و درماندگان در سفر از ذى القربى سهم هيچ يك ايشان به غير ايشان داده نمى شود.
و نيز تهذيب به سند خود از احمد بن محمد بن ابى نصر از ابى عبد الله (عليه السلام ) روايت كرده كه ابراهيم بن ابى البلاد به آن حضرت عرض كرد: آيا زكات بر تو واجب مى شود ؟ (گويا منظورش اين بوده كه آيا درآمد شما به حد زكات مى رسد) فرمود: نه ، و ليكن زياد مى آيد و همينطور مى دهيم ، و نيز از قول خداى عز و جل كه فرموده : (و اعلموا انما غنمتم من شى ء فان لله خمسه و للرسول ولذى القربى ) پرسش كرد و شخصى عرض كرد سهم خدا را به چه كسى بايد داد؟ فرمود: به رسول خدا (صلى الله عليه و آله )، و سهم رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) را هم به امام بايد داد. عرض شد: اگر يكى از اصناف مصرف خمس از ساير اصناف بيشتر و صنف ديگرى كمتر شد چه بايد كرد؟ فرمود: اختيار و تشخيص تكليف در اين موارد با امام است . شخصى پرسيد: آيا مى دانيد رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) در اين گونه موارد چه مى كرده ؟ فرمود: به هر صنفى هر مقدارى را كه مصلحت مى ديد مى داد و امام هم اين چنين مى كند.
مؤ لف : اخبارى كه از ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) رسيده متواتر است در اينكه خمس مختص به خدا و رسول و امام از اهل بيت و يتيمان و مسكينان و ابن سبيل سادات است ، و به غير ايشان داده نمى شود. و اينكه خمس به شش سهم به همان نحوى كه در روايات بالا آمده تقسيم مى شود. و اينكه خمس مختص به غنائم جنگى نيست ، بلكه هر چيزى را كه در لغت غنيمت شمرده شود شامل مى شود، مانند سود كسب و گنج و استخراج مرواريد از دريا و معدنها و كشتى رانى . و در روايات ائمه - همانطور كه گذشت - آمده كه خمس موهبتى است از ناحيه خدا براى اهل بيت كه بدين وسيله زكات و صدقات را بر ايشان حرام كرد.
و در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه به وجهى و ابن منذر به وجهى ديگر از ابن عباس (رضى الله عنه ) نقل كرده اند كه نجده حرورى اشخاصى را نزد او فرستاد و از سهم ذى القربى كه خداوند در قرآن ذكر كرده پرسيد، ابن عباس در جوابش نوشت : ما معتقد بوديم كه ذى القربى رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) مائيم ، ليكن قوم ما، ما را از اين حرف منع كردند. گفتند: او مى پرسد به عقيده تو از آن كيست ؟ ابن عباس (رضى الله عنه ) گفت : اين سهم مال اقرباى رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) است و رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) در ميان ايشان تقسيم كرد.
و اما عمر خمس را بر ما عرضه كرد و ما آن را كمتر از حق خود ديديم لذا قبول نكرده و به او برگردانديم و به اهل بيت پيشنهاد كرده بود كه تنها كسانى را كه زن مى گيرند كمك كند و قرض مقروضين را ادا كند و به فقر ايشان بدهد و به بيشتر از آن حاضر نشد.
مؤ لف : اينكه در روايت داشت : گفتند او مى پرسد به عقيده تو از آن كيست معنايش اين است كه آن اشخاصى كه نجده آنها را نزد ابن عباس فرستاده بود گفتند: نجده مى گويد، يعنى مى پرسد فتواى تو در مصرف خمس چيست ؟
و اينكه ابن عباس در جواب گفت : (اين سهم مال اقرباى رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) است ...) ظاهر در اين است كه خواسته است ذى القربى را به اقرباى رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) تفسير كند. و ظاهر روايات سابق كه از ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) نقل كرديم اين است كه ائمه (عليهم السلام ) ذى القربى را به امامان از اهل بيت تفسير كرده اند. و ظاهر آيه شريفه هم همين معنا را تاييد مى كند، چون از (ذى القربى ) به لفظ مفرد تعبير كرده و نفرموده (ذوى القربى ).
و نيز در الدر المنثور است كه ابن منذر از عبد الرحمان بن ابى ليلى روايت كرده كه گفت : از على (رضى الله عنه ) پرسيدم و عرض ‍ كردم : يا اميرالمومنين ! مرا خبر ده از اينكه رفتار ابى بكر و عمر در سهم شما از خمس چگونه بود؟ فرمود و اما ابو بكر در روزگار حكومتش خمسى در بيت المال نداشت . و اما عمر، او همواره از هر خمسى سهم ذى القربى را به من مى داد، حتى خمس شوش و جنديشاپور را كه آوردند من نزد او بودم به من گفت : اين سهم اهل بيت است از خمس و ليكن بعضى از مسلمانان احتياج شديدى دارند و گرفتارند، من گفتم : بله . عباس بن عبد المطلب از جاى جست و گفت : سهم ما را نبايد به ديگرى بدهى ، من گفتم آيا ما از هر كس به مسلمانان مهربان تر نيستيم ؟ امير المؤ منين (عمر) هم شفاعت كرد پس عمر خمس را گرفت و به خدا سوگند ما در عهد وى بعد از اين جريان خمس را نگرفتيم . و در عهد عثمان به آن دست نيافتيم .
آنگاه على (عليه السلام ) شروع كرد به حرف زدن و فرمود: خداوند صدقه را بر رسول خود حرام كرد و در عوض آنچه حرام كرد، سهمى از خمس را برايش قرار داد و همچنين در ميان همه مسلمين صدقه را تنها بر اهل بيت پيغمبرش حرام كرده و در عوض آنچه حرام كرده سهمى با رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) برايشان تعيين نمود.
و نيز مى نويسد ابن ابى حاتم از ابن عباس (رضى الله عنهما) روايت كرده كه گفت : رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) فرمود: من آب چركين دست مردم را براى شما (اهل بيت ) نپسنديدم ، چون يك پنجم خمس شما را بى نياز مى كند، و براى شما بس است .
مؤ لف : اينكه فرمود: (يك پنجم خمس ) مبنى بر اين است كه سهم اهل بيت تنها همان سهم ذى القربى باشد.
و نيز مى نويسد: ابن ابى شيبه از جبير بن مطعم روايت كرده كه گفت : رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) سهم ذى القربى را ميان بنى هاشم و بنى عبد المطلب تقسيم كرد، آنگاه گفت : من و عثمان بن عفان به راه افتاده و شرفياب حضورش شديم و عرض كرديم : يا رسول الله ! اينها برادران تو هستند از بنى هاشم ، فضل آنها به جهت موقعيتى كه خداوند از ميان آنان به تو داده قابل انكار نيست ، آيا به برادران ما از بنى مطلب مى دهى و به ما نمى دهى ، با اينكه ما و ايشان از جهت خويشاوندى در يك رتبه هستيم ؟ فرمود: آنان در جاهليت و هم در اسلام هرگز از ما جدا نبودند.
و نيز مى نويسد ابن مردويه از زيد بن ارقم روايت كرده كه گفت : آل محمد كه خمس به ايشان مى رسد عبارتند از: آل على ، آل عباس ، آل جعفر و آل عقيل .
مؤ لف : روايات در اين باب از طريق شيعه و سنى زياد است ، و آن رواياتى كه عمل و رفتار رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) را حكايت مى كند، و از طرق عامه رسيده است از جهت مضمون مختلفند، مضمون بعضى از آنها اين است كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) خمس را به چهار سهم تقسيم مى كرده و در برخى ديگر اين است كه آن حضرت به پنج سهم تقسيم مى كرده است .
چيزى كه هست اگر مسلم نباشد نزديك به مسلم است كه در اين روايات يكى از سهام چهارگانه و يا پنجگانه مختص به قرابت رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) است ، و مقصود از ذى القربى در قرآن در آيه خمس هم ايشانند، و اين مخالف با رواياتى است كه از ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) رسيده .
و نيز نزديك به مسلم در اين روايات است كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) تا چندى كه زنده بود خمس را ميان دودمان عبد المطلب تقسيم مى كرد، و در زمان خلفاى سه گانه از ايشان منقطع گرديد، و باز بعد از ايشان همچنان از ايشان بريده شد.
و باز از مسلمات اين روايات است كه خمس مختص به غنيمتهاى جنگى است ، و اين