تِ اللّهِ فَأَخَذَهُمُ اللّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ (52)‏
ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَأَنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (53) 
كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَّبُواْ بآيَاتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَونَ وَكُلٌّ كَانُواْ ظَالِمِينَ (54)

ترجمه آيات 

و بدانيد آنچه را كه سود مى بريد براى خدا است پنج يك آن و براى رسول و خويشاوند او و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان ، اگر به خدا و آنچه را كه در روز فرقان روزى كه دو گروه يكديگر را ملاقات كردند بر بنده مان نازل كرديم ايمان آورده ايد، و خداوند بر هر چيز توانا است (41)
آن روزى كه شما در نقطه مرتفع نزديك ترى و ايشان در بلندى دورترى قرار داشتند، و قافله پائين تر از شما بودند، و اگر برخورد به اين صورت را قبلا قرار داد مى كرديد اختلاف مى كرديد (باز به اين وجه صورت نمى گرفت ) و ليكن خدا (چنين پيش آورد) تا بگذارند آن امرى را كه شدنى بود، براى اينكه هلاك شود هر كه هلاك مى شود از روى بينش و زنده گردد هر كه زنده مى شود از روى بينش و همانا خدا شنواى دانا است (42)
هنگامى كه خداوند ايشان را به تو در خوابت اندك نماياند و اگر بسيار نشان مى داد هر آينه در كار اختلاف مى كرديد، ليكن خداوند (شما را) سلامت داشت كه او دانا است به آنچه در سينه ها است (43)
و هنگامى كه نماياند ايشان را به شما هنگام تلاقى شما با ايشان اندك در چشم شما و اندك نمود شما را در چشم ايشان تا خداوند به كرسى بنشاند امرى را كه شدنى بود و به سوى خدا است مرجع همه امور (44)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد وقتى برخورديد به گروهى (از دشمن ) پس پايدارى كنيد و خدا را زياد به خاطر آوريد بلكه رستگار شويد (45)
و فرمانبرى كنيد خدا و فرستاده اش را و نزاع مكنيد كه سست شويد، و در نتيجه نيرويتان تحليل رود و خويشتن دارى كنيد كه خدا با خويشتن داران است (46)
و مانند مشركين و آن كسانى مباشيد كه با غرور و خودنمائى از ديار خود خارج شدند و باز مى داشتند از راه خدا و خدا به آنچه مى كنيد محيط است (47)
هنگامى كه شيطان اعمال (زشت ) ايشان را (در نظرشان ) بياراست و گفت : امروز از مردم كسى نيست كه بتواند بر شما غلبه يابد، و من پناه شمايم تا گاهى كه دو سپاه همديگر را ديدند (در آن موقع ) برگشت و عقب گرد كرد و گفت من از شما بيزارم چون من چيرها مى بينم كه شما نمى بينيد من از خدا مى ترسم خدا شديد العقاب است (48)
هنگامى كه منافقان و آنهايى كه در دلهايشان مرض بود گفتند: اين قوم را فريب داد دينشان ، و حال آنكه هر كه به خدا توكل كند خداوند مقتدرى است شايسته كار (49)
و اگر (كاش ) مى ديدى هنگامى را كه فرشتگان دريابند گروه كافران را و بزنند رويها و پشت هايشان را (و بگويند) بچشيد عذاب سوزان را(.5)
اين بخاطر آن (رفتاريست ) كه به دست خود پيش فرستاديد، كه خدا ستمگر بر بندگان نمى باشد (51)
مانند شيوه خاندان فرعون و آنانكه پيش ازايشان بودند (كه ) به آيات خدا كفر ورزيدند، پس خدا به گناهانشان بگرفت كه خدا نيرومندى است شديد العقاب (52)
(و) اين بدانست كه خدا تغيير دهنده نعمتى كه به قومى ارزانى داشته نيست تا آنكه خود ايشان تغيير دهند آنچه را كه در خودشان است (با علم به اينكه ) خدا شنواى دانا است (53)
(و) مانند شيوه دودمان فرعون و آنان كه قبل از ايشان بودند (كه ) تكذيب كردند آيات پروردگارشان را، پس ما بخاطر گناهانشان هلاكشان كرده و خاندان فرعون را غرق نموديم ، همه شان ستمگران بودند (54)

بيان آيات 

اين آيات مشتمل است بر بيان وجوب دادن خمس غنيمت ، و استقامت در برابر دشمن ، و اندرز آنان و بيان پاره اى از نكبتها كه خداوند دشمنان دين را بدان مبتلا كرده ، و بيچاره شدنشان به مكر الهى ، و اينكه خداوند در بين آنان همان سنتى را معمول داشته كه در ميان قوم فرعون و كسانى كه پيش از ايشان بودند بخاطر تكذيب آيات و جلوگيرى از راه او معمول داشته است .

و اعلموا انما غنمتم من شى ء فان لله خمسه و للرسول ...

توضيح و تفسير مفردات و جملات آيه شريفه مربوط به خمس : (واعملوا انما غنمتممن شى ء فان لله خمسه و للرسول ...)
كلمه (غنم ) و (غنيمت ) به معناى رسيدن به در آمد از راه تجارت و يا صنعت و يا جنگ است ، و ليكن در اين آيه بملاحظه مورد نزولش تنها با غنيمت جنگى منطبق است . راغب مى گويد: (غنم ) - به دو فتحه - معنايش معروف است ، خداى تعالى فرموده : (و من البقر و الغنم حرمنا عليهم شحومهما) (و از گاو و گوسفند پيه آن دو را بر ايشان حرام كرديم )و (غنم ) - به ضمه حرف اول و سكون حرف دوم - به معناى رسيدن و دست يافتن به فائده است ، و ليكن در هر درآمدى كه از راه جنگ و از ناحيه دشمنان و غير ايشان به دست آيد استعمال شده ، و به اين معنا است آيه (و اعلموا انما غنمتم من شى ء و آيه فكلوا مما غنمتم حلالا طيبا). و كلمه (مغنم ) به معناى هر چيزى است كه به غنيمت درآيد و جمع آن (مغانم ) مى باشد ، مانند: (فعند الله مغانم كثيره )
و كلمه (ذو القربى ) به معناى نزديكان و خويشاوندان است و در اين آيه منظور از آن ، نزديكان رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) و يا بطورى كه از روايات قطعى استفاده مى شود خصوص اشخاص معينى از ايشان است . و كلمه (يتيم ) به معناى انسانى است كه پدرش در حال خردسالى اش مرده باشد، و مى گويند كه در همه انواع حيوانات يتيم آن حيوانى است كه مادر خود را از دست داده باشد، تنها انسان است كه يتيم بودنش از ناحيه پدر است .
(فان لله خمسه ...) كلمه (ان ) به فتح همره قرائت شده ، و اين ممكن است بخاطر تقدير گرفتن حرف جر بوده و تقدير آن چنين باشد: (و اعلموا انما غنمتم من شى ء فعلى ان لله خمسه ) (بدانيد كه هر آنچه را كه به غنيمت مى گيريد بر اين اساس است كه پنج يك آن ، از آن خدا است ).
و يا (فاء) براى استشمام معنى شرط بوده باشد، چون برگشت معناى آيه به اين بوده كه (اگر چيزى را به غنيمت برديد پس خمس ‍ آن براى خدا است ) و چون معناى شرط از آن استشمام مى شود فاء به كار رفته تا جمله معناى جزاء شرط را بدهد، و اگر حرف (ان ) تكرار شده صرفا به منظور تاكيد بوده ، و اصل آن (و اعلموا انما غنمتم من شى ء ان خمسه لله ...) بوده ، و آن اصلى كه ماده علم تعلق به آن گرفته عبارت است از جمله (ما غنمتم من شى ء خمسه لله و للرسول ...)، و لفظ جلاله را براى تعظيم مقدم بر رسول ذكر نمود.
و جمله (ان كنتم آمنتم بالله ) قيد آن امرى است كه صدر آيه دلالت بر آن دارد و آن عبارت است از امر (بدهيد خمس آن را). پس معناى جمله مذكور اين مى شود: (بدهيد خمس آن را اگر به خدا و به آنچه كه بر بنده مان نازل كرده ايم ايمان آورده ايد). و چه بسا گفته شده است كه جمله مزبور متصل به جمله (فاعلموا ان الله هو مولاكم ) است كه در آيه قبلى بود، البته اين را گفته اند، و ليكن سياق كلام بواسطه فاصله شدن جمله (و اعلموا انما غنمتم ) با اين توجيه وفق نمى دهد