بعضى ديگر گفته اند: معناى اينكه فرمود(يختلفون ) اين است كه بعضى بعض ديگر را در تقليد گذشتگان جانشين خود مى كنند، و خلاصه سنت باطل آنان را نسل به نسل و دست به دست مى گردانند. اين معنا نيز مانند معناى قبلى از سياق آيات مخصوصا با در نظر داشتن جمله (و لقد آتينا موسى الكتاب فاختلف فيه ...) اجنبى و ناسازگار است .
و ثالثا معلوم شد كه منظور از جمله (الا من رحم ) اين است كه : (الا كسى كه خداوند او را هدايت كرده باشد).
و رابعا اينكه اشاره (و لذلك خلقهم ) اشاره به رحمت است ، و معنايش اينست كه خلايق براى رسيدن به رحمت خلق شده اند، تا بدان وسيله به سعادت خود نايل آيند).
بعضى ديگر گفته اند: معنايش اينست كه بشر براى اختلاف خلق شده - نقل از حسن و عطاء - ولى خواننده متوجه شد كه چه اندازه اين راى مردود و غلط است . بله اگر جايز بود ضمير هم را برگردانيم به بقيه مردم بعد از استثناء، آن وقت جايز بود بگوييم غرض از خلقت آنان اختلاف بوده ، و آن وقت مضمون آيه قريب به مضمون آيه (و لقد ذرانا لجهنم كثيرا من الجن و الانس ) مى شد.
بعضى هم گفته اند كه : اشاره است به همه مدلول كلام ، و معنايش اين است كه خداوند بشر را خلق كرد در حالى كه مستعد براى اختلاف و تفرقه بود، چه تفرقه در علوم ، چه در معارف و چه در درك و عقايد و چه در توابع آن ، يعنى در اراده و اختيار اعمالشان كه از آن جمله است دين و ايمان ، و اطاعت و عصيان .
و كوتاه سخن اينكه غايت خلقتشان مطلق اختلاف است ، چه دينى و چه غير دينى .
و بنابر آنچه كه از ابن عباس نقل شده به او نسب ت داده اند كه گفته است : معناى آيه اين است كه خداوند بشر را دو فريق آفريد يك فريق مشمول رحمت او شدند و در نتيجه اختلاف نكردند، و فريقى كه مشمول رحمتش نشدند پس اختلاف كردند. و به مالك بن انس نسبت داده شده كه گفته است : خلقشان كرد تا يك فريق در بهشت باشند و فريق ديگر در جهنم . ولى خواننده محترم فهميد كه چه اشكالاتى به اين وجوه وارد است ، و ديگر تكرار نمى كنيم .
و خامسا معلوم شد كه منظور از تمام كردن كلمه ، تحقق بخشيدن آن و مصداق گرفتن براى آن است .
بحث روايتى 
در تفسير قمى در ذيل جمله (و ان كلا لما ليوفينهم ربك ...) گفته است كه امام فرمود: يعنى در قيامت .
چند روايت در ذيل جمله : (فاستقم كما امرت ...) و (لاتركنوا الى الذين ظلموا)
و در الدّرالمنثور است كه ابن ابى حاتم و ابوالشيخ از حسن روايت كرده كه گفت : وقتى آيه (فاستقم كما امرت و من تاب معك ) نازل شد حضرت فرمود: (شمروا، شمروا - مهياى استقامت شويد) و ديگر كسى او را خندان نديد.
و در مجمع البيان در ذيل آيه (فاستقم كما امرت ...) از ابن عباس نقل كرده كه گفت : هيچ آيه اى بر رسول اكرم نازل نشد كه به قدر اين آيه ناراحتش كند، و لذا وقتى اصحابش عرض كردند يا رسول اللّه پيرى به سرعت بر شما حمله آورد و موهاى شما را سفيد كرد، در جوابشان فرمود: سوره هود و سوره واقعه مرا پير كرد.
مؤ لف : اين حديث مشهور است و در پاره اى از نقل هاى آن دارد كه (سوره هود و نظاير آن مرا پير كرد) و چون در سوره واقعه آيه اى كه (در شدت ) نظير آيه (فاستقم كما امرت ) بوده باشد نيست ، به همين جهت آن روايتى كه دارد هود و واقعه ، بعيد به نظر مى رسد كه مقصودش اشاره به آيه (فاستقم كما امرت ) بوده باشد، و آنچه هر دو سوره در آن مشتركند حديث قيامت است - و اللّه علم .
