لصدقات للفقراء و المساكين و العاملين عليها و المولفه قلوبهم و الغارمين ) و اين گونه اشخاص از غارمين هستند كه از صدقات ، سهمى در نزد امام مسلمين دارند؛ اگر امام مسلمين سهم ايشان را حبس كند و نپردازد گناهش به گردن اوست .
و نيز در همان كتاب از محمد القصرى از ابى عبد الله (عليه السلام ) روايت كرده كه گفت : من از آنجناب از صدقه پرسيدم ، فرمود: صدقه را آنطور كه خدا فرموده تقسيم كن ، ولى از سهم بدهكاران به آن بدهكارانى نبايد داد كه مهر زنان خود را بدهكارند. و نيز به آن كسانى كه به نداى جاهليت ندا درمى دهند نبايد داد. پرسيدم نداى جاهليت چيست ؟ فرمود: اينكه فرياد بزند آهاى قبيله فلان بريزيد، و با اين ندا مردم را بجان هم بيندازد. و نيز به كسانى كه نمى فهمند با پول مردم (كه قرض گرفته اند) چه مى كنند (يعنى آن را اسراف و بيهوده به مصرف مى رسانند) نبايد داد.
و نيز در همان كتاب از حسن بن محمد روايت آورده كه گفت : حضور امام صادق (عليه السلام ) عرض كردم : مردى وصيت كرده كه مالى را به من بدهند و من آن را در (سبيل الله ) خرج كنم ، حال در چه راهى خرج كنم . حضرت فرمود: راه حج . پرسيدم ، آخر او وصيت كرده در (سبيل الله ) به مصرف برسانم . فرمود: در راه حج خرج كن ، براى اينكه من از مصاديق سبيل الله هيچ مصرف را سراغ ندارم كه از حج بالاتر باشد.
مؤ لف : و در اين باره (تقسيم صدقات واجب و مستحقين آن )، روايات بيشمارى وارد شده كه ما نمونه اى از آنها را نقل كرديم .
چند روايت در ذيل آيه (يقولون هو اذن قل اذن خير لكم ...)
و در الدر المنثور در ذيل آيه (و منهم الذين يوذون النبى ...) آمده كه ابن اسحاق ، ابن منذر، و ابن ابى حاتم ، از ابن عباس نقل كرده اند كه گفت : نبتل بن حارث هميشه نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) مى آمد و فرمايشات آنجناب را مى شنيد و به نزد منافقين مى رفت و آنچه شنيده بود به آنان گزارش مى كرد، و اين شخص همان كسى است كه به منافقين گفته بود محمد دهن بين و يكسره گوش است ، هر كه هر چه بگويد تصديقش مى كند و خداوند در باره اش اين آيه را فرستاد: (و منهم الذين يوذون النبى و يقولون هو اذن ...).
و در تفسير قمى در ذيل اين آيه آمده است كه : سبب نزول اين آيه اين بود كه عبد الله بن نبتل (يكى از منافقين ) همواره نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) مى آمد و فرمايشات آنجناب را مى شنيد و براى منافقين نقل مى كرد، و به اصطلاح سخن چينى مى كرد، خداوند جبرئيل را فرستاد و به آنجناب گفت : اى محمد! مردى از منافقين نمامى مى كند و مطالب تو را براى منافقين مى برد. رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) پرسيد او كيست ؟ گفت : مرد سياه چهره اى است كه سرش پر مو است ، با دو چشمى نگاه مى كند كه گوئى دو تا ديگ است ، و با زبان شيطان حرف مى زند.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) او را صدا زد و او قسم خورد كه من چنين كارى نكرده ام . حضرت فرمود: من از تو قبول كردم ، ولى تو ديگر اينكار را مكن . آن مرد دوباره نزد رفقاى خود برگشت و گفت : محمد مردى دهن بين است ، خدا به او خبر داده بود كه من عليه او سخن چينى مى كنم و اخبار او را براى شماها مى آورم و او از خدايش قبول كرده بود، ولى وقتى من گفتم كه من چنين كارى را نكرده ام ، از من هم قبول كرد.
و بدين جهت خداوند اين آيه را نازل كرد: (و منهم الذين يوذون النبى و يقولون هو اذن قل اذن خير لكم يومن بالله و يومن للمومنين ) يعنى خدا را در آنچه به او مى گويد تصديق مى كند و حرفهاى شما را هم در آنچه عذر مى آوريد مى پذيرد، ولى در باطن تصديق ندارد، و براى مؤ منين ايمان مى آورد و از آن مؤ منين آن كسانى هستند كه به زبان اقرار به ايمان مى كنند و ليكن اعتقادى به گفته خود ندارند.
مؤ لف : نزديك به اين معنا روايت ديگرى است كه در نهج البيان از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده .
و در الدر المنثور است كه ابن ابى حاتم از سدى روايت كرده كه گفت : عده اى از منافقين كه در آنها جلاس بن سويد بن صامت ، جحش بن حمير و وديعه بن ثابت نيز بودند خواستند كه بر رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) شبيخون بزنند، بعضى از آنها بعضى ديگر را منع كردند و گفتند: مى ترسيم او خبردار شود و قبل از اينكه شما او را از بين ببريد او شما را از بين ببرد. بعضى از آنها گفتند: محمد گوش است ، ما برايش قسم مى خوريم باور مى كند و ما را تصديق مى نمايد، بدين جهت اين آيه نازل شد: (و منهم الذين ...).
و در تفسير عياشى از حماد بن سنان از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده كه گفت : من مى خواستم سرمايه اى به فلانى بدهم تا به يمن برود، نزد ابى جعفر (عليه السلام ) رفته عرض كردم : مى خواهم سرمايه اى به فلانى بدهم ، فرمود: مگر نمى دانى كه او شراب مى نوشد؟ گفتم : چرا، از مؤ منين به من خبر رسيده كه در باره اش چنين مى گويند. فرمود: مؤ منين را تصديق كن ، زيرا خداى تعالى فرموده : (يومن بالله و يومن للمومنين ) سپس اضافه كرد معناى اين آيه اين است كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) خدا را تصديق مى كند، و براى مؤ منين نيز تصديق مى كند، چون او نسبت به مؤ منين رووف و مهربان بوده است .يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِم قُلِ اسْتَهْزِئُواْ إِنَّ اللّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ (64)
 وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ (65)
 لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِن نَّعْفُ عَن طَآئِفَةٍ مِّنكُمْ نُعَذِّبْ طَآئِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُواْ مُجْرِمِينَ (66)
 الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُواْ اللّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (67 )
 وَعَدَ الله الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ (68)‏
 كَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ كَانُواْ أَشَدَّ مِنكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالاً وَأَوْلاَداً فَاسْتَمْتَعُواْ بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُم بِخَلاَقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ بِخَلاَقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُواْ أُوْلَـئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الُّدنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (69)
 أَلَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وِأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (70)
 وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ 