ن است كه خلقت هر يك نفر از شما از دو منى يعنى منى مرد و منى زن بوده . ولى اين وجوه ضعيفند.
و بعضى گفته اند: التفاتى كه در آيه از غيبت - سيعلمون - به خطاب - خلقناكم - به كار رفته ، به منظور مبالغه در الزام و اسكات خصم بوده .
معناى اينكه فرمود (خوابتان را سبات قرار داده ايم و شب را لباس و روز را  معاشقرار داديم .

و جعلنا نومكم سباتا

كلمه (سبات ) به معناى راحتى و فراغت است ، چون خوابيدن باعث آرامش و تجديد قواى حيوانى و بدنى مى شود، و خستگى ناشى از بيدارى و تصرفات نفس در بدن از بين مى رود.
بعضى گفته اند: كلمه (سبات ) به معناى قطع است ، و اگر خواب را قطع خوانده ، بدين جهت بوده كه در خواب تصرفات نفس در بدن قطع مى شود. اين وجه هم نزديك به همان وجه قبلى است .
بعضى ديگر گفته اند: (سبات ) به معناى مرگ است ، و اگر خداى سبحان خواب را جزو مرگ دانسته ، تنها در اين آيه نبوده ، در آيه ديگر نيز آن را مرگ خوانده و فرموده : (هو الذى يتوفيكم بالليل )، ليكن اين معنا بعيد است ، و آيه اى كه شاهد آورده ، خداى تعالى در آن خوابيدن را توفى - تحويل گرفتن - خوانده ، نه ميراندن ، بلكه قرآن كريم تصريح دارد بر اينكه خوابيدن مردن نيست ، و فرموده : (اللّه يتوفى الانفس حين موتها و التى لم تمت فى منامها).

و جعلنا الليل لباسا

يعنى ما شب را چون لباس ساترى قرار داديم كه با ظلمتش همه چيز و همه ديدنى ها را مى پوشاند، همانطور كه لباس بدن را مى پوشاند، و اين خود سببى است الهى كه مردم را به دست كشيدن از كار و حركت مى خواند، و متمايل به سكونت و فراغت و برگشتن به خانه و خانواده مى سازد.
و از بعضى حكايت شده كه گفته اند: مراد از لباس بودن شب اين است كه چون لباس است براى روز، كه روز به آسانى از آن بيرون مى شود. ولى انصافااين وجه وجه درستى نيست .

و جعلنا النهار معاشا

كلمه عيش - به طورى كه راغب گفته - به معناى زندگى است ، چيزى كه هست كلمه عيش مختص به زندگى حيوان است ، به اين معنا كه به زندگى خداى تعالى و ملائكه عيش گفته نمى شود، ولى حيات خدا وحيات ملائكه گفته مى شود، و كلمه معاش مصدر ميمى و هم اسم زمان و مكان از عيش است ، و در آيه مورد بحث به يكى از دو معناى اخير است ، يعنى زمان و يا مكان عيش .
و معناى آيه اين است كه : ما روز را زمان زندگى شما و يا محل زندگى شما قرار داديم ، تا در آن از فضل پروردگارتان طلب كنيد.
و بعضى گفته اند: مراد از آن همان معناى مصدرى است ، چيزى كه هست مضافى از آن حذف شده ، و تقدير كلام (و جعل نا النهار طلب معاش ) است ، يعنى ما روز را طلب معاش قرار داديم .

و بنينا فوق كم سبعا شدادا

يعنى بر بالاى سرتان هفت آسمان سخت بنياد، قرار داديم .

و جعلنا سراجا وهاجا

كلمه (وهاج ) به معناى چيزى است كه نور و حرارت شديدى داشته باشد، و منظور از چراغ وهاج خورشيد است .

و انزلنا من المعصرات ماء ثجاجا

كلمه (معصرات ) به معناى ابرهاى بارنده است . و بعضى گفته اند: به معناى بادهايى است كه ابرها را مى فشارد تا ببارد، و كلمه (ثجاج ) به معناى ابرى است كه بسيار آب بريزد. و بنابر اين ، بهتر آن است كه كلمه (من ) را به معناى باء بگيريم ، و معنا چنين شود (ما به وسيله بادهاى فشار آورنده آبى ريزان نازل كرديم ).

لنخرج به حبا و نباتا

يعنى اين كار را كرديم تا دانه ها و نباتاتى كه مايه قوت آدميان و حيوانات است بيرون آوريم .

و جنات الفافا

اين جمله عطف است بركلمه (حبا)، و جنات الفاف به معناى درختان انبوه و در هم فرو رفته است .
بعضى گفته اند: كلمه (الفاف ) جمعى است كه از ماده خودش مفرد ندارد.
بحث روايتى  
(رواياتى در بيان برخى آيات گذشته ) 
در بعضى از روايات آمده كه منظور از (نبا عظيم ) على (عليه السلام ) است . ولى اين از باب بطن قرآن است ، نه تفسير لفظ آيه .
و از خصال از عكرمه از ابن عباس روايت شده كه گفت : (روزى ) ابو بكر به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) عرضه داشت يا رسول الله ! چقدر زود مويت سپيد شد؟ فرمود: موى مرا سوره هود و واقعه و مرسلات و عم يتسائلون سپيد كرد.
و در تفسير قمى در ذيل آيه (الم نجعل الارض مهادا) آمده كه : زمين گهواره اى است كه بشريت در آن پرورش مى يابد، (و الجبال اوتادا) يعنى ميخ ‌هاى زمين .
و در نهج البلاغه فرموده : (وتد بالصخور ميدان ارضه ).
و در تفسير قمى در ذيل آيه (و جعلنا الليل لباسا) آمده كه شب جامه اى است بر روى روز.
مؤ لف : شايد مراد اين باشد كه شب جامه اى است بر روى آنچه در روز پيدا است و آن را مى پوشاند.
و باز در همان كتاب است كه در معناى آيه (و جعلنا سراجا وهاجا) فرموده : منظور خورشيد نورانى است (و انزلنا من المصرات ) فرمود: يعنى از ابرها (ماء ثجاجا) فرمود: يعنى با ريزشى پى در پى .
و تفسير عياشى از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: كلمه (يعصرون ) در آيه (عام فيه يغاث الناس و فيه يعصرون ) با ياء به معناى يمطرون است ، يعنى باران به ايشان مى بارد، آنگاه به عنوان استشهاد فرمود مگر نشنيده اى كه در سوره نبا فرموده : (و انزلنا من المعصرات ماء ثجاجا).
مؤ لف : مراد اين است كه كلمه (يعصرون ) بايد با ضمه ياء و به صيغه مجهول خوانده شود، چون معنايش اين است كه مردم در آن سال (يمطرون - باران داده مى شوند)، به شهادت اينكه در سوره نبا اسم فاعل همين فعل بكار رفته ابرها را (معصرات ) و مردم را معصر - باران داده شده - خوانده است ، پس (سحاب معصر) - با كسره صاد - به معناى ابر ممطر است . و عياشى مثل اين حديث را از على بن معمر از پدرش از امام صادق (عليه السلام ) نقل كرده . و قمى در تفسير خود نظير آن را از امير المؤ منين (عليه السلام ) روايت كرده است .إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتاً (17) يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجاً (18) وَفُتِحَتِ السَّمَاء فَكَانَتْ أَبْوَاباً (19) وَسُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَاباً (20) إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَاداً (21) لِلْطَّاغِينَ مَآباً (22) لَابِثِينَ فِيهَا أَحْقَاباً (23) لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْداً وَلَا شَرَاباً (24) إِلَّا حَمِيماً وَغَسَّاقاً (25) جَزَاء وِفَاقاً (26) إِنَّهُمْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ حِسَاباً (27) وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كِذَّاباً (28) وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ كِتَاباً (29) فَذُوقُوا فَلَن نَّزِيدَكُمْ إِلَّا عَذَاباً (30)‏ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازاً (31) حَدَائِقَ وَأَعْنَاباً (32) وَكَوَاعِبَ أَتْرَاباً (33) وَكَأْساً دِهَاقاً (34) لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْواً وَلَا كِذَّاباً (35) جَزَاء مِّن رَّبِّكَ عَطَاء حِسَاباً (36) رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرحْمَنِ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَاباً (37) يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفّاً لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرحْمَنُ وَقَالَ صَوَاباً (38) ذَلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآباً (39) إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَاباً قَرِيباً يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْ