ل كه در مرد و زن است (و هر دو در كمال دقت ساخته شده و با تمامى بدن نر و ماده ، اتصال و بستگى دارد) بيهوده و عبث در جاى خود قرار نگرفته و به باطل خلق نشده ، و هر متفكرى كه در اين باره خوب دقت كند به روشنى خواهد ديد كه طبيعت مرد در مجهز شدنش به جهاز نرى چيزى به جز جهاز طرف مقابل را نمى طلبد.
و همچنين طبيعت زن در تجهيزش به آلات مادگى چيزى جز جهاز طرف مقابل را نمى جويد، و اين دو جذبه در كشش طرفينى خود هدفى به جز توليد مثل و بقاى نوع بشر دنبال نمى كند، پس عمل همخوابگى اساسش بر همين حقيقت طبيعى است ، (نه بربازيچه و لذت گيرى و بس ، و نه براساس مدنى بودن انسان ) و تمامى احكامى را هم كه اسلام درباره اين عمل مقرر كرده و پيرامون اين حقيقت دور مى زند و مى خواهد اين عمل به صورت بازى انجام نشود.
و خلاصه همه احكام مربوط به حفظ عفت ، و چگونگى انجام عمل همخوابى ، و اينكه هر زنى مختص به شوهر خويش است ، و نيز احكام طلاق ، عده ، اولاد، ارث ، و امثال آن همه براى همين است كه اين دو جهاز در راهى به كار بيفتد كه براى آن خلق شده اند، يعنى بقاى نوع بشر.
و اما در قوانين ديگرى كه در عصر حاضر در جريان است اساس همخوابى شركت زن و شوهر در مساعى حيات است ، و در حقيقت از نظر اين قوانين نكاح ، كه معنى فارسى آن ، همان همخوابى است يك نوع اشتراك در عيش است و چون دايره اشتراك در زندگى درون خانه تنگ تر از دايره اشتراك در زندگى شهر و همچنين مملكت است ، و با در نظر داشتن اينكه قوانين اجتماعى و مدنى امروز تنها اجتماع شهر و مملكت را در نظر ميگيرد، و كارى به زندگى مشترك در درون خانه ها ندارد، به همين جهت متعرض هيچ يك از احكامى كه اسلام درباره بستر زناشويى و فروعات آن وضع كرده نيستند، در آن قوانين سخنى از عفت و اختصاص و امثال آن ديده نمى شود.
و بنائى كه تمدن امروز بر اين اساس چيده شده علاوه بر نتائج نامطلوب و مشكلات و محذورهاى اجتماعى كه به بار آورده و انشاء اللّه به زودى بيان خواهد شد با اساس خلقت و فطرت به هيچ وجه سازش ‍ ندارد، براى اينكه مى دانيم آن هدفى كه در انسان انگيره كرد و باعث شد تا انسان طبيعى به طبع خود (و نه سفارش هيچكس )، زندگى خود را اجتماعى و بر اساس تشريك مساعى بنيان نهد، غير آن داعى است كه او را به ازدواج و اميدارد، داعى و انگيره او در تشكيل اجتماع اين بوده كه مى ديد آن سعادت زندگى كه طبيعت ، بنيه اش را در او نهاده ، به امورى بسيار نيازمند است كه خود او به تنهائى نمى تواند همه آن امور را انجام دهد و ناگزير بايد از راه تشكيل اجتماع و تعاون افراد و طبقات به دست آورد، بدون هيچ توجهى به اينكه اين افراد مرد باشند يا زن ، خلاصه او نان مى خواهد حال نانوا چه زن باشد و چه مرد.
پس به دست آمدن همه آن حوائج نيازمند به همه مردم است ، و عجب اينجا است كه همين طبيعت و فطرت ، شوق و علاقه به هر شغلى را در دل طائفه اى قرار داده ، تا از كار مجموع آنان ، مجموع حوائج تاءمين گردد.
و اما انگيره و داعيش بر ازدواج تنها و تنها مساله غريره جنسى و جذبه اى است كه بين مرد و زن هست ، و از طرف آن انگيره كه وى را به تشكيل اجتماع وا مى داشت ، هيچ دعوتى به ازدواج نمى شود، پس ‍ كسانى كه ازدواج را بر پايه و اساس تعاون زندگى بنا كرده اند، از مسير اقتضاى طبيعى تناسل و (توليد مثل )، به ديگر سوى منحرف شده اند، به جائى منحرف شده اند كه طبيعت و فطرت هيچ دعوتى نسبت به آن ندارد.
و اگر مساله ازدواج بر پايه تعاون و اشتراك در زندگى بود، مى بايست مساله ازدواج ، هيچ يك از احكام مخصوص به خود را جز احكام عمومى اى كه براى همه شركتها و تعاونى ها وضع شده است ، نداشته باشد. (مثلا همه مردان در همه زنان شريك و نيز تمامى زنان در تمامى مردان شريك باشند)
و معلوم است كه در اين صورت ديگر در بشر فضيلتى به نام عفت ، باقى نمى ماند، و نسب ها و دودمانها مختلط مى شد، مساله ارث ، دچار هرج و مرج مى گرديد، و همان وضعى پيش مى آمد كه شيوعى ها (كمونيست ها) يعنى بلشويك ها پيش آوردند، و نيز در چنين صورتى ، تمامى غرائز فطرى كه مرد و زن (انسان ) مجهز به آن غرائز است باطل مى گردد، و ما انشاء اللّه در محلى مناسب توضيح بيشترى دراين باره خواهيم داد.
