

كلمه (سلام ) هم به معناى سلامت است و هم به معناى تحيت و درود، چيزى كه هست در اينجا به قرينه اينكه در آخر آيه سخن از مس عذاب رفته ، مراد از آن در صدر آيه همان سلامتى از عذاب است ، و همچنين اينكه در آخر آيه بركات در اول آيه را به تمتع مبدل كرد، خود قرينه و دليل بر اين است كه مراد از بركات ، مطلق نعمتها و همه متاعهاى زندگى نيست ، بلكه خصوص آن نعمتهايى است كه آدمى را به خير و سعادت رسانيده و به سوى عاقبت پسنديده اش سوق دهد.
و اگر در اول آيه فرمود: (و قيل - گفته شد) و نام گوينده يعنى خداى تعالى را نبرد، و نفرمود: (و قال اللّه - خدا فرمود)، براى اين بود كه گوينده را تعظيم كند (يا نوح اهبط بسلام منا و بركات عليك ) معنايش و خدا داناتر است اين است كه : اى نوح از روى آب طوفانى ، به روى خاك نازل شو، با سلامتى از عذاب طوفان ، و با نعمتهايى پر بركت و خيرى كه از ناحيه ما بر تو نازل شده . و يا معنايش اين است كه نازل شو با تحيت و بركاتى كه از ناحيه ما بر تو نازل شده است .
(و على امم ممن معك ) - اين جمله عطف است بر جمله (عليك )، و اگر كلمه (امم ) را نكره آورد، و نفرمود: (و على الامم )، براى اين است كه دلالت بر تبعيض كند، يعنى بفهماند كه سلام و بركات ما شامل حال بعضى از امتهايى مى شود كه در كشتى با تو بودند، به دليل اينكه دنبال جمله مورد بحث بعضى از امتها را استثناء نموده و فرمود: (و امم سنمتعهم ثم يمسهم منا عذاب اليم ).
خطاب و امر به هبوط به نوح (ع ) و همراهانش ، دومين امر به هبوط به بشر، بعد ازامر به هبوط آدم (ع ) بوده است 
و اين خطاب يعنى خطاب (يا نوح اهبط بسلام منا و بركات عليك ...) با در نظر گرفتن ظرفى كه اين خطاب در آن ظرف صادر شده ظرفى كه مى دانيم غير از جاندارانى كه در كشتى بودند هيچ نفسكشى در روى زمين باقى نمانده و همه غرق شده بودند، و در حالى اين خطاب صادر شده كه كشتى بر كوه جودى مى نشسته و خداى تعالى براى اهل كشتى قضاء رانده و حكم كرده بودند كه در زمين پياده شده و آن را آباد كنند و تا مدتى معين در آن زندگى كنند، خطابى عمومى بوده كه شامل همه بشر در تمام زمانها مى شده ، از روزيكه از كشتى خارج شدند تا روز قيامت .
و اين خطاب نظير خطابى است كه از ناحيه خداى تعالى در روز هبوط آدم از بهشت به زمين صادر شد، و خداى تعالى آن را در قرآن مجيدش اين چنين حكايت كرده : (و قلنا اهبطوا بعضكم لبعض عدو و لكم فى الارض مستقر و متاع الى حين ... قلنا اهبطوا منها جميعا فاما ياتينكم منى هدى فمن تبع هداى فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون ، و الذين كفروا و كذبوا باياتنا اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون )، و در جايى ديگر فرموده : (قال
فيها تحيون و فيها تموتون و منها تخرجون )
پس در حقيقت خطاب به نوح در آيه مورد بحث خطاب دومى است به كل بشر و خطاب به آدم خطاب اول است زيرا تمامى افراد بشر كه در زمان نوح بودند به آدم منتهى مى شدند و همه افرادى كه تا روز قيامت آمده و مى آيند به نوح و همراهان آن جناب منتهى مى گردند، و اين خطاب متضمن قضائى است كه خداى تعالى درباره بشر رانده و آن اين است كه در زمين نازل شوند، و در آنجا استقرار يافته و منزل گزينند و تا مدتى معين در آن زندگى كنند.
و خداى تعالى مخاطبينى را كه اذن داد در زمين حيات بشرى خود را از سر بگيرند به دو طايفه تقسيم كرد، و از اذن خود به يك طايفه از آن دو طايفه به (سلام و بركات ) كه خالى از بشارت به خير و سعادت صاحبانش نيست تعبير كرد، و آن طايفه عبارتند از نوح و بعضى از امتهايى كه همراه او بودند، و از اذن خود به طايفه ديگر، به (تمتيع - بهره مند كردن )، و به دنبال آن ، رسيدن به عذابى كه مخصوص آنان است تعبير كرد.
پس ، از همينجا روشن شد كه خطاب هبوط و نازل شدن از كشتى به زمين با متعلقاتى كه اين خطاب داشت يعنى سلام و بركات براى يك طايفه و تمتيع و بهره مندى براى طايفه ديگر، همه متوجه به عامه بشر و همه افراد است ، از زمان به زمين نشستن كشتى تا روز قيامت ، همانطور كه خطاب هبوطى كه متوجه آدم و همسرش شد، چنين خطابى بود و معلوم شد كه در اين خطاب اذنى عمومى است در برخوردارى از زندگى زمينى ، كه اين اذن عمومى براى كسى كه اطاعت خدا كند وعده است ، و براى كسى كه نافرمانيش كند وعيد، همچنانكه خطاب در داستان آدم (طابق النعل بالنعل ) اينطور بود.
مراد از جمله : (و على امم ممن معك ) در خطاب خداوند به نوح (ع ) 
و با اين بيان روشن گرديد كه مراد از جمله (و على امم ممن معك ) امتهاى صالح از اصحاب كشتى و نيز صالحينى است كه بعدها از نسل آنان پديد مى آيند و بنابراين آيه شريفه اين ظهور را خواهد داشت كه كلمه (من ) در جمله (ممن معك ) ابتدايى باشد نه بيانى ، و به عبارت ساده تر اينكه نمى خواهد بفرمايد اممى كه با تو هستند، بلكه مى خواهد بفرمايد اممى كه پيدايش و تكونشان از كسانى آغاز مى شود كه با تو هستند، يعنى افراد صالحى كه با تو هستند و افراد صالحى كه از نسل آنان پديد مى آيند.
و ظاهر اين تعبير اين مى شود كه اصحاب كشتى همه سعادتمند و اهل نجات باشند، اعتبار عقلى هم مساعد با اين ظهور است ، براى اينكه آنهايى كه در كشتى با نوح بودند از بوته امتحان خالص در آمده و قرب الهى را بر هر چيزى مقدم داشتند،
به شهادت اينكه خداى تعالى ايمان آنان را دو بار در ضمن نقل داستان تصديق كرد، يك بار آنجا كه فرمود: (الا من قد امن ) و بار ديگر در آنجا كه فرمود: (و من امن و ما امن معه الا قليل ).
(و امم سنمتعهم ثم يمسهم منا عذاب اليم ) - گويا كلمه (امم ) مبتدايى است براى خبرى كه حذف شده ، و تقدير كلام (و ممن معك امم ...)، و يا (و هناك امم ...) باشد، يعنى (و از آنان كه با تواند امتى هستند كه )... و يا: (در اين ميان امتى هستند كه ...) در اينجا سؤ الى پيش مى آيد، و آن اين است كه چرا نفرمود: (قيل يا نوح اهبط بسلام منا و بركات عليك و على امم ممن معك و متاع لامم آخرين سيعذبون - به نوح گفته شد اى نوح به سلامتى و بركاتى از ناحيه من بر تو و بر امتهايى از آنان كه با تواند پياده شو، به سلام و بركاتى بر شما و متاعى براى امتهايى ديگر كه به زودى عذاب مى شود)، جوابش به زبان ساده اين است كه نخواست آن طايفه را داخل آدم حساب كند، بلكه خواست از موقف احترام طردشان كرده و بفرمايد: (البته در اين ميان امتهايى ديگر هستند كه ما به زودى بهره مندشان مى كنيم ، و سپس عذاب مى شوند، و اينها مانند طايفه اول با اذن كرامت و بزرگى ، ماذون در تصرف در متاعهاى حيات نيستند).
و در اين آيه جهاتى از تعظيم گوينده هست كه بر خواننده پوشيده نيست ، يكى اينكه نام گوينده را نبرد و فرمود: (قيل )، و ديگر اينكه خطاب را متوجه شخص نوح كرد (و ديگران را قابل خطاب نشمرد) و ديگر اينكه در دو جا از گوينده تعبير به (ما) كرد و فرمود: (بسلام منا - سلامى از ما ) و (سنمتعهم - به زودى ايشان را بهره مند مى كنيم ) و جهاتى ديگر نظير اينها.
و نيز روشن گرديد كه تفسيرى كه بعضى از مفسرين براى جمله (على امم ممن معك ) كرده و گفته اند: تقدير آن على امم من ذرية من معك است . تفسير درستى ني