get:text:48.txt:آيات 120 - 123">آيات 120 - 123</a><a class="text" href="widget:text:49.txt:آيه 124  (1)">آيه 124  (1)</a><a class="text" href="widget:text:50.txt:آيه 124  (2)">آيه 124  (2)</a><a class="text" href="widget:text:51.txt:آيات 125 - 129 (1)">آيات 125 - 129 (1)</a><a class="text" href="widget:text:52.txt:آيات 125 - 129 (2)">آيات 125 - 129 (2)</a><a class="text" href="widget:text:53.txt:آيات 130 - 134">آيات 130 - 134</a><a class="text" href="widget:text:54.txt:آيات 135 - 141 ">آيات 135 - 141 </a><a class="text" href="widget:text:55.txt:آيات 142 - 151 (1)">آيات 142 - 151 (1)</a><a class="text" href="widget:text:56.txt:آيات 142 - 151 (2)">آيات 142 - 151 (2)</a><a class="text" href="widget:text:57.txt:آيه 152">آيه 152</a><a class="text" href="widget:text:58.txt:آيات 153 - 157 (1)">آيات 153 - 157 (1)</a><a class="text" href="widget:text:59.txt:آيات 153 - 157 (2)">آيات 153 - 157 (2)</a><a class="text" href="widget:text:60.txt:آيات 153 - 157 (3)">آيات 153 - 157 (3)</a><a class="text" href="widget:text:61.txt:آيات 153 - 157 (4)">آيات 153 - 157 (4)</a><a class="text" href="widget:text:62.txt:آيات 153 - 157 (5)">آيات 153 - 157 (5)</a><a class="text" href="widget:text:63.txt:آيه 158">آيه 158</a><a class="text" href="widget:text:64.txt:آيات 159 - 162">آيات 159 - 162</a><a class="text" href="widget:text:65.txt:آيات 163 - 167 (1)">آيات 163 - 167 (1)</a><a class="text" href="widget:text:66.txt:آيات 163 - 167 (2)">آيات 163 - 167 (2)</a><a class="text" href="widget:text:67.txt:آيات 163 - 167 (3)">آيات 163 - 167 (3)</a><a class="text" href="widget:text:68.txt:آيات 168 - 171">آيات 168 - 171</a><a class="text" href="widget:text:69.txt:آيات 172 - 176">آيات 172 - 176</a><a class="text" href="widget:text:70.txt:آيه كريمه 177">آيه كريمه 177</a><a class="text" href="widget:text:71.txt:آيات 178 - 179 ">آيات 178 - 179 </a><a class="text" href="widget:text:72.txt:آيات 180 - 182">آيات 180 - 182</a></body></html>أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ (243)

ترجمه آيه

مگر داستان آنان كه هزاران نفر بودند و از بيم مرگ ، از ديار خويش بيرون شدند نشنيدى كه خدا به ايشان گفت بميريد، آنگاه زنده شان كرد كه خدا بر مردم كريم است ولى بيشتر مردم سپاسگزارى نمى كنند.

بيان آيه

الم تر الى الذين خرجوا من ديارهم و هم الوف حذر الموت ...

كلمه (رويت ) كه مصدر فعل (ترى ) است و به معناى ديدن است ، در اينجامعناى ديدن نيامده ،
بلكه به معناى علم آمده ، و علت اينكه از علم تعبير به رؤ يت كرده براى اين است كه بفهماند مطلب آنقدر روشن است كه مى توان آگاهى از آن را ديدن خواند اين آيه شريفه ، همانند آيات زير است كه مى فرمايد: (الم تر ان اللّه خلق السموات و الارض بالحق ) و نيز مى فرمايد: (الم تر كيف خلق اللّه سبع سموات طباقا؟)
زمخشرى در اين باره گفته است كلمه (الم تر) به منزله يك مثال است كه در مقام شگفت انگيزى و تعجب به كار مى رود، وقتى كه مى گوئيم : (الم تر كذا و كذا) معنايش اين است كه : راستى تعجب نمى كنى از اينكه چنين و چنان شد؟ و كلمه (حذر الموت ) مفعول له براى فعل (خرجوا) است ، ومعنايش اين است كه : مگر نديدى آن كسانى را كه به خاطر ترس از مرگ ، از ديار خود خارج شدند؟ و نيز ممكن است كه آن را مفعول مطلق گرفته و بگوئيم : تقدير آيه : (خرجوا من ديارهم و هم الوف يحذرون الموت حذرا)، است يعنى از ديار خود بيرون شدند در حالى كه هزاران نفر بودند، و از مرگ مى ترسيدند، ترسيدنى كه ناگفتنى است .

فقال لهم اللّه موتوا ثم احياهم ...