اين بود اجمال گفتار ما در مساله زناشوئى ، و اما طلاق كه خود يكى از مفاخر اين شريعت است ، و اين نيز مانند همه احكامش ، از فطرت بشر سر چشمه دارد، به اين معنا كه جواز اصل آن را به عهده فطرت گذاشته ، و از ناحيه فطرت هيچ دليلى بر منع از طلاق نيست ، و اما خصوصيات قيودى كه در تشريع طلاق رعايتشده ، انشاء اللّه بحث از آنها در تفسير سوره طلاق خواهد آمد.
در اينجا همين رابگوئيم و بگذريم كه در فطرى بودن اصل طلاق همين بس كه ملل متمدن دنيا و كشورهاى بزرگ امروز نيز بعد از سالها و قرنها ناگزير شدند حكم ممنوعيت آن را لغو نموده و جواز طلاق را در قوانين مدنى خود بگنجانند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:12.txt:آيات 1 - 5">آيات 1 - 5</a><a class="text" href="widget:text:13.txt:آيات 6 - 7">آيات 6 - 7</a><a class="text" href="widget:text:14.txt:آيات 8 - 20">آيات 8 - 20</a><a class="text" href="widget:text:15.txt:آيات 21 - 25 (1)">آيات 21 - 25 (1)</a><a class="text" href="widget:text:16.txt:آيات 21 - 25 (2)">آيات 21 - 25 (2)</a><a class="text" href="widget:text:17.txt:آيات 21 - 25 (3)">آيات 21 - 25 (3)</a><a class="text" href="widget:text:18.txt:آيات 21 - 25 (4)">آيات 21 - 25 (4)</a><a class="text" href="widget:text:19.txt:آيات 26 و 27 (1)">آيات 26 و 27 (1)</a><a class="text" href="widget:text:20.txt:آيات 26 و 27 (2)">آيات 26 و 27 (2)</a><a class="text" href="widget:text:21.txt:آيات 28 - 29">آيات 28 - 29</a><a class="text" href="widget:text:22.txt:آيات 30 - 33 ">آيات 30 - 33 </a><a class="text" href="widget:text:23.txt:آيه 34">آيه 34</a><a class="text" href="widget:text:24.txt:آيات 35 - 39 (1)">آيات 35 - 39 (1)</a><a class="text" href="widget:text:25.txt:آيات 35 - 39 (2)">آيات 35 - 39 (2)</a><a class="text" href="widget:text:26.txt:آيات 40 - 44">آيات 40 - 44</a><a class="text" href="widget:text:27.txt:آيات 45 و 46">آيات 45 و 46</a><a class="text" href="widget:text:28.txt:آيات 47 و 48 (1)">آيات 47 و 48 (1)</a><a class="text" href="widget:text:29.txt:آيات 47 و 48 (2)">آيات 47 و 48 (2)</a><a class="text" href="widget:text:30.txt:آيات 47 و 48 (3)">آيات 47 و 48 (3)</a><a class="text" href="widget:text:31.txt:آيات 47 و 48 (4)">آيات 47 و 48 (4)</a><a class="text" href="widget:text:32.txt:آيات 49 - 61 ">آيات 49 - 61 </a><a class="text" href="widget:text:33.txt:آيه 62 ">آيه 62 </a><a class="text" href="widget:text:34.txt:آيات 63 - 74 (1)">آيات 63 - 74 (1)</a><a class="text" href="widget:text:35.txt:آيات 63 - 74 (2)">آيات 63 - 74 (2)</a><a class="text" href="widget:text:36.txt:آيات 75 - 82">آيات 75 - 82</a><a class="text" href="widget:text:37.txt:آيات 83 - 88">آيات 83 - 88</a><a class="text" href="widget:text:38.txt:آيات 89 - 93 ">آيات 89 - 93 </a><a class="text" href="widget:text:39.txt:آيات 94 - 99">آيات 94 - 99</a><a class="text" href="widget:text:40.txt:آيات 100 - 101">آيات 100 - 101</a><a class="text" href="widget:text:41.txt:آيات 102 - 103 (1)">آيات 102 - 103 (1)</a><a class="text" href="widget:text:42.txt:آيات 102 - 103 (2)">آيات 102 - 103 (2)</a><a class="text" href="widget:text:43.txt:آيات 104 و 105">آيات 104 و 105</a><a class="text" href="widget:text:44.txt:آيات 106 و 107 ">آيات 106 و 107 </a><a class="text" href="widget:text:45.txt:آيات 108 - 115 ">آيات 108 - 115 </a><a class="text" href="widget:text:46.txt:آيات 116 -117">آيات 116 -117</a><a class="text" href="widget:text:47.txt:آيات 118 و 119">آيات 118 و 119</a><a class="text" href="wid