ست هر مؤ منى خود را داراى آن بسازد. پس معناى كلام موسى (عليه السلام ) اينست كه : اى قوم اگر چنانچه به خداى تعالى ايمان داريد - كه البته داريد - و اگر تسليم امر خدا هستيد - كه جا دارد بوده باشيد - پس بر خدا توكل كنيد. و بنا بر اين ، در آيه شريفه نكتهاى لطيف به كار رفته كه لطفش بر كسى پوشيده نيست .

فقالوا على اللّه توكلنا ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظالمين ... من القوم الكافرين 

دعاى بنى اسرائيل : (ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظالمين ) دعا براى رفع ضعفو ذلت از خودشان بوده است 
مؤ منين به موسى (عليه السلام ) در پاسخ دعوت موسى كه فرمود: بر خدا توكل كنيد گفتند: بر خدا توكل مى كنيم ، و سپس دعا كردند كه پروردگارا ما را فتنه مردم ستمكار مكن . پس ، معلوم مى شود دعايى كه كردند نتيجه توكلى بوده كه بر خداى تعالى كردند، و آن دعا اين بود كه اولا لباس ضعف و ذلت را از تن آنان بركند و ثانيا آنها را از قوم ستمكار نجات دهد.

خواسته و دعاى اولشان همان است كه در جمله (ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظالمين ) به آن اشاره كردند، و علت و انگيزه اينكه چنين حاجتى را خواستند اينست كه آنچه اقوياى ستمگر را بر ضعفاى مظلومين غره و مسلط مى كند ضعف (و ظلمپذيرى ) طبقه ضعيف است . پس ضعيف به علت همان ضعفى كه در او است فتنه قوى و مورد ستم او است ، همچنانكه در قرآن كريم اموال و اولاد را - بدان جهت كه جاذبه و محبوبيت دارد - فتنه انسان خوانده و فرموده : (انما اموالكم و اولادكم فتنة ) و معلوم است كه دنيا براى طالب آن فتنه است ، پس اينكه از پروردگارشان خواستند كه آنان را براى قوم ستمكار فتنه قرار ندهد، در حقيقت درخواست اين بوده كه ضعف و ذلت آنان را با سلب غرض از آن سلب كند.
ساده تر بگويم : خواسته اند بگويند ضعف و ذلت ما سبب فتنه ستمكاران است ، ولى به جاى اينكه رفع سبب را بخواهند رفع غرض و مسبب را خواسته اند.
و اما خواسته و دعاى دومشان همان بود كه خداى تعالى در جمله دوم : (و نجنا برحمتك من القوم الكافرين ) از آنها حكايت كرده است .
امر به خانه سازى براى بنى اسرائيل  

و اوحينا الى موسى و اخيه ان تبوء القومكما بمصر بيوتا... 

كلمه (تبوءا) تثنيه امر از باب تفعل است ، و مصدرش تبوى و به معناى مسكن گرفتن و منزل گزيدن است ، و كلمه (مصر) نام شهر و يا كشور فرعون است ، و كلمه (قبلة ) در اصل ، بناى نوع از مصدر بوده مانند بناى نوع (جلسة ) يعنى حالت نشستن ، و قبلة به معناى آن حالتى است كه باعث مى شود دو چيز مقابل هم قرار گيرد. پس كلمه (قبلة ) مصدرى است به معناى فاعل ، و معناى جمله (و اجعلوا بيوتكم قبلة ) اينست كه خانه هاى خود را متقابل بسازيد بگونه اى كه بعضى رو بروى بعضى ديگر و در جهتى واحد قرار بگيرند. و منظور از اين فرمان اين بوده كه موسى و هارون بتوانند براى امر تبليغ دسترسى به آنان پيدا كنند و آنها بتوانند نماز را به جماعت بخوانند، همچنانكه جمله بعدش كه مى فرمايد: (و اقيموا الصلاة ) از آنجا كه بدنبال جمله مورد بحث قرار گرفته دلالت و يا حداقل اشعار بر اين معنا دارد كه منظور از آن فرمان تمكن از نماز جماعت است .
و اما اينكه فرمود: (و بشر المومنين )، سياق و زمينه گفتار دلالت مى كند بر اينكه منظور از آن ، بشارت به اجابت خواستهاى است كه در دعاى مذكور در دو آيه قبل يعنى : (ربنا لا تجعلنا فتنة ...) از خدا خواسته بودند.
و معناى آيه مورد بحث اين است كه : ما به موسى و برادرش وحى كرديم كه شما براى قومتان خانه هائى در مصر بسازيد تا در آن سكونت كنند - از اين قسمت بر مى آيد كانه تا آن موقع بنى اسرائيل زندگى شهرى نداشتند، بلكه مانند صحرانشينان در خيمه ها و مكانهائى نظير خيمه زندگى مى كردند - و شما و قومتان خانه هايتان را رو بروى هم و در يك جهت قرار دهيد، تا ديوار به ديوار يكديگر باشد، و امر تبليغ و مشاوره و تشكيل اجتماع براى نماز ممكن باشد، و نماز را بپا داريد، و تو اى موسى مؤ منين را بشارت بده به اينكه خداى تعالى بزودى آنان را از شر فرعون و قومش نجات خواهد داد.

و قال موسى ربنا انك آتيت فرعون و ملاه زينة و اموالا... 

كلمه (زينة ) بناء نوع از مصدر (زين ) به معناى آراستن است ، و آن حالت و وضعى است كه موجودى ، آن را به خود ميگيرد و باعث مى شود كه موجودى ديگر جذب به آن شود.
و نسبت بين زينت و مال نسبت (عموم من وجه ) است ، زيرا بعضى از زينتها مال نيست و چيزى نيست كه مورد معامله قرار گيرد و در مقابل آن ، مالى بدهند، مانند خوش صورتى و قامت موزون ، و بعضى از مالها هم زينت نيست ، مانند چهار پايان و اراضى ، و بعضى از زينتها هم مال و هم زينت است ، مانند زيور آلات . و اينكه در آيه شريفه بين زينت و مال مقابله شده و آن را در مقابل اين قرار داده به ما ميفهماند كه منظور از زينت تنها جهت زينت است ، با قطع نظر از ماليت آن . و خلاصه كلام ، منظورش چيزهايى از قبيل جواهرات و زيور آلات و جامه فاخر و اثاث تجملى و ساختمانهاى زيبا و امثال آن است .
(ربنا ليضلوا عن سبيلك ) - بعضى از مفسرين گفته اند: لام در جمله (ليضلوا) لام عاقبت است ، و معناى آيه اينست كه (خدايا! تو به فرعون و فرعونيان زينت و اموال دادى ، و نتيجه و عاقبتش اين شد كه بندگانت را از راهت گمراه كنند)، نه لام تعليل و يا به عبارتى لام غرض تا معنايش اين شود كه (توبه همين منظور مال و زينت به آنان داده اى ) چون ما با ادله اى روشن مى دانيم كه خداى تعالى چنين كارى نميكند، يعنى به غرض گمراهى بندگانش به دشمنانش مال و زينت نمى دهد، همانطور كه ميدانيم هيچ رسولى را مبعوث نميكند به اينكه مردم را به ضلالت وادار كند، و نيز مى دانيم كه خداى تعالى از مردم ضلالت را نخواسته و به اين منظور مال دنيا به آنان نميدهد.
ابتداء به اضلال ، بر خداوند محال است ولى اضلال براى مجازات محال نيست و مال و زينت دادن به فرعونيان از اين باب بوده است
و اين سخن در جاى خود سخن حقى است ليكن بايد دانست كه تنها اضلال ابتدايى است كه بر خدا محال است ، و خداى تعالى نه كسى را گمراه ميكند و نه رسولش را به اين منظور ميفرستد و نه مال دنيا را به اين منظور به كسى مى دهد، و اما اضلال مجازاتى و به عنوان كيفر در برابر گناهان نه تنها بر خداى تعالى محال نيست و دليلى بر امتناع آن نداريم ، بلكه كلام مجيد خدا آن را در مواردى بسيار اثبات كرده است . چه مانعى دارد كه خداى تعالى فرعون و درباريانش را كه اصرار بر استكبار داشتند و دست از ارتكاب جرائم بر نميداشتند مال و زينت زيادى به آنان بدهد تا دست به اضلال بزنند و جرمشان بيشتر و عقابشان افزونتر گردد؟
و چه بسا از مفسرين كه گفته اند: حرف (لام ) در كلمه (ليضلوا) لام دعاء است . و چه بسا كه گفته اند: در اين كلام حرف (ان و لا) در تقدير است ، و تقدير آن : (لئلا يضلوا عن سبيلك ) است ، و ليكن سياق آيه مساعد با هيچ يك از اين دو وجه نيست .
و كلمه (طمس ) - بطورى كه گفته شده - به معناى آنست كه چيزى به طرف پوسيدگى و كهنه شدن دگرگونى يابد. پس معناى اينكه موسى (عليه السلام ) از خداى تعالى خواست : (اط