ن آوردن در آنها باشد معذب نمى شوند، و بلا بر آنان نازل نمى شود، وقتى عذاب نازل مى شود كه كفر در دلهاشان ملكه شده و پليدى شرك با خونشان عجين شده باشد، بطورى كه ديگر هيچ اميدى به ايمان آوردنشان نباشد در اين هنگام است كه كلمه عذاب بر آنان محقق مى گردد.
و ثانيا نفرينى كه خداى تعالى در سوره نوح ، از نوح (عليه السلام ) حكايت كرده كه گفت : (رب لا تذر على الارض من الكافرين ديارا انك ان تذرهم يضلوا عبادك و لا يلدوا الا فاجرا كفارا)، در زمانى واقع شده كه هنوز فرمان ساختن كشتى از ناحيه خداى تعالى صادر نشده بود، و نيز بعد از خبر ياس آورى واقع شده كه خداى تعالى به او داده و فرمود: (و از اين به بعد ديگر منتظر ايمان آوردن كفار مباش .)
پس آيات سوره نوح نفرينى را حكايت مى كند كه بعد از تحقق مضمون آيه مورد بحث و قبل از تحقق مضمون آيه (و اصنع الفلك ... انهم مغرقون ) واقع شده است .

براى اينكه نوح (عليه السلام ) همانطور كه بعضى از دانشمندان گفته اند - نميدانسته كه كفار در آينده نيز ايمان نخواهند آورد، و از طريق عقل نيز راهى به اين علم نداشته ، چون جزء غيبهاى عالم بوده و تنها راهى كه به اين علم و آگهى داشته طريق نقل بوده ، كه همان طريق وحى است پس نوح قبل از نفرين و درخواست عذاب ، از طريق وحى خداى تعالى به وى كه ديگر از كفار كسى ايمان نخواهد آورد آگاه شده كه نه خود كفار ايمان مى آورند و نه از نسلشان مومنى پديد مى آيد، پس در حقيقت در دعايش همان مطلبى را كه به وى وحى شده بود ذكر كرد، و عرضه داشت : پروردگارا! از اين كفار و نسلشان ديگر مومنى نخواهد آمد. و وقتى كه خداى تعالى نفرينش را مستجاب كرد و خواست تا كفار را هلاك كند، دستورش داد تا كشتى و سفينهاى بسازد و به كفار خبر دهد كه بطور حتم غرق خواهند شد.

و اصنع الفلك باعيننا و وحينا و لا تخاطبنى فى الذين ظلموا انهم مغرقون

كلمه (فلك ) - به ضمه فاء - به معناى سفينه است ، چه يك سفينه و چه چند سفينه ، به خلاف كلمه (سفينه ) كه به معناى يك كشتى است ، و در مورد چند كشتى مى گوييم : (سفن )، و كلمه (اعين ) جمع قله عين است .
مراد از خطاب خداوند به نوح (ع ): كشتى را پيش چشمان ما و به وحى ما بساز و...
و اگر بپرسى چرا خداى تعالى براى خود، ديدگان بسيارى اثبات كرده و فرموده : به نوح گفتيم كه كشتى را در جلو چشم هاى بسيارى كه ما داريم بساز، با اينكه خداى تعالى اصلا چشم ندارد، تا چه رسد به اينكه چشم هاى بسيارى داشته باشد.
در پاسخ مى گوئيم كلمه (عين - چشم ) در مورد خداى تعالى به معناى مراقبت و كنايه از نظارت است ، و استعمال جمع اين كلمه يعنى كلمه (اعين ) براى فهماندن كثرت مراقبت و شدت آن است ، و ذكر كلمه : (اعين ) قرينه است بر اينكه مراد از وحى در كلمه (وحينا) وحى لفظى و بيانى كه فرمان (و اصنع الفلك ...) با آن نازل شده نيست .
و خلاصه كلام اينكه كلمه (اعين ) به ما مى فهماند كه منظور اين نيست كه ما به نوح گفتيم كشتى را در تحت مراقبت ما و طبق فرمان لفظى ما بساز، بلكه منظور اين است كه ما به نوح گفتيم كشتى را در تحت مراقبت ما و طبق هدايت عملى ما و راهنمايى ما بساز، پس ‍ مراد از وحى در كلمه (و وحينا) هدايت عملى به وسيله تاءييد روح القدس است ، كه به وى اشاره كند به اينكه اين كار را اينطور انجام بده و آن ديگرى را فلان جور.
و خلاصه همان هدايت عملى كه خداى تعالى در مورد تمامى امامان از آل ابراهيم به كار برده ، و درباره اش فرموده : (و اوحينا اليهم فعل الخيرات و اقام الصلوة و ايتاء الزكوة و كانوا لنا عابدين )، و ما در مباحث سابق به وجود چنين وحيى غير وحى لفظى اشاره نموديم ، در آينده نيز در تفسير سوره انبياء متعرض اين بحث مى شويم ان شاء اللّه تعالى .
و معناى اينكه فرمود: (و لا تخاطبنى فى الذين ظلموا) اين است كه درباره ستمكاران از من چيزى كه شر و عذاب را دفع مى كند مخواه ، و براى برگشتن بلا از آنان شفاعت مكن ، زيرا قضا و حكمى را كه رانده ايم قضاى فصل و حكم حتمى است ، و با اين جمله دو نكته روشن مى شود يكى اينكه جمله (انهم مغرقون ) كار تعليل را ميكند، حال يا فقط تعليل جمله (و لا تخاطبنى )، و يا تعليل مجموع جمله هاى (و اصنع الفلك باعيننا و وحينا و لا تخاطبنى فى الذين ظلموا)، نكته ديگرى كه روشن شد اين است كه جمله (و لا تخاطبنى ...) كنايه از شفاعت است .
و معناى آيه اين است كه : كشتى را زير نظر، و مراقبت كامل ما و طبق تعليمى كه به تو مى دهيم بساز، و از من مخواه كه عذاب را از اين ستمكاران برگردانم ، كه قضاء و حكم غرق شدن بر عليه آنان رانده شده و اين قضاء حتمى بوده و به هيچ وجه برگشت ندارد.

