ه (سلطان )، هم شامل معجزه مى شود و هم
حجت عقليه اى كه بر عقل بشر چيره مى گردد و عقل را ناگزير از پذيرفتن مدعاى طرف مى سازد، و بر فرض كه منظور از سلطان چنين معناى وسيعى باشد قهرا عطف كلمه (سلطان ) بر كلمه (آيات ) از قبيل عطف عام بر خاص خواهد بود.
و بعيد نيست كه مراد از ارسال موسى با سلطان مبين اين باشد كه خداى سبحان آن جناب را بر اوضاع جارى بين او و بين آل فرعون مسلط كرده بود، آن جبارى كه هيچ پيغمبرى غير از آن جناب به مثل چنان جبارى مبتلا نبود و ليكن خداى تعالى موسى را بر او غالب گردانيد تا جايى كه او و لشكريانش را غرق نمود و بنى اسرائيل را به دست او نجات داد، آيه شريفه زير به همين معنا اشعار دارد كه مى فرمايد: (قالا ربنا اننا نخاف ان يفرط علينا او ان يطغى قال لا تخافا اننى معكما اسمع و ارى ). و نيز اين آيه كه به موسى مى فرمايد: (لا تخف انك انت الاعلى ).
در اين آيه و در نظاير آن دلالتى است روشن بر اينكه رسالت موسى (عليه السلام ) اختصاصى به قوم خود كه از بنى اسرائيل بودند نداشته بلكه آن جناب بر بنى اسرائيل و بر ساير اقوام و ملل مبعوث بوده است .

الى فرعون و ملائه فاتبعوا امر فرعون و ما امر فرعون برشيد

در اين جمله رسالت موسى (عليه السلام ) را بخصوص فرعون و ملاء او نسبت داده - و كلمه (ملاء) به معناى اشراف و بزرگان قوم است كه با هيبت خود دل مردم را پر مى كنند - نه به همه قوم ، كه شايد به كار بردن اين كلمه براى اشاره به اين معنا باشد كه عامه مردم هميشه دنباله رو اشراف و بزرگانند و از خود هيچ راءيى ندارند، راءى آنها همان تصميمى است كه اشراف برايشان بگيرند.
و ظاهرا مراد از كلمه (امر) در جمله (فاتبعوا امر فرعون - امر فرعون را پيروى كردند) معنايى باشد اعم از قول و فعل ، همچنانكه خداى تعالى از فرعون حكايت كرده كه گفت : (ما اريكم الا ما ارى و ما اهديكم الا سبيل الرشاد)، در نتيجه كلمه (امر) منطبق مى شود بر سنت و طريقه اى كه فرعون آن را اتخاذ كرده بود و مردم را با آن امر مى كرد، و گويا آيه مورد بحث كه مى فرمايد:
(و ما امر فرعون برشيد)، محاذى و مقابل گفتار فرعون است كه سوره مؤ من آن را حكايت كرد كه ادعا مى كرد من شما را به راه رشد هدايت مى كنم ، و آيه مورد بحث مى خواهد اين ادعا را باطل و فرعون را در اين ادعا تكذيب كند و كلمه (رشيد) بر وزن فعيل صفت مشبهه از رشد است و رشد خلاف غى و گمراهى است ، يعنى : امر فرعون داراى رشد نيست تا بتواند به سوى حق هدايت كند بلكه داراى غى و جهالت است ، ولى بعضى از مفسرين گفته اند : (رشيد) در اينجا به معناى مرشد است .
و در اين جمله يعنى جمله (و ما امر فرعون برشيد) اسم ظاهر در جاى ضمير به كار رفته چون مى توانست بفرمايد: (فاتبعوا امر فرعون و ما امره برشيد) و شايد فايده تكرار كلمه فرعون براى آن معنايى بوده كه خود اين كلمه داشته چون هر كسى از اين كلمه معناى تفرعن و طغيان را مى فهمد و در نتيجه از همين كلمه مى فهمد كه صاحب اين اسم نمى تواند داراى امرى رشيد باشد و معلوم است كه اين استفاده به هيچ وجه در ضمير راجع به اين كلمه نيست .

يقدم قومه يوم القيامة فاوردهم النار و بئس الورد المورود

يعنى فرعون در روز قيامت پيشاپيش قوم خود مى آيد زيرا در دنيا او را پيروى كردند و در نتيجه او به عنوان امامى از ائمه ضلالت ، پيشوايشان شده بود، در جاى ديگر قرآن (نيز) سخن از اين پيشوايان ضلالت آمده و فرموده : (و جعلناهم ائمة يدعون الى النار).
جمله (فاوردهم النار) به دليل اينكه حرف (فاء) بر سر آن آمده تفريع و نتيجه گيرى از جمله قبل است و معناى مجموع دو جمله اين است كه : فرعون در قيامت پيشاپيش پيروان خود آمده و در نتيجه همه آنان را به لب آتش برده است . و اگر مطلب آينده را به لفظ ماضى تعبير كرده ، براى اين است كه يقينى بودن وقوع آن را افاده كند و بفهماند كه آمدن قيامت و پيشوا شدن فرعون براى قومش و رفتنشان در آتش آنقدر حتمى و يقينى است كه گويا واقع شده و شنونده آن را انجام شده حساب مى كند.
و چه بسا بعضى گفته اند كه : جمله مورد بحث تفريع بر جمله (فاتبعوا امر فرعون ) مى باشد و در اين صورت معناى آن چنين مى شود كه : (اتبعوا امر فرعون فاوردهم الاتباع النار - مردم (آن زمان ) امر فرعون را پيروى كردند و همين پيروى كردن ، آنان را وارد آتش كرد.
و بعضى در تاءييد اين قول استدلال كرده اند به آيه شريفه (و حاق بال فرعون سوء العذاب النار يعرضون عليها عدوا و عشيا و يوم تقوم الساعة ادخلوا آل فرعون اشد العذاب )، چون اين آيات دلالت دارد كه خداى تعالى آل فرعون را از همان حين مردنشان و قبل از آنكه قيامت به پا شود عذاب مى كند، ليكن بر خواننده پوشيده نيست كه اين آيات در خلاف آن منظورى ظهور دارد كه مفسرين نامبرده براى اثبات آن به اين آيات استدلال كرده اند، به علت اينكه تعبير اين آيات در عذاب قبل از قيامت و عذاب بعد از قيامت دو جور است ، درباره عذاب قبل از قيامت فرموده : (عرضه بر آتش مى شوند) يعنى صبح و شام آتش را به آنان نشان مى دهند، و درباره عذاب روز قيامت فرموده : (فرمان مى رسد كه آل فرعون را در شديدترين عذاب داخل سازيد).
معناى جمله : (بئس الورد المورود) كه فرعون ، پيروان خود را بدان وارد مى كند
(بئس الورد المورود)، كلمه (ورد) به معناى آبى است كه انسان و حيوانات تشنه به لب آن مى آيند و از آن مى نوشند، راغب در مفردات گفته : كلمه (ورد) در اصل لغت به معناى قصد رفتن بسوى آب است و به تدريج در چيزهاى ديگر استعمال شده ، مثلا گفته اند: (وردت الماء - به لب آب رفتم ) و يا (ارد الماء - به لب آب مى روم )، مصدر آن ورود و اسم فاعلش وارد و اسم مفعولش مورود است و نيز مى گويند: (و قد اوردت الابل الماء - به تحقيق شتران به لب آب رسيدند)، خداى تعالى نيز در قرآن آن را استعمال نموده ، درباره مسافرت موسى (عليه السلام ) به طرف مدين و رسيدنش به لب آب آن محل فرموده : (و لما ورد ماء مدين - همينكه به لب آب مدين رسيد) و كلمه (ورد) به معناى آبى است كه پس از تلاش انسان و حيوان و چرخيدنش به دنبال آن به گلويش مى ريزد.
و بنا به گفته وى در جمله مورد بحث استفاده و مجازگويى لطيفى به كار رفته چون آن هدف نهايى كه جنس انسان در تلاشهاى خود منظور دارد را تشبيه كرده به آبى كه انسانهاى لب تشنه به دنبالش مى چرخند و در نتيجه گوارايى سعادت و شيرينى رسيدن به هدف تشبيه شده به آن آبى كه پس از تلاش بسيار به گلوى لب تشنه مى رسد و معلوم است كه سعادت نهايى انسان عبارت است از رضوان الهى و خشنودى خدا و بهشت او، و ليكن پيروان فرعون بعد از آنكه در اثر پيروى امر آن طاغى گمراه شدند،
راه رسيدن به سعادت حقيقى خود را گم كردند و نتيجه قهرى گم شدن راه اين شد كه به راهى افتادند كه منتهى به آتش دوزخ مى شد، پس آتش دوزخ همان وردى است كه ورودشان به آن ورد خواهد بود كه چه بسيار بد مورودى است براى اينكه گوارايى ورد و شيرينى آن براى اين است كه حرارت جگر را مى نشاند و اندرون تفته عطشان را خنك مى كند و چنين وردى آب گوارا است نه آتش ، آن هم 