امر در اين آيه شريفه ، امر تكوينى است و منافاتى ندارد كه مرگ اين گروه از مجراى طبيعى واقع شده باشد، همچنانكه در روايات هم آمده است كه به مرض طاعون مرده اند، و اگر تعبير به امر (بميريد) كرده و نفرمود (خدا ايشان را ميراند و سپس زنده كرد)، براى اين بود كه بهتر بر نفوذ قدرت و غلبه امر الهى دلالت كند، چون تعبير به انشاء در امور تكوينى از تعبير به خبر دادن مؤ ثرتر و مؤ كدتر است ، همچنانكه در اوامر تشريعى تعبير به اخبار مؤ كدتر است از تعبير به انشاء.
(وقتى بخواهيم به مامور خود دستور موكدى بدهيم ، گفتن اين كه فلان كار را مى كنى موكدتر است از گفتن اينكه فلان كار را بكن ). (مترجم )
و جمله : (ثم احياهم ) تا حدى دلالت دارد بر اينكه خداى تعالى زنده شان كرده تا زندگى كنند، و بعد از زنده شدن مدتى زندگى كرده اند، براى اينكه اگر اين احياء و زنده ساختن ، صرفا معجره اى بوده تا ديگران از آن عبرت بگيرند و يا دليلى و يا بيانى براى اثبات حقيقتى بوده باشد، بايد آن را ذكر مى كرد، چون رسم قرآن در بلاغتش همين است ، همچنانكه در داستان اصحاب كهف ذكر كرد كه بعد از زنده شدن چه كارهائى كردند، علاوه بر اينكه جمله بعدش هم كه مى فرمايد: (ان اللّه لذو فضل على الناس ...)، اشعارى بر اين معنا دارد، چون زنده كردن وقتى فضل مى شود كه زنده شده چند صباح ديگر زنده بماند.

ولكن اكثر الناس لا يشكرون .

در اين جمله مى توانست به جاى كلمه ناس ضمير بياورد (چون قبلا اين كلمه در كلام آمده بود) و بفرمايد (ولكن اكثرهم لا يشكرون )، ولى دوباره كلمه (ناس ) را ذكر كرد تا دلالت كند بر پائين بودن سطح فكر ايشان علاوه بر اينكه اگر ضمير مى آورد معنايش اين مى شد كه بيشتر همان زنده شدگان ، شكرگزار نيستند، با اينكه منظور اين نبوده ، بلكه خواسته است بفرمايد: بطور كلى اكثر مردم جهان شاكر نيستند. و اين آيه بدون مناسبت با آيات بعدى خود كه متعرض فريضه قتال است نيست ، چون قتال نيز باعث مى شود كه مردمى بعد از مردن زنده شوند.
گفتار يكى از مفسرين مبنى بر اينكه آيه در مقام بيان حكايتى واقعى نيست بلكه تمثيلىاست از قيام و دفاع مردم
يكى از مفسرين هم گفته اند: كه آيه شريفه مثالى است كه خداى تعالى زده و حال امتى عقب مانده و توسرى خور اجانب و زير سلطه و سيطره بيگانگان را مثال مى زند، كه با قيام و دفاعش از حقوق حياتى خود و به دست آوردن استقلال در حكومت خويش را تاءمين نموده ، حياتى نو به دست مى آورد، و اينك حاصل گفتار آن مفسر از نظر شما مى گذرد.
او مى گويد اگر اين آيه شريفه در مقام نقل داستان قومى از بنى اسرائيل و يا غير بنى اسرائيل بود، همچنانكه هر دو احتمال در رواياتى آمده ، جا داشت نام پيامبر معاصر آن قوم را ببرد، و مثلا بفرمايد كه اين قوم از بنى اسرائيل بودند، همچنانكه روش و مرام قرآن در ساير داستانهايش همين است ، پس معلوم مى شود در چنين مقامى نيست .
علاوه بر اينكه اگر به راستى و بگفته روايات ، چنين قومى در بنى اسرائيل وجود داشتند، و معاصر حزقيل پيغمبر (على نبينا و آله و عليه السلام ) بودند بايد تورات داستانهاى حزقيل (عليه السلام ) را نقل مى كرد، و نكرده ، پس معلوم مى شود روايات نامبرده از همان روايات معروف اسرائيلى است كه به دست پليد يهود، جعل و به منظور بى ا عتبار كردن احاديث صحيح ، داخل در روايات شده است .
از اين هم كه بگذريم ما همه مى دانيم كه مرگ و حيات در دنيا يكى است انسان يك بار زنده مى شود و يك بار مى ميرد، همچنانكه آيه شريفه : (لا يذوقون فيها الموت الا الموته الاولى ) و آيه : (و احييتنا اثنتين ) بر اين معنا دلالت دارند، پس دو حيات در دنيا معنا ندارد، پس آيه شريفه در مقام مثل زدن است ، و مراد از آن ، مجسم نمودن وضع قومى است كه د