تقدم داشت كه او خود شيبه بوده ، و در برخى ديگر داشت كه عثمان بن ابى شيبه بوده .
چند روايت در ذيل آيه شريفه : (لاتتخذوا آبائكم و اخوانكم اولياء ان استحبواالكفر...)
و در تفسير برهان از ابن شهراشوب از ابى حمره از ابى جعفر (عليه السلام ) روايت كرده كه در تفسير آيه (يا ايها الذين آمنوا لا تتخذوا آبائكم و اخوانكم اولياء ان استحبوا الكفر على الايمان ) فرموده : ايمان عبارت است از ولايت على بن ابى طالب .
مؤ لف : اين روايت متعرض باطن قرآن است ، كه درك آن مبتنى است بر تجزيه و تحليل ايمان ، و اينكه ايمان داراى مراتب است و حد كمالى دارد.
و در تفسير قمى است كه : وقتى امير المؤ منين اعلام كرد كه هيچ مشركى از اين پس حق ندارد داخل مسجد الحرام شود، قريش ‍ بسيار ناراحت شده گفتند: تجارت ما از بين رفت ، و زن و بچه ما بيچاره شدند و خانه هايمان خراب شد. پس خداى تعالى اين آيه را نازل كرد: (قل - يا محمد - ان كان آباؤ كم و ابناؤ كم و اخوانكم و ازواجكم و عشيرتكم ... و الله لا يهدى القوم الفاسقين ).
مؤ لف : بنا بر اين روايت ، جا داشت جمله (حتى ياتى الله بامره ) در اين آيه به كسادى بازار و باز شدن در ديگرى از روزى براى آنان تفسير شود، همچنانكه نظيرش در ضمن آيات بعد از اين آيات آمده ، مى فرمايد: (يا ايها الذين آمنوا انما المشركون نجس فلا يقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا و ان خفتم عيله فسوف يغنيكم الله من فضله ان شاء ان الله عليم حكيم ).
بلكه مى توان گفت بنا بر اين روايت ، اصلا مورد هر دو آيه يكى است ، و ليكن ميان اين دو آيه از نظر لحن فرق بسيار است ، در آيه (يا ايها الذين آمنوا...) لسان ، لسان رفق و احترام است ، و در آيه (ان كان آباؤ كم و ابناؤ كم ) با در نظر داشتن آخر آن كه مى فرمايد: (و الله لا يهدى القوم الفاسقين ) لسان ، لسان خشونت است ، پس نمى توان گفت كه خطاب در اين دو آيه به اشخاص ‍ واحدى است .
علاوه بر اينكه ، در آيه مورد بحث گفتگو از دوستى پدران و فرزندان و عشيره و اموال است ، و اين مطلب در روايت خاطرنشان نشده ، و اگر قريش از ضايع شدن پدران و فرزندان و همسران و برادران و اموال نمى ترسيدند پس چرا آيه آنها را ذكر كرد، و در صورت ترجيح محبت آنها بر محبت خدا و رسول ، تهديدشان كرده ؟ و نيز در اين صورت اسم جهاد را در آيه بردن چه معنائى دارد؟ - دقت فرمائيد.
و در الدر المنثور است كه احمد و بخارى از عبد الله بن هشام روايت كرده اند كه گفت : ما با رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) بوديم ، حضرت دست عمر بن خطاب را گرفته بود، عمر گفت : يا رسول الله ! به خدا سوگند تو در دل من از هر چيز ديگرى غير از جانم محبوب ترى . حضرت فرمود: احدى از شما ايمان نياورده مگر وقتى كه من از جانش هملَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنكُمْ شَيْئاً وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُم مُّدْبِرِينَ (25)
ثُمَّ أَنَزلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُوداً لَّمْ تَرَوْهَا وَعذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ (26)
ثُمَّ يَتُوبُ اللّهُ مِن بَعْدِ ذَلِكَ عَلَى مَن يَشَاءُ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (27)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاَ يَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (28)

ترجمه آيات 

خداوند در مواقف بسيارى شما را يارى كرد، و مخصوصا در روز جنگ حنين كه كثرتتان شما را به شگفتتان آورده بود، اما كارى برايتان نساخت ، و زمين با همه فراخيش بر شما تنگ شد، و سرانجام پا بفرار نهاديد (25)
آنگاه خدا سكينت خود را بر پيغمبرش و بر مؤ منان نازل نمود، و لشكريانى كه شما نمى ديديد فرو فرستاد، و كسانى را كه كافر بودند عذاب كرد و همين است كيفر كافران (26)
و بعد از اين سرانجام خدا بهر كه بخواهد عطف توجه مى كند كه خدا توبه پذير و رحيم است (27)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد! مشركان نجسند و بعد از امسال ديگر نبايد به مسجد الحرام نزديك شوند، و اگر از فقر مى ترسيد زود باشد كه خدا اگر بخواهد از كرم خويش شما را توانگر كند كه خدا دانا و شايسته كار است (28)

بيان آيات 

بيان آيات مربوط به جنگ حنين 
اين آيات به داستان جنگ حنين اشاره نموده و بر مؤ منين منت مى گذارد كه چگونه مانند ساير جنگها كه در ضعف و كمى نفرات بودند آنها را نصرت داد، آنهم چه نصرت عجيبى . و بخاطر تاييد پيغمبرش آيات عجيبى نشان داد، لشكريانى فرستاد كه مؤ منين ايشان را نمى ديدند، و سكينت و آرامش خاطر در دل رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) و مؤ منين افكند و كفار را بدست مؤ منين عذاب كرد.
و در ميان اين آيات آيه ايست كه ورود مشركين را در مسجد الحرام ممنوع و تحريم كرده ، و فرموده (بعد از امسال نبايد به مسجد الحرام نزديك شوند) و آنسال ، سال نهم هجرت بود، همانسالى كه على (عليه السلام ) سوره برائت را به مكه برد، و طواف در اطراف خانه را در حال بره نگى ، و وارد شدن مشركين را در مسجد الحرام ممنوع اعلام نمود.

لقد نصركم الله فى مواطن كثيره و يوم حنين ... ثم وليتم مدبرين

كلمه (مواطن ) جمع (موطن ) و بمعناى جائى است كه انسان در آن سكونت نموده ، و آن را وطن خودش قرار مى دهد. و كلمه (حنين ) اسم بيابانى است ميان مكه و طائف كه غزوه معروف حنين در آنجا اتفاق افتاد، و رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) با قوم هوازن و ثقيف جنگ كرد. روزى بود كه بر مسلمين بسيار سخت گذشت ، بطورى كه در اول شكست خورده هزيمت كردند، و ليكن در آخر خداى تعالى به نصرت خويش تاييدشان فرمود و در نتيجه غالب گشتند.
كلمه (اعجاب ) به معناى خوشحال كردن است ، و (عجب ) به معناى خوشحال شدن از ديدن امرى نادر و بى سابقه است . و كلمه (رحب ) به معناى وسعت مكان و ضد تنگى است .
(لقد نصركم الله فى مواطن كثيرة ) - در اين جمله مواطنى كه خداوند لشكر اسلام را نصرت داده ، ذكر مى كند. و از سياق كلام برمى آيد كه منظور از اين چند موطن ، مواطن جنگى است ، از قبيل بدر، احد، خندق ، خيبر و امثال آن . و نيز از سياق برمى آيد كه جمله مورد بحث به منزله مقدمه و زمينه چينى است براى جمله (و يوم حنين اذ اعجبتكم كثرتكم )؛ زيرا آيات سه گانه مورد بحث همه راجع به يادآورى داستان واقعه حنين ، و آن نصرت عجيبى است كه خداوند بر مسلمين افاضه كرد، و تاييد غريبى است كه مسلمين را بدان اختصاص داده است .
يكى از مفسرين چنين استظهار كرده كه آيه مورد بحث و سه آيه بعدش ، تتمه گفتار رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) است ، كه به امر خدا ماءمور شد در برابر مسلمين ايراد كند، و ابتدايش جمله (قل ان كان آباؤ كم ...) است . آنگاه براى توجيه اينكه چرا فرمود (لقد نصركم الله ...) و نفرمود (و لقد نصركم الله ...) زحمت فراوانى به خود داده اس