و در تفسير قمى در ذيل آيه (و لا تركنوا...) گفته كه معصوم فرمود: ركون به معناى محبت و خير خواهى و اطاعت است .
مؤ لف : اين روايت را صاحب مجمع البيان هم بطور مرسل از ائمه (عليهم السلام ) نقل كرده است .
و در تفسير عياشى از عثمان بن عيسى و او از مردى از امام صادق (عليه السّلام ) روايت كرده كه در تفسير آيه (و لا تركنوا الى الذين ظلموا فتمسكم النار) فرمود: متوجّه باشيد خدا اين آتش را خالد و هميشگى نكرد، بلكه فرمود (آتش به شما مى رسد) پس به ظالمان ركون مكنيد.
مؤ لف : مقصود امام اين است كه جمله (فتمسكم النار) يعنى آتش به شما برمى خورد.
و نيز در همان كتاب از جرير از ابى عبداللّه (عليه السّلام ) روايت كرده كه در تفسير (اقم الصلوه طرفى النهار) فرمود: دو طرف روز يكى مغرب است و يكى صبح و (زلفا من الليل ) نماز عشاء است .
و در تهذيب به سند خود از زراره و او از ابى جعفر (عليه السّلام ) روايت كرده كه در حديثى كه درباره نمازهاى پنجگانه مطالبى بيان داشته و چنين فرموده اند: خداوند فرموده (اقم الصلوه طرفى النهار و زلفا من الليل ) كه مقصود از آن نماز عشاء است .
مؤ لف : اين حديث به خاطر اينكه در مقام بيان اوقات نمازهاى پنجگانه است ظهورى در اين دارد كه مى خواهد تفسير كند (طرفى النهار) را به قبل از ظهر و بعد از ظهر، زيرا اگر اين مراد نباشد شامل اوقات پنجگانه نمى شود.
رواياتى در فضيلت نماز و اينكه نماز كفاره گناهان است (ان الحسنات يذهبنالسّيّئات ).
و در معانى الاخبار به سند خود از ابراهيم بن عمر و او از كسى كه براى او حديث كرده از امام صادق (عليه السّلام ) روايت كرده كه در تفسير آيه (ان الحسنات يذهبن السيئات ) فرموده : نماز مومن در شب گناهان روزش را محو مى كند.
مؤ لف : اين حديث در كافى و تفسير عياشى و امالى مفيد و امالى شيخ نيز آمده .
و در مجمع البيان از واحدى و او به سند خود از حماد بن سلمه و او از على بن زيد و او از ابى عثمان روايت كرده كه گفت : من با سلمان در زير درختى بوديم ، سلمان شاخه خشكى از درخت گرفت و به شدت تكانش داد تا برگهايش ريخت ، آنگاه گفت : اى ابا عثمان آيا نمى پرسى چرا چنين كارى كردم ؟ گفتم چرا چنين كردى ؟ گفت : رسول خدا (صلى الله عليه و الله و سلم ) هم در روزى كه من با آن جناب زير درختى بوديم همين عمل را كرد، شاخه خشكى گرفت و به شدت تكان داد تا برگهايش ريخت و فرمود: سلمان نپرسيدى چرا چنين كردم . عرض كردم چرا چنين كردى ؟ فرمود: مسلمان وقتى وضو مى گيرد و نيكو وضو مى گيرد، و نمازهاى پنجگانه اش را بجا مى آورد، گناهانش مانند اين برگها مى ريزد، آن وقت اين آيه را تلاوت فرمود: (و اقم الصلوه ....)
مؤ لف : اين روايت را الدّرالمنثور هم از طيالسى و احمد و دارمى و ابن جرير و طبرانى و بغوى در كتاب معجم خود - و ابن مردويه بطور غير مسلسل تنها از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كرده .
و نيز در همان كتاب به سند خود از حارث از على بن ابى طالب (عليه السلام ) آورده كه فرمود: ما در مسجد در خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بوديم ، و منتظر بوديم تا وقت نماز شود، مردى برخاست و عرض كرد: يا رسول اللّه ! من مرتكب گناهى شده ام . رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) ز وى روى بگردانيد (و به نماز ايستاد). دوباره پس از آنكه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نماز را به پايان رسانيد برخاست و همان حرف را تكرار كرد، حضرت فرمود: آيا با ما نماز نخواندى ؟ و براى آن به نيكى طهارت نگرفتى ؟ گفت : چرا. فرمود: همان كفاره گناه توست .
مؤ لف : اين روايت به طرق بسيارى از ابن مسعود و ابى امامه و معاذ بن جبل و ابن عباس و بريده و واثلة بن اسقع و 