بن سدير از پدرش از آن حضرت روايت كرده اند، و در روايت اين دو بزرگوار دارد كه اين سؤ ال را جابر بن عبد الله انصارى (رضى الله عنه ) از رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) كرد، و كافى نيز اين روايت را به سند خود از محمد بن ابى حمره و از عده اى ديگر، از امام صادق (عليه السلام ) نقل كرده است .
رواياتى در معناى : (و ما كان صلاتهم عندالبيت الا مكاء و تصديه ) و شاءننزول آن 
و در الدر المنثور است كه عبد بن حميد و ابن جرير از سعيد بن جبير روايت كرده اند كه گفت : قريش در طواف به رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) برمى خوردند و آن حضرت را استهزاء نموده و سوت و كف مى زدند، و در اين مقام آيه (و ما كان صلوتهم عند البيت الا مكاء و تصديه ) نازل گرديد.
و نيز مى نويسد ابو الشيخ از نبيط كه يكى از صحابه بوده روايت كرده كه در تفسير آيه (و ما كان صلوتهم عند البيت الا مكاء و تصديه ) گفته : اين آيه در اين باره نازل شد كه قريش در طواف 