و يصنع الفلك و كلما مر عليه ملا من قومه سخروا منه قال ان تسخروا منا فانا نسخر منكم كما تسخرون

طبرسى - رحمت اللّه عليه - در مجمع البيان گفته : (سخريه ) به معناى اين است كه انسان كارى را بر خلاف آنچه در باطن دارد انجام دهد، بطورى كه هر بينندهاى به كم عقلى انجام دهنده آن كار پى ببرد، و از همين باب است كلمه (تسخير) چون تسخير به معناى آن است كه كسى را آنقدر با قهر استضعاف كنى كه ذليل شود، و فرق ميان سخريه و بازى اين است كه در سخريه معناى خدعه و نيرنگ و ناقص جلوه دادن طرف ميباشد، و معلوم است كه طرف بايد موجودى جاندار باشد تا بشود با او نيرنگ كرد به خلاف لعب و بازى كه با جمادات نيز ممكن است .
و اما راغب در معناى اين كلمه در مفرداتش گفته : وقتى گفته مى شود (سخرت منه ) و همچنين (استسخرته ) معنايش اين است كه من او را مسخره كردم ، و در كلام خداى تعالى نيز چند جا استعمال شده يكى در اين آيه كه مى فرمايد: (ان تسخروا منا فانا نسخر منكم كما تسخرون فسوف تعلمون )، و يكى ديگر آنجا كه مى فرمايد: (بل عجبت و يسخرون )، و بعضى گفته اند: (رجل سخرة ) - به ضمه سين و فتح خاء - يعنى كسى كه ديگران را مسخره مى كند، و رجل سخرة - به ضمه سين و سكون خاء - يعنى كسى كه ديگران مسخرهاش كرده باشند، و كلمه (سخريه ) - به ضمه سين - و همچنين كلمه (سخريه ) - به كسره سين - به آن عملى گفته مى شود كه مسخره كننده در مسخرگى خود استفاده مى كند.
مسخره كردن قوم نوح (ع )، كشتى ساختن او را و جواب آن حضرت به آنان  
جمله (و يصنع الفلك ) هر چند صيغه مضارع است ولى از نظر معنا حكايت حال گذشته است ، و معنايش اين است كه نوح در حالى كه كشتى را مى ساخت مردم دسته دسته آمده بالاى سرش مى ايستادند و مسخرهاش مى كردند، و آن جناب در برابر دعوت الهى خود و اقامه حجت بر عليه آنان همه آن آزارها را تحمل مى كرد، بدون اينكه فشل و سستى و انصرافى از خود نشان دهد.
و جمله (و كلما مر عليه ملا من قومه سخروا منه ) حال از فاعل (يصنع ) است ، - كه همان نوح (عليه السلام ) باشد، - و معناى آن اين است كه نوح (عليه السلام ) كشتى را مى ساخت در حالى كه هر دسته از سران مردم بر او گذشته و مسخره اش مى كردند، و كلمه (ملا) در خصوص اين جمله ، به معناى جماعتى است كه مورد اعتناى مردم باشند، (گو اينكه در موارد ديگر به معناى درباريان است ) و اين آيه دلالت دارد بر اينكه مردم زمان نوح (عليه 