ان را باطل نمود و رسواشان كرد، و پرده از روى اسرار خطرناكشان برداشت ، بعد از آنكه مورد بازجوئى قرار گرفتند گفتند: ما داشتيم آهسته با هم صحبت و بازى مى كرديم ، خداى تعالى به زبان پيغمبرش مورد عتابشان قرار داد كه شما خدا را مسخره و آيات او و پيغمبرش را استهزاء مى كنيد، آنگاه تهديدشان مى كند به اينكه اگر توبه نكنند عذاب خواهند شد و پيغمبرش را امر مى كند تا به جهاد عليه ايشان و عليه كفار قيام كند.
با اين معنا، انطباق اين آيات با روايت عقبه روشن تر از روايات ديگرى است كه داستانهاى ديگرى براى شان نزول اين آيات نقل مى كند، و ان شاء الله به زودى بيشتر آن روايات را در بحث روايتى ايراد خواهيم نمود.
نگرانى منافقين از جهت افشاء توطئه پليدشان توسطرسول الله (ص )

يحذر المنافقون ان تنزل عليهم سوره تنبئهم بما فى قلوبهم ...

منافقين اين معنا را مى ديدند كه آنچه و يا بيشتر آنچه كه از اسرار خود از رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) پنهان مى دارند و در فاش ‍ نشدنش سعى بليغ بكار مى برند و كفر و نفاق و حرفهاى مفت و خرده گيريها و استهزاءها كه به خيال خود پنهانش مى دارند به رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) مى رسد و آنجناب از آن اسرار خبر دارد و در ضمن آيات قرآن به مردم هم مى رساند، چيزى كه هست رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) آن را وحى آسمانى مى داند ولى منافقين كه قطعا ايمان به وحى نازل شده توسط روح الامين نداشتند پيش خود مى گفتند در ميان ما جاسوسى وجود دارد كه حرفهاى ما را براى او نقل مى كند، و او هم به صورت كتابى آسمانى براى مردم مى خواند و مردم را از اسرار شبكه ما خبردار مى كند.
و بهمين جهت از نفاق و كفرى كه در دلهاى ناپاك خود پنهان مى داشتند بسيار بيمناك بودند، و مى ترسيدند روزى اسرارشان فاش ‍ شود و در آن صورت رسوائى و هلاكتشان حتمى است ، چون رسول خدا بر آنان حكومت دارد و هر امرى در باره آنها صادر كند قابل اجراء خواهد بود.
مى ترسيدند سوره اى نازل شود كه كفر آنها و نقشه هاى شومى را كه عليه پيشرفت رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) و دعوت او و تماميت كلمه او دارند همه را بر ملا كند؛ خدا به پيغمبرش دستور داد كه به ايشان ابلاغ كن كه خدا به آنچه كه در دلها داريد واقف است و به زودى آنچه را كه از بروز آن مى ترسيديد اظهار مى كند و سوره اى نازل مى كند كه در آن پليديهاى شما را بر ملا كند.
با اين بيان ، معناى آيه مورد بحث روشن مى شود؛ پس اينكه فرمود: (يحذر المنافقون ان تنزل عليهم سورة ) خطاب به پيغمبر و روى سخن با آن جناب است ، و آن جناب به تعليم الهى عالم شده به اينكه اين كلام كه آن را براى مردم مى خواند كلام الهى و قرآنى نازل از ناحيه اوست ، و لذا خداى تعالى در اين آيه كلامى را كه منافقين از آن مى ترسيدند اين چنين توصيف كرده : (سوره اى است نازل شده از ناحيه خدا بر مردم كه يك دسته از ايشان منافقين هستند)؛ نه آنطور كه منافقين تلقى مى كنند و مى پندارند كه قرآن كلامى است بشرى كه به عنوان كلامى الهى بخورد مردم داده شده .
پس ، منافقين مى ترسيدند رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) كلامى را به عنوان سوره نازل شده و مربوط به منافقين بر مردم بخواند و اسرارشان را براى همه فاش ساخته ، كفر و نقشه هاى خائنانه و خطرناكى را كه به زحمت در زير روپوشها پنهان داشته بودند همه را بر ملا نمايد، پس در حقيقت از اين بر ملا شدن مى ترسيدند.
و اينكه فرمود: (قل استهزوا ان الله مخرج ما تحذرون ) گويا منظور از (استهزاء) همان نفاق درونى ايشان و آثار عملى آن است كه از نفاق درونى سرچشمه مى گرفت ، چرا كه خداوند نفاق ايشان را استهزاء ناميده ، و در سوره بقره گفتار ايشان را كه حكايت از نفاق درونيشان مى كند استهزاء خوانده ، و فرموده : (و اذا لقوا الذين آمنوا قالوا آمنا و اذا خلوا الى شياطينهم قالوا انا معكم انما نحن مستهزؤ ن ).
پس ، به شهادت اين آيه معلوم شد كه مقصود از استهزاء همان پنهان داشتن چيزى است كه از برملا شدنش پره يز دارند، و با در نظر داشتن اينكه صيغه امر در (استهزوا) براى تعجيز آمده ، معناى آيه چنين مى شود: (بر نفاق خود ادامه دهيد و بپوشانيد آن چيزى را كه از بر ملا شدنش در مرئى و منظر مردم ترس داريد، ولى بدانيد كه خدا همه آنها را از پرده بيرون مى افكند و آنچه را پنهان مى داشتيد بر ملا مى كند و مردم را به آنچه كه در دلها نهان داشتيد خبردار مى سازد).
بنابراين ، هر چند در صدر آيه مى فرمايد: (منافقين از نزول سوره اى چنين و چنان مى ترسيدند) و ليكن در حقيقت ترسشان از اين بود كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) و مردم از راز دلشان آگاه شوند، پس آيه شريفه مثل اين مى ماند كه بفرمايد: (منافقين از نازل شدن سوره بيمناكند، به ايشان بگو كه خدا آن را نازل خواهد كرد)، و يا اينكه بفرمايد: (منافقين مى ترسند راز دلشان بيرون افتد، بگو هر چه مى خواهيد دين خدا را استهزاء نمائيد كه خدا به زودى راز شما را فاش كرده ، همه را از آنچه در دل نهان داشته ايد اطلاع خواهد داد).
اين را بدين جهت گفتيم تا معلوم شود هيچ اشكالى در آيه نيست ، و اشكالاتى هم كه كرده اند ساقط و بى اعتبار است .
نگرانى منافقين از جهت افشاء توطئه پليدشان توسطرسول الله (ص )
مثلا يكى از آن اشكالات اين است كه : منافقين با اينكه در حقيقت كافر بودند و قرآن را نازل از ناحيه خدا نمى دانستند چطور در اين آيه فرموده است منافقين مى ترسند سوره اى برايشان نازل شود.
اشكال دوم : با اينكه در واقع ايمان نداشتند، چطور صحيح است كه بفرمايد: (سوره برايشان نازل شود) مگر بر غير پيغمبر و مؤ منين (يعنى بر منافقين ) هم سوره نازل مى شود؟.
اشكال سوم : ترسيدن از نزول سوره كه خود يك حالت درونى جدى است چطور ممكن است با استهزاء جمع شود؟.
اشكال چهارم : صدر آيه مى فرمايد (منافقين مى ترسند كه سوره اى نازل شود) آنوقت در ذيل آن مى فرمايد: (خدا بيرون مى كند آنچه را كه از آن مى ترسيد) و اين در حقيقت مثل اين مى ماند كه بفرمايد: (و خدا خارج مى كند سوره اى را و يا خدا خارج خواهد كرد تنزيل سوره را و در هر حال معنى ندارد.
بعضى ها از اشكال اول چنين جواب داده اند كه جمله (يحذر المنافقون ...) انشائى است در صورت خبر، و معنايش انشاء است نه خبر، و آن اين است كه منافقين بايد بترسند از اينكه سوره اى برايشان نازل شود...
ليكن اين وجه ضعيف است ؛ چون هيچ دليلى بر آن نيست ، علاوه بر اينكه ذيل آيه با اين وجه نمى سازد، زيرا معنا ندارد بفرمايد: (منافقين بايد از چنين و چنان بترسند، بگو استهزاء كنيد كه خدا آنچه را كه از آن مى ترسيد بيرون خواهد افكند) يعنى آنچه را كه واجب شد كه از آن بترسيد افشاء خواهد كرد، و اين هيچ معنائى ندارد.
بعضى ديگر گفته اند: منافقين از روى استهزاء اظهار ترس مى كردند، نه اينكه جدا بترسند.
لازمه اين جواب اين است كه منافقين نسبت به فاش نشدن كفر و فسق درونيشان اطمينان داشتند، و اين چيزى نيست كه انسان نسبت به آن اطمينان پيدا كند كه احدى نمى تواند بر آنها اطلاع يابد